نقد و بررسی
نقد Aladdin and the King of Thieves | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان آگرابه «Aladdin and the King of Thieves» که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد، ادامهای است بر ماجراهای علاءالدین و دوستانش؛ اثری که این بار افسانهٔ «چهل دزد» را به جهان آشنای آگرابه پیوند میزند. فیلم از همان آغاز میکوشد تعادلی میان ماجرای پرتحرک و داستانی شخصیتر برقرار کند: در یک سو تعقیبوگریزها، تهدیدها و اشیای جادویی قرار دارند و در سوی دیگر، پرسشهایی دربارهٔ خانواده، تعلق و معنای بخشیدن.
حاصل، ماجرایی خانوادگی است که بهجای تکرار صرف فرمول قسمت نخست، برای علاءالدین مسیری تازه میگشاید؛ هرچند در همهٔ لحظات نمیتواند به همان اندازه از تخیل و انسجام بهره ببرد. فیلم بهعنوان دنبالهای ویدئویی، در مقیاسی متفاوت از فیلم سینمایی نخست ساخته شده است؛ تفاوتی که هم در ظاهر و هم در دامنهٔ جاهطلبی آن احساس میشود.
داستان با گردهمآوردن شخصیتهای محبوب مجموعه، از جمله یاسمین، ابوعبید، قالیچهٔ پرنده و جن، فضای آشنای آگرابه را احیا میکند و در عین حال، افق روایت را به سوی گذشته و خاستگاه خانوادگی قهرمان میبرد. این تغییر جهت، مهمترین تصمیم دراماتیک فیلم است: ماجراجویی دیگر فقط آزمونی برای چابکی و شجاعت علاءالدین نیست، بلکه فرصتی است برای سنجیدن تصویری که او از خود و خانوادهاش ساخته است.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ماجرایی پرکشش، با ضرباهنگی حسابشده یکی از امتیازهای روشن فیلم، توانایی آن در حفظ حرکت روایت است. رخدادها با سرعت مناسبی پیش میروند و تعقیبها و فرارهای نفسگیر، تماشاگر را از یک موقعیت خطرناک به موقعیتی دیگر میبرند. این شتاب، بهویژه برای مخاطب کودک، نیروی سرگرمکنندهٔ قابلتوجهی دارد؛ زیرا قصه کمتر درنگ میکند و پیوسته چشماندازی تازه پیش میکشد.
در عین حال، فیلم از ماجراجویی صرف فراتر میرود و میکوشد هر مرحله را با کشمکشی عاطفی مرتبط سازد. البته همین فشردگی گاه به بهای پرداخت جزئیات تمام میشود. برخی موقعیتها بیشتر کارکردی روایی دارند تا آنکه مجال یابند بهتدریج شکل بگیرند. خطرها یکی پس از دیگری پدیدار میشوند و شخصیتها ناچارند بیدرنگ واکنش نشان دهند؛ ازاینرو، فرصت مکث بر پیامدهای احساسی بعضی تصمیمها محدود میماند.
بااینهمه، خط اصلی قصه چنان روشن است که پراکندگیهای گذرا معمولاً آن را از مسیر خارج نمیکنند. فیلم در بهترین لحظات، میان تعلیق، شوخی و عاطفه رفتوآمدی روان برقرار میسازد. پدر و پسر؛ قلب عاطفی روایت هستهٔ انسانی اثر در رابطهٔ علاءالدین با پدرش شکل میگیرد. این رابطه به فیلم امکان میدهد قهرمان را نه فقط بهعنوان جوانی زیرک و ماجراجو، بلکه بهعنوان انسانی در جستوجوی پیوند و شناخت نشان دهد.
« ماجرایی پرکشش، با ضرباهنگی حسابشده یکی از امتیازهای روشن فیلم، توانایی آن در حفظ حرکت روایت است. »
شخصیتها و اجرا
مواجهه با گذشته، برای او به معنای پرسیدن از میراث خانوادگی و مسئولیتی است که نسبت به کسانی دارد که دوستشان میدارد. فیلم این مضمونها را با لحنی ساده و قابلفهم طرح میکند، اما سادگی را با بیاهمیتی اشتباه نمیگیرد: مسئلهٔ اصلی، چگونگی کنارآمدن با فاصلهها و پذیرش این واقعیت است که محبت همیشه بهتنهایی اختلافها را از میان نمیبرد.
گرمای این بخش از آنجا میآید که رابطهٔ پدر و پسر در بطن ماجراجویی رشد میکند، نه جدا از آن. لحظههای طنز و خطر، گاه راهی برای نزدیکشدن این دو شخصیت به یکدیگر میشوند و گاه اختلاف نگاهشان را آشکارتر میکنند. پیوند میان بخشیدن، اعتمادکردن و مسئولیتپذیری نیز بهتدریج در پسزمینهٔ قصه نمایان میشود، بیآنکه فیلم از مخاطب بخواهد برداشتی پیچیده یا بزرگسالانه را بهزور بپذیرد.
این خط عاطفی، بیش از هر عامل دیگری، به دنباله هویت مستقل میبخشد. گروه آشنا و جای خالی یاسمین حضور گروه همیشگی، حس بازگشت به خانه را تقویت میکند. ابوعبید و قالیچهٔ پرنده به پویایی صحنهها کمک میکنند و جن، با انرژی پایانناپذیرش، بسیاری از لحظات را از یکنواختی نجات میدهد. بازی آوایی Robin Williams نیز به شخصیت جن سرزندگی فراوانی میبخشد؛ او همچنان سرچشمهٔ شوخی، شگفتی و بازیگوشی است و بازگشتش برای دوستداران مجموعه جذابیت ویژهای دارد.
« گرمای این بخش از آنجا میآید که رابطهٔ پدر و پسر در بطن ماجراجویی رشد میکند، نه جدا از آن. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فیلم گاهی بیش از اندازه بر حضور او تکیه میکند و اجازه میدهد نمایشهای کمیکش از پیوند روایی صحنه جلو بزنند. یاسمین در این میان جایگاهی کمرنگتر از ظرفیت شخصیتش دارد. او همچنان بخشی از جمع اصلی است، اما داستان کمتر از آن بهره میبرد که او را به کنشگری همسنگ علاءالدین بدل کند.
نتیجه آن است که حضورش بیشتر به حفظ پیوند با جهان آشنای مجموعه کمک میکند تا پیشبرد مستقل قصه. این محدودیت، بهخصوص در اثری که دربارهٔ انتخاب و رابطه سخن میگوید، محسوس است. فیلم میتوانست برای یاسمین نقش فعالتری در کشمکشهای اصلی در نظر بگیرد و بدینوسیله دامنهٔ عاطفی داستان را گستردهتر سازد.
طنز، از جذابیت تا حواسپرتی طنز فیلم در دو شیوهٔ متفاوت عمل میکند. بخشی از شوخیها از موقعیت و شخصیتپردازی برمیآیند؛ یعنی از تفاوت رفتارها، واکنشهای غیرمنتظره و پیوند میان اعضای گروه. این شوخیها به جهان داستان تعلق دارند و به همین دلیل طبیعیتر و دلنشینترند. بخش دیگر، بهویژه در صحنههای جن، بر ارجاعها و شوخیهای فرهنگی تکیه دارد.
« یاسمین در این میان جایگاهی کمرنگتر از ظرفیت شخصیتش دارد. »
قوتها و کاستیها
این لحظات میتوانند بانشاط باشند، اما گاه چنان از فضای افسانهای آگرابه فاصله میگیرند که رشتهٔ روایت برای مدتی سست میشود. مسئله در اصل وجود شوخیهای فرازمانی نیست؛ چنین بازیهایی بخشی از هویت جن در مجموعهاند. مشکل زمانی پدید میآید که شوخی بهجای تقویت شخصیت یا فضای صحنه، صرفاً برای جلب خنده وارد میشود.
در آن لحظات، فیلم اندکی شبیه رشتهای از بداههپردازیهای جدا از هم به نظر میرسد. تماشاگرانی که طنز پرجنبوجوش جن را دوست دارند احتمالاً از این بخشها لذت خواهند برد، اما کسانی که پیوستگی داستان برایشان اهمیت بیشتری دارد، ممکن است پراکندگی آن را احساس کنند. تصویر و موسیقی؛ جذابیتهایی نابرابر پویانمایی فیلم بهاندازهٔ قسمت نخست چشمگیر نیست و این تفاوت، تنها مسئلهای فنی باقی نمیماند.
در فیلم سینمایی نخست، طراحی صحنه و حرکتها سهم بزرگی در خلق حس شگفتی داشتند؛ اینجا نیز آگرابه و جهانهای تازهٔ داستان دیدنیاند، اما تصویر کمتر از آن کیفیت صیقلی و شکوه بصری برخوردار است. بااینحال، پویانمایی همچنان برای انتقال کنشها و وضوح حرکتها کارآمد است. رنگهای پرنشاط و طراحی شخصیتهای آشنا، کمک میکنند فضای قصه زنده بماند، هرچند تماشاگر نباید انتظار همان سطح از جزئیات و ظرافت را داشته باشد.
« مسئله در اصل وجود شوخیهای فرازمانی نیست؛ چنین بازیهایی بخشی از هویت جن در مجموعهاند. »
جمعبندی
موسیقی نیز بیشتر در خدمت همراهی با ماجراست تا آنکه خود به خاطرهای مستقل بدل شود. ترانهها به ساختار موزیکال اثر وفادار میمانند، اما کمتر پیش میآید که پس از پایان فیلم همچون ملودیهای ماندگار در ذهن طنین بیندازند. در نتیجه، بخش موسیقایی گاهی بهجای آنکه عاطفهٔ روایت را عمیقتر کند، صرفاً توقفی کوتاه میان رخدادها به نظر میرسد.
این کاستی، در کنار محدودیتهای بصری، فاصلهٔ فیلم را با شکوه اثر نخست آشکارتر میکند؛ با وجود این، فضای جادویی و لحن بازیگوشانه هنوز پابرجاست. جمعبندی «Aladdin and the King of Thieves» دنبالهای بینقص نیست، اما برای بازگشت به جهان علاءالدین دلیلی عاطفی و داستانی پیدا میکند. ماجراجویی پرتحرک، رابطهٔ گرم پدر و پسر و شوخطبعی جن، اثر را به تجربهای سرگرمکننده و دلنشین بدل میکنند؛ در مقابل، پویانمایی فروتر از فیلم نخست، ترانههای کمماندگار، نقش محدود یاسمین و شوخیهایی که گاه از مسیر قصه بیرون میزنند، مانع از آن میشوند که فیلم به همان قله برسد.
نقطهٔ قوت اصلیاش نه بازآفرینی کامل جادوی قسمت نخست، بلکه گسترش عاطفی دنیای شخصیتهاست. بیآنکه لازم باشد چیزی از فرجام ماجرا فاش شود، میتوان گفت این اثر برای دوستداران آگرابه تماشایی خوشایند است؛ بهویژه اگر بیش از کمال بصری، به پیوند میان شخصیتها و گرمای قصه اهمیت دهند.
« موسیقی نیز بیشتر در خدمت همراهی با ماجراست تا آنکه خود به خاطرهای مستقل بدل شود. »



ثبت دیدگاه