نقد و بررسی
نقد زانوی احد (Ahed's Knee) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خشم در برابر سکوت نَدَو لاپید در «Ahed’s Knee» سینما را نه پناهگاهی دور از سیاست، بلکه میدان برخورد مستقیم با آن میداند؛ جایی که پرسش از آزادی بیان، هویت ملی و مسئولیت هنرمند به تجربهای جسمانی و عاطفی بدل میشود. فیلمساز میانسالی با نام اختصاری «ی» برای نمایش یکی از فیلمهایش به آبادی دورافتادهای در بیابان میرود.
آنچه در ابتدا سفری حرفهای و محدود به نظر میرسد، با درخواست مسئول فرهنگی برای امضای تعهدی درباره موضوعات مجازِ گفتوگو، به مواجههای با سازوکار سانسور تبدیل میشود. در همان حال، خبر بیماری مادرش در پسزمینه حضوری سنگین دارد و خشم سیاسی او را با اندوهی خصوصی درمیآمیزد. فیلم از این دوگانه، روایتی خطی و آرام نمیسازد.
تجربه شخصی و بحران سیاسی پیوسته به هم راه مییابند و مرز میان آنها را محو میکنند. نتیجه، اثری است که میخواهد نشان دهد زندگی خصوصی در جامعهای ملتهب از سیاست جدا نمیماند؛ اما همچنین میپرسد آیا اعتراض، وقتی از اندوه و خشم تغذیه میکند، میتواند به کنشی روشن و مؤثر بدل شود یا در خودویرانگری گرفتار میآید.
عنوانی با بار سیاسی و انسانی عنوان فیلم به زانوی عهد تمیمی، فعال فلسطینی، ارجاع دارد؛ موضوعی که از همان ابتدا پیوند اثر را با خشونت سیاسی و بدنِ در معرض تهدید روشن میکند. بااینحال، فیلم به بازسازی مستقیم یک رویداد تاریخی بسنده نمیکند. تمیمی بیشتر همچون نقطهای کانونی عمل میکند که از خلال آن، پرسشهایی درباره قدرت، تصویر و حق روایتکردن شکل میگیرند.
« فیلمساز میانسالی با نام اختصاری «ی» برای نمایش یکی از فیلمهایش به آبادی دورافتادهای در بیابان میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پروژه سینمایی «ی» درباره اوست، اما خود فیلم نیز همواره از این پرسش آگاه است که چه کسی اجازه دارد درباره چه کسی سخن بگوید و این سخن در چه چارچوبی پذیرفته میشود. این انتخاب، به اثر لایهای خودبازتابانه میبخشد. «ی» فیلمسازی است که میخواهد درباره واقعیت سیاسی فیلم بسازد، اما با همان محدودیتهایی روبهرو میشود که موضوع اثرش را شکل دادهاند.
در نتیجه، فیلم نه فقط درباره سانسور حرف میزند، بلکه شرایط تولید و نمایش هنر را به بخشی از مضمون خود تبدیل میکند. گاه این خودآگاهی نیروی اصلی اثر است و گاه خطر آن را دارد که فیلم بیش از اندازه به شرح موضع خود بپردازد. قهرمانی که آسان دوستداشتنی نیست آوشالوم پولاک نقش «ی» را با حضوری پرتنش و ناآرام ایفا میکند.
او شخصیتی نیست که خشمش را در گفتارهای سنجیده و رفتارهای کنترلشده پنهان کند؛ عصبانیت در چهره، حرکات و شیوه نگاهکردنش آشکار است. پولاک این تندی را صرفاً به نشانهای از شجاعت یا صداقت تبدیل نمیکند. در بازی او، خشم هم نیرویی بیدارکننده است و هم عاملی که شخصیت را به بیرحمی و خودمحوری نزدیک میکند.
همین پیچیدگی مانع از آن میشود که فیلمسازِ درون داستان به سخنگوی بیچونوچرای فیلم بدل شود. «ی» از قدرت انتقاد میکند، اما خود نیز از مناسبات قدرت و از گذشتهای که او را شکل داده بیتأثیر نیست. فیلم بهجای ساختن چهرهای پاک و قهرمانانه، او را آدمی متناقض نشان میدهد: معترض است، اما همزمان میتواند دیگران را ابزار اعتراض خود کند.
« این انتخاب، به اثر لایهای خودبازتابانه میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب از نظر فکری ارزشمند است، هرچند ممکن است بخشی از تماشاگران را از او دور سازد. فیلم آگاهانه از آسانکردن همدلی سر باز میزند. یاهالوم و مرزهای مسئولیت در برابر «ی»، یاهالوم، کارمند جوان وزارت فرهنگ، قرار دارد؛ زنی که هم شیفته سینماست و هم در ساختاری اداری کار میکند که میکوشد گفتوگو را مهار کند.
رابطه این دو از تقابل ساده میان هنرمند آزاد و مأمور سرکوبگر فراتر میرود. یاهالوم نه صاحب قدرتی مطلق است و نه کاملاً بیرون از سازوکار محدودکننده. او در موقعیتی میانی قرار دارد: از یک سو با فرهنگ و هنر رابطهای واقعی دارد و از سوی دیگر، وظیفهاش اجرای چارچوبی است که آزادی همان فرهنگ را محدود میکند.
فیلم از این موقعیت برای طرح پرسشی دشوار بهره میگیرد: مسئولیت فردی در دستگاهی ناعادلانه تا کجاست؟ «ی» میخواهد یاهالوم را به پاسخگویی وادار کند، اما شیوه رویاروییاش خود به مسئله تبدیل میشود. آیا افشای سازشکاری، هنگامی که فرد مقابل اختیار چندانی ندارد، به تغییر میانجامد؟ یا خشم معترض را به کسی منتقل میکند که در دسترس است، بیآنکه ساختار اصلی آسیبی ببیند؟
فیلم پاسخ قطعی نمیدهد و همین تردید، رابطه دو شخصیت را از جدلی یکسویه نجات میدهد. فرم بصری؛ بیقراری بهمثابه بیان دوربین در «Ahed’s Knee» بهندرت ناظری خنثی باقی میماند. حرکتهای ناگهانی، قابهای نزدیک و تغییرهای مداوم زاویه، جهانی را میسازند که گویی تعادل خود را از دست داده است.
« این انتخاب از نظر فکری ارزشمند است، هرچند ممکن است بخشی از تماشاگران را از او دور سازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این سبک بصری بیش از آنکه صرفاً زیبا یا چشمنواز باشد، تجربهای از آشفتگی و فشار ایجاد میکند. دوربین با شخصیت همراه میشود، اما درعینحال فاصلهای امن برای تماشاگر باقی نمیگذارد؛ بیننده باید در بیقراری تصویر شریک شود. تدوین نیز به این انرژی میافزاید. قطعهای تند و تغییر آهنگ صحنهها با ذهنی همخواناند که مجال سکون ندارد و هر موضوعی را به بحران بدل میکند.
بیابان، برخلاف تصور معمول از فضایی آرام و خلوت، در اینجا میدان انزوا و تنش است. وسعت چشمانداز نمیتواند شخصیت را از فشار سیاسی یا اندوه خانوادگی رها کند؛ برعکس، خلأ پیرامون گاه حس بیپناهی او را پررنگتر میسازد. بااینحال، این انتخاب فرمی بهایی دارد. حرکت پیوسته و شدت بصری ممکن است خستهکننده شود و در برخی لحظات، پیش از آنکه معنایی تازه بیافریند، صرفاً بر آشفتگی موجود تأکید کند.
فیلمی که از ابتدا تا انتها در اوج تنش بماند، فرصت چندانی برای سکوت، مکث و تغییر عاطفی باقی نمیگذارد. روایتی میان خشم و سوگ قوت اصلی فیلم در پیوند دادن بحران عمومی با فقدانی کاملاً شخصی است. بیماری مادر «ی» در حاشیه روایت نمیماند؛ سایهای است که بر انتخابها و واکنشهای او میافتد.
ویدئوهایی که برای مادر میفرستد و یادآوری پیوند میان آن دو، وجهی آسیبپذیر از شخصیتی را آشکار میکنند که در برخوردهای سیاسی اغلب تند و سرسخت به نظر میرسد. سوگ در اینجا نیرویی آرام و جدا از جهان بیرون نیست؛ با خشم او میآمیزد و گاه تشخیص منشأ هرکدام را دشوار میکند. بااینهمه، روایت همیشه به یک اندازه منسجم نیست.
« این سبک بصری بیش از آنکه صرفاً زیبا یا چشمنواز باشد، تجربهای از آشفتگی و فشار ایجاد میکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم میان گذشته و حال، پروژه هنری و سفر بیابانی، اعتراض سیاسی و مواجهه با مرگ رفتوآمد میکند. این پراکندگی در بهترین لحظات، بازتاب ذهنی است که زیر فشار چند بحران همزمان از تعادل خارج شده است؛ اما در برخی بخشها، باعث میشود ایدههای مهم مجال بسط کافی پیدا نکنند. فیلم چندین مسیر فکری را میگشاید، بیآنکه همیشه همه آنها را با نیروی یکسان به هم پیوند دهد.
سیاستی که به خطابه نزدیک میشود «Ahed’s Knee» از صریحبودن نمیترسد. این صراحت برای اثری که موضوعش محدودکردن گفتار است، بخشی از ضرورت اخلاقی آن به شمار میآید. اما فیلم گاه چنان به فوران خشم شخصیت مرکزی تکیه میکند که گفتوگو به خطابه نزدیک میشود. در چنین لحظاتی، تماشاگر کمتر فرصت مییابد خودش نسبت میان اعتراض، خشونت کلامی و مسئولیت را بسنجد؛ گویی فیلم میخواهد شدت احساس را پیش از آنکه پرسش را باز بگذارد، به او منتقل کند.
این گرایش با شخصیت «ی» هماهنگ است، اما هماهنگی بهتنهایی آن را بینقص نمیکند. وقتی شخصیت همزمان سخنگوی اندیشههای فیلم و موضوع نقد آن است، مرز میان نمایش خشم و تأیید آن اهمیت ویژهای پیدا میکند. اثر در بخشهایی این مرز را با ظرافت حفظ میکند، ولی همیشه از خطر آن نمیگریزد که شدت بیان، پیچیدگی استدلال را تحتالشعاع قرار دهد.
جمعبندی «Ahed’s Knee» فیلمی ناآرام، شخصی و بیپرواست که سیاست را به زندگی روزمره و بدن و رابطههای انسانی پیوند میزند. بازی پرقدرت آوشالوم پولاک، حضور متناقض یاهالوم و زبان تصویری پرتحرک، به اثر هویتی متمایز میبخشند. مهمتر از همه، فیلم از ساختن معترضی بیعیب خودداری میکند و به همین دلیل، پرسشهایش درباره قدرت و مسئولیت پیچیدهتر از یک بیانیه سیاسی سادهاند.
« فیلم میان گذشته و حال، پروژه هنری و سفر بیابانی، اعتراض سیاسی و مواجهه با مرگ رفتوآمد میکند. »
جمعبندی
در مقابل، پراکندگی روایی، شدت تقریباً مداوم لحن و قهرمانی که گاه با تندی خود فاصله میسازد، ممکن است تماشای فیلم را دشوار کند. پایانبندی پرتنش نیز با همان نیرویی پیش میرود که سراسر اثر را به حرکت درمیآورد؛ نیرویی که برای برخی تکاندهنده و برای برخی فرساینده خواهد بود. بااینحال، فیلم در ذهن میماند، زیرا خشم را تنها پاسخ نمیداند: آن را به پرسشی بدل میکند درباره اینکه اعتراض چگونه میتواند از نمایش خود فراتر رود و چه چیزی از انسان، در راه مبارزهای که شاید به پیروزی نرسد، باقی میماند.
ثبت دیدگاه