نقد و بررسی
نقد بدون سوء نیت (Absence of Malice) | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ورود به قلمرو حقیقت و شهرت «Absence of Malice» ساختهٔ سیدنی پولاک، تریلری جنایی است که بیش از آنکه به تعقیب مجرمان یا کشف رازها دل ببندد، در پی سنجیدن قدرت کلمات است: گزارشی که در روزنامه چاپ میشود، چگونه میتواند پیش از اثبات هر اتهامی، زندگی یک انسان را از بنیاد دگرگون کند؟ فیلم با ماجرای مایکل گالاگر، بازرگان میامی، و مگان کارتر، خبرنگاری که ناخواسته وارد بازی سیاسی و قضایی شده، این پرسش را به قلب داستان میبرد.
نام فیلم نیز به اصطلاحی حقوقی دربارهٔ افترا اشاره دارد؛ اما اثر از همان ابتدا روشن میکند که نبودِ بدخواهی، لزوماً به معنای نبودِ آسیب نیست. پولاک قصه را نه همچون معمایی پرشتاب، بلکه به شکل برخورد تدریجی چند دستگاه قدرت پیش میبرد: روزنامه، دادستانی، افکار عمومی و شبکههای غیررسمی نفوذ.
هر یک اطلاعات را به شکلی گزینشی به کار میگیرد و هر یک میکوشد روایت خود را بر دیگران تحمیل کند. نتیجه، فیلمی است که تعلیقش بیشتر از جنس انتظار و فشار روانی است تا حادثههای پیدرپی. روزنامهنگاری میان وظیفه و پیامد نقطهٔ قوت اصلی فیلم، پرهیز از تصویر سادهانگارانهٔ خبرنگار بهعنوان قهرمان حقیقت است.
« هر یک اطلاعات را به شکلی گزینشی به کار میگیرد و هر یک میکوشد روایت خود را بر دیگران تحمیل کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مگان قصد ندارد بیگناهی را نابود کند؛ او میکوشد به خبری دست یابد که به نظرش ارزش انتشار دارد. بااینحال، اعتماد به منبعی فریبکار و شتاب در تبدیل ظن به روایت عمومی، فاصلهٔ میان «گزارش کردن» و «قضاوت کردن» را از میان میبرد. فیلم به جای آنکه مسئله را به خطای فردی محدود کند، سازوکارهایی را نشان میدهد که خطا را ممکن و حتی سودمند میسازند: رقابت خبری، منافع مقامهای رسمی و میل مخاطب به دریافت داستانی روشن و قطعی.
در این جهان، اصلاح خبر بهآسانی جبران خبر نخست نیست. تکذیب میتواند بهاندازهٔ اتهام دیده نشود؛ عذرخواهی نیز الزاماً حیثیت آسیبدیده را بازنمیگرداند. «Absence of Malice» از این زاویه، اثری دربارهٔ مسئولیت است: مسئولیتی که تنها با نیت خوب سنجیده نمیشود، بلکه باید پیامدهای واقعی تصمیمها را نیز در بر بگیرد.
مگان کارتر؛ شخصیتِ خطاپذیر سالی فیلد مگان را با آمیزهای از هوش، جاهطلبی و سادهباوری میسازد. او نه چهرهای سرد و بیوجدان است و نه روزنامهنگاری آرمانی که همواره حقیقت را بینقص تشخیص دهد. همین دوگانگی شخصیت را باورپذیر میکند: مگان حرفهاش را جدی میگیرد، اما گاه بیش از اندازه به ظاهرِ اعتبار یک خبر تکیه میکند و دیرتر از آنچه باید، از خود میپرسد چه کسی از انتشار آن سود میبرد.
« مگان قصد ندارد بیگناهی را نابود کند؛ او میکوشد به خبری دست یابد که به نظرش ارزش انتشار دارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلد در صحنههای گفتوگو واکنشهای کوچک و سنجیدهای دارد؛ تردیدها و دفاعهای مگان را بیاغراق بروز میدهد. فیلم در عین حال، تحول او را به مسیر آمرزش فوری بدل نمیکند. اهمیت ماجرا در این نیست که خبرنگار صرفاً احساس پشیمانی کند، بلکه در آن است که ناچار شود با سهم خود در شکلگیری آسیب روبهرو شود.
این تمرکز اخلاقی، شخصیت را از یک ابزار روایی فراتر میبرد. مایکل گالاگر و بازی قدرت پل نیومن در نقش گالاگر، حضوری آرام و نافذ دارد. او شخصیتی است که بهجای واکنشهای پرهیاهو، با خویشتنداری و دقت به فشار پاسخ میدهد. نیومن به گالاگر نوعی وقار میبخشد، اما این وقار را با بیتفاوتی اشتباه نمیگیرد: زیر ظاهر کنترلشدهٔ او، خشم و محاسبهای پیوسته جریان دارد.
همین کیفیت، رویاروییهای او با مگان را جذاب میکند؛ گفتوگوها همزمان جدال بر سر حقیقت و آزمون مرزهای اعتمادند. رابطهٔ این دو را نباید به کشش عاطفی ساده فروکاست. میانشان عدم توازن قدرت، سوءظن و آسیب وجود دارد؛ هر یک میکوشد بفهمد دیگری تا چه اندازه قابل اعتماد است و چه چیزی را پنهان میکند.
« فیلد در صحنههای گفتوگو واکنشهای کوچک و سنجیدهای دارد؛ تردیدها و دفاعهای مگان را بیاغراق بروز میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازی مشترک فیلد و نیومن تنش را در مکثها و تغییر لحنها نگه میدارد و به فیلم نیرویی میدهد که در بخشهایی کمحادثه، از فروکش کردن کامل جلوگیری میکند. کارگردانی و فضای شهری پولاک کارگردانی را بر وضوح و مشاهده بنا میکند. فضای تحریریه، دادستانی و مکانهای روزمره، محیطهایی پرزرقوبرق یا قهرمانانه نیستند؛ بیشتر به شبکهای از اتاقها و میزها میمانند که در آنها تصمیمهای کوچک، پیامدهای بزرگ پیدا میکنند.
فیلم به جای آنکه رسانه را صرفاً پشت صحنهای پرهیاهو نشان دهد، بر روند شکلگیری خبر و مناسبات میان کسانی مکث میکند که میتوانند یک روایت را منتشر، هدایت یا متوقف کنند. این رویکرد به لحن اثر هویتی متمایز میدهد: «Absence of Malice» آرام، جدی و کمادعاست. تعلیق از کنار هم قرار گرفتن اطلاعات و تغییر برداشتها زاده میشود، نه از تدوین تند یا صحنههای پرتحرک.
موسیقی دیو گروسین و فیلمبرداری اوون روایزمن نیز در خدمت همین فضای کنترلشدهاند و به جای تحمیل هیجان، حالوهوای شهری و اندکی سرد داستان را تقویت میکنند. ریتم، پراکندگی و نقاط قوت همین آرامش، گاه به کندی میانجامد. فیلم در بخشهایی آنقدر بر گفتوگوها و جابهجایی اطلاعات تکیه میکند که روایت حالت دورانی پیدا میکند؛ شخصیتها به مسئلهای بازمیگردند که پیشتر مطرح شده، بیآنکه هر بار لایهای تازه به آن افزوده شود.
« کارگردانی و فضای شهری پولاک کارگردانی را بر وضوح و مشاهده بنا میکند. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، حضور چند نهاد و انگیزهٔ متداخل ممکن است داستان را پراکنده یا گیجکننده جلوه دهد. تماشاگر باید پیوسته تشخیص دهد چه کسی چه میداند و چرا این اطلاعات را به دیگری منتقل میکند. بااینهمه، این نارساییها ریشه در همان طرح پیچیدهای دارند که فیلم را از یک تریلر معمولی جدا میکند.
اثر نمیخواهد همهچیز را به تقابل روشن خیر و شر تقلیل دهد؛ در عوض، نشان میدهد چگونه افراد با انگیزههای گوناگون در سازوکاری گرفتار میشوند که نتیجهاش از کنترل یک نفر خارج است. بنابراین کندی فیلم همیشه بیثمر نیست، هرچند بعضی صحنهها میتوانستند فشردهتر باشند. نقشهای مکمل و تغییر انرژی بازیگران مکمل به فضای داستان وزن میدهند؛ بهویژه شخصیتهایی که میان اقتدار رسمی و مصلحت شخصی در رفتوآمدند.
باب بالابان در نقش دادستان، حضوری حسابشده و نگرانکننده دارد و مِلندا دیلون به رابطهٔ ماجرا با زندگی کسانی که در حاشیهٔ قدرت قرار گرفتهاند، بُعدی انسانی میافزاید. این شخصیتها یادآوری میکنند که خبر نادرست تنها نام فرد متهم را لکهدار نمیکند؛ دامنهٔ اثرش میتواند به کسانی برسد که اصلاً انتخابی در ورود به ماجرا نداشتهاند.
« از سوی دیگر، حضور چند نهاد و انگیزهٔ متداخل ممکن است داستان را پراکنده یا گیجکننده جلوه دهد. »
جمعبندی
ورود ولفورد برملی در بخش پایانی، انرژی تازهای به فیلم میدهد. حضور او مقتدر و متمایز است و فضای روایی را از رخوت نسبی بیرون میآورد. برملی در زمانی محدود چنان وزن و قطعیتی به نقش میدهد که صحنههای پایانی از نظر کشش و لحن برجسته میشوند؛ بخشی که برای بسیاری از تماشاگران میتواند از ماندگارترین لحظات فیلم باشد.
جمعبندی «Absence of Malice» تریلری آرام اما جدی دربارهٔ خطرِ تبدیل ظن به حقیقت عمومی است. ارزش آن بیش از هر چیز در کشمکش اخلاقی میان رسانه، قدرت سیاسی و زندگی خصوصی نهفته است؛ کشمکشی که هنوز هم قابل تأمل میماند. بازی نیومن و فیلد، کارگردانی سنجیدهٔ پولاک و حضور پرقدرت برملی به اثر استحکام میبخشند، هرچند ریتم کند و پراکندگی روایی ممکن است از نیروی آن بکاهد.
فیلم در نهایت پرسشی دشوار پیش میگذارد: وقتی نیتِ آسیب زدن در کار نیست، چه کسی مسئول آسیبی است که با یک خبر پدید میآید؟ پاسخ سادهای نمیدهد؛ و همین امتناع از سادهسازی، جوهر ماندگار آن است.
« ورود ولفورد برملی در بخش پایانی، انرژی تازهای به فیلم میدهد. »
ثبت دیدگاه