نقد و بررسی
نقد Adagio | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهر در آستانهٔ خاموشی در «Adagio»، رم صرفاً پسزمینهٔ ماجرایی جنایی نیست؛ شهری است که زیر بار آتشسوزی، خاموشی و فرسودگی، گویی خود نیز به پایان دورهای نزدیک شده است. استفانو سولیمّا این شهر را نه همچون مقصدی توریستی، بلکه چونان شبکهای از خیابانهای ناآرام، خانههای تنگ و فضاهای عمومیِ بیپناه تصویر میکند؛ جایی که مرز میان نظم و هرجومرج، قانون و زور، چندان روشن نیست.
این فضا با سرنوشت شخصیتها پیوندی ارگانیک دارد: آنان نیز در میانهٔ جهان کهنهای گرفتارند که هنوز از پا نیفتاده، اما دیگر نمیتواند امنیت یا آیندهای روشن وعده دهد. عنوان فیلم، با معنای موسیقاییِ اجرای آرام و سنجیده، بهخوبی با آهنگ روایت جور درمیآید. «Adagio» از شتابزدگی پرهیز میکند و تهدید را بهتدریج در قاب مینشاند.
بااینحال، این انتخاب دو لبه دارد: مکثهای سنجیده گاه به تعلیق و تأمل میانجامند، اما در بخشهایی نیز ضرباهنگ را چنان کند میکنند که انتظار به فرسودگی نزدیک میشود. از دام جنایی تا پیوند انسانی مانوئل، نوجوانی که درگیر باجگیری و بازی خطرناک پلیسهای فاسد شده، در آغاز بیش از آنکه قهرمانی آماده باشد، پسری سرگردان و آسیبپذیر به نظر میرسد.
« عنوان فیلم، با معنای موسیقاییِ اجرای آرام و سنجیده، بهخوبی با آهنگ روایت جور درمیآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او میان خواستههای معمول جوانی و میراثی که از پدرش بهجا مانده معلق است؛ میراثی نه مالی یا خانوادگی، بلکه متشکل از بدهیهای اخلاقی، خشونت و آدمهایی که گذشتهشان هنوز در اکنون دخالت میکند. جستوجوی او برای یافتن دوستان قدیمی پدر، قصه را از یک تعقیبوگریز صرف فراتر میبرد. قلب عاطفی فیلم در رابطهٔ مانوئل با این مردان سالخورده و خشن شکل میگیرد.
آنان در برابر او نه الگوهایی بینقصاند و نه ناجیانی پاکدست؛ بااینحال، در لحظاتی که پسر بیش از هر زمان دیگری به حمایت نیاز دارد، وفاداریشان رنگی ملموس و انسانی مییابد. جذابیت این رابطه از تضاد میان نسلها میآید: مانوئل هنوز امکان انتخاب و تغییر را پیش رو دارد، حال آنکه محافظانش در بند پیامدهای انتخابهای پیشین خودند.
فیلم در بهترین لحظههایش میپرسد آیا مراقبت از دیگری میتواند معنایی تازه به زندگیای بدهد که سالها با خشونت تعریف شده است. مردانی گرفتار گذشته بازیگران اصلی، بار مهمی از فیلم را بر دوش میکشند. پیرفرانچسکو فاویینو، تونی سرویلو، والریو ماستاندرئا و آدریانو جیانینی شخصیتهایی را میسازند که خشونتشان کمتر با نمایشهای پرهیاهو و بیشتر از راه خستگی، سکوت و واکنشهای مهارشده آشکار میشود.
« جستوجوی او برای یافتن دوستان قدیمی پدر، قصه را از یک تعقیبوگریز صرف فراتر میبرد. »
شخصیتها و اجرا
بازی کنترلشدهٔ آنان به گذشتهٔ شخصیتها وزن میدهد؛ گویی هر حرکت و مکث حاصل تجربهای است که پیشتر بارها تکرار شده و هر بار چیزی از آنان کاسته است. در سوی دیگر، جانمارکو فرانکینی، در نقش مانوئل، وظیفه دارد ترس، شرم و سردرگمی نوجوانی را در کنار میل به استقلال نشان دهد. رابطهٔ او با مردان نسل پیشین زمانی باورپذیرتر میشود که فیلم اجازه میدهد نگاهها و رفتارهای کوچک جای توضیحهای مستقیم را بگیرند.
البته تحول مانوئل در بعضی نقاط با سرعتی بیش از حد پیش میرود؛ فیلم گاه از مخاطب میخواهد تغییری درونی را بپذیرد که فرصت کافی برای تماشای شکلگیری آن فراهم نکرده است. تعلیق، فساد و محدودیتهای طرح فیلم خطر را پلهپله گسترش میدهد. تهدیدی که در ابتدا متوجه یک نوجوان است، کمکم به مسئلهای بزرگتر بدل میشود: وقتی نیروهایی که باید حافظ قانون باشند خود در ساختن دام نقش دارند، فرد گرفتار به کجا میتواند پناه ببرد؟
این گسترش، حس بیپناهی مانوئل را تقویت میکند و فساد را از رفتار چند مأمور منفرد فراتر میبرد؛ خطر در ساختاری ریشه دارد که در آن قدرت رسمی و خشونت خیابانی میتوانند به یکدیگر خدمت کنند. بااینهمه، بنیان جنایی روایت همیشه به همان اندازه که فضای آن نیرومند است، استوار نمیماند. برخی انگیزهها مبهم یا ناکافی به نظر میرسند و بعضی گرههای داستانی بر آشنایی مخاطب با قراردادهای ژانر تکیه دارند.
« تعلیق، فساد و محدودیتهای طرح فیلم خطر را پلهپله گسترش میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میخواهد رازها را دیر آشکار کند و اطلاعات را قطرهچکانی بدهد، اما این روش همیشه به پیچیدگی بیشتر منجر نمیشود؛ گاهی تنها توضیحی را عقب میاندازد که میتوانست پیشتر به انتخابهای شخصیتها معنا و وزن بدهد. در نتیجه، تعلیق در بخشهایی میان انتظار مؤثر و کشآمدن روایت نوسان میکند.
ریتم و زبان بصری با زمانِ نسبتاً طولانی، «Adagio» فرصت دارد به فضای زندگی شخصیتها سرک بکشد و تنش را از راه جزئیات روزمره بسازد. دوربین بهجای آنکه شهر را فقط در نماهای بزرگ و باشکوه نشان دهد، بارها به فضاهای بسته و محدودی نزدیک میشود؛ خانهها، خودروها و اتاقهایی که حضور دیگران را به فشار بدل میکنند.
این انتخاب بصری به درستی با جهان داستان هماهنگ است: شخصیتها بهندرت جایی برای عقبنشینی دارند و حتی سکوت نیز زیر نگاه و تهدید دیگران شکل میگیرد. باران، تاریکی و خاموشیهای شهر نیز بیش از آنکه تزئینی باشند، به خلق حسی از ناپایداری کمک میکنند. بااینحال، کارکرد تصویری فیلم گاهی از کارکرد رواییاش پیشی میگیرد.
« در نتیجه، تعلیق در بخشهایی میان انتظار مؤثر و کشآمدن روایت نوسان میکند. »
قوتها و کاستیها
قابها و فضاها حالوهوای تیره و متمایزی میسازند، اما هرچه زمان میگذرد، برخی صحنهها بیش از اندازه در همین حالوهوا مکث میکنند. کندی میتواند تعلیق را عمیقتر کند، ولی وقتی اطلاعات تازه یا تغییر چشمگیری در روابط به همراه نداشته باشد، از نیروی اثر میکاهد. اخلاق، جنسیت و نقاط مسئلهدار «Adagio» در کنار وفاداری، پدری و امکان جبران، با تصوراتی از مردانگی نیز درگیر است: مردانی که ضعف را پنهان میکنند، خشونت را زبان طبیعی قدرت میدانند و پیوندهای عاطفی را اغلب در قالب محافظت یا سلطه بیان میکنند.
این تصویر میتواند به خوانشی انتقادی از جهان خشن فیلم راه دهد، اما روایت همیشه فاصلهٔ لازم را با نگرشهای شخصیتهایش حفظ نمیکند. در برخی بخشها، پرداخت موضوعات مرتبط با همجنسگرایی و شرم اجتماعی چنان پیش میرود که ممکن است بهجای کاوش دقیق تبعیض، همان نگاههای تحقیرآمیز را بازتولید کند.
همچنین، حضور محدود زنان باعث میشود جهان فیلم عمدتاً در مدار مردان، رقابتهای آنان و وفاداریهای مردانه بچرخد. شخصیتهای فرعی و رابطههایشان نیز گاه مجال کافی برای شکلگیری پیدا نمیکنند؛ آنان بیشتر به قطعاتی در حرکت پیرنگ بدل میشوند تا انسانهایی با خواستها و تناقضهای مستقل. این کاستیها ظرفیت عاطفی داستان را از میان نمیبرند، اما دامنهٔ نگاه آن را محدود میکنند و پرسشهایی جدی دربارهٔ آنچه فیلم میبیند و آنچه نادیده میگیرد پیش میکشند.
« همچنین، حضور محدود زنان باعث میشود جهان فیلم عمدتاً در مدار مردان، رقابتهای آنان و وفاداریهای مردانه بچرخد. »
جمعبندی
جمعبندی «Adagio» فیلمی جنایی با جاهطلبی عاطفی است؛ اثری که میکوشد در میان فساد، خشونت و فرسودگی، امکان مراقبت و وفاداری را بیابد. بهترین دستاوردش رابطهٔ مانوئل با مردانی است که گذشتهٔ تیرهشان آنان را از تبدیلشدن به قهرمانان ساده بازمیدارد، اما مانع حمایتشان از نوجوان نیز نمیشود.
بازیهای مهارشده و تصویر رمِ خاموش و بارانی، جهان اثر را به فضایی سنگین و بهیادماندنی بدل میکنند. در مقابل، کندی ریتم، برخی انگیزههای کمپرداخت و اتکای گاهبهگاه به الگوهای آشنا مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیت فیلم به نتیجه برسد. «Adagio» بیش از آنکه در پیچوخم جناییاش کاملاً تازه باشد، در پرسش اخلاقی و عاطفی خود جان میگیرد: آدمی که سالها در خشونت زیسته، آیا میتواند در لحظهای سرنوشتساز از خود چیزی جز خشونت نشان دهد؟
فیلم پاسخ آسانی نمیدهد؛ ارزشش نیز تا حد زیادی در همین تردید تلخ نهفته است.
« بازیهای مهارشده و تصویر رمِ خاموش و بارانی، جهان اثر را به فضایی سنگین و بهیادماندنی بدل میکنند. »



ثبت دیدگاه