نقد و بررسی
نقد Alice in Earnestland | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای تلخ در سرزمین «آلیس» «آلیس در سرزمین صداقت» از همان عنوانش وعدهای دوپهلو میدهد: سرزمینی که در آن درستکاری باید راه نجات باشد، اما هرچه سونام صادقانهتر و سختکوشانهتر برای ساختن زندگیاش تلاش میکند، بیشتر در چرخدندههای فقر، بدهی و بیاعتنایی گرفتار میشود. فیلم، داستان زنی را دنبال میکند که برای پرداخت هزینههای بیمارستان همسرش، در حالی که او در وضعیت نباتی است، بیوقفه کار میکند.
فرصتی تازه برای تغییر شرایط پیدا میشود، اما این امید نیز پایدار نمیماند و سونام به سوی تصمیمهایی میرود که مرز میان قربانیبودن و خشونت را مخدوش میکنند. اثر آهان گوکجین در ظاهر کمدی سیاه است، اما خنده در آن اغلب با مکثی ناراحتکننده همراه میشود. طنز فیلم از فاصله میان آرزوی زندگی آبرومندانه و واقعیت بیرحمی میآید که شخصیت اصلی در آن گرفتار شده است.
تماشاگر ممکن است بخندد، اما بهندرت با آسودگی؛ زیرا پشت هر موقعیت مضحک، فشاری واقعی و انسانی حضور دارد. سختکوشی در برابر دیوارهای اجتماعی یکی از محورهای اصلی فیلم، فروپاشی این تصور است که کار مداوم و رعایت قواعد، سرانجام امنیت و آسایش میآورد. سونام زنی پرتلاش و باهوش است که میکوشد زندگیاش را با نظم و پشتکار پیش ببرد.
با این حال، نه تلاش او و نه وفاداریاش به زندگی مشترک نمیتواند او را از بحران مالی بیرون بکشد. فیلم از این راه، مسئله فقر را نه نقص فردی، بلکه وضعیتی ساختاری نشان میدهد: بدهی بر بدهی میافزاید و راههایی که ظاهراً برای رهایی وجود دارند، گاه خود به بنبست تازهای منتهی میشوند. این نگاه اجتماعی در دل قصهای پرحادثه شکل میگیرد و فیلم را از یک روایت صرفاً شخصی فراتر میبرد.
« اثر آهان گوکجین در ظاهر کمدی سیاه است، اما خنده در آن اغلب با مکثی ناراحتکننده همراه میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
زندگی سونام فقط شرح بداقبالی یک زن نیست؛ نمونهای از جهانی است که در آن امید به پیشرفت، برای برخی به وعدهای دستنیافتنی بدل شده است. فیلم در نمایش سازوکارهای فشار اقتصادی و قدرت، تند و بیپرده است، هرچند گاهی شخصیتهای پیرامونی را چنان اغراقآمیز میپردازد که از واقعگرایی فاصله میگیرد.
سونام؛ شخصیتی میان مهر و خشونت ستون عاطفی فیلم بازی لی جونگهیون در نقش سونام است. او شخصیتی را میسازد که همزمان میتواند سختکوش، امیدوار، آسیبپذیر و هراسانگیز باشد. نکته مهم آن است که دگرگونی سونام ناگهانی و بیریشه به نظر نمیرسد؛ فیلم پیشتر فشارهایی را به تصویر میکشد که آرامآرام ظرفیت تحمل او را فرسودهاند.
بازیگر، این فرسایش را با جزئیات رفتاری و تغییرات ظریف در حالت و انرژی شخصیت منتقل میکند، بیآنکه او را به چهرهای یکسره یکبعدی فروبکاهد. رابطه سونام با همسرش نیز به همین پیچیدگی میافزاید. وفاداری و دلبستگی او در شرایطی شکل گرفته که آیندهای روشن در دسترس نیست. این پیوند، از یکسو جنبهای لطیف و انسانی دارد و از سوی دیگر، پرسشی ناآرامکننده پیش میکشد: وفاداری تا کجا میتواند در کنار ناامیدی دوام آورد؟
فیلم پاسخ سادهای نمیدهد و همین ابهام، رابطه را از یک عنصر صرفاً احساسی فراتر میبرد. طنز سیاه و خشونتی که خنده را پس میزند کمدی فیلم از جنس شوخیهای سبک و پیدرپی نیست. بیشتر بر اغراق، نابهنجاری و فاصله میان موقعیتهای ظاهراً معمولی و پیامدهای هولناک آنها تکیه دارد. در بخشهایی، شکل بصری و ریتم صحنهها حالوهوایی کارتونی میآفرینند؛ اما خشونت، هرگاه وارد قاب میشود، این فاصله را بههم میزند و خنده را دشوار میکند.
« سونام؛ شخصیتی میان مهر و خشونت ستون عاطفی فیلم بازی لی جونگهیون در نقش سونام است. »
شخصیتها و اجرا
همین برخورد میان شوخی و آسیب، امضای اثر است، ولی در عین حال ممکن است برای بخشی از مخاطبان مسئلهساز باشد. فیلم گاه چنان به خشونت و موقعیتهای افراطی متکی میشود که طنز تلخش به مرز آزاردهندگی میرسد. این انتخاب از نظر مضمونی قابلفهم است: جهانی که با سونام بیرحم بوده، در پاسخ او نیز چهرهای بیرحم پیدا میکند.
با این حال، شدت اغراق در بعضی لحظهها میتواند تأثیر عاطفی را تضعیف کند یا مخاطبی را که انتظار کمدی متعارف دارد، از اثر دور سازد. «آلیس در سرزمین صداقت» بیش از آنکه فیلمی برای خندیدن باشد، اثری است که خنده را به تأملی تلخ تبدیل میکند. روایت، تعلیق و مسئله آغاز کند ساختار روایی فیلم، اطلاعات را بهتدریج آشکار میکند و کنجکاوی را با پرسش درباره گذشته سونام گره میزند.
روایت گذشتهنگرانه کمک میکند که وضعیت کنونی شخصیت را در پرتو تجربههای پیشین او ببینیم؛ در نتیجه، داستان بهجای آنکه تنها مجموعهای از رخدادهای ناگهانی باشد، نوعی مسیر فرساینده را ترسیم میکند. تعلیق نیز از همین فاصله میان آنچه اکنون میبینیم و آنچه هنوز درباره علتها نمیدانیم نیرو میگیرد.
با این همه، شروع فیلم برای همه مخاطبان به یک اندازه گیرا نیست. ریتم در بخشهای آغازین آهسته است و اثر مدتی زمان میخواهد تا تنش و وجه نامتعارف خود را آشکار کند. این تأخیر، از نظر ساختاری فرصتی برای معرفی شخصیت و فضای زندگی او فراهم میآورد، اما ممکن است حوصله تماشاگرانی را که انتظار شروعی پرشتاب دارند، کم کند.
« همین برخورد میان شوخی و آسیب، امضای اثر است، ولی در عین حال ممکن است برای بخشی از مخاطبان مسئلهساز باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پس از استقرار موقعیت و روشنشدن فشارهای اصلی، روایت جذابتر میشود و تعلیق سهم بیشتری در پیشبرد آن مییابد. رنگ، قاب و ساختن جهانی ناآرام فضاسازی دیداری فیلم از نقاط قوت آن است. رنگهای زنده، قاببندیهای حسابشده و ترکیببندیهایی که گاه حالتی نامعمول دارند، به فیلم هویتی بصری میبخشند.
این زیبایی چشمنواز در تضاد با وضعیت دشوار شخصیتها قرار میگیرد: جهان ممکن است رنگین و منظم به نظر برسد، اما زیر این ظاهر، بیثباتی و تهدید جریان دارد. از این رو، جلوه بصری صرفاً تزئین نیست؛ بخشی از شیوه روایت و ساختن لحن اثر است. این پرداخت، حس قصهای پریشان و کابوسوار را تقویت میکند؛ گویی سونام در سرزمینی گرفتار شده که قواعدش آشنا به نظر میرسند، اما هیچ راهی به امنیت نمیبرند.
تدوین و میزانسن نیز در حفظ این توازن میان واقعیت روزمره و اغراق مؤثرند. در عین حال، زیبایی بصری گاهی چنان چشمگیر میشود که خطر دارد تلخی مضمون را به نمایشی سبکپردازانه تبدیل کند؛ فیلم معمولاً با حفظ تنش و بازی محوری سونام از این دام فاصله میگیرد. نقاط قوت و محدودیتهای اثر قدرت اصلی فیلم در پیوندزدن نقد اجتماعی با داستانی شخصی و پرتعلیق است.
فقر و بدهی در حد پسزمینه باقی نمیمانند؛ آنها نیروهاییاند که انتخابهای سونام و شکل روابطش را تعیین میکنند. بازی محوری لی جونگهیون نیز به این مضمونها وزن انسانی میدهد و فضاسازی رنگآمیز، جهانی متمایز میسازد. فیلم همچنین در ایجاد تعلیق موفق است و پس از آغاز نسبتاً آرام، تماشاگر را در مسیر تصمیمهای روزافزون شخصیت اصلی همراه میکند.
« پس از استقرار موقعیت و روشنشدن فشارهای اصلی، روایت جذابتر میشود و تعلیق سهم بیشتری در پیشبرد آن مییابد. »
قوتها و کاستیها
محدودیتهای اثر بیشتر به ناهماهنگی لحن و ریتم مربوطاند. طنز آن تلخ و کموبیش نامتعارف است؛ بنابراین اگر مخاطب با انتظار خندههای پیوسته سراغ فیلم برود، احتمالاً با اثری غمگینتر و خشنتر روبهرو میشود. شروع کند، اغراق در برخی شخصیتهای فرعی و خشونت صریح نیز ممکن است برای همه خوشایند نباشد.
فیلم با وجود ایده و اجرای قابلتوجهش، گاهی در کنار هم نشاندن اجزای کمدی، درام و تریلر به تعادلی کاملاً یکدست نمیرسد. جمعبندی «آلیس در سرزمین صداقت» کمدی سیاهی است درباره بهایی که فقر، بدهی و بیعدالتی از انسان میگیرند؛ اثری که سختکوشی را نه تضمینی برای رستگاری، بلکه گاه نیرویی گرفتار در چرخهای بیرحم نشان میدهد.
بازی قدرتمند لی جونگهیون، تصویرپردازی متمایز و تعلیق روایی، فیلم را به تجربهای ماندگار تبدیل میکنند. در مقابل، تلخی غالب، خشونت و آغاز کمشتاب ممکن است بخشی از مخاطبان را پس بزند. ارزش فیلم در این نیست که پاسخهای ساده عرضه کند، بلکه در این است که تماشاگر را با پرسشی دشوار تنها میگذارد: وقتی راههای معمول برای زندهماندن بسته میشوند، مرز میان دفاع از خویش و ویرانکردن دیگران کجا قرار میگیرد؟
« محدودیتهای اثر بیشتر به ناهماهنگی لحن و ریتم مربوطاند. »



ثبت دیدگاه