نقد و بررسی
نقد الکساندر و روزی پر از دردسر (Alexander and the Terrible, Horrible, No Good, Very Bad Day) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و ایدهٔ مرکزی «Alexander and the Terrible, Horrible, No Good, Very Bad Day» ساختهٔ Miguel Arteta، کمدی خانوادگیای است که از یک ایدهٔ آشنا و ساده جان میگیرد: روزی که از همان لحظهٔ نخست بد پیش میرود و هر حادثه، حادثهٔ دیگری را به دنبال میآورد. فیلم در عین اقتباس آزاد از کتاب کودک Judith Viorst، روایتش را گسترش میدهد و بداقبالی الکساندر را به تجربهای خانوادگی بدل میکند.
محور داستان فقط ردیفکردن اتفاقهای مضحک نیست؛ مسئلهٔ مهمتر این است که اعضای خانواده تا چه اندازه گرفتاریهای یکدیگر را میبینند و جدی میگیرند. از بدبیاری شخصی تا تجربهای جمعی الکساندر در آغاز خود را در میان خانوادهای میبیند که هرکس سرگرم موفقیت، برنامه یا دغدغهٔ خودش است. بداقبالی او، از آدامس در موهایش تا رویدادهای ناخوشایند بعدی، برای دیگران چندان مهم جلوه نمیکند.
همین بیتوجهی، کانون عاطفی داستان را شکل میدهد: احساس تنهاییِ کودکی که تصور میکند مشکلاتش به چشم کسی نمیآید. سپس فیلم مسیر را از تجربهٔ فردی به گرفتاریهای همهٔ اعضای خانواده میکشاند؛ چرخشی که هم بهانهٔ اصلی کمدی است و هم راهی برای طرح همدلی. این گسترش، از نظر ساختاری هوشمندانه است، زیرا به فیلم اجازه میدهد چند شخصیت را در موقعیتهایی جداگانه ببیند و از تفاوت سن و مسئولیتهایشان شوخی بسازد.
« بداقبالی او، از آدامس در موهایش تا رویدادهای ناخوشایند بعدی، برای دیگران چندان مهم جلوه نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، روایت هرگز چندان از الگوی روشن و سرراست خود فاصله نمیگیرد. مخاطب خیلی زود درمییابد که گرفتاریهای مختلف سرانجام قرار است اعضای خانواده را به درک متقابل نزدیکتر کنند؛ بنابراین کشش فیلم کمتر از جنس غافلگیری داستانی است و بیشتر به کیفیت اجرای موقعیتها وابسته میماند. کمدیِ حادثه و ریتم روایت فیلم از کمدی فیزیکی، دستپاچگی و زنجیرهٔ اتفاقهای نامنتظر بهره میگیرد.
بخشی از لحظههای خندهآور از فاصلهٔ میان قصد شخصیتها و نتیجهٔ واقعی کارهایشان پدید میآید: برنامهای که باید مرتب و آبرومند پیش برود، ناگهان از کنترل خارج میشود و شخصیتها ناچارند در برابر وضعیتی آشفته واکنش نشان دهند. این شگرد برای مخاطب کودک قابلفهم است و از آنجا که شوخیها عمدتاً دیداری و موقعیتمحورند، فیلم در انتقال خنده وابستگی زیادی به گفتوگوهای پیچیده ندارد.
ریتم اثر نیز به نفع همین سرگرمی عمل میکند. روایت با مکثهای طولانی درگیر نمیشود و از یک بحران کوچک به بحران بعدی میرسد؛ ازاینرو تماشای آن معمولاً روان و بیدردسر است. اما شتاب گاه به قیمت ظرافت تمام میشود: بعضی موقعیتها فقط برای آن طراحی شدهاند که هرچه زودتر به شوخی بعدی برسند، نه آنکه از دل شخصیتپردازی یا مشاهدهٔ دقیق رفتارهای خانوادگی شکل بگیرند.
« بااینحال، روایت هرگز چندان از الگوی روشن و سرراست خود فاصله نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
کمدی فیلم خوشنیت و سرراست است، اما بهندرت به لحظهای واقعاً تازه یا پیشبینیناپذیر میرسد. بازیگران و انرژی گروهی Steve Carell و Jennifer Garner مهمترین پشتوانهٔ اجرایی فیلماند. Carell با بازیای پرتحرک و انعطافپذیر، از تضاد میان ظاهر آرام و آشفتگیِ موقعیتها بهره میبرد. او بلد است شوخی را بدون سنگینکردن صحنه پیش ببرد و حتی در لحظههای شلوغ، حضورش را برای مخاطب دلپذیر نگه دارد.
Garner نیز با انرژی و آمادگی برای ورود به کمدی جسمانی، به شخصیت مادری که میان وظایف خانوادگی و حرفهای گرفتار است، جنبوجوش میبخشد. وقتی فیلم به او مجال رهاشدن از خویشتنداری میدهد، از بامزهترین لحظههایش شکل میگیرد. Ed Oxenbould نیز در نقش الکساندر، احساس کنارگذاشتهشدن شخصیت را به اندازهای باورپذیر منتقل میکند که تماشاگر بتواند از دل اغراقهای کمیک با او همراه شود.
بازیگران جوان دیگر در ساختن تصویر یک خانوادهٔ پرجمعیت و پرمشغله سهم دارند، هرچند فرصت چندانی برای پرورش مستقل شخصیتهایشان فراهم نمیشود. نقطهٔ قوت گروه بازیگران بیش از آنکه در تحولهای دراماتیک باشد، در هماهنگی و واکنشهای سریع آنها به آشوبهای صحنه است. خانواده، همدلی و شیرینیِ بیشازحد پیام عاطفی فیلم روشن است: هیچکس تنها صاحب روزهای بد نیست و توجه به گرفتاری دیگران، رابطهها را صمیمیتر میکند.
« کمدی فیلم خوشنیت و سرراست است، اما بهندرت به لحظهای واقعاً تازه یا پیشبینیناپذیر میرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ایده برای فیلمی خانوادگی مناسب است و از دل موقعیت داستانی نیز بیرون میآید؛ زیرا اعضای خانواده زمانی بهتر حال الکساندر را درک میکنند که خودشان با ناکامی و آشفتگی روبهرو میشوند. فیلم بر اهمیت شنیدن، همراهی و کماهمیتنشمردن رنج دیگران تأکید میکند، بیآنکه لحنش تلخ یا سرزنشگر شود.
بااینهمه، همین رویکرد گاهی بیشازحد شیرین و آشکار میشود. شخصیتها و گرفتاریهایشان در خدمت پیامی قرار میگیرند که تماشاگر میتواند از میانهٔ راه حدس بزند؛ در نتیجه، لحظههای عاطفی کمتر از آنچه فیلم میخواهد اثر میگذارند. خانوادهٔ مرکزی نیز گاه چنان مرتب و گرم تصویر میشود که تعارضهایش از پیچیدگی واقعی دور میمانند.
پایانبندی عاطفی و پیام اخلاقی، بهجای آنکه از سکوت یا جزئیات ظریف نیرو بگیرند، بیشتر با تأکید مستقیم عرضه میشوند. این صراحت برای مخاطب کمسنوسال میتواند دلنشین باشد، اما برای بینندهای که دنبال لایههای بیشتر است، سادهانگارانه جلوه میکند. اقتباس و محدودیتهای داستان فیلم ایدهٔ کوتاه و موجز کتاب مبدأ را به روایتی بلندتر و چندشخصیتی تبدیل میکند.
« فیلم بر اهمیت شنیدن، همراهی و کماهمیتنشمردن رنج دیگران تأکید میکند، بیآنکه لحنش تلخ یا سرزنشگر شود. »
قوتها و کاستیها
این گسترش، امکان میدهد روز بد فقط به الکساندر محدود نماند و هر عضو خانواده میدان جداگانهای برای کمدی داشته باشد. در عوض، پراکندگی داستان گاهی تمرکز را از تجربهٔ اصلی پسر نوجوان دور میکند. برخی خطوط فرعی بیشتر شبیه ایستگاههایی برای اجرای شوخیاند تا مسیرهایی که شناخت تازهای از شخصیتها به دست دهند.
از همینجا محدودیت اصلی فیلمنامه پدیدار میشود: سادگی ایده، هم مزیت فیلم است و هم سقف آن. روایت برای مخاطبی که سرگرمی روشن و بیپیچیدگی میخواهد، مناسب است؛ اما طرحهای فرعی و مسیر کلی آن چنان قابلپیشبینیاند که عنصر تعلیق یا کشف چندانی باقی نمیماند. حتی وقتی اتفاقها از نظر ظاهری آشفتهتر میشوند، منطق عاطفی داستان همچنان از ابتدا پیداست.
فیلم نه میخواهد تجربهای تلخ از ناکامی بسازد و نه کمدیای نامتعارف؛ در محدودهٔ امن و آشنای سرگرمی خانوادگی باقی میماند. جمعبندی «Alexander and the Terrible, Horrible, No Good, Very Bad Day» کمدیای خوشریتم، پرانرژی و خوشقلب است که ارزش اصلیاش را از بازیهای سرگرمکنندهٔ Steve Carell و Jennifer Garner و چند موقعیت واقعاً بامزه میگیرد.
« در عوض، پراکندگی داستان گاهی تمرکز را از تجربهٔ اصلی پسر نوجوان دور میکند. »
جمعبندی
ایدهٔ روز بدِ مشترک، به فیلم اجازه میدهد شوخیهایش را با پیامی دربارهٔ همدلی و توجه به خانواده پیوند بزند؛ اما داستان ساده، کمدی نهچندان تازه و شیرینیِ گاه اغراقآمیز مانع میشوند که اثر اثری ماندگار یا غافلگیرکننده باشد. فیلم برای تماشایی سبک و خانوادگی انتخاب مناسبی است، بهویژه اگر انتظار از آن سرگرمیِ بیدردسر باشد، نه کمدیای متفاوت یا روایتی پیچیده.



ثبت دیدگاه