نقد و بررسی
نقد Abominable | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سینمای خانوادگی «ابومینبل» فیلمی پویانمایی از سال ۲۰۱۹ است که به سنت آشنای ماجراجوییهای خانوادگی وفادار میماند: نوجوانی تنها و گرفتار اندوه، موجودی شگفتانگیز و سفری که قرار است هر دو را دگرگون کند. یی در شانگهای زندگی میکند و پس از روبهروشدن با یتی جوانی که نام اورست را بر او میگذارد، همراه دو نوجوان دیگر راهی سفری میشود تا او را به خانه و خانوادهاش بازگرداند.
در این مسیر، گروه با خطرها و تعقیبکنندگان گوناگونی روبهرو میشود؛ اما فیلم، بیش از آنکه بر هیجان حادثهها تکیه کند، به پیوندی میپردازد که میان شخصیتها شکل میگیرد. این چارچوب داستانی بیتردید آشناست. یافتن موجودی نادر، پنهانکردن او از کسانی که میخواهند به سود خود تصاحبش کنند و تلاش برای بازگرداندنش به زیستگاهش، پیشتر بارها در آثار سینمایی به کار رفته است.
بااینحال، آشنایی الگو لزوماً به معنای بیارزشی فیلم نیست. «ابومینبل» میکوشد با گرمای عاطفی، زیبایی بصری و فضایی دلنشین، روایتی آشنا را به تجربهای آرام و خوشایند برای تماشاگران خانواده تبدیل کند. شخصیتها و پیوندهای عاطفی هستهٔ احساسی فیلم در شخصیت یی شکل میگیرد؛ نوجوانی که سوگ فقدان پدر را در سکوت و کنارهگیری با خود حمل میکند.
« بااینحال، آشنایی الگو لزوماً به معنای بیارزشی فیلم نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیوند او با اورست فقط رابطهٔ انسانی با موجودی جادویی نیست، بلکه راهی است برای روبهروشدن با اندوه و بازگشت تدریجی به زندگی. فیلم این مسیر را با ظرافتی قابلدسترس روایت میکند و بهجای شرح مستقیم احساسات، از موسیقی، سفر و رفتارهای کوچک شخصیتها کمک میگیرد. دو همراه یی، جین و پنگ، کارکردهای متفاوتی در گروه دارند.
پنگ پرانرژی، بازیگوش و پرتحرک است؛ جین در آغاز بیش از دیگران به ظاهر و جایگاه اجتماعی خود توجه دارد و آرامآرام جایگاهش را در این جمع بازمیشناسد. این تفاوتها به گروه تنوع میبخشد، هرچند پرداخت شخصیتها یکسان و همعمق نیست. بهویژه شوخیها و حرفهای پنگ ممکن است برای برخی تماشاگران بیش از اندازه تکرار شود و از اثرگذاری لحظههای عاطفی بکاهد.
فیلم در بهترین لحظاتش اجازه میدهد سکوت و همراهی، بیش از گفتوگو شخصیتها را به هم نزدیک کند؛ اما همیشه به این خویشتنداری پایبند نمیماند. اورست؛ مرکز جذابیت فیلم اورست بیگمان دلنشینترین مخلوق فیلم است. طراحی او بهجای آنکه بر هیبت ترسناک یتی تأکید کند، بر کنجکاوی، آسیبپذیری و شیرینی رفتارش تمرکز دارد.
« دو همراه یی، جین و پنگ، کارکردهای متفاوتی در گروه دارند. »
شخصیتها و اجرا
او موجودی کمحرف است و همین ویژگی، رابطهاش با یی را از توضیحهای لفظی بینیاز میکند. نگاهها، واکنشها و رفتارهای کوچک اورست بخشی از بار عاطفی داستان را بر دوش میکشند و باعث میشوند تماشاگر، پیش از آنکه دربارهٔ ماهیت این موجود بداند، با او احساس نزدیکی کند. در کنار اورست، مارهای بامزه و لحظههای کمدی تصویری به فیلم لطافت میبخشند.
این شوخیها برای مخاطبان خردسال جذاباند و از سنگینیِ مضمون سوگ و تنهایی میکاهند. بااینهمه، سازندگان گاهی بیش از اندازه به واکنشهای بانمک و طنز آشکار تکیه میکنند. نتیجه معمولاً سرگرمکننده است، اما همیشه ظریف نیست؛ برخی لحظهها بیشتر برای ایجاد خنده طراحی شدهاند تا پیشبرد شخصیت یا داستان.
تصویر، رنگ و موسیقی یکی از کامیابیهای برجستهٔ «ابومینبل» در ساختن جهان بصری آن است. فیلم از فضای شهری شانگهای به چشماندازهای طبیعی و کوهستانی میرسد و این جابهجایی را به فرصتی برای تغییر حالوهوا بدل میکند. رنگها زنده و پرطراوتاند و محیطها غالباً با حسی از شگفتی و گشودگی به تصویر درمیآیند.
« او موجودی کمحرف است و همین ویژگی، رابطهاش با یی را از توضیحهای لفظی بینیاز میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پویانمایی در صحنههای طبیعت، بهخصوص زمانی که تواناییهای جادویی اورست با محیط پیوند میخورند، تخیلبرانگیز و تماشایی است. موسیقی نیز نقشی فراتر از همراهی ساده دارد. ویولن برای یی به خاطرهٔ پدر و راهی برای بیان عاطفه تبدیل میشود؛ ازاینرو، صدا در فیلم با تجربهٔ درونی شخصیت اصلی گره میخورد.
بعضی لحظههای موسیقایی بهدرستی بر سکوت یا تصویر تکیه میکنند و حس پیوند میان انسانها و طبیعت را تقویت میسازند. انتخابهای موسیقایی همیشه به یک اندازه اثرگذار نیستند، اما در مجموع به فیلم هویت شنیداری گرم و خوشایندی میدهند. داستانی آشنا و ریتمی نابرابر روایت فیلم در بخشهایی از مسیر، از الگوهایی آشنا بهره میگیرد: گروهی ناهمگون که در سفر به یکدیگر نزدیک میشوند، خطرهایی که پیدرپی از راه میرسند و شخصیتهایی که بهتدریج معنای مسئولیت و رفاقت را میآموزند.
آشنایی این ساختار باعث میشود بسیاری از پیچوخمها از پیش قابلحدس باشند. فیلم کمتر میکوشد قواعد ژانر را دگرگون کند یا به پرسشهایش پاسخی غافلگیرکننده بدهد؛ ترجیح میدهد مسیر امن و مطمئن یک ماجراجویی خانوادگی را دنبال کند. ریتم نیز در همهٔ لحظات یکنواخت نیست. شروع داستان بهسرعت شخصیتها و موقعیت اصلی را معرفی میکند و به تماشاگر دلیلی برای همراهی میدهد، اما در ادامه بعضی بخشهای سفر بیش از نیاز طول میکشند.
« موسیقی نیز نقشی فراتر از همراهی ساده دارد. »
قوتها و کاستیها
تکرارِ فرار، تعقیب و گرفتارشدن، گاهی از کشش ماجراجویی میکاهد؛ بهویژه در نیمهٔ دوم که فیلم میان حرکت داستانی و مکثهای کمدی توازن کاملی برقرار نمیکند. صحنههای پرتحرک همچنان چشمنوازند، ولی زیبایی تصویر بهتنهایی نمیتواند همهٔ لحظههای کمشتاب را از یکنواختی نجات دهد. دوستی، خانواده و طبیعت «ابومینبل» درون سفری پرحادثه، چند مضمون روشن را دنبال میکند: خانواده فقط پیوند خونی نیست، دوستی با مسئولیت همراه است و موجودات زنده را نمیتوان به دارایی یا وسیلهای برای رسیدن به جاهطلبی شخصی فروکاست.
فیلم این مضمونها را با لحنی ساده و مستقیم عرضه میکند؛ سادگیای که برای مخاطب کمسن مناسب است، هرچند ممکن است برای تماشاگر بزرگسال تازگی چندانی نداشته باشد. رابطهٔ یی با خانوادهاش، بهخصوص با مادر و مادربزرگش، به داستان زمینهای صمیمی میدهد. سفر او به بیرون از شهر، در عین حال، فرصتی برای بازاندیشی دربارهٔ پیوندهای خانه است؛ نه فرار از خانواده، بلکه دیدن دوبارهٔ آن از فاصلهای تازه.
همین وجه است که به ماجراجویی فیلم گرمایی بیش از مجموعهای از حادثهها میبخشد. نگاه اثر به طبیعت نیز، هرچند گاه در قالب تصاویر خیالانگیز و اغراقشده بیان میشود، بر احترام به حیات و آزادی موجودات تأکید دارد. جمعبندی «ابومینبل» فیلمی خوشساخت، گرم و دیدنی است که جذابیت اصلیاش را از اورست دوستداشتنی، رنگآمیزی چشمنواز، موسیقی مؤثر و حس صمیمانهٔ رفاقت میگیرد.
« رابطهٔ یی با خانوادهاش، بهخصوص با مادر و مادربزرگش، به داستان زمینهای صمیمی میدهد. »
جمعبندی
داستان آن ساده و تا حدی قابلپیشبینی است و برخی بخشها، بهویژه در ادامهٔ مسیر، کش میآیند؛ افزون بر این، شوخیهای پرحرفانه گاهی از لطافت لحظهها کم میکنند. بااینحال، فیلم در انتقال حالوهوایی مهربان و امیدوار موفق است و برای تماشای خانوادگی انتخابی دلنشین به شمار میآید. ارزش آن نه در تازگی بیسابقهٔ قصه، بلکه در صداقتی است که به دوستی، سوگ، خانواده و مراقبت از دیگری میبخشد.
« ارزش آن نه در تازگی بیسابقهٔ قصه، بلکه در صداقتی است که به دوستی، سوگ، خانواده و مراقبت از دیگری میبخشد. »
ثبت دیدگاه