نقد و بررسی
نقد چشمها (Aankhen) | 2002
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه برای یک سرقت «Aankhen» از همان نقطهٔ آغازینش بر ایدهای بنا میشود که همزمان ساده، غریب و سینمایی است: مردی که پس از اخراج از مدیریت بانک، برای انتقام نقشهٔ سرقت از همان بانک را میچیند و سه مرد نابینا را برای اجرای آن آموزش میدهد. فیلم نه فقط بر دشواری خودِ سرقت، بلکه بر تناقضی نمایشی تکیه میکند: کسانی که جامعه معمولاً تواناییشان را دستکم میگیرد، باید کاری را انجام دهند که به دقت، حافظه و اعتمادبهنفس فراوان نیاز دارد.
همین فرض داستانی، مخاطب را به جهان فیلم میکشاند و پرسشی جذاب پیش روی او میگذارد: آیا این نقشه میتواند از حد یک خیال ناممکن فراتر برود؟ جذابیت ایده در این است که سرقت را به نمایش مهارتهای جسمانی محدود نمیکند. آموزش، عادتسازی، اعتماد و هماهنگی میان اعضای گروه نیز اهمیت پیدا میکنند.
هر مرحله از تمرین میتواند زمینهٔ تعلیق یا شوخی باشد و فیلم، بهویژه در نیمهٔ نخست، از همین ظرفیت بهخوبی بهره میبرد. «Aankhen» برآمده از نمایشنامهای گجراتی به نام «Andhalo Pato» است؛ ریشهای نمایشی که در توجه آن به موقعیتهای فشرده و تقابلهای کلامی نیز احساس میشود. خشم، قدرت و شخصیت محوری وijay Singh Rajput شخصیتی است که نیروی پیشبرندهٔ روایت را فراهم میکند: مدیری سختگیر و تندخو که برخوردش با فساد، بهجای آنکه او را به چهرهای اخلاقی بدل کند، به خشونتی شخصی و کینهجویانه میانجامد.
فیلم از این تضاد برای ساختن نیروی دراماتیک خود استفاده میکند. Rajput از یک سو با تخلف مالی مخالف است، اما از سوی دیگر پس از آنکه جایگاه و اقتدارش را از دست میدهد، در مسیر قانونشکنی قدم میگذارد. این جابهجایی، پرسشی بالقوه عمیق دربارهٔ مرز عدالت و انتقام پیش میکشد: آیا او همچنان به اصولش وفادار است، یا فقط میخواهد دیگران را بهخاطر زخمی که خورده مجازات کند؟
« جذابیت ایده در این است که سرقت را به نمایش مهارتهای جسمانی محدود نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Amitabh Bachchan در این نقش حضوری مسلط دارد. او شخصیت را با لحنی آمرانه و ناآرام پیش میبرد و از فاصلهٔ میان ظاهر کنترلشدهٔ Rajput و آشفتگی درونیاش بهره میگیرد. حضور بازیگر، هر بار که وارد صحنه میشود، وزن و تهدیدی محسوس به فضا میافزاید. بااینحال، فیلم بیش از آنکه به کاوش روانشناختی کامل این مرد بپردازد، از او بهعنوان موتور نقشه و سرچشمهٔ تنش استفاده میکند؛ بنابراین بعضی ظرفیتهای شخصیتی او در حد اشاره باقی میمانند.
سه عضو گروه و نیروی رفاقت در سوی دیگر، Vishwas، Arjun و Ilyas هرکدام با انگیزه و خلقوخوی متفاوت وارد ماجرا میشوند. همین تفاوتها به گروه امکان میدهد از یک مجموعهٔ صرفاً کارکردی فراتر برود. Vishwas با بازی Akshay Kumar، بهواسطهٔ حس شهودی و واکنشهای سریعش، مرکز ثقل گروه میشود؛ Arjun با بازی Arjun Rampal، وجهی آرامتر و عاطفیتر دارد؛ و Ilyas با بازی Paresh Rawal، انرژی طنز را وارد صحنهها میکند.
رابطهٔ Vishwas و Arjun، بهخصوص، از نقاط قوت فیلم است. میان آن دو نوعی رفاقت و همراهی شکل میگیرد که در لحظههای پرتنش، روایت را انسانیتر و سرزندهتر میکند. Akshay Kumar در نقش Vishwas ترکیبی از شوخطبعی و مراقبت را ارائه میدهد و بازی او کمک میکند شخصیت به یک ابزار روایی صرف تبدیل نشود.
Arjun Rampal نیز در برابر او تعادل ایجاد میکند، هرچند شخصیتش در مقاطعی کمتر از آنچه ظرفیتش را دارد بسط مییابد. طنز Paresh Rawal میتواند ریتم صحنهها را سبک کند، اما همین ویژگی گاهی با جدیت موقعیت برخورد پیدا میکند. در نتیجه، شیمی میان بازیگران هم از فیلم حمایت میکند و هم یادآور دشواریِ حفظ توازن میان کمدی و تریلر است.
« Amitabh Bachchan در این نقش حضوری مسلط دارد. »
شخصیتها و اجرا
آموزش؛ جایی که فیلم جان میگیرد بخش آموزش سه مرد، یکی از جذابترین قسمتهای «Aankhen» است. فیلم در این بخش فرصت مییابد تواناییها و محدودیتهای شخصیتها را از راه کنش نشان دهد، نه فقط گفتوگو. تمرینها بهتدریج به الگویی برای شکلگیری اعتماد و هماهنگی تبدیل میشوند و تماشاگر میتواند تغییر گروه را دنبال کند: از افرادی با انگیزههای جداگانه تا مجموعهای که باید به یکدیگر متکی باشد.
این فرایند همچنین پرسشهایی دربارهٔ تصور عمومی از توانایی و ناتوانی مطرح میکند، هرچند فیلم همیشه به پیچیدگی این موضوع وفادار نمیماند و گاه برای پیشبرد هیجان، شخصیتهای نابینا را بیشتر در خدمت معمای سرقت قرار میدهد. Neha، با بازی Sushmita Sen، میان طراح نقشه و اعضای گروه نقش واسطه دارد.
موقعیت او از نظر دراماتیک مهم است، زیرا آموزش را به رابطهای انسانی و اخلاقی پیوند میزند، نه فقط به مجموعهای از تمرینهای فنی. بااینحال، فیلم در پرداخت تجربهٔ او و پیامدهای شخصیِ گرفتار شدن در این ماجرا میتوانست عمیقتر باشد. او گاه بیشتر به ابزاری برای اتصال خطوط داستانی شباهت پیدا میکند تا شخصیتی که مسیر مستقل و کاملاً پروردهای دارد.
ریتم، تعلیق و لغزشهای روایت نیمهٔ نخست با کنجکاوی و انرژی پیش میرود. طرح سرقت بهآرامی شکل میگیرد، رابطهٔ اعضای گروه جا میافتد و تمرینها به مخاطب امکان میدهند خطرِ مأموریت را تصور کند. فیلم در این بخش از انتظار بهره میگیرد: آیا نقشه عملی خواهد شد؟ آیا گروه میتواند به اندازهٔ کافی هماهنگ شود؟
« آموزش؛ جایی که فیلم جان میگیرد بخش آموزش سه مرد، یکی از جذابترین قسمتهای «Aankhen» است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این پرسشها تعلیقی ساده اما مؤثر ایجاد میکنند، بیآنکه لازم باشد جزئیات پایان یا پیچش اصلی آشکار شود. در نیمهٔ دوم، اما، انسجام و ریتم آسیب میبیند. روایت بهجای آنکه همهٔ رشتههای کاشتهشده را با دقت به هم پیوند دهد، گاهی میان موقعیتهای جدی، شوخیها و رخدادهای پرتنش جهش میکند.
برخی صحنهها چنان به نظر میرسند که مستقل از جریان اصلی طراحی شدهاند و اتصالشان به رخدادهای پیشین یا پیامدهای بعدی بهاندازهٔ کافی طبیعی نیست. همین ناهماهنگی، از شدت تعلیق میکاهد؛ زیرا مخاطب بهجای آنکه پیوسته در منطق درونی ماجرا غوطهور بماند، گاه متوجه تصنعِ پیوندها میشود. فیلم همچنان لحظههای سرگرمکننده دارد، اما دیگر همیشه نمیتواند نیروی نیمهٔ اول را حفظ کند.
طنز، موسیقی و هویت سینمایی «Aankhen» در انتخاب لحن، میان تریلر جنایی، درام و کمدی رفتوآمد میکند. این آمیختگی بخشی از هویت فیلم است و به آن رنگوبویی پرتحرک و عامهپسند میبخشد؛ اما در لحظههایی که داستان به سمت خطر یا اندوه میرود، شوخیهای ناگهانی ممکن است اثر عاطفی صحنه را تضعیف کنند.
مسئله خودِ حضور طنز نیست، بلکه میزان سازگاری آن با موقعیت است. هنگامی که طنز از شخصیتها و رابطهٔ آنها سرچشمه میگیرد، به گروه جان میبخشد؛ هنگامی که صرفاً برای سبک کردن فضا وارد میشود، جدیت روایت را مختل میکند. موسیقی و ترانهها نیز بخشی از قرارداد سینمای تجاری هند در آن دورهاند، اما همهٔ آنها به یک اندازه با حرکت دراماتیک داستان هماهنگ نیستند.
« این پرسشها تعلیقی ساده اما مؤثر ایجاد میکنند، بیآنکه لازم باشد جزئیات پایان یا پیچش اصلی آشکار شود. »
قوتها و کاستیها
بعضی لحظههای نمایشی، بهویژه وقتی از مسیر اصلی روایت فاصله میگیرند، ممکن است برای مخاطب امروز نامأنوس یا گسسته به نظر برسند. فیلم از نظر بصری و اجرایی میکوشد مقیاسی بزرگتر از یک نمایش صحنهای داشته باشد، بااینحال خاستگاه نمایشی آن در تمرکز بر موقعیتهای محدود و رویاروییهای کلامی همچنان محسوس است.
جمعبندی «Aankhen» فیلمی است که نیروی اصلیاش از جسارت ایده و ترکیب بازیگرانش میآید. تصور سرقت بانکی بهدست سه مرد نابینا، از همان ابتدا ظرفیتی چشمگیر برای تعلیق، طنز و کشمکش انسانی فراهم میکند؛ بازی مسلط Amitabh Bachchan به نقشه تهدید و اقتدار میبخشد و همراهی Akshay Kumar و Arjun Rampal به گروه انرژی و گرما میدهد.
فیلم در نیمهٔ نخست از این امکانات با شور بیشتری استفاده میکند و تمرینها و شکلگیری رابطهها را به بخشی زنده از روایت بدل میسازد. در مقابل، نیمهٔ دوم در اتصال صحنهها و حفظ توازن لحن کمدقتتر است. شوخیها گاهی با جدیت موقعیت همخوان نمیشوند و برخی رخدادها بیش از آنکه از دل شخصیتها و منطق قصه بیرون بیایند، برای پیش بردن نمایش طراحی شدهاند.
این لغزشها مانع از آن نمیشوند که فیلم همچنان سرگرمکننده و بهیادماندنی باشد، اما فاصلهٔ میان ایدهٔ بسیار جذابش و اجرای نابرابر آن را آشکار میکنند. حاصل، اثری نامتعارف و پرانرژی است که بیش از آنکه در همهٔ اجزایش یکپارچه باشد، با شخصیتهای پرجاذبه، طرح جسورانه و لحظههای موفقش در ذهن میماند.
« جمعبندی «Aankhen» فیلمی است که نیروی اصلیاش از جسارت ایده و ترکیب بازیگرانش میآید. »
ثبت دیدگاه