نقد و بررسی
نقد Ajab Prem Ki Ghazab Kahani | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: قصهای عامدانه نامعقول «Ajab Prem Ki Ghazab Kahani» ساختهٔ راجکومار سانتوشی، کمدی رمانتیکی است که از همان عنوانش وعدهٔ روایتی عجیبوغریب میدهد. فیلم دربارهٔ پریمی سادهدل و خوشقلب است که پس از ناکامی در یافتن دختر موردعلاقهاش، همراه دوستانش راهی گوا میشود و درمییابد دل جنی، دختر جوانی که به او دل بسته، جای دیگری است.
این موقعیت آشنا، بهانهای برای مجموعهای از بدفهمیها، تعقیبوگریزها، شوخیهای فیزیکی و لحظههای عاطفی فراهم میکند؛ عناصری که فیلم میکوشد در قالب یک جهان پرهیاهو و کارتونی کنار هم بنشاند. سانتوشی برای این روایت، منطق واقعگرایانه را چندان جدی نمیگیرد. آدمها گاه بهسرعت از یک حالت عاطفی به حالت دیگر میرسند، رخدادها با تصادف و اغراق پیش میروند و قصه بهجای آنکه پیوسته بر روابط شخصیتها بنا شود، بارها با یک موقعیت کمیک تازه مسیر خود را عوض میکند.
این انتخاب، فیلم را از یک عاشقانهٔ آرام و واقعگرا دور میکند و به سوی سرگرمی پرتحرکی میبرد که بیش از ظرافت روانشناختی، بر شور و شوخطبعی تکیه دارد. لحن و جهان کمدی کمدی فیلم از کنار هم قرار گرفتن شوخیهای کلامی، حرکات اغراقآمیز و موقعیتهای نامتعارف شکل میگیرد. بسیاری از خندهها نه از هوشمندی یک دیالوگ، بلکه از شدت واکنشها و فاصلهٔ میان جدیت شخصیتها و پوچی موقعیت حاصل میشوند.
این رویکرد در بهترین لحظهها نوعی بیپروایی کودکانه دارد: فیلم از آنچه نامعقول است شرمنده نمیشود و میکوشد تماشاگر را هم به پذیرفتن این بازی دعوت کند. بااینحال، همین شگرد همیشه کارساز نیست. گاهی شوخیها بیش از آنکه بهتدریج ساخته شوند، با صدای بلند به تماشاگر عرضه میشوند؛ گویی خود فیلم از پیش اطمینان دارد که هر حرکت عجیب الزاماً خندهدار خواهد بود.
« سانتوشی برای این روایت، منطق واقعگرایانه را چندان جدی نمیگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، مرز میان کمدی سرزنده و لودگی در بخشهایی کمرنگ میشود. فیلم در لحظههایی از انرژی اجرا و جسارت موقعیت سود میبرد، اما وقتی اغراق پشت سر هم تکرار میشود، طنز فرصت مکث و ظرافت را از دست میدهد. گوا؛ پسزمینهای پرانرژی فضای رنگارنگ گوا یکی از مهمترین عوامل جذابیت بصری فیلم است.
محیط، با رنگها و جلوههای پرتحرکش، برای داستانی که بر سفر، ماجراجویی و آشفتگی عاطفی بنا شده، بستری مناسب فراهم میکند. گوا در اینجا صرفاً مکان وقوع رخدادها نیست؛ بخشی از لحن فیلم است. محیط پرجنبوجوش، با حالوهوای سبک و بازیگوشانهٔ روایت هماهنگ میشود و به ماجراجوییهای گروه دوستان نیرویی دیداری میبخشد.
با وجود این، فیلم بیشتر از آنکه به گوا بهعنوان فضایی با هویت اجتماعی و فرهنگی مشخص بپردازد، از آن همچون صحنهای جذاب برای تعقیبها و برخوردهای کمیک استفاده میکند. بنابراین، شهر و محیط پیرامونش بیش از آنکه به عمق جهان داستان بیفزایند، به رنگآمیزی آن کمک میکنند. این کارکرد برای یک کمدی عامهپسند کافی است، اما اگر انتظار داشته باشیم مکان در تحول شخصیتها نقشی فراتر داشته باشد، فیلم چندان پاسخگو نیست.
شخصیتپردازی و رابطهٔ عاشقانه پریم، با همهٔ سادهدلی و خطاهایش، محور عاطفی فیلم است. او نه قهرمانی بینقص است و نه عاشقی اندیشمند؛ جذابیتش از صداقت خام و واکنشهای بیواسطهاش میآید. فیلم از همین فاصله میان احساسات صادقانهٔ او و رفتارهای گاه نابخردانهاش برای ساختن کمدی استفاده میکند.
« در نتیجه، مرز میان کمدی سرزنده و لودگی در بخشهایی کمرنگ میشود. »
شخصیتها و اجرا
پریم ممکن است در بسیاری از موقعیتها دستوپاچلفتی به نظر برسد، اما همین دستپاچگی به او گرمایی انسانی میدهد که مانع تبدیلشدنش به شخصیتی صرفاً آزاردهنده میشود. جنی اما بهاندازهٔ پریم از دنیای درونی مستقل برخوردار نیست. او در بخشهایی بیشتر در جایگاه معشوقهای دستنیافتنی یا موضوع میل و تصمیم دیگران قرار میگیرد تا شخصیتی که خواستهها، تردیدها و تناقضهایش با همان دقت پیگیری شود.
این عدم توازن به رابطهٔ مرکزی آسیب میزند: مخاطب بیش از آنکه رابطهای متقابل و پیچیده ببیند، با دلبستگی یکسویهٔ پریم و واکنشهای جنی روبهرو است. در نتیجه، برخی تغییرات احساسی شخصیتها سریعتر از آن است که باورپذیری لازم را پیدا کند. بازیگری و شیمی میان بازیگران رانبیر کاپور یکی از بزرگترین امتیازهای فیلم است.
بازی او پرانرژی و جسمانی است؛ با حرکات، مکثها و تغییرهای ناگهانی در حالت چهره، به شخصیت پریم جان میدهد. او میتواند سادهدلی قهرمان را بدون آنکه تماماً به حماقتی بیمزه تبدیل شود، به سرچشمهٔ شوخی بدل کند. بخش زیادی از لحظههای موفق فیلم به توانایی او در حفظ ریتم و جدیگرفتن رفتارهای نامعقول شخصیت وابسته است.
اگر بازیگر خود از منطق درونی صحنه عقبنشینی کند، چنین کمدیای بهسرعت فرو میریزد؛ کاپور، در بیشتر مواقع، آن را سرپا نگه میدارد. کاترینا کایف حضوری چشمگیر دارد و با ظاهر و بازی کنترلشدهاش با شور بیشازحد پریم تضاد میسازد. بااینحال، فیلمنامه مجال کافی نمیدهد تا این حضور به شخصیتی چندلایه تبدیل شود.
« جنی اما بهاندازهٔ پریم از دنیای درونی مستقل برخوردار نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دیگر بازیگران نیز در شکلدادن به فضای گروهی فیلم سهم دارند، اما تعدادی از نقشهای فرعی بیشتر برای ایجاد شوخی یا پیشبردن موقعیتها به کار گرفته میشوند. همین امر به دوستیهای پسرانه و شوخیهای جمعی نیروی سرگرمکننده میدهد، ولی از ظرفیت شخصیتهای جانبی برای تأثیر عاطفی یا تحول مستقل میکاهد.
موسیقی و ریتم روایت موسیقی و ترانهها با فضای عاشقانهـکمدی فیلم هماهنگاند و به تغییر حالوهوای روایت کمک میکنند. قطعههایی چون «Tu Jaane Na» و «Tera Hone Laga Hoon» وجه احساسی داستان را برجسته میکنند، درحالیکه ترانههای پرتحرکتر با سرزندگی و بازیگوشی آن پیوند دارند. در سینمایی که احساسات اغلب مستقیم و آشکار بیان میشوند، موسیقی نه حاشیهای تزئینی، بلکه بخشی از شیوهٔ روایت است: گاه همان چیزی را میگوید که گفتوگوها از بیانش ناتواناند.
در عین حال، بعضی ترانهها ریتم قصه را متوقف میکنند و فاصلهای میان لحظهٔ دراماتیک و ادامهٔ ماجرا میاندازند. این وقفهها برای تماشاگرانی که با الگوی موزیکال سینمای هند آشنا هستند پذیرفتنیتر است، اما ممکن است برای دیگران از پیوستگی روایت بکاهد. فیلم در مجموع از انرژی موسیقی سود میبرد، هرچند همیشه نمیتواند جای درست و ضرورت دراماتیک هر قطعه را به یک اندازه قانعکننده سازد.
ساختار، کشمکش و پیشبینیپذیری روایت از یک خط عاشقانهٔ آشنا آغاز میشود و سپس با سوءتفاهمها، موانع و برخوردهای پرشتاب آن را گسترش میدهد. این ساختار برای حفظ حرکت و تولید موقعیتهای کمیک مناسب است، اما گاه پیوند میان صحنهها سست میشود. بعضی رخدادها بیش از آنکه از تصمیمهای شخصیتها نتیجه شوند، برای فراهمکردن شوخی بعدی یا تغییر مسیر قصه وارد میشوند.
« در عین حال، بعضی ترانهها ریتم قصه را متوقف میکنند و فاصلهای میان لحظهٔ دراماتیک و ادامهٔ ماجرا میاندازند. »
قوتها و کاستیها
پیامد چنین رویکردی آن است که فیلم ممکن است در یک صحنه بسیار بانشاط باشد، اما در گذار میان صحنهها از انسجام عاطفی کافی برخوردار نباشد. مسیر عاشقانه نیز در بخشهایی قابلپیشبینی است و از الگوهای شناختهشدهٔ مثلث عشقی و موانع رمانتیک بهره میگیرد. فیلم بیشتر به نحوهٔ اجرای این الگوها متکی است تا بازآفرینی بنیادی آنها.
به همین دلیل، جذابیت اصلیاش در تازگی پیرنگ نیست، بلکه در بازی سرزندهٔ کاپور، جهان رنگارنگ و میزان جسارتی است که برای تبدیل رخدادهای ساده به صحنههای پرهیاهو به کار میگیرد. جمعبندی «Ajab Prem Ki Ghazab Kahani» فیلمی است که بهتر است با معیارهای یک کمدی رمانتیک واقعگرا سنجیده نشود.
نیروی آن در انرژی اجرا، شوخیهای فیزیکی، فضای پررنگولعاب و قهرمانی دوستداشتنی است که رانبیر کاپور با سرزندگی میسازد. موسیقی نیز به حالوهوای شاد و عاطفی فیلم قوت میبخشد و گوا به ماجراجوییها جلوهای پرتحرک میدهد. در سوی دیگر، اغراقهای تکرارشونده، تغییرهای احساسی شتابزده، پیشبینیپذیری قصه و کمعمقی نسبی شخصیت جنی از محدودیتهای آشکار اثرند.
فیلم همیشه میان لودگی و طنز ظریف تعادل برقرار نمیکند و پیوستگی رواییاش گاه زیر فشار شوخیها و موقعیتهای پیاپی آسیب میبیند. بااینهمه، اگر آن را بهعنوان سرگرمیای سبک، پرشور و صمیمانه بپذیریم، هنوز لحظههای فراوانی برای لذتبردن دارد؛ اثری که بیش از منطق داستانی، بر شادی بیقاعده و جذابیت قهرمانش تکیه میکند.
« فیلم بیشتر به نحوهٔ اجرای این الگوها متکی است تا بازآفرینی بنیادی آنها. »



ثبت دیدگاه