نقد و بررسی
نقد فرزندخواندگی (Adoption) | 1975
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تنهاییِ روزمره و تمنای مادرشدن «Adoption» ساختهٔ مارتا مساروش، بیش از آنکه داستانی دربارهٔ فرایند سرپرستی کودکی باشد، روایتی است از زنی که میکوشد اختیار زندگی عاطفی و آیندهاش را از محدودهای که جامعه برای او ترسیم کرده بیرون ببرد. کاتا، زنی میانسال و کارگر کارخانه، میل به داشتن فرزند را با صراحت بیان میکند؛ اما مردی که سالها با او رابطه داشته، چون متأهل است، حاضر نیست در این خواسته شریک شود.
همین مخالفت، نقطهٔ آغاز بحرانی پرهیاهو نیست، بلکه شکافی آرام و عمیق در زندگی روزمرهٔ کاتاست: او باید تصمیم بگیرد آیا خواستهاش را به رضایت مردی دیگر گره بزند یا راهی مستقل برای تحقق آن بجوید. فیلم در برخورد با این موضوع از حکمهای ساده و شعارهای آماده فاصله میگیرد. مادری نه صرفاً غریزهای مقدس تصویر میشود و نه نسخهای تضمینشده برای رهایی از تنهایی.
خواست کاتا همزمان شخصی، عاطفی و اجتماعی است: او چیزی را میخواهد که جامعه غالباً در چارچوب خانوادهٔ متعارف و رابطهٔ زناشویی تعریف میکند، اما زندگی خودش در آن چارچوب نمیگنجد. فیلم این تناقض را بهجای آنکه با گفتوگوهای توضیحی حل کند، در رفتارها و انتخابهای کوچک شخصیت آشکار میسازد.
«Adoption» در جشنوارهٔ برلین نخستین فیلمی شد که کارگردانی زن جایزهٔ خرس طلایی را برایش دریافت کرد؛ اهمیتش نیز تا حدی از همین نگاه دقیق به تجربهٔ زنانه و استقلال فردی سرچشمه میگیرد. پیوند دو زن، دو مسیر متفاوت آشنایی کاتا با آنا، نوجوانی که در پرورشگاه زندگی میکند، فیلم را از داستانی صرفاً فردی به مطالعهای دربارهٔ رابطه و همدلی بدل میسازد.
« فیلم در برخورد با این موضوع از حکمهای ساده و شعارهای آماده فاصله میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دو زن از دو نسل و دو موقعیت متفاوت میآیند. کاتا با کار و خانه و رابطهای دیرپا، ظاهراً از ثبات بیشتری برخوردار است؛ آنا اما هنوز در آغاز راه است و برای جداشدن از قیمومیت نهادها و ساختن زندگی خودش تلاش میکند. بااینحال، هر دو با محدودیتهایی روبهرو هستند که دیگران برای بدن، عاطفه و آیندهشان تعیین میکنند.
دوستی آنها بر مبنای شباهت کامل شکل نمیگیرد. اختلاف سن و تجربه، رابطه را از الگوی سادهٔ مادر و دختر دور میکند؛ کاتا نه ناجی بینقص آناست و نه او را به نسخهای از خود تبدیل میکند. در عوض، نزدیکیشان فرصتی برای دیدن و شنیدن یکدیگر فراهم میآورد. کاتا در مواجهه با آنا، بخشی از خود را کشف میکند که در تنهایی طولانی و در عادتهای تثبیتشدهاش کمتر مجال ظهور یافته است.
آنا نیز در حضور زنی که او را نه همچون مسئلهای اداری، بلکه بهعنوان انسانی صاحب اراده میبیند، امکان تازهای برای تصور استقلال پیدا میکند. این رابطه، نیروی عاطفی فیلم را میسازد؛ نیرویی کمصدا که بهجای لحظههای نمایشی، از توجه و همراهی تدریجی پدید میآید. بازیها و پرهیز از احساساتگرایی بازی کاتالین برک در نقش کاتا، بر مهار احساسات استوار است.
چهره و مکثهای او اغلب بیش از کلمات سخن میگویند: گاه میتوان در نگاهش رنجی را دید که به بیان مستقیم درنمیآید و گاه نوعی سرسختی که با پرخاشگری اشتباه گرفته نمیشود. کاتا شخصیتی نیست که همیشه تصمیمهایش را با اطمینان کامل پیش ببرد؛ قوت او در این است که تردید و میل را همزمان حمل میکند و با وجود موانع، از خواستهاش دست نمیکشد.
« این دو زن از دو نسل و دو موقعیت متفاوت میآیند. »
شخصیتها و اجرا
گیونگویِر ویگ نیز آنا را به شخصیتی فراتر از تصویر کلیشهای نوجوان سرکش بدل میکند. او آسیبپذیر است، اما صرفاً موضوع ترحم نیست؛ در رفتار و تصمیمهایش ارادهای مستقل حضور دارد، هرچند آن اراده همیشه بیخطا یا آسانفهم نیست. طبیعیبودن بازیها به فیلم کمک میکند تا رابطهٔ دو زن باورپذیر بماند.
فیلم کمتر از بازیگران میخواهد احساسات را به اوج برسانند؛ بهجای آن، به سکوت، نگاه و واکنشهای ناگهانی مجال میدهد. همین restraint احساسی گاه گرمای رابطه را عمیقتر میکند، هرچند ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار فوران آشکار عاطفه دارند، فاصلهگذار به نظر برسد. واقعگرایی، دوربین و فضای زندگی «Adoption» از شیوهای نزدیک به مشاهدهٔ مستند بهره میگیرد.
آغاز فیلم در محیط کارخانه، کار روزانه و نظم تکرارشوندهٔ زندگی کاتا را نه بهعنوان پسزمینهای تزئینی، بلکه بهمثابه بخشی از هویت او نشان میدهد. کار، خانه و رفتوآمدهای عادی شخصیتها در ساختار فیلم جایگاهی اساسی دارند. از این رو، جهان داستان شبیه صحنهای نیست که فقط برای پیشبرد پیرنگ ساخته شده باشد؛ بیشتر به فضایی واقعی میماند که شخصیتها در آن زندگی میکنند و با محدودیتهای ملموسش کنار میآیند.
دوربین نیز بهجای تأکید بر فاصله و نمای کلی، اغلب به چهرهها و حضور جسمانی شخصیتها نزدیک میشود. این نزدیکی، تماشاگر را به تجربهٔ درونی آنها راه میدهد، اما دسترسی کاملی به رازهایشان نمیبخشد. تصویربرداری سیاهوسفید و فضای سرد و کمزرقوبرق، با جهان عاطفی فیلم هماهنگ است: زندگی در آن نه زیباپردازی میشود و نه یکسره تیره و بیامید جلوه میکند.
« گیونگویِر ویگ نیز آنا را به شخصیتی فراتر از تصویر کلیشهای نوجوان سرکش بدل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
واقعگرایی مساروش از جنس انباشت جزئیات کوچک است؛ جزئیاتی که بهتدریج نشان میدهند تصمیمهای خصوصی چگونه زیر فشار عرف، اقتصاد و نهادهای اجتماعی شکل میگیرند. زن، نهاد و اختیار یکی از وجوه ماندگار فیلم، توجه آن به این پرسش است که چه کسی حق دارد دربارهٔ مسیر زندگی زنان تصمیم بگیرد. کاتا با مردی روبهروست که خواستهٔ او را نمیپذیرد؛ آنا نیز در پی آن است که از کنترلهای رسمی و خانوادگی فاصله بگیرد و زندگی عاطفی خودش را انتخاب کند.
فیلم این دو موقعیت را یکسان نمیگیرد، اما میانشان پژواکی برقرار میکند: هر دو زن باید در جهانی برای خواستههای خود جا باز کنند که پاسخهای آمادهاش اغلب از پیش به سود دیگران تنظیم شده است. بااینحال، «Adoption» شخصیتهای مرد یا نهادها را به کاریکاتورهایی شرور تبدیل نمیکند. فشار اجتماعی بیشتر از دل مناسبات معمول و رفتارهایی پدیدار میشود که ممکن است در ظاهر عادی یا حتی خیرخواهانه باشند.
این انتخاب، نقد فیلم را پیچیدهتر میکند: محدودیت همیشه با فرمانی آشکار تحمیل نمیشود؛ گاهی در فرضهایی جاافتاده دربارهٔ خانواده، زن و مادرشدن حضور دارد. در چنین فضایی، استقلال کاتا کنشی پرسروصدا نیست، بلکه پافشاری بر حق تصمیمگیری دربارهٔ زندگی خویش است. نگاه فمینیستی فیلم نیز در همین دقت نهفته است؛ در جدیگرفتن تجربهٔ زنان، بیآنکه آنان را به نمادهایی یکبعدی فروبکاهد.
ریتم آرام و مرزهای تأثیرگذاری ریتم فیلم سنجیده و کمشتاب است. مساروش علاقهای ندارد هر صحنه را به نقطهٔ اوج بدل کند؛ بسیاری از لحظهها با سکوت یا کنشی روزمره پایان مییابند و معنایشان پس از آنکه از صحنه عبور کردهایم روشنتر میشود. این روش به تماشاگر فرصت میدهد تغییرات عاطفی را بهتدریج دنبال کند، اما هزینهٔ خود را نیز دارد: اگر مخاطب به روایتهای پرحادثه و گرهافکنیهای سریع خو گرفته باشد، بخشهایی از فیلم ممکن است کشدار به نظر برسند.
« بااینحال، «Adoption» شخصیتهای مرد یا نهادها را به کاریکاتورهایی شرور تبدیل نمیکند. »
قوتها و کاستیها
پرهیز از تأکیدهای دراماتیک همیشه به سود اثر نیست. سردی تصویر و مهار احساسات، در لحظاتی فاصلهای میان تماشاگر و شخصیتها ایجاد میکند؛ گویی فیلم از بروز کامل اندوه یا اشتیاق میهراسد. این خویشتنداری با جهان واقعگرایانهٔ اثر سازگار است، اما گاهی از شدت عاطفی موقعیتها میکاهد. همچنین روایت بیش از آنکه به گرهگشایی روشن و پاسخهای قطعی متکی باشد، بر روند تغییر و انتخاب تکیه دارد.
در نتیجه، فیلم ممکن است برای مخاطبی که پایانبندی بسته و نتیجهگیری صریح میخواهد، ناتمام جلوه کند. بااینهمه، این گشودگی با موضوع اصلی اثر تناسب دارد: زندگی شخصیتها در قالب یک پاسخ نهایی خلاصه نمیشود. جمعبندی «Adoption» پرترهای آرام، صمیمی و دقیق از زنانی است که میکوشند برای خود آیندهای انتخاب کنند؛ آیندهای که الزاماً با صورتبندیهای متعارف خانواده و رابطه هماهنگ نیست.
نقطهٔ قوت فیلم نه در پیچشهای داستانی، بلکه در مشاهدهٔ ظریف شخصیتها، بازیهای طبیعی و پیوند تدریجی کاتا و آناست. مارتا مساروش با دوری از ملودرام، نشان میدهد که میل به مادرشدن، نیاز به استقلال و دوستی میان زنان میتوانند همزمان در زندگیای پیچیده و حلنشده حضور داشته باشند. کندی ریتم، سرمای عاطفی و تمایل به پایان باز ممکن است برای برخی تماشاگران مانع ارتباط فوری شود؛ اما همین انتخابها به فیلم اجازه میدهند بهجای تحمیل نتیجه، تجربهای را پیش چشم بگذارند و برای فهم آن به مخاطب اعتماد کنند.
حاصل، اثری است که تأثیرش بیشتر پس از تماشا رسوب میکند تا در لحظهٔ اوج؛ فیلمی دربارهٔ تنهایی، اما نه محکوم به تنهایی، و دربارهٔ مادری، بیآنکه آن را یگانه پاسخ به زندگی زنان بداند.
« پرهیز از تأکیدهای دراماتیک همیشه به سود اثر نیست. »



ثبت دیدگاه