نقد و بررسی
نقد Ad Astra | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کیهانی بیرون، خلأ درون «Ad Astra» فیلمی است که در ظاهر از سفری میانسیارهای میگوید، اما مقصد اصلیاش نه سیارهای دوردست، بلکه ذهن مردی است که سالها عواطفش را پشت انضباط و سکوت پنهان کرده است. جیمز گری از همان آغاز، فضا را همچون پهنهای باشکوه و در عین حال بیرحم تصویر میکند؛ جهانی که انسان در آن میتواند فناوریاش را گسترش دهد، اما همچنان از تنهایی، سوگ و نیاز به پیوند گریزی ندارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در این معنا بیش از آنکه ماجرایی علمیتخیلی با تکیه بر تعلیق و حادثه باشد، درامی روانشناختی است که لباس سفر فضایی بر تن کرده است. روی مکبراید، فضانوردی آرام و بهظاهر مسلط بر خود، برای مأموریتی پرمخاطره راهی فضا میشود؛ مأموریتی که او را به گذشتهٔ خانوادگی و سرنوشت پدر گمشدهاش نزدیک میکند.
شخصیتها و اجرا
این پیشفرض، ظرفیت یک ماجرای پرشتاب را دارد، اما فیلم آگاهانه از چنین مسیری فاصله میگیرد. سفر روی بیشتر به حرکت آهستهٔ ذهنی شباهت دارد که در هر ایستگاه، بخشی از انزوای او را آشکار میکند. تماشاگر قرار نیست فقط بداند چه رخ خواهد داد؛ باید در سکوت و مکثهای فیلم، همراه با شخصیت اصلی، سنگینی آنچه را که او از خود دریغ کرده است احساس کند.
« این پیشفرض، ظرفیت یک ماجرای پرشتاب را دارد، اما فیلم آگاهانه از چنین مسیری فاصله میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضایی که به شخصیت بدل میشود یکی از بزرگترین دستاوردهای فیلم، تبدیل فضا از پسزمینهای دیدنی به نیرویی دراماتیک است. خلأ در «Ad Astra» صرفاً جای وقوع حادثه نیست؛ امتداد عینی فاصلهای است که میان انسانها ایجاد شده است. قابها اغلب شخصیت را در برابر پهنههایی عظیم و بیاعتنا قرار میدهند تا کوچکی او، و همزمان عظمت بار عاطفیاش، در یک تصویر جمع شود.
« خلأ در «Ad Astra» صرفاً جای وقوع حادثه نیست؛ امتداد عینی فاصلهای است که میان انسانها ایجاد شده است. »
قوتها و کاستیها
مرزهای سختگیرانهٔ ایستگاهها و سفینهها نیز در برابر فضای بیکران، حس محصوربودن را تشدید میکنند: روی آزادانه در منظومهٔ شمسی حرکت میکند، اما درون خویش بهآسانی راه



ثبت دیدگاه