نقد و بررسی
نقد دروغگوی دوستداشتنی (Adorable Liar) | 1962
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازیِ دروغ و صداقت «Adorable Liar» ساختهٔ میشل دوویل، کمدی عاشقانهٔ فرانسویِ سال ۱۹۶۲ است که از خصلتی ساده، اما بارور برای موقعیتهای نمایشی، آغاز میکند: ژولیت نمیتواند دروغگفتن را کنار بگذارد. او به خواهرش سوفی، نامزد سوفی و مردانی که جذبش میشوند دروغ میگوید؛ نه لزوماً برای آنکه به هدفی بزرگ برسد، بلکه گویی دروغ برای او شیوهای از بازی با روزمرگی است.
همین عادت هنگامی دردسرساز میشود که عاشق وکیلی چهلساله میشود و گذشتهاش، پیش از آنکه خودش فرصت حرفزدن پیدا کند، دربارهاش داوری کرده است. این موقعیت، هستهٔ طنز فیلم و پرسش عاطفی آن را میسازد: آیا کسی که بارها حقیقت را دستکاری کرده، میتواند در لحظهای حساس انتظار داشته باشد که حرف راستش باور شود؟
داستان، بیآنکه راز اصلی یا فرجام رابطه را آشکار کند، از همین فاصله میان نیت و اعتبار برای پیشبردن کمدی بهره میگیرد. دو خواهر، دو جهان اخلاقی یکی از سرچشمههای دلنشین فیلم، تقابل ژولیت و سوفی است. این دو صرفاً دو شخصیت با خلقوخوی متفاوت نیستند؛ هرکدام تصویری از رابطهای جداگانه با صداقتاند.
« دو خواهر، دو جهان اخلاقی یکی از سرچشمههای دلنشین فیلم، تقابل ژولیت و سوفی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ژولیت به دروغگویی پناه میبرد، حال آنکه صراحت بیش از اندازهٔ سوفی برای خودش و اطرافیانش دردسر میآفریند. بدینترتیب، فیلم از تقسیم سادهٔ جهان به «راستگوهای خوب» و «دروغگوهای بد» فاصله میگیرد. راستگوییِ بیملاحظه هم میتواند زخمیکننده یا ناسنجیده باشد، همانطور که دروغِ سبکسرانه ممکن است در آغاز بیضرر به نظر برسد و بعد به مانعی جدی بدل شود.
این جابهجاییِ نگاه، به کمدی بُعدی اخلاقی میدهد، بیآنکه آن را به موعظهای خشک تبدیل کند. در پسِ شوخیها، پرسشی باقی است: آیا صداقت فقط گفتن واقعیت است، یا درکِ زمان و اثرِ گفتهها نیز بخشی از آن به شمار میآید؟ بازیگری و سرزندگی شخصیتها مارینا ولادی در نقش ژولیت، و ماشا مریل در نقش سوفی، مرکز جاذبهٔ فیلماند.
جذابیت رابطهٔ دو خواهر در آن است که تفاوتشان به تقابل مکانیکی یا خصومت تبدیل نمیشود؛ انرژی یکی با ویژگیهای دیگری جان میگیرد و به موقعیتهای کمیک مجال بروز میدهد. بازی پرتحرک ولادی با شخصیتی سازگار است که گویی از تغییر مسیر گفتوگو و ساختن موقعیتهای تازه لذت میبرد. در سوی دیگر، مریل میتواند صراحت و سادهدلی سوفی را چنان پیش ببرد که او صرفاً نقش مکمل خواهرش نباشد.
« ژولیت به دروغگویی پناه میبرد، حال آنکه صراحت بیش از اندازهٔ سوفی برای خودش و اطرافیانش دردسر میآفریند. »
شخصیتها و اجرا
هماهنگی این دو بازیگر به فیلم ریتمی انسانی میدهد: شوخیها تنها از طرح داستان نمیآیند، بلکه از فاصلهٔ میان واکنشها، عادتها و شیوهٔ برخورد خواهرها با دیگران نیز شکل میگیرند. حضور چهرههایی چون ژان-مارک بوری و میشل ویتولد نیز جهان عاطفی و اجتماعی داستان را گسترش میدهد. ریتم تند و ساختار اپیزودیک فیلم از موقعیتهای متعدد و برخوردهای گوناگون نیرو میگیرد، اما همین فراوانی گاه به بهای انسجام تمام میشود.
بخشهایی از روایت حالتی اپیزودیک دارند: صحنهها با سرعت از یک بازی یا سوءتفاهم به موقعیتی دیگر میرسند و تماشاگر را در جریان شلوغیِ روابط نگه میدارند. این شتاب، برای کمدیای که شخصیت اصلیاش از سکون و ملال گریزان است، مناسب به نظر میرسد؛ در عین حال، گاهی باعث میشود برخی موقعیتها پیش از آنکه به اندازهٔ کافی بسط یابند، جای خود را به موقعیت بعدی بدهند.
در نتیجه، فیلم بیش از آنکه بر زنجیرهای کاملاً محکم از علت و معلول تکیه کند، بر نشاط و تنوع لحظهها حساب میکند. این انتخاب به اثر سبکبالی میبخشد، اما میتواند برای تماشاگرانی که انتظار روایتی یکپارچه و دقیق دارند، پراکندگی ایجاد کند. تغییر لحن و نقطهٔ حساس داستان جذابیت موقعیت عاشقانهٔ ژولیت از آنجا میآید که رفتار همیشگیاش دیگر پیامدهای همیشگی ندارد.
« حضور چهرههایی چون ژان-مارک بوری و میشل ویتولد نیز جهان عاطفی و اجتماعی داستان را گسترش میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در برخوردهای پیشین شاید دروغ بهانهای برای شوخی، جلب توجه یا فرار از ملال بوده باشد؛ اما وقتی پای احساس واقعی در میان است، همان عادت مانع ارتباط میشود. از اینرو، ورود وکیل به داستان، صرفاً آغاز یک دلبستگی تازه نیست؛ آزمونی است برای اینکه ژولیت آیا میتواند زبان و رفتار خود را با اهمیت رابطه هماهنگ کند.
فیلم در مسیر این آزمون تغییر لحن میدهد و به بخشهایی جدیتر نزدیک میشود. این دگرگونی ظرفیت دراماتیک دارد، زیرا نشان میدهد بازی با حقیقت همیشه بیهزینه نمیماند؛ بااینحال، تغییر ناگهانی حالوهوا ممکن است ریتم کلی را نامتوازن کند. کمدیِ سبکبال ابتدای مسیر و جدیت عاطفیِ ادامهٔ آن همیشه بهنرمی در هم نمیآمیزند.
اغواگری، شوخی و حدود تکرار بخش مهمی از کمدی فیلم بر بازیهای اغواگرانه و تأثیر ژولیت بر مردان پیرامونش استوار است. این بازیها به شخصیت او امکان میدهند که از چارچوب رفتار قابلپیشبینی بیرون بزند و توجه دیگران را به تصاحب بگیرد. اما همین عنصر، در صورت تکرار، میتواند به الگویی سطحی بدل شود: مردی جذب میشود، ژولیت با کلام یا رفتار خود موقعیتی میسازد و چرخهٔ شوخی دوباره آغاز میشود.
« فیلم در مسیر این آزمون تغییر لحن میدهد و به بخشهایی جدیتر نزدیک میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم در بهترین لحظاتش این تکرار را با سرزندگی بازیگران و تفاوت موقعیتها زنده نگه میدارد؛ در لحظاتی دیگر، امکان دارد جذابیت اغواگری جای کاوش عمیقتر در شخصیت را بگیرد. در نتیجه، ژولیت بیش از آنکه بهطور کامل از منظر روانشناختی واکاوی شود، به نیرویی محرک در صحنههای کمیک تبدیل میشود.
این محدودیت، از ارزش سرگرمکنندهٔ فیلم نمیکاهد، اما دامنهٔ تحلیل شخصیت را اندکی تنگ میکند. جایگاه فیلم در کمدی رمانتیک «Adorable Liar» بیش از آنکه بر واقعنماییِ سنگین یا درام اجتماعی تکیه کند، از بازیگوشی، دگرگونی موقعیتها و شور جوانانهٔ شخصیتهایش بهره میبرد. فیلم از یک سازوکار کلاسیک کمدی عاشقانه استفاده میکند: فردی که دیگران به سبب گذشتهاش حرفش را باور نمیکنند، ناچار است میان نمایش و احساس واقعی تمایز بگذارد.
تازگیِ نسبی آن در پیوند این الگو با رابطهٔ دو خواهر و تضاد میان دروغگوییِ یکی و صراحتِ دیگری است. بنابراین، داستان فقط دربارهٔ رسیدن یا نرسیدن به عشق نیست؛ دربارهٔ آن نیز هست که آدمی چگونه در چشم دیگران شناخته میشود و آیا میتواند تصویری را که خود ساخته، تغییر دهد. این مضمون به اثر انسجام درونی میبخشد، حتی اگر شکل رواییاش گاه پراکنده باشد.
« این محدودیت، از ارزش سرگرمکنندهٔ فیلم نمیکاهد، اما دامنهٔ تحلیل شخصیت را اندکی تنگ میکند. »
جمعبندی
جمعبندی «Adorable Liar» کمدیای سبکبال و پرتحرک است که قوت اصلیاش را از دو بازیگر نقش خواهرها، تفاوت منش آنها و موقعیتهای کمیکِ برخاسته از بازی با صداقت میگیرد. فیلم در لحظات سرزندهاش، تماشاگر را با سرعت و بازیگوشی همراه میکند و در دل شوخیها پرسشی عاطفی نگه میدارد: وقتی شهرت آدمی به دروغگویی پیشاپیش از او سخن گفته، چگونه میتواند حقیقت احساسش را ثابت کند؟
در برابر این جذابیت، روایت اپیزودیک، تغییر لحن در بخش دوم و تکرار برخی شوخیهای اغواگرانه از انسجام و عمق اثر میکاهند. بااینهمه، فیلم همچنان نمونهای خوشتماشا از کمدی عاشقانهای است که از تضاد میان ظاهر و نیت، و از تفاوت دو خواهر، نیروی اصلی خود را میسازد؛ سرگرمکننده، هرچند نه همیشه یکدست.

ثبت دیدگاه