نقد و بررسی
نقد Alex & the List | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جذاب با پرسشی جدی «Alex & the List» کمدیرمانتیکی است که از موقعیتی آشنا اما پُرتنش آغاز میکند: الکس، مربی سگها و مردی صمیمی و بیتکلف، قصد دارد از کاترین خواستگاری کند؛ اما کاترین بهجای پاسخ ساده به این قدم، فهرستی از تغییراتی پیش روی او میگذارد که به تصورش الکس را به شریک زندگی مناسبتری بدل میکند.
این نقطهٔ آغاز، ظرفیت یک کمدی رابطهمحور را دارد و پرسشی جدی را هم به میان میآورد: عشق تا کجا میتواند با خواستهٔ تغییر دیگری همراه باشد، بیآنکه به پروژهای برای اصلاح او تبدیل شود؟ فیلم بهخوبی میداند که فهرست قرار است موتور اصلی ماجرا باشد، اما در پرورش معنای آن چندان موفق نیست.
فهرست گاهی وسیلهای برای ساختن موقعیتهای کمیک است و گاهی نشانهای از تنش میان پذیرش و خودسازی؛ بااینحال، این دو کارکرد بهندرت به شکلی پخته به هم میرسند. ایدهٔ مرکزی جذاب است، اما فیلم بیش از آنکه آن را بکاود، از آن برای پیشبردن مجموعهای از اتفاقها بهره میگیرد. الکس؛ میان خودبودن و پذیرفتهشدن الکس در آغاز شخصیتی دوستداشتنی و سادهدل به نظر میرسد؛ کسی که کار با سگها و زندگی نسبتاً بیتکلفش بخشی از هویت اوست.
همین ویژگیها میتوانند پایهٔ شخصیتی گرم و متمایز باشند، اما فیلمنامه گاه سادگی او را با ناپختگی خلط میکند. در نتیجه، تصمیمهای الکس همیشه از منش و تجربهٔ شخصیاش برنمیآیند؛ بعضی از آنها بیشتر به نیاز داستان برای ساختن موقعیتی تازه شباهت دارند. پس از پیدا شدن رقیبی برای جلب توجه کاترین، الکس به اجرای فهرست تن میدهد.
« فیلم بهخوبی میداند که فهرست قرار است موتور اصلی ماجرا باشد، اما در پرورش معنای آن چندان موفق نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تصمیم میتوانست نقطهٔ شروع سفری روانشناختی باشد: آیا او میخواهد رشد کند، یا تنها از ترس ازدستدادن رابطه تغییر میکند؟ فیلم این پرسش را مطرح میکند، اما پاسخ را با پیوستگی کافی دنبال نمیکند. تحول او بیشتر در قالب آزمونهای پیاپی دیده میشود تا روندی درونی که تماشاگر بتواند باورش کند.
گاهی چنان جدی و بیچونوچرا به خواستهها تن میدهد که رفتار او بهجای خنده، حس تصنع ایجاد میکند. کاترین و دشواریِ باورپذیرکردن رابطه کاترین در روایت جایگاهی محوری دارد، زیرا فهرست او هم رابطه را به بحران میکشاند و هم موضوع اصلی فیلم را شکل میدهد. بااینحال، فیلم برای فهمیدن انگیزههای او فرصت کافی نمیگذارد.
تماشاگر میفهمد که کاترین خواهان تغییر است، اما کمتر درمییابد این خواسته از چه تجربهای سرچشمه گرفته و چرا چنین صورتی پیدا کرده است. در نتیجه، فهرست بیش از آنکه حاصل شناختی عمیق از رابطه باشد، گاه مانند تدبیری داستانی به نظر میرسد که قرار است حوادث را راه بیندازد. مشکل مهمتر، کمبود شواهد عاطفی برای استحکام رابطه است.
فیلم از ما میخواهد باور کنیم الکس و کاترین دلبستگی مهمی به یکدیگر دارند، اما تعاملهایشان همیشه گرما و صمیمیتی را که این باور نیاز دارد منتقل نمیکند. وقتی پیوند اصلی داستان به اندازهٔ کافی ملموس نباشد، تصمیمهای بزرگ شخصیتها نیز وزن عاطفی خود را از دست میدهند. بنابراین، اختلاف آنها ظرفیت درام دارد، اما دشوار است که در تمام لحظات آن را بهعنوان بحرانی برخاسته از رابطهای زنده و پیچیده احساس کنیم.
« فیلم این پرسش را مطرح میکند، اما پاسخ را با پیوستگی کافی دنبال نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
کمدی و موقعیتهایی که جان نمیگیرند فهرست تغییرات زمینهٔ مناسبی برای کمدی فراهم میکند: هر خواسته میتواند الکس را وارد موقعیتی تازه کند و فاصلهٔ میان شخصیت واقعی او و تصویری که قرار است به آن تبدیل شود، زمینهٔ شوخی باشد. فیلم نیز از این امکان استفاده میکند و در بعضی لحظات، سبکبودن فضا و بیادعایی شخصیتها جذابیت میآفریند.
حضور بازیگرانی چون Patrick Fugit، Jennifer Morrison و Karen Gillan نیز به فیلم نیرویی میبخشد که دستکم در سطح اجرا، تماشاگر را با خود همراه کند. بااینهمه، اغلب شوخیها به اندازهٔ کافی پرورده نمیشوند. بعضی موقعیتها پیش از آنکه به اوج کمیک برسند، تمام میشوند؛ بعضی دیگر نیز بر رفتارهایی تکیه دارند که بیش از آنکه بامزه باشند، نامعقول به نظر میرسند.
در کمدی، اغراق میتواند مؤثر باشد، مشروط بر آنکه از منطق شخصیتها و جهان فیلم بیرون بیاید. اینجا گاهی احساس میشود شخصیتها برای رسیدن به شوخی، ناگهان از منطق رفتاری خود فاصله میگیرند. حاصل، اثری است که لحن سبک و سرگرمکنندهاش بالقوه دلپذیر است، اما خندههایش بهندرت در ذهن میمانند.
بازیگران و شیمیِ نابرابر بازیگران از امتیازهای آشکار فیلماند، اما حضور چهرههای جذاب بهتنهایی نمیتواند کاستیهای فیلمنامه را جبران کند. Patrick Fugit برای نقش الکس ترکیبی از مهربانی و دستپاچگی میآورد؛ ویژگیهایی که میتوانستند شخصیت را انسانی و نزدیک کنند، اما گاه به سادهلوحی اغراقشده بدل میشوند.
« فیلم نیز از این امکان استفاده میکند و در بعضی لحظات، سبکبودن فضا و بیادعایی شخصیتها جذابیت میآفریند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Jennifer Morrison نیز در نقش کاترین حضوری دلنشین دارد، ولی محدودیتهای نوشته اجازه نمیدهد شخصیتش از جایگاه محرک اصلی ماجرا فراتر برود. Karen Gillan در نقش Lily رنگوبویی تازه به فضای فیلم میدهد و حضورش از نقاط جاذبتر گروه بازیگران است. بااینحال، رابطهها و شیمی میان شخصیتها همیشه در خدمت مرکز عاطفی قصه قرار نمیگیرند.
فیلم به جای آنکه از توان بازیگران برای غنیکردن رابطهٔ الکس و کاترین بهره ببرد، اغلب آنان را در چارچوب موقعیتهای ازپیشساختهشده نگه میدارد. همین فاصله میان ظرفیت بازیگران و محدودیت نقشها، حس فرصت ازدسترفتهای به جا میگذارد. ریتمی که از ایده جلو میزند یکی از ضعفهای اساسی فیلم، نسبت میان ایده و مدتزمان آن است.
ماجرای فهرست برای یک کمدی رمانتیک سبک، طرحی ساده و روشن فراهم میکند؛ اما روایت برای پرکردن زمان، بارها به موقعیتهایی بازمیگردد که مضمون تازهای به داستان نمیافزایند. بعضی بخشها کش میآیند و پیشرفت رابطه یا شناخت شخصیتها در آنها چندان محسوس نیست. به همین دلیل، فیلم در جاهایی کندتر از آن پیش میرود که قصهاش اقتضا میکند.
این کندی فقط مسئلهٔ سرعت نیست؛ بر اثرگذاری عاطفی نیز تأثیر میگذارد. اگر هر مرحله از فهرست قرار بود وجه تازهای از شخصیت الکس یا کاترین را آشکار کند، تکرار موقعیتها میتوانست به ساختن یک مسیر تدریجی کمک کند. اما چون این دگرگونیها پیوند منسجمی ندارند، بعضی صحنهها بیشتر شبیه ایستگاههایی پراکندهاند تا اجزای یک حرکت روایی واحد.
« Karen Gillan در نقش Lily رنگوبویی تازه به فضای فیلم میدهد و حضورش از نقاط جاذبتر گروه بازیگران است. »
قوتها و کاستیها
فیلم در نتیجه نه به اندازهٔ کافی پرشتاب است که کمدیِ موقعیت را نجات دهد و نه به اندازهٔ کافی عمیق که کندیاش را با تأمل جبران کند. مضمون تغییر و مرز میان عشق و اصلاح در پسِ ظاهر سبک فیلم، مسئلهای قابلتأمل پنهان است: آیا دوستداشتن دیگری مستلزم پذیرفتن اوست، یا میتوان از او انتظار داشت خود را مطابق معیارهای ما تغییر دهد؟
این پرسش میتوانست «Alex & the List» را از یک کمدی رمانتیک معمولی فراتر ببرد. فهرست، در بهترین حالت، هم ابزاری برای سنجیدن میزان تعهد است و هم تصویری از خطر تبدیل رابطه به معاملهای یکطرفه. اما فیلم این تعارض را به اندازهٔ کافی دقیق باز نمیکند. روشن نمیشود کدام خواستهها میتوانند بخشی سالم از رشد مشترک باشند و کدامیک به نفی شخصیت طرف مقابل نزدیک میشوند.
همچنین، مسئولیت هر دو نفر در شکلگیری رابطه بهطور برابر بررسی نمیشود. از این رو، ایدهٔ اخلاقی فیلم از روایتش غنیتر باقی میماند: مخاطب مسئلهای پیچیده پیش رو دارد، ولی اثر کمتر از آن بهره میگیرد که به پاسخ یا حتی کشمکشی ماندگار برسد. جمعبندی «Alex & the List» فیلمی با هستهای جذاب و بازیگرانی دوستداشتنی است که میخواهد از یک فهرست شخصی، کمدیای دربارهٔ عشق، تغییر و پذیرش بسازد.
فضای سبک آن برای تماشایی بیتکلف مناسب است و حضور بازیگران گاه به صحنهها لطافت میبخشد؛ اما کندی روایت، شوخیهای کمجان و رابطهای که به اندازهٔ کافی باورپذیر شکل نمیگیرد، مانع از آن میشود که ایدهٔ مرکزی به اثری ماندگار تبدیل شود. فیلم بیش از آنکه در تفسیر مسئلهٔ تغییر موفق باشد، پیرامون آن موقعیت میسازد؛ و بیش از آنکه از کمدی خود خندهای پیوسته بیرون بکشد، به وعدهٔ اولیهٔ آن تکیه میکند.
« این پرسش میتوانست «Alex & the List» را از یک کمدی رمانتیک معمولی فراتر ببرد. »
جمعبندی
نتیجه اثری است که میتواند سرگرمیای سبک فراهم کند، اما ظرفیت بالقوهاش از آنچه روی پرده تحقق مییابد بیشتر است.



ثبت دیدگاه