نقد و بررسی
نقد Agatha and the Truth of Murder | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک آگاتا در آستانه بحران «Agatha and the Truth of Murder» قصهٔ نویسندهای را پیش میکشد که در یکی از آشفتهترین بزنگاههای زندگیاش، بهجای آنکه تنها با بحران شخصی و بنبست خلاقیت دستوپنجه نرم کند، خود را درگیر پروندهای جنایی میسازد. فیلم در انگلستانِ دسامبر ۱۹۲۶ میگذرد؛ زمانی که آگاتا کریستی با آشفتگی زندگی خصوصی و دشواری نوشتن روبهرو است و دعوتی برای بازگشایی قتل حلنشدهٔ شش سال پیش در قطار دریافت میکند.
این نقطهٔ آغاز، از همان ابتدا جذابیتی دوگانه دارد: تماشاگر هم با معمایی مستقل روبهرو است و هم با تصویری داستانی از زنی که ذهنش برای ساختن رازها شهرت دارد، اما این بار باید با رازی بیرون از کاغذ مواجه شود. فیلم اثری داستانی با الهام از ماجراهای واقعی است، نه بازسازی مستند زندگی کریستی؛ همین تمایز، در داوری دربارهٔ آن اهمیت دارد.
معما؛ موتور کشش روایت پروندهٔ قطار ساختاری آشنا اما کارآمد برای یک داستان معمایی فراهم میکند: جنایتی قدیمی، شاهدان و مظنونانی با اطلاعات ناقص، و پرسشی که پاسخ آن از دل گذشته بیرون میآید. فیلم از این الگو برای حفظ کنجکاوی بهره میگیرد و بهتدریج مخاطب را با سرنخها و احتمالهای تازه روبهرو میکند.
مهمتر آنکه معما صرفاً بهانهای برای نمایش چهرهای مشهور نیست؛ در بخش عمدهای از روایت، خود پرونده جاذبهٔ اصلی باقی میماند و تماشاگر را به سنجیدن گفتهها و رفتارهای شخصیتها فرامیخواند. بااینحال، فیلم همیشه فرصت نمیدهد که این فرایند استنتاج با حوصله شکل بگیرد. برخی جابهجاییها و افشاگریها شتابزدهاند و جزئیاتی که میتوانستند به انگیزهها وزن بیشتری بدهند، مجال بسط پیدا نمیکنند.
« بااینحال، فیلم همیشه فرصت نمیدهد که این فرایند استنتاج با حوصله شکل بگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، معما گاهی بیش از آنکه از زنجیرهای دقیق و ظریف از شواهد نیرو بگیرد، بر ضرباهنگ روایت تکیه میکند. مخاطب علاقهمند به الگوی کلاسیک «چه کسی مرتکب جنایت شده است؟» احتمالاً کشش قصه را دنبال میکند، اما ممکن است بعضی چرخشها را زودتر از آنچه فیلم میخواهد حدس بزند. آگاتا میان شخصیت تاریخی و قهرمان داستان یکی از دشوارترین انتخابهای فیلم، ساختن شخصیتی داستانی از نویسندهای شناختهشده است.
آگاتای این اثر نه فقط نامی آشنا در تاریخ ادبیات جنایی، بلکه زنی گرفتار فشارهای عاطفی و حرفهای است. بحران زندگی خصوصی او، در کنار احساس درماندگی در کار نویسندگی، زمینهای میسازد تا ورودش به پرونده را بتوان هم بهمنزلهٔ تصمیمی جسورانه و هم کوششی برای فرار از بنبست درونی دید. این پیوند، در بهترین لحظهها، پرسشی جذاب طرح میکند: آیا آگاتا واقعاً برای حل یک قتل پیش میرود، یا برای بازیافتن حس تسلط بر زندگی و ذهن خویش؟
بازی Ruth Bradley در نقش آگاتا، آشفتگی و تلاطم درونی را به شکلی باورپذیر منتقل میکند. او شخصیت را نه صرفاً نابغهای بیخطا، بلکه انسانی آسیبپذیر و متزلزل نشان میدهد که گاه از اعتمادبهنفس و گاه از تردید نیرو میگیرد. این رویکرد به نقش، برای فیلم امتیازی مهم است؛ بااینهمه، فیلمنامه همیشه به اندازهٔ بازیگر برای این شخصیت عمق فراهم نمیکند.
بعضی ویژگیها بیشتر اعلام میشوند تا آنکه در کنشها و انتخابهای پیچیده پرورده شوند. حاصل، تصویری گیرا اما نه کاملاً چندلایه از آگاتا است. دو روایت که همیشه هموزن نیستند فیلم میخواهد دو مسیر روایی را به هم گره بزند: حل قتل و بحران شخصی آگاتا. ظرفیت دراماتیک این ترکیب روشن است؛ زنی که در زندگی خود احساس بیاختیاری میکند، در پروندهای تازه میتواند دوباره نقش فعال و تصمیمگیرنده را به دست بگیرد.
« در نتیجه، معما گاهی بیش از آنکه از زنجیرهای دقیق و ظریف از شواهد نیرو بگیرد، بر ضرباهنگ روایت تکیه میکند. »
شخصیتها و اجرا
اما این دو مسیر همیشه در گفتوگویی سازنده با یکدیگر نیستند. گاه ماجرای شخصی آگاتا درست زمانی برجسته میشود که معما در حال شکلگیری است و تمرکز مخاطب از سرنخها منحرف میگردد؛ در لحظههایی دیگر نیز پرونده چنان پیش میرود که بحران عاطفی او به حاشیه میرود. این ناهماهنگی لزوماً ایدهٔ مرکزی فیلم را بیاعتبار نمیکند، اما از انسجام آن میکاهد.
اگر فیلم رابطهٔ میان این دو خط را با تأمل بیشتری میساخت، پرونده میتوانست بازتابی پیچیدهتر از وضعیت آگاتا باشد، نه صرفاً ماجرایی موازی با زندگی او. در نسخهٔ موجود، ارتباط میان بحران و تحقیق بیشتر بهصورت زمینهای برای پیشبرد داستان عمل میکند تا نیرویی که هر دو بخش را بهطور کامل دگرگون سازد.
انگلستان سرد و مهآلود؛ فضاسازی بهمثابه روایت از برجستهترین جذابیتهای اثر، حالوهوای دورهای آن است. انگلستان سرد و مهآلود، فضای دیداری مناسبی برای قصهای دربارهٔ رازهای پنهان و گذشتهای حلنشده فراهم میکند. لباسها و طراحی محیط، حس زمانه را به مخاطب منتقل میکنند و فضای کلاسیک فیلم با جنس معمای آن هماهنگ است.
اینجا مه فقط تزئینی بصری نیست؛ با ابهامی که بر روایت سایه میاندازد، همنوا میشود و جهانی میسازد که در آن حقیقت بهسادگی آشکار نمیشود. بااینحال، فضاسازی هرچند دلپذیر است، بهتنهایی نمیتواند جای پرداخت دراماتیک را بگیرد. تصاویر تاریخی گاه چنان آشنا و چشمنوازند که ممکن است تماشاگر را به حس کردن «حالوهوا» راضی کنند، بیآنکه جزئیات اجتماعی یا تاریخی آن دوره چندان به کانون روایت راه یابد.
« اما این دو مسیر همیشه در گفتوگویی سازنده با یکدیگر نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بیشتر از ظرفیت انگلستان دههٔ بیست برای آفرینش یک فضای رازآلود بهره میبرد تا برای تحلیل گستردهتر مناسبات آن زمان. این انتخاب، اثر را خوشتماشا میکند، اما دامنهٔ جهان داستانیاش را محدود نگه میدارد. مظنونان و محدودیت شخصیتپردازی حضور گروهی از شخصیتهای پیرامونی، امکان ایجاد شبکهای از انگیزهها، رازها و سوءظنها را فراهم میآورد.
در یک معمای کلاسیک، هر مظنون باید بیش از یک کارکرد داشته باشد: هم بخشی از اطلاعات را در اختیار مخاطب بگذارد و هم شخصیتی با خواست و تناقضهای ویژه باشد. فیلم گاهی به این هدف نزدیک میشود، اما همهٔ شخصیتها فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکنند. برخی بیشتر در جایگاه حامل سرنخ یا مانعی در مسیر تحقیق باقی میمانند تا انسانهایی با گذشته و منطق مستقل.
این کمبود، بهویژه هنگامی به چشم میآید که قصه از مخاطب میخواهد رفتار مظنونان را با دقت بسنجد. هرچه شخصیتها کمعمقتر باشند، سرنخها نیز کمتر از پیچیدگی انسانی نیرو میگیرند و بیشتر به اجزای سازوکار معما بدل میشوند. در نتیجه، فیلم از نظر سرگرمکنندگی همچنان کار میکند، اما آن غنای شخصیتی را که بهترین داستانهای جنایی به مظنونان میبخشند، بهطور کامل به دست نمیآورد.
ریتم، لحن و مخاطب مناسب ریتم اثر عمدتاً آرام و سنجیده است و با فضای تاریخی آن تناسب دارد. فیلم برای ورود به جهان خود زمان میگذارد و مخاطب را بهتدریج در مسیر تحقیق همراه میکند. چنین ضرباهنگی برای دوستداران معماهای کلاسیک میتواند دلنشین باشد، زیرا فرصت میدهد فضا و مناسبات شخصیتها پیش از رسیدن به گرههای اصلی جا بیفتد.
« این انتخاب، اثر را خوشتماشا میکند، اما دامنهٔ جهان داستانیاش را محدود نگه میدارد. »
قوتها و کاستیها
اما آرامش روایت گاهی با مکثهای کمثمر یا گفتوگوهای توضیحی همراه میشود و در ادامه، شتاب در پرداخت بعضی لحظهها نوعی نابرابری پدید میآورد: بخشهایی بیش از اندازه درنگ میکنند و بخشهایی دیگر ناگهان از روی جزئیات عبور میکنند. لحن فیلم نیز میان درام زندگینامهای و معمای جنایی در حرکت است.
همین ترکیب به اثر هویتی متمایز میدهد، ولی گاهی مرز دو گونه را نامطمئن میسازد. تماشاگر نباید آن را بازنمایی کاملاً مستند از زندگی کریستی بداند؛ بهتر است با آن همچون داستانی فرضی و سرگرمکننده روبهرو شود که چهرهٔ آشنای نویسنده را در موقعیتی تازه قرار میدهد. جمعبندی «Agatha and the Truth of Murder» اثری خوشفضا و کنجکاویبرانگیز است که جذابیت اصلیاش را از پیوند میان نام آگاتا کریستی و یک پروندهٔ قتل حلنشده میگیرد.
بازی Ruth Bradley، فضای سرد و مهآلود و کشش معمای قطار، تماشای فیلم را برای علاقهمندان به داستانهای جنایی کلاسیک لذتبخش میکنند. در سوی دیگر، ناهماهنگی میان بحران شخصی آگاتا و تحقیق، شتاب برخی لحظهها و کمعمقی تعدادی از شخصیتها مانع میشوند که فیلم به درامی کاملاً منسجم و معمایی بینقص بدل شود.
با وجود این کاستیها، اثر بهواسطهٔ حالوهوای تاریخی و ایدهٔ مرکزیاش، تجربهای سرگرمکننده و متفاوت ارائه میدهد؛ بهویژه برای تماشاگرانی که از معماهای آرام، شخصیتهای ادبی مشهور و فضای کلاسیک انگلستان استقبال میکنند.
« لحن فیلم نیز میان درام زندگینامهای و معمای جنایی در حرکت است. »
ثبت دیدگاه