نقد و بررسی
نقد Abbott Elementary | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مدرسهای کوچک، مسئلهای بزرگ «Abbott Elementary» کمدیِ محیط کار را به مدرسهای دولتی در فیلادلفیا میبرد؛ جایی که کمبود امکانات، فرسودگی و بیاعتناییِ ساختار آموزشی بخشی از زندگی روزمرهاند. در میان این دشواریها، گروهی از آموزگاران میکوشند دانشآموزان را جدی بگیرند و از فرصتهای محدود، امکانهایی تازه بسازند.
سریال از همین تضاد نیرو میگیرد: مدرسهای که پیوسته با محدودیت روبهروست، اما آدمهایش هنوز حاضر نیستند از اثرگذاری دست بکشند. اثر را میتوان هم کمدیای درباره کار روزانه دانست و هم تصویری از نهادی عمومی که بار دشواریهایش اغلب بر دوش کسانی میافتد که کمترین اختیار را دارند. بااینحال، سریال بهجای آنکه از آغاز به بیانیهای اجتماعی تبدیل شود، از جزئیات کوچکِ کار در مدرسه، اختلاف سلیقهها و برخورد شخصیتهای ناهمگون، موقعیتهای طنز میسازد.
فصل نخست در قالب مستندنما روایت میشود و گروهی فیلمبردار را در حال ثبت زندگی کارکنان مدرسه نشان میدهد؛ انتخابی که به گفتوگوها و واکنشهای مستقیم شخصیتها امکان میدهد لایهای دیگر پیدا کنند. طنز ادارهای در فضای کلاس ساختار مستندنما یادآور کمدیهای محیط کار است، اما انتقال آن به مدرسه صرفاً تغییر دکور نیست.
اینجا موضوع کار، آموزش کودکانی است که نیازهایشان با بودجه و دستورالعملها همیشه همخوانی ندارد. نتیجه، طنزی است که در آن گرفتاریهای روزمره هم خندهدارند و هم نشانهای از مسئلهای جدیتر: کارمندان برای انجام درست وظیفهشان بارها ناچارند کمبودهای نهادی را با ابتکار شخصی جبران کنند.
« اینجا موضوع کار، آموزش کودکانی است که نیازهایشان با بودجه و دستورالعملها همیشه همخوانی ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دوربینِ حاضر در جهان داستان نیز به بخشی از بازی کمدی بدل میشود. نگاه کوتاه به دوربین، سکوتی پس از یک جمله نامتعارف یا توضیحی که شخصیت میکوشد رفتار خود را با آن توجیه کند، لحظهای مضحک میآفریند بیآنکه نیاز به شوخیهای پرسروصدا باشد. این ابزار گاهی موقعیت را دقیقتر میکند و گاهی، اگر بیش از اندازه به واکنشهای رو به دوربین تکیه کند، به راهحلی آشنا و قابلپیشبینی بدل میشود.
شخصیتهایی با منطقهای متفاوت جذابیت مجموعه بیش از آنکه به یک قهرمانِ بینقص وابسته باشد، از برخورد چند جهانبینی شکل میگیرد. Janine Teagues معلمی خوشبین و مشتاق است که میخواهد برای دانشآموزانش کاری انجام دهد؛ اما نیت خوبش همیشه با درک درستِ موقعیت همراه نیست. همین فاصله میان انگیزه و نتیجه، سرچشمه بخشی از طنز و رشد شخصیت اوست.
سریال نه خوشبینیاش را مسخره میکند و نه آن را راهحل کافی جلوه میدهد؛ بیشتر نشان میدهد که اشتیاق، وقتی با محدودیتهای واقعی برخورد میکند، به بازنگری و بلوغ نیاز دارد. در سوی دیگر، Gregory Eddie با احتیاط و خویشتنداری به محیط تازه نگاه میکند. کشاکش میان او و Janine تنها به تفاوت خلقوخو محدود نیست؛ هر دو در موقعیتهایی قرار میگیرند که باید درباره مسئولیت، جایگاه حرفهای و شیوه ارتباط با دیگران تصمیم بگیرند.
در کنارشان، Barbara Howard و Melissa Schemmenti تجربه و عملگراییِ دوگانهای را نمایندگی میکنند: اولی با اقتدار و باورهای ریشهدار خود، و دومی با راهحلهایی که اغلب بیرون از روال رسمی پیدا میشوند. Ava Coleman نیز یکی از منابع اصلی آشوب کمیک سریال است. مدیر مدرسهای که گاه از نیازهای واقعی محیط کار فاصله دارد، میتواند در نگاه نخست به شخصیتی صرفاً خودخواه یا بیکفایت فروکاسته شود؛ اما اجرای Janelle James به او حضوری چنان پرانرژی میدهد که صحنههایش معمولاً از حالت یکبعدی بیرون میآیند.
« دوربینِ حاضر در جهان داستان نیز به بخشی از بازی کمدی بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
خنده از شکاف میان ادعای او و واقعیت رفتارش پدید میآید، هرچند این شوخی در همه موقعیتها به یک اندازه ظریف یا تازه نیست. بازیگران محوری سریال عبارتاند از Quinta Brunson، Tyler James Williams، Janelle James، Lisa Ann Walter، Chris Perfetti و Sheryl Lee Ralph. آموزش، کمبود و مسئولیت یکی از امتیازهای سریال آن است که کمبود منابع را به تزئین پسزمینه محدود نمیکند.
کمبود بودجه و نیرو در شکلگیری تصمیمها و تعارضهای شخصیتها نقش دارد: آموزگاران باید میان خواستههایشان برای دانشآموزان و امکاناتی که در اختیار دارند فاصلهای را پر کنند. مدرسه در این تصویر نه صرفاً مکانی برای وقوع شوخیها، بلکه نهادی آسیبپذیر است که کیفیت کارش به تصمیمهایی وابسته است که کارکنانش لزوماً در آنها نقشی ندارند.
بااینهمه، سریال گرفتار تلخیِ یکنواخت نمیشود. طنزش مانع از آن است که شخصیتها فقط به قربانیان وضع موجود تبدیل شوند، و گرمای روابطشان نشان میدهد حمایت متقابل چگونه میتواند کار دشوار را تحملپذیرتر کند. اما این گرما جای نقد ساختاری را نمیگیرد؛ برعکس، گاهی یادآوری میکند که اتکای همیشگی به فداکاری کارکنان، خود بخشی از مسئله است.
سریال در بهترین لحظههایش از ستایش سادهلوحانه معلمان فاصله میگیرد و نشان میدهد عشق به کار، هرچقدر ارزشمند، نمیتواند بهتنهایی جای امکانات و پشتیبانی را پر کند. ریتم، شوخی و نوسان کیفیت فصل نخست از حیث ریتم یکدست نیست. برخی قسمتها با سرعتی مناسب میان بحران مدرسه، تعامل شخصیتها و موقعیت کمدی جابهجا میشوند؛ برخی دیگر دیرتر به نقطه قوت خود میرسند یا بر شوخیای تکیه میکنند که ظرفیت گسترش چندانی ندارد.
« آموزش، کمبود و مسئولیت یکی از امتیازهای سریال آن است که کمبود منابع را به تزئین پسزمینه محدود نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در قالب کمدی موقعیت، این نوسان چندان غافلگیرکننده نیست، اما وقتی قصه به موضوعات تکرارشونده بازمیگردد، ممکن است احساس شود که بخشهایی از قسمت بیش از آنکه پیشبرنده باشند، صرفاً به حفظ حالوهوا کمک میکنند. شوخیها نیز از نظر اثرگذاری یکسان نیستند. درخشانترین لحظهها معمولاً از شخصیتپردازی بیرون میآیند: از کسی که با اعتمادبهنفس نامتناسب وارد موقعیتی میشود، یا از برخورد میان نگاه آرمانگرایانه و نگاه واقعبینانه.
در مقابل، شوخیهایی که صرفاً بر اغراق یا رفتار نامعقول تکیه دارند، گاهی بهسادگی از کنار مخاطب میگذرند. همین ناهمواری سبب میشود سریال برای همه یک تجربه کمدیِ پیوسته و پُرخنده نباشد. روابط انسانی و خطر پراکندگی پیوند میان آموزگاران، ستون عاطفی مجموعه است. شخصیتها با وجود اختلافها بهتدریج شبکهای از همراهی میسازند؛ رابطهای که نه همیشه با اعترافهای بزرگ، بلکه با کمکهای عملی، همصحبتی و پذیرش نقصهای یکدیگر شکل میگیرد.
چنین رویکردی به سریال لطافتی میدهد که از موقعیتهای صرفاً خندهدار فراتر میرود. تماشاگر درمییابد که همکاران این مدرسه فقط کنار هم کار نمیکنند؛ در بسیاری از لحظهها، پشتوانه یکدیگر نیز هستند. اما تمرکز بر زندگی شخصی و روابط میان کارکنان میتواند گاه توجه را از خود مدرسه دور کند.
وقتی داستان بیشتر به کششها، سوءتفاهمها یا مسائل فردی میپردازد، وجه متمایزکننده مجموعه ــ یعنی تجربه کار در مدرسهای کمبرخوردار ــ موقتاً کمرنگ میشود. این گرایش الزاماً ضعف نیست؛ شخصیتها برای زندهماندن به زندگی بیرون از شغل نیاز دارند. بااینحال، توازن میان این دو حوزه تعیین میکند که هر قسمت تا چه اندازه به هویت ویژه سریال وفادار بماند.
« شوخیها نیز از نظر اثرگذاری یکسان نیستند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Abbott Elementary» کمدیای گرم و شخصیتمحور است که قالب آشنای مستندنمای محیط کار را به فضایی کمتر تکراری منتقل میکند. دستاورد اصلیاش در پیوند میان شوخی و مشاهده اجتماعی است: کمبودها و ناکارآمدیها موضوع طنز میشوند، اما جدیت نیازهای دانشآموزان و تعهد آموزگاران از نظر دور نمیماند.
بازیهای گروهی، تفاوت روشن شخصیتها و توانایی سریال در یافتن لحظههای انسانی میان دردسرهای روزمره، آن را به اثری خوشتماشا بدل میکند. در عین حال، ریتم بعضی قسمتها کند میشود و همه شوخیها به یک اندازه جواب نمیدهند. گاه نیز مناسبات شخصی سهمی میگیرند که بهتر بود با خط مدرسه متعادلتر میشد.
با وجود این لغزشها، فصل نخست هویتی روشن دارد: کمدیای درباره آدمهایی که در محیطی ناکامل، میکوشند کار درست را انجام دهند. این سریال نه راهحلی جادویی برای مشکلات آموزش عرضه میکند و نه ادعای چنین کاری دارد؛ ارزشش در آن است که با شوخطبعی و همدلی نشان میدهد پشت هر کلاس، انسانهایی ایستادهاند که تلاششان شایسته دیدهشدن است.
« در عین حال، ریتم بعضی قسمتها کند میشود و همه شوخیها به یک اندازه جواب نمیدهند. »



ثبت دیدگاه