نقد و بررسی
نقد ع الحلوة والمرة (Ala Al Hilwa Wa Al Morra) | 2021
«ع الحلوة والمرة» در ظاهر یک ملودرام عاشقانه با چاشنی کمدی است، اما جذابیت اصلی آن در موقعیتی شکل میگیرد که گذشته و حال را به شکلی دردناک و در عین حال سرگرمکننده مقابل یکدیگر قرار میدهد. سریال از یک موقعیت عاطفی غیرمعمول آغاز میکند و آن را به بستری برای بررسی عشق، دلخوری، بخشش، انتخاب و فشارهای خانوادگی تبدیل میسازد. با وجود تکیه بر الگوهای آشنای درامهای رمانتیک، ترکیب بازیگران و طراحی فضای داستان باعث شده اثر برای مخاطب عام کشش قابل توجهی داشته باشد.
وعده ژانری؛ وقتی تلخی و شیرینی کنار هم قرار میگیرند
نقطه آغاز «ع الحلوة والمرة» بهقدری ملودراماتیک است که میتوانست بهسادگی به یک داستان کاملاً کلیشهای تبدیل شود. زنی که در گذشته با زخمی عاطفی مواجه شده، پس از سالها ناگهان در موقعیتی قرار میگیرد که باید با گذشته خود روبهرو شود؛ آن هم نه در شرایطی معمولی، بلکه در فضایی که شغل و زندگی شخصیاش را مستقیماً به آن گذشته گره میزند. همین تضاد، موتور اولیه روایت را روشن میکند و به سریال اجازه میدهد میان موقعیتهای رمانتیک، کشمکشهای خانوادگی و لحظات کمیک رفتوآمد کند. گزارشهای زمان پخش نیز بر همین ترکیب کمدی، رمانس و درام تأکید داشتند و واکنش مخاطبان اولیه نشان میداد که همین آمیختگی، یکی از عوامل اصلی جذب تماشاگر بوده است. A annahar.com +1 عنوان سریال نیز صرفاً یک عبارت تزئینی نیست؛ «حلوة» و «مُرّة» در ساختار کلی اثر به دو قطب احساسی تبدیل میشوند. شخصیتها مدام میان امید و ناامیدی، خاطره و اکنون، عشق و غرور حرکت میکنند و روایت تلاش میکند هیچکدام از این قطبها را برای مدت طولانی به حال خود رها نکند. حاصل کار، اثری است که قصد ندارد سنگینی یک ملودرام تمامعیار را بر دوش مخاطب بگذارد. حتی در جدیترین موقعیتها، امکان ورود یک موقعیت طنزآمیز یا واکنش غیرمنتظره وجود دارد. این رویکرد با همان ویژگیای همخوان است که در واکنشهای زمان پخش به آن اشاره شده بود: کشش داستان تنها از مثلث عاطفی نمیآید و بخش مهمی از تداوم تماشا از فضای کمیک و روابط فرعی سرچشمه میگیرد. T The National جذابیت سریال در این است که تلخی را بهانهای برای حذف شیرینی نمیکند. البته همین انتخاب ژانری از ابتدا تکلیف مخاطب را روشن میکند. «ع الحلوة والمرة» قرار نیست تصویری کاملاً واقعگرایانه از روابط انسانی ارائه دهد و اگر مخاطب با انتظار یک درام روانشناختی سختگیرانه سراغ آن برود، بخشی از منطق اغراقآمیز اثر برایش آزاردهنده خواهد بود. اما در چارچوب ملودرام سرگرمکننده، این اغراق بخشی از قرارداد اثر است؛ قراردادی که از مخاطب میخواهد مدتی از واقعگرایی روزمره فاصله بگیرد و وارد جهانی شود که در آن تصادفها، بازگشتهای ناگهانی و برخوردهای عاطفی نقش پررنگتری دارند.
روایت و ریتم؛ کشش در گروی رابطهها
یکی از مهمترین ویژگیهای فیلمنامه، قرار دادن شخصیت اصلی در موقعیتی است که امکان فرار از گذشته را از او میگیرد. این تصمیم روایی از نظر دراماتیک هوشمندانه است، زیرا گذشته صرفاً در قالب خاطره تعریف نمیشود؛ بلکه به یک مسئله زنده و روزمره تبدیل میشود. به این ترتیب، هر برخورد میان شخصیتها میتواند لایهای تازه از روابطشان را آشکار کند. چنین ساختاری بهویژه در قسمتهای ابتدایی کمک میکند کنجکاوی مخاطب بدون نیاز به افشای زودهنگام اطلاعات مهم حفظ شود. با این حال، ریتم سریال در تمام مسیر یکدست نیست. ساختار طولانی اثر باعث میشود برخی کشمکشها بیش از ظرفیت واقعی خود امتداد پیدا کنند. در چنین لحظاتی، روایت به جای آنکه از یک موقعیت دراماتیک به موقعیتی تازه حرکت کند، مدتی در مدار یک سوءتفاهم یا تعارض باقی میماند. این مسئله برای ملودرامهای تلویزیونی چندقسمتی بیگانه نیست، اما در اینجا نیز گاهی فاصله میان «تعلیق مؤثر» و «کِش دادن داستان» به اندازهای کم میشود که مخاطب میتواند حضور فیلمنامهنویس را پشت پرده احساس کند. از سوی دیگر، فیلمنامه تنها به رابطه مرکزی وابسته نیست. شخصیتهای پیرامونی، روابط خانوادگی و داستانهای فرعی به اثر امکان تنفس میدهند و مانع میشوند که تمام بار سریال بر دوش یک مثلث عاطفی قرار بگیرد. توجه به این روابط فرعی از جمله عواملی است که به سریال حالوهوای یک مجموعه شخصیتمحور میدهد، نه صرفاً داستانی درباره یک رابطه عاشقانه. حضور بازیگران باسابقه در کنار چهرههای جوانتر نیز به این بخشها وزن بیشتری میدهد. «ع الحلوة والمرة» بیش از آنکه با غافلگیری دائمی پیش برود، با انتظار برای برخورد دوباره شخصیتها مخاطب را نگه میدارد. در نتیجه، ریتم اثر را باید در چارچوب ملودرام تلویزیونی سنجید. اگر هدف، روایت فشرده و بدون حاشیه باشد، کشآمدگی برخی خطوط داستانی نقطه ضعف محسوب میشود؛ اما اگر مخاطب از سریالهای شخصیتمحور و روابط طولانی لذت ببرد، همین فرصت برای ماندن در کنار شخصیتها میتواند به بخشی از جذابیت تبدیل شود. سریال بهجای آنکه دائماً برگ برنده جدیدی رو کند، تلاش میکند رابطهها را در معرض آزمونهای متعدد قرار دهد و همین ویژگی هم نقطه قوت آن است و هم محدودیت ساختاریاش.
بازیها و شخصیتها؛ قلب تپنده ملودرام
مهمترین برگ برنده سریال در حوزه اجرا، حضور دانا ماردینی در نقش فرح است. شخصیت فرح نیازمند بازیگری است که بتواند آسیبپذیری را بدون تبدیل کردن آن به ضعف دائمی نمایش دهد. ماردینی در بخشهای مختلف، میان کنترلشدگی و فوران احساس حرکت میکند و همین تغییرات باعث میشود شخصیت اصلی صرفاً قربانی اتفاقات داستان نباشد. اظهارات او در زمان معرفی سریال نیز نشان میداد که شخصیت را مجموعهای از ویژگیهای متضاد، از جدیت و مسئولیتپذیری تا مهربانی و واکنشپذیری عاطفی، میداند؛ این تنوع در پرداخت شخصیت روی پرده نیز اهمیت پیدا میکند. ا
المصري اليوم
در مقابل، نیکولا معوض در نقش ریان وظیفه دشوارتری دارد، زیرا شخصیت او باید در محدودهای میان جذابیت، ابهام و تضادهای عاطفی حرکت کند. جذابیت ریان تنها به رابطه او با شخصیت اصلی وابسته نیست؛ بخشی از کارکرد شخصیت از روابطش با خانواده و اطرافیان شکل میگیرد. معوض در لحظات عاشقانه و جدی، بیش از هر چیز از حضور و نگاه برای انتقال احساس استفاده میکند و همین امر باعث میشود برخی صحنهها بیش از آنکه متکی بر دیالوگ باشند، به واکنشهای بازیگر وابسته شوند. بامیلا الکک نیز با شخصیت لانا وارد فضایی میشود که بهراحتی میتوانست به کلیشه «رقیب عاطفی» محدود شود. ارزش این شخصیت زمانی بیشتر میشود که مخاطب او را نه فقط در نسبت با فرح، بلکه بهعنوان انسانی با خواستهها و آسیبپذیریهای خودش ببیند. همین مسئله باعث میشود تقابل دو شخصیت زن، دستکم در بخشهایی از اثر، از یک دوئل ساده برای تصاحب یک مرد فراتر برود. واکنشهای زمان پخش نیز نشان میداد که رابطه و تضاد میان شخصیتهای اصلی، بخش مهمی از گفتوگوی مخاطبان درباره سریال بوده است. E ET بالعربي +1 در کنار این سه بازیگر، حضور چهرههایی مانند سلمی المصری، کارمن لبس، جو طراد و نور علی اهمیت زیادی دارد. این بازیگران به روابط فرعی هویت مستقل میبخشند و به سریال کمک میکنند از یک داستان عاشقانه محدود فراتر برود. بهخصوص بازیگران باسابقهتر در صحنههایی که بار خانوادگی یا عاطفی بیشتری دارند، نوعی ثبات اجرایی ایجاد میکنند که برای چنین ملودرامی ضروری است.
فضا و فرم؛ جهان براق یک رؤیای تلویزیونی
«ع الحلوة والمرة» از نظر بصری آشکارا به دنبال خلق جهانی زیبا، تمیز و تا حدی رؤیایی است. خانهها، لباسها، خودروها، محلهای کار و فضای برگزاری مراسمها همگی بخشی از این جهان هستند. چنین طراحیای قرار نیست صرفاً واقعیت اجتماعی را بازتاب دهد؛ کارکرد اصلی آن ایجاد فاصلهای دلپذیر با زندگی روزمره است. در گزارشهای مربوط به سریال نیز به استفاده از لباسها، دکورها، خانهها و خودروهای چشمگیر بهعنوان یکی از جذابیتهای بصری اثر اشاره شده است. A
Arabic Post
این انتخاب با مضمون داستان نیز هماهنگ است. وقتی بخش مهمی از روایت پیرامون عروسی، روابط عاشقانه و مراسم شکل میگیرد، ظاهر پرزرقوبرق جهان داستان بهنوعی امتداد همان رؤیای عاشقانه است. مخاطب وارد فضایی میشود که مشکلات شخصیتها واقعی به نظر میرسند، اما محیط اطرافشان بیش از زندگی معمولی به یک صحنه تلویزیونی زیبا شباهت دارد. این تضاد الزاماً نقص نیست؛ بلکه یکی از قراردادهای زیباییشناختی اثر است. کارگردانی نیز در همین مسیر حرکت میکند و بیش از آنکه به تجربهای بصری و تجربی متکی باشد، در خدمت روایت و بازیگران قرار میگیرد. دوربین عمدتاً وظیفه دارد موقعیتهای عاطفی را قابلفهم و جذاب ارائه کند. این رویکرد شاید برای مخاطبی که از میزانسنهای پیچیده یا زبان تصویری جسورانه انتظار دارد، محافظهکارانه جلوه کند، اما برای یک ملودرام عامهپسند، انتخابی کاربردی است. این سریال جهانش را همانقدر که با دیالوگ میسازد، با رنگ، لباس و دکور میسازد. نکته جالب دیگر، استفاده از فضاهای آشنا برای مخاطبان درامهای منطقهای است. حتی اشارههایی که مخاطبان به شباهت برخی محیطهای کاری با مجموعههای تلویزیونی دیگر داشتند، نشان میدهد این جهان تصویری بخشی از فرهنگ مشترک تولیدات منطقهای شده است. در نتیجه، سریال از یک سو تلاش میکند هویت مستقل خود را حفظ کند و از سوی دیگر در همان سنت بصری آشنایی قرار میگیرد که مخاطب این ژانر انتظارش را دارد. E ET بالعربي
قوتها و ضعفها؛ سرگرمیای که همیشه بینقص نیست
بزرگترین قوت «ع الحلوة والمرة» را باید در ترکیب بازیگران و شیمی میان آنها جستوجو کرد. رابطه میان شخصیتها به اندازهای اهمیت دارد که حتی وقتی اتفاقات داستان از نظر منطقی بیش از حد تصادفی به نظر میرسند، بازیها میتوانند بخشی از فاصله مخاطب با منطق روایت را پر کنند. این مسئله خصوصاً در لحظات طنز اهمیت دارد؛ زیرا کمدی سریال بیشتر از آنکه بر شوخیهای کلامی پیچیده متکی باشد، از تضاد شخصیتها و موقعیتهای ناخوشایند تغذیه میکند. نقطه قوت دیگر، توانایی سریال در ایجاد تعادل نسبی میان فضای رمانتیک و کمدی است. در یک ملودرام طولانی، اگر تلخی بیش از حد افزایش یابد، تماشای اثر فرساینده میشود؛ و اگر همهچیز بیش از اندازه شیرین باشد، تعارض دراماتیک از میان میرود. «ع الحلوة والمرة» تلاش میکند میان این دو قطب حرکت کند و همین ویژگی در ارزیابیهای زمان پخش نیز بهعنوان یکی از عناصر جذاب سریال مطرح شده بود. T
The National
اما ضعف اصلی، فاصله میان منطق واقعگرایانه و منطق ملودراماتیک است. موقعیت مرکزی داستان عمداً بسیار بعید طراحی شده و ادامه دادن چنین موقعیتی به دقت زیادی نیاز دارد. هرچه داستان طولانیتر میشود، احتمال آنکه برخی تصمیمها بیش از آنکه حاصل رفتار طبیعی شخصیتها باشند، برای پیش بردن فیلمنامه اتخاذ شده باشند، افزایش مییابد. این مسئله میتواند مخاطب سختگیر را از درگیری احساسی با داستان دور کند. از سوی دیگر، بخشی از روابط و شخصیتها گاهی بیش از اندازه در قالبهای آشنای ژانر قرار میگیرند. خانوادههایی که در برابر انتخاب عاطفی شخصیتها مقاومت میکنند، سوءتفاهمهایی که امکان حل شدن سریع دارند و کشمکشهایی که برای مدت طولانی ادامه پیدا میکنند، همگی عناصر شناختهشده ملودرام هستند. سریال الزاماً قصد ندارد این کلیشهها را از نو تعریف کند؛ هدفش بیشتر استفاده روان و سرگرمکننده از آنهاست. ضعف سریال بیشتر از آنکه در ناتوانی از سرگرم کردن باشد، در فاصلهای است که میان سرگرمی و منطق روایی ایجاد میشود. در نهایت، ارزشگذاری اثر کاملاً به انتظارات مخاطب وابسته است. کسی که از یک ملودرام رمانتیک، بازیگران پرانرژی، فضای چشمنواز و کشمکشهای عاطفی طولانی لذت میبرد، احتمالاً با بسیاری از محدودیتهای فیلمنامه کنار خواهد آمد. در مقابل، مخاطبی که انسجام علت و معلولی، واقعگرایی رفتاری و ریتم فشرده را اولویت قرار میدهد، ممکن است در طول مسیر با بخشهایی روبهرو شود که پذیرش آنها دشوارتر است.
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ ملودرامی برای تماشای احساسی
«ع الحلوة والمرة» را نمیتوان اثری دانست که قصد دارد قواعد ژانر خود را متحول کند. ارزش آن بیشتر در اجرای قابلقبول و سرگرمکننده همان قواعدی است که ملودرامهای عاشقانه سالها بر اساس آنها ساخته شدهاند. سریال از موقعیتی آشنا استفاده میکند، شخصیتهایی با گذشته و خواستههای مشخص میسازد و سپس آنها را در برابر انتخابهایی قرار میدهد که عواطفشان را به چالش میکشد. به همین دلیل، برای فهم جایگاه اثر باید آن را در سنت سریالهای رمانتیک عامهپسند دید، نه در مقام یک درام واقعگرایانه یا تجربهای فرمی. نکته قابل توجه، تکیه اثر بر مخاطبی است که رابطه شخصیتها برایش به اندازه خود داستان اهمیت دارد. واکنشهای زمان پخش نشان داد که تماشاگران نه فقط اتفاقات داستان، بلکه درباره شخصیتها و روابط میان آنها نیز گفتوگو میکردند. حتی شکلگیری طرفداری عاطفی از شخصیتهای مختلف، بخشی از همان سازوکاری است که سریال برای حفظ مشارکت مخاطب به کار میگیرد. E ET بالعربي +1 از این منظر، «ع الحلوة والمرة» بیش از آنکه سریالی برای تحلیل موشکافانه رفتارهای انسانی باشد، اثری برای تجربه کردن احساسات متضاد است. عشق، حسرت، خشم، شوخی، رقابت و امید پشت سر هم قرار میگیرند تا مخاطب فرصت داشته باشد با شخصیتها همراه شود. این همراهی البته به معنای پذیرش همه تصمیمهای فیلمنامه نیست؛ اتفاقاً یکی از ویژگیهای ملودرام این است که میتواند مخاطب را همزمان با خود همراه و نسبت به رفتار شخصیتها منتقد نگه دارد.
جمعبندی؛ شیرینی و تلخی در یک بسته تلویزیونی
«ع الحلوة والمرة» در نهایت اثری است که قدرت خود را بیشتر از بازیگران، روابط شخصیتها و جذابیت موقعیت مرکزی میگیرد تا از پیچیدگی فیلمنامه یا نوآوری فرمی. سریال با یک ایده ملودراماتیک پرکشش آغاز میشود و در مسیر خود تلاش میکند آن را با طنز، روابط خانوادگی، کشمکشهای عاشقانه و فضای بصری چشمگیر گسترش دهد. نتیجه، اثری است که ممکن است از منظر منطق داستانی همیشه قانعکننده نباشد، اما در ایجاد میل به ادامه تماشا توانایی قابل توجهی دارد. مهمترین نکته درباره این سریال آن است که نباید از آن انتظار چیزی فراتر از قراردادی را داشت که خودش از ابتدا پیشنهاد میکند. «ع الحلوة والمرة» قرار نیست واقعیت را مو به مو بازسازی کند؛ میخواهد جهانی عاطفی و تا حدی رؤیایی بسازد که در آن آدمها بار دیگر با گذشته خود مواجه شوند و روابطشان در معرض آزمون قرار گیرد. اگر این قرارداد پذیرفته شود، اغراقها و تصادفهای داستانی نیز آسانتر درک میشوند. در سطح اجرا، دانا ماردینی یکی از مهمترین ستونهای اثر است و حضور نیکولا معوض، بامیلا الکک و گروه بازیگران مکمل به شکلگیری جهان چندلایه سریال کمک میکند. ترکیب کمدی و رمانس نیز باعث میشود فضای اثر بیش از حد سنگین نشود و داستانهای فرعی فرصت پیدا کنند ریتم احساسی مجموعه را متنوع کنند. «ع الحلوة والمرة» درباره کامل بودن عشق نیست؛ درباره زخمی است که عشق میتواند در حافظه باقی بگذارد و امیدی که ممکن است پس از آن شکل بگیرد. در جمعبندی، این سریال را باید ملودرامی شخصیتمحور، براق و عامهپسند دانست که در ایجاد کشش عاطفی و سرگرمی موفقتر از واقعگرایی و انسجام بینقص روایی عمل میکند. جذابیت آن در همان دوگانگی عنوانش نهفته است: شیرینی رابطهها در کنار تلخی گذشته، لحظات کمیک در کنار بحرانهای عاطفی و رؤیای عاشقانه در کنار تصمیمهایی که همیشه ساده نیستند. برای مخاطب علاقهمند به درامهای رمانتیک طولانی، روابط پیچیده و شخصیتهایی که در میان عشق و انتخاب گرفتار میشوند، این جهان تلویزیونی میتواند تجربهای دلنشین و سرگرمکننده باشد؛ تجربهای که بیش از آنکه بخواهد مخاطب را با پیچیدگیهای روایی شگفتزده کند، میخواهد او را برای مدتی با فراز و فرود احساسات شخصیتهایش همراه نگه دارد. ::: A T ا Sources
ثبت دیدگاه