نقد و بررسی
نقد هندی شایعه 2023 (Afwaah) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شایعه بهمثابه نیرویی مهاجم «افوا» به کارگردانی سودیر میشرا، تریلری اجتماعی است که شایعه را نه حاشیهای گذرا، بلکه نیرویی فعال و ویرانگر میبیند؛ چیزی که میتواند از صفحهٔ تلفن همراه بیرون بیاید و به خیابان، خانه و زندگی آدمها راه پیدا کند. فیلم با موقعیتی آشنا آغاز میشود: زنی میخواهد از نامزدی با سیاستمداری خشن بگریزد و مردی غریبه به یاریاش میآید.
اما همین واقعه، در فضای ملتهب سیاسی و مذهبی، بهسرعت در قالب روایتی جعلی بازسازی میشود و تصویری ساختگی از آن دو میسازد. روایت رسمی فیلم نیز بر همین گسترش شایعه و پیامدهای اجتماعی آن استوار است. عنوان اثر ــ که در زبان هندی به معنای «شایعه» است ــ بیش از آنکه صرفاً نامی برای موضوع فیلم باشد، کلید خواندن آن است.
«افوا» میپرسد شایعه چگونه از یک ادعای بیپشتوانه به حقیقتی اجرایی بدل میشود: حقیقتی که شاید هیچ شاهد معتبری نداشته باشد، اما خشم و خشونت برآمده از آن کاملاً واقعی است. در این جهان، سرعت انتشار خبر از سرعت سنجش آن پیشی میگیرد و پیش از آنکه کسی فرصت توضیح پیدا کند، افکار عمومی حکم خود را صادر کرده است.
سیاست، هویت و اقتصاد نفرت یکی از مهمترین لایههای فیلم، پیوندی است که میان شایعه و سیاست برقرار میکند. در اینجا، دروغ صرفاً محصول بیاحتیاطی کاربران یا سوءتفاهمی جمعی نیست؛ میتواند ابزاری آگاهانه برای حفظ قدرت و جهتدادن به خشم مردم باشد. سیاستمدار داستان در فضایی فعالیت میکند که ترس، تعلق مذهبی و وفاداری سیاسی بهسادگی به سرمایهای برای بسیج جمعیت تبدیل میشوند.
« روایت رسمی فیلم نیز بر همین گسترش شایعه و پیامدهای اجتماعی آن استوار است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم نشان میدهد چگونه یک روایت کوچک، وقتی با پیشداوریهای از پیش موجود همراه شود، میتواند به شکافی بزرگتر دامن بزند. بااینحال، اثر در توضیح این سازوکار گاهی بیش از اندازه صریح است. مضمون سیاسیاش روشن و بیابهام است، اما برخی گفتوگوها بهجای آنکه معنا را از برخورد شخصیتها و موقعیتها بیرون بکشند، آن را مستقیم به مخاطب اعلام میکنند.
این صراحت از قدرت بیانی فیلم نمیکاهد، ولی از ظرافت آن کم میکند: تماشاگر گاه پیش از آنکه بتواند نشانهها را کنار هم بگذارد، با نتیجهگیری آماده روبهرو میشود. با وجود این، فیلم در طرح مسئلهٔ اصلیاش جدی است: نفرت چگونه ساخته میشود و چه کسانی از گسترش آن سود میبرند؟ شخصیتها میان فردیت و نماد نوی دختری است که در برابر آیندهای ازپیشتعیینشده مقاومت میکند؛ تصمیم او برای فرار، صرفاً واکنشی به یک رابطهٔ نامطلوب نیست، بلکه کوششی برای بازپسگیری حق انتخاب خویش است.
بهومی پدنکار در این نقش، عزم و آسیبپذیری را همزمان حفظ میکند. شخصیتش در دل تعقیب و تهدید، به تصویری تزئینی از «قربانی» فروکاسته نمیشود؛ او میکوشد مسیر خود را برگزیند، حتی وقتی شرایط بیرونی پیوسته امکان انتخاب را محدود میکند. رحاب، با بازی نوازالدین صدیقی، نقطهٔ مقابل پرهیاهوی جهان پیرامون است.
او نه قهرمانی شکستناپذیر است و نه سخنگوی تمامعیار یک موضع سیاسی؛ بیشتر مردی معمولی به نظر میرسد که ناخواسته وارد بحرانی بزرگ شده است. خویشتنداری و حضور کمادعای صدیقی به این نقش باورپذیری میبخشند. در سوی دیگر، سُمیت ویاس سیاستمداری را بازی میکند که خشونت و جاهطلبیاش را در پوشش کاریزما عرضه میکند.
« بااینحال، اثر در توضیح این سازوکار گاهی بیش از اندازه صریح است. »
شخصیتها و اجرا
شریب هاشمی نیز در نقش دستیار او، وجهی تهدیدآمیز و ناآرام به مناسبات قدرت میافزاید. بازیگران اصلی به داستان جان میدهند؛ بااینحال، برخی شخصیتهای فرعی بیشتر به کارکرد روایی یا نمادین خود محدود میمانند و گذشته، انگیزهها و تناقضهایشان فرصت چندانی برای گسترش پیدا نمیکند. تعلیق و زبان تصویری «افوا» در بخشهای پرتنش خود از ساختن حس محاصره بهره میگیرد.
شخصیتها فقط از تعقیبکنندگان نمیگریزند؛ از روایتی هم میگریزند که دیگران دربارهٔ آنان ساختهاند. این تفاوت، تعلیق فیلم را از هیجان معمولِ فرار و گریز فراتر میبرد. هر برخورد تازه میتواند تصویری تازه از آن دو در ذهن جمعیت بسازد و هر تصویر نادرست، خطر را شدیدتر کند. تدوین چابک و موسیقی زمینه در بسیاری از این لحظات، فشار موقعیت را حفظ میکنند و اجازه نمیدهند تهدید صرفاً به کلام محدود بماند.
با این همه، ریتم فیلم در تمام مسیر یکدست نیست. شروع و بخشهایی از میانه، با حرکت پیوستهٔ شایعه و تغییر وضعیت شخصیتها، کشش مناسبی دارند؛ اما نیمهٔ دوم گاه در تکرار الگوی تعقیب، ترس و گریز گرفتار میشود. فیلم همچنان از نظر مضمونی پرانرژی است، ولی پیشروی رواییاش در لحظاتی کندتر از آن میشود که تعلیق نیاز دارد.
در نتیجه، بعضی صحنهها بهجای آنکه بحران را عمیقتر کنند، تنها بر امتداد همان بحران تأکید میگذارند. شبکههای اجتماعی؛ شتابدهندهٔ ترس فیلم شبکههای اجتماعی را صرفاً وسیلهای تازه برای رساندن خبر نمیداند؛ آنها در «افوا» سازوکاریاند که ترس را تکثیر میکند، زمینهٔ تردید را از میان میبرد و روایتهای هیجانانگیز را بر واقعیتهای پیچیده مقدم میسازد.
« شریب هاشمی نیز در نقش دستیار او، وجهی تهدیدآمیز و ناآرام به مناسبات قدرت میافزاید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هرچه یک ادعا بیشتر بازنشر شود، آسانتر بهجای حقیقت مینشیند. خطر اصلی فقط دروغ نخستین نیست، بلکه زنجیرهای از واکنشهاست: کسی خبر را میپذیرد، دیگری آن را تقویت میکند و جمعی دیگر بر پایهٔ آن دست به عمل میزنند. این تصویر در لحظاتی مؤثر است که فیلم میان زندگی شخصی و فضای عمومی رفتوآمد میکند؛ زیرا نشان میدهد چگونه هویت افراد میتواند از اختیار خودشان بیرون برود و به موضوعی برای داوری جمعی بدل شود.
گاهی، اما، فیلم پیچیدگی رسانهٔ دیجیتال را به تصویرهایی ساده از انتشار و بازنشر تقلیل میدهد. مسئلهٔ سواد رسانهای، سازوکار اعتماد و نقش مخاطبانی که خبر را به گردش درمیآورند، ظرفیت پرداخت بیشتری دارد. اثر آنقدر که دربارهٔ پیامدهای شایعه سخن میگوید، در واکاوی تفاوت میان باور، بازنشر و مسئولیت فردی پیش نمیرود.
گرهگشاییها و محدودیتهای درام مضمون نیرومند فیلم همیشه با استحکام یکسانی در ساختمان داستان همراه نیست. برخی گرهگشاییها آسانتر از آنچه فضای پرخطر اثر وعده میدهد از راه میرسند، و بعضی مسیرها آنقدر قابل پیشبینیاند که از نیروی غافلگیری میکاهند. این مسئله در پایانبندی نیز خود را نشان میدهد: فیلم میخواهد هم سرنوشت شخصیتها را در قالب یک تریلر به سامان برساند و هم بر زخم اجتماعیای که ترسیم کرده تأکید بگذارد.
این دو خواسته همیشه کاملاً با هم سازگار نمیشوند. بدون ورود به جزئیات روایی، میتوان گفت جمعکردن بحران در بخش پایانی گاه بیش از حد آسان به نظر میرسد؛ گویی پیچیدگی اجتماعیای که فیلم با حوصله ساخته، ناگهان به راهحلی دراماتیک نیاز پیدا میکند. این لغزشها اثر را بیاهمیت نمیکنند، اما فاصلهای میان جاهطلبی مضمونی و دقت روایی آن پدید میآورند.
« هرچه یک ادعا بیشتر بازنشر شود، آسانتر بهجای حقیقت مینشیند. »
قوتها و کاستیها
فیلم از ما میخواهد دربارهٔ پیامدهای واقعی یک خبر جعلی تأمل کنیم، حال آنکه بعضی تصمیمهای داستانیاش بیش از اندازه تابع ضرورت پیشبرد پیرنگاند. اگر شخصیتهای فرعی فرصت بیشتری برای شکلگیری مییافتند و پایانبندی با پیچیدگیهای اخلاقی و سیاسی داستان هماهنگتر میشد، پیوند میان مضمون و درام استوارتر از کار درمیآمد.
جمعبندی «افوا» تریلری اجتماعی است که مهمترین دستاوردش را در تبدیل یک مسئلهٔ روز به تجربهای ملموس مییابد. شایعه در آن نیرویی بیچهره اما فعال است: میتواند آدمها را از یکدیگر جدا کند، آنان را در معرض خشونت قرار دهد و حتی جای واقعیت را بگیرد. بازیهای نیرومند، فضای پرتنش و توجه به نسبت میان سیاست، پیشداوری و رسانههای اجتماعی، به فیلم وزنی فراتر از یک داستان تعقیبوگریز میبخشند.
در مقابل، افت ریتم در بخشهایی از نیمهٔ دوم، کمعمقی برخی نقشهای فرعی و گرهگشاییهای نسبتاً ساده، مانع از آن میشوند که اثر به تمامی از ظرفیت خود بهره ببرد. بااینحال، فیلم در طرح پرسشی که همچنان اهمیتی جدی دارد موفق است: وقتی دروغ پیش از حقیقت به مقصد میرسد، چه کسی مسئول پیامدهای آن است؟
پاسخ «افوا» یک فرد یا یک ابزار مشخص نیست؛ مسئولیت در شبکهای از قدرت، ترس، پیشداوری و بیاعتنایی جمعی پخش شده است. همین نگاه، با وجود کاستیهای روایی، اثر را تأملبرانگیز میکند.
« جمعبندی «افوا» تریلری اجتماعی است که مهمترین دستاوردش را در تبدیل یک مسئلهٔ روز به تجربهای ملموس مییابد. »
ثبت دیدگاه