نقد و بررسی
نقد رویارویی بیگانگان: روزی که غرب وحشی از حرکت ایستاد (Alien Showdown: The Day the Old West Stood Still) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از برخورد دو ژانر نیرو میگیرد «Alien Showdown: The Day the Old West Stood Still» از همان طرح مرکزیاش وعده تجربهای نامتعارف میدهد: سال ۱۸۵۴، فضای بیقانون و خشن غرب آمریکا، و موجودی بیگانه که برای یافتن آب و غذا به زمین آمده است. خطر نیز صرفاً به بقای یک شهر یا چند شخصیت محدود نمیماند؛ اگر پیشاهنگ نیازهایش را برآورده کند، نیرویی مهاجم را فراخواهد خواند.
در برابر این تهدید، یک گاوچران تنها قرار میگیرد؛ قهرمانی که امکاناتش بهوضوح با مقیاس خطر تناسب ندارد. این ترکیب، در ظاهر، از تضادی جذاب بهره میبرد: جهانی که هنوز با اسب، هفتتیر و قانونهای محلی اداره میشود، ناگهان با تهدیدی روبهرو میشود که از بیرون زمین آمده است. غرب وحشی معمولاً صحنه نبرد انسان با انسان، طبیعت یا نظم اجتماعی است؛ ورود بیگانه، این میدان را به قلمرو علمیتخیلی میکشاند و امکان میدهد اسطوره کابویِ تنها و سرسخت در برابر خطری ناشناخته دوباره آزموده شود.
اثر بهجای آنکه این آمیختگی را پنهان کند، بر وجه آشکارا بازیگوشانهاش تکیه دارد؛ ویژگیای که میتواند برای تماشاگرِ آماده پذیرش سینمای کمهزینه و اغراقآمیز، بخشی از جذابیت آن باشد. داستان فیلم نیز بر همین تهدید و رویارویی بنا شده است. وسترن در برابر امر ناشناخته بخش مهمی از ظرفیت فیلم در فاصله میان دو جهانش نهفته است.
غرب داستان، با چشماندازهای باز و ابزارهای ابتدایی، بر منطق بقا و مهارت فردی استوار است؛ در مقابل، مهاجم فضایی یادآور نیرویی است که قواعد آشنای این محیط را بر هم میزند. این تقابل میتواند بستری مناسب برای ساخت تعلیق باشد: آیا تجربه و جسارت مردی تنها میتواند در برابر دانشی غریب و نیرویی فراتر از توان معمول انسان دوام بیاورد؟
« در برابر این تهدید، یک گاوچران تنها قرار میگیرد؛ قهرمانی که امکاناتش بهوضوح با مقیاس خطر تناسب ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، کنار هم نشاندن دو ژانر بهتنهایی برای شکلگیری یک جهان روایی منسجم کافی نیست. هرکدام از این قلمروها به قراردادهای خاص خود نیاز دارند. وسترن به حس مکان، مناسبات اجتماعی و شخصیتهایی وابسته است که گذشته و انگیزهشان در رفتارشان آشکار شود؛ علمیتخیلی نیز به قاعدهمندی تهدید و اقناع در تصویرسازی امر ناممکن نیاز دارد.
هنگامی که فیلم نتواند این عناصر را به یک منطق مشترک پیوند دهد، حاصل بیش از آنکه آمیزهای سنجیده باشد، کنار هم قرار گرفتن دو ایده جذاب به نظر میرسد. در این اثر، جذابیت طرح از اجرا پیشی میگیرد و فاصله میان ظرفیت مفهومی و انسجام روایی محسوس میشود. ریتم، کنش و تعلیق رویارویی کابویها با موجود فضایی، امکان حرکت و تنوع بصری را به قصه میافزاید.
فیلم میکوشد از تقابل دو شیوه جنگیدن و دو سطح از توانایی بهره ببرد: از یک سو مهارتهای زمینی و خشن غرب، و از سوی دیگر تهدیدی که سرچشمهاش بیرون از تجربه روزمره شخصیتهاست. چنین موقعیتی بالقوه میتواند صحنههای پرتحرکی بسازد و به داستان انرژی بدهد؛ بهویژه برای تماشاگرانی که بیش از ظرافت روانشناختی، به برخوردهای مستقیم و ایدههای نامتعارف علاقه دارند.
اما کنش زمانی اثرگذار است که از دل روایت بجوشد و پیامدهایش برای شخصیتها اهمیت داشته باشد. اگر صحنهها تنها برای حفظ حرکت یا افزودن هیجان کنار هم چیده شوند، خطر و تعلیق بهسرعت سطحی میشود. فیلم در این زمینه گاه بهجای آنکه موقعیتهایش را با دقت بپروراند، به خودِ تصورِ «کابوی در برابر بیگانه» تکیه میکند.
« بااینحال، کنار هم نشاندن دو ژانر بهتنهایی برای شکلگیری یک جهان روایی منسجم کافی نیست. »
شخصیتها و اجرا
این تصور بهتنهایی خندهدار یا سرگرمکننده است، اما برای حفظ کشش در طول فیلم، نیاز به شخصیتپردازی و رابطه علتومعلولی محکمتری دارد. روایت گسسته و مسئله انسجام یکی از چالشهای مهم فیلم، پرشهای مکرر میان گذشته و زمان حال است. این جابهجایی زمانی میتواند در اصل ابزار سودمندی باشد: گاهی اطلاعات را تدریجی آشکار میکند، گاهی میان یک تهدید تاریخی و پیامدهای بعدی آن پیوند میزند و گاهی معنای رویدادها را تغییر میدهد.
اما چنین ساختاری تنها وقتی کار میکند که تماشاگر بتواند جهت حرکت روایت را تشخیص دهد و بفهمد هر قطعه چه نقشی در تصویر کلی دارد. در اینجا، گسست زمانی بهجای آنکه لایهای تازه به قصه بیفزاید، ممکن است تمرکز را پراکنده کند. وقتی پیوند میان دورهها بهاندازه کافی روشن یا از نظر دراماتیک ضروری نباشد، تماشاگر ناچار میشود بیش از آنکه درگیر سرنوشت شخصیتها شود، سرگرم مرتبکردن اطلاعات باشد.
نتیجه، کاهش پیوستگی و دشوارتر شدن ساخت تعلیق است. مسئله صرفاً پیچیدگی روایت نیست؛ روایت غیرخطی میتواند بسیار روشن و پربار باشد. مسئله این است که هر جابهجایی باید به کشف، تعلیق یا تعمیق معنا خدمت کند، نه آنکه صرفاً ریتم داستان را قطع کند. جلوههای ویژه و طراحی موجود فیلم برای باورپذیر کردن تهدیدی فرازمینی، به جلوههای ویژه و طراحی موجود وابستگی زیادی دارد.
این عناصر باید در دو سطح عمل کنند: از یک سو بیگانه را بهاندازهای ملموس کنند که حضورش در جهان داستان پذیرفتنی باشد، و از سوی دیگر برایش کیفیتی ناآشنا و هراسانگیز بسازند. اگر طراحی بهجای ایجاد حس خطر، مصنوعی و ارزان به نظر برسد، بخش مهمی از تعلیق فرو میریزد. در این اثر، محدودیتهای فنی بهوضوح در تجربه تماشاگر اثر میگذارند.
« روایت گسسته و مسئله انسجام یکی از چالشهای مهم فیلم، پرشهای مکرر میان گذشته و زمان حال است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جلوهها و ظاهر موجود بهسختی توان رقابت با تصویر ذهنیای را دارند که ایده فیلم وعده میدهد. البته کمبود بودجه بهخودیخود محکومیتی هنری نیست؛ بسیاری از آثار کمهزینه توانستهاند با نورپردازی، قاببندی، صدا و پیشنهادگری، آنچه را نشان نمیدهند از آنچه نشان میدهند ترسناکتر کنند. اما چنین رویکردی نیازمند انتخابهای دقیق و هماهنگ است.
وقتی تصویر نهایی بهجای آنکه تخیل را فعال کند، محدودیت تولید را آشکار سازد، مخاطب از فضای داستان بیرون میافتد. بازیها، دیالوگها و لحن لحن اغراقآمیز فیلم میتواند به سود آن تمام شود، به شرط آنکه همه اجزایش با همین لحن هماهنگ باشند. یک اثر درجهدوِ سرگرمکننده معمولاً از ضعفهایش آگاه است یا دستکم آنها را بهگونهای به کار میگیرد که به بخشی از تجربه بدل شوند.
در اینجا، بازیها و دیالوگها گاه ضعیف و نامأنوساند؛ در نتیجه مرز میان شوخی آگاهانه، جدیت داستان و اجرای ناهماهنگ چندان روشن نمیماند. در وسترن، دیالوگ اهمیت ویژهای دارد، زیرا سکوت، تهدید و انتخاب واژهها بخشی از هویت شخصیتها را شکل میدهد. حتی یک جمله کوتاه میتواند اقتدار، ترس یا سرسختی را منتقل کند.
اگر گفتوگوها طبیعی به گوش نرسند یا بازیگران نتوانند وزن موقعیت را منتقل کنند، شخصیتها بیشتر به مهرههایی برای پیشبرد ماجرا شبیه میشوند تا انسانهایی که تماشاگر نگران سرنوشتشان باشد. فیلم در لحظات موفقترش از سادگی و بیپیرایگی فضای وسترن نیرو میگیرد، اما اجرای نابرابر مانع میشود این سادگی به استحکام دراماتیک تبدیل شود.
« جلوهها و ظاهر موجود بهسختی توان رقابت با تصویر ذهنیای را دارند که ایده فیلم وعده میدهد. »
قوتها و کاستیها
جذابیت برای چه تماشاگری است؟ ارزش تماشای فیلم تا اندازه زیادی به انتظارات مخاطب بستگی دارد. کسی که به دنبال علمیتخیلی پرجزئیات، جلوههای بصری قانعکننده و روایتی کاملاً منسجم باشد، احتمالاً با محدودیتهای آن روبهرو خواهد شد. اما مخاطبی که از برخورد ایدههای نامتعارف، اغراق، اکشن کمهزینه و حالوهوای آثار درجهدو لذت میبرد، ممکن است در خودِ این ترکیب چیزی سرگرمکننده بیابد.
رویارویی غرب قدیم با تهدید فضایی، حتی پیش از آنکه اجرا شود، نوعی جذابیت خام و شوخطبعانه دارد. این جذابیت البته جایگزین کیفیت فنی و روایی نمیشود؛ بلکه راهی برای دیدن فیلم در چارچوبی مناسبتر فراهم میآورد. بهتر است اثر را نه بهعنوان یک حماسه علمیتخیلی تمامعیار، بلکه بهمثابه تجربهای ژانری و کمهزینه ارزیابی کرد که بیش از پرداخت صیقلی، بر ایده مرکزی و برخوردهای پرهیاهویش تکیه دارد.
فیلم به کارگردانی Rene Perez ساخته شده و Robert Amstler، Nadia Lanfranconi و John J. Welsh از بازیگران آن هستند. جمعبندی «Alien Showdown: The Day the Old West Stood Still» بر ایدهای سرگرمکننده بنا شده است: یک پیشاهنگ بیگانه در سال ۱۸۵۴ و گاوچرانی که باید مانع فراخواندن ناوگان مهاجم شود.
این برخورد میان وسترن و علمیتخیلی ظرفیت ساخت اثری پرتحرک و مفرح را دارد و لحن عامدانه اغراقآمیز فیلم میتواند برای دوستداران سینمای درجهدو جذاب باشد. بااینحال، جلوههای ویژه و طراحی موجود، بازیها و دیالوگهای نابرابر و پرشهای زمانی آشفته، مانع میشوند ایده به روایتی منسجم و کاملاً باورپذیر بدل شود.
« ارزش تماشای فیلم تا اندازه زیادی به انتظارات مخاطب بستگی دارد. »
جمعبندی
حاصل، فیلمی است که بیشتر با جسارت خامِ تصورش به یاد میماند تا با ظرافت اجرای آن. اگر تماشاگر محدودیتهای تولید را بپذیرد و از ترکیب نامتعارف کابوی و مهاجم فضایی لذت ببرد، ممکن است لحظاتی سرگرمکننده پیدا کند؛ اما برای آنکه این سرگرمی به تجربهای ماندگارتر تبدیل شود، فیلم به انسجام روایی بیشتر، شخصیتپردازی قویتر و اجرای فنی سنجیدهتری نیاز داشت.
« حاصل، فیلمی است که بیشتر با جسارت خامِ تصورش به یاد میماند تا با ظرافت اجرای آن. »
ثبت دیدگاه