نقد و بررسی
نقد اودیسه نویسنده (A Writer's Odyssey) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای میان دو جهان «A Writer’s Odyssey» از ایدهای پرکشش آغاز میشود: رمانی فانتزی نهفقط در ذهن نویسنده و خوانندگانش، بلکه در واقعیت نیز اثر میگذارد. لو کونگوِن، نویسندهای گرفتار در زندگی روزمره، داستان نوجوانی همنام خود را مینویسد؛ قهرمانی که در جهانی خشن و افسانهای با فرمانروایی ستمگر روبهروست.
همزمان، گوان نینگ مأمور میشود نویسنده را از میان بردارد؛ مأموریتی که با امید او به یافتن دختر گمشدهاش گره خورده است. این دو خط روایی، فیلم را به قلمرویی میبرند که در آن تخیل و واقعیت پیوسته بر یکدیگر سایه میاندازند. فیلم در سال ۲۰۲۱ به کارگردانی لو یانگ ساخته شده و از داستانی نوشتهٔ شوانگ شوتائو الهام میگیرد.
جذابیت اصلی این طرح در امکانهای روایی آن است. آیا نویسنده جهان داستانش را میسازد، یا جهان داستان بهنوعی از کنترل او بیرون میرود؟ و اگر سرنوشت شخصیتهای خیالی با زندگی آدمهای واقعی پیوند بخورد، مرز مسئولیت و اختیار کجا قرار میگیرد؟ فیلم این پرسشها را به شکل مستقیم و فلسفی دنبال نمیکند، اما آنها را بهعنوان نیروی محرک ماجرا به کار میگیرد.
همین ابهامِ بنیادین، وعدهٔ سفری نامتعارف را میدهد؛ سفری که در بهترین لحظات، تماشاگر را به بازی میان دو سطح واقعیت فرامیخواند. برخورد واقعیت و خیال رفتوآمد میان جهان روزمره و قلمرو فانتزی، ویژگی محوری فیلم است؛ نه آرایهای فرعی که بتوان آن را از روایت جدا کرد. در بخشهای واقعگرایانه، تعقیب، تهدید و جستوجوی گوان نینگ به داستان حالوهوایی جنایی و پراضطراب میدهد.
« این دو خط روایی، فیلم را به قلمرویی میبرند که در آن تخیل و واقعیت پیوسته بر یکدیگر سایه میاندازند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، جهان رمان با جنگجویان، دشمنان سهمگین و چشماندازهای افسانهای، به یک حماسهٔ ماجراجویانه نزدیک میشود. این تفاوت در جنس تصویر و حرکت، به فیلم تنوع میبخشد و باعث میشود هر بار که از یک جهان به جهان دیگر میرویم، با بافتی تازه روبهرو شویم. بااینحال، همین ساختار دوگانه گاهی به جای آنکه معنا را عمیقتر کند، تمرکز را پراکنده میسازد.
دو قصه قرار است یکدیگر را بازتاب دهند و به هم معنا ببخشند، اما پیوندشان همیشه به اندازهٔ کافی روشن یا روان نیست. لحظاتی پیش میآید که تماشاگر هنوز در حال هضم یک موقعیت است که فیلم او را به سوی صحنهای دیگر میبرد. در نتیجه، ارتباط میان رخدادهای دو جهان ممکن است بیشتر شبیه مجموعهای از جهشهای پیاپی احساس شود تا حرکتی تدریجی و استوار.
تصویر، جهانسازی و صحنههای فانتزی از نظر بصری، فیلم بلندپروازی آشکاری دارد. قلمرو فانتزی با طراحی پرجزئیات، موجودات غریب، زرههای چشمگیر و نبردهای پرتحرک، حضوری متمایز پیدا میکند. جلوههای ویژه صرفاً برای پرکردن قاب به کار نرفتهاند؛ در بسیاری از صحنهها، بخشی از هویت آن جهان را میسازند.
محیطهایی که با خطر، ویرانی و شکوه افسانهای آمیختهاند، حس مکانی را پدید میآورند که قواعدش با زندگی روزمره تفاوت دارد. فیلم در این زمینه، نیروی تخیل تصویری خود را بیپرده به نمایش میگذارد. صحنههای اکشن نیز از همین توانایی بهره میبرند. برخوردها معمولاً مقیاسی بزرگ دارند و حرکت دوربین و طراحی صحنه میکوشند به هر نبرد، حس حادثهای سرنوشتساز بدهند.
« بااینحال، همین ساختار دوگانه گاهی به جای آنکه معنا را عمیقتر کند، تمرکز را پراکنده میسازد. »
شخصیتها و اجرا
برای تماشاگرانی که از سینمای فانتزیِ پرتحرک لذت میبرند، این فراوانیِ تصویر و حرکت میتواند مهمترین عامل جذابیت باشد. اما گاه شکوه بصری آنقدر بر صحنه مسلط میشود که فرصت تأمل در پیامدهای عاطفی یا روایی آن کمرنگ میماند. تصویر چشمنواز است، ولی همیشه به معنای تصویر بهیادماندنی یا اثرگذار از نظر دراماتیک نیست.
روایت پرشتاب و مسئلهٔ تمرکز فیلم ایدههای بسیاری را در کنار هم میگذارد: نویسنده و اثرش، دو جهانِ درهمتنیده، مأموریت ترور، جستوجوی خانوادگی، قدرت و سلطه، و نسبت میان آفرینش هنری و واقعیت. هر یک از این عناصر بهتنهایی ظرفیت شکلدادن به روایتی مستقل را دارد. مشکل آنجاست که فیلم برای جاانداختن همهٔ آنها زمان و فضای یکسانی فراهم نمیکند.
بعضی مفاهیم تنها معرفی میشوند و پیش از آنکه فرصت پیدا کنند در ذهن مخاطب ریشه بدوانند، زیر فشار رخداد بعدی قرار میگیرند. این شتاب، بهویژه در گذار میان دو قصه نمود پیدا میکند. فیلم میخواهد هم ماجرای گوان نینگ را پیش ببرد و هم حماسهٔ درون رمان را به اندازهٔ کافی گسترش دهد؛ اما توازن این دو خط همیشه برقرار نمیماند.
گاهی یکی از آنها پررنگ میشود و دیگری بیشتر حکم توقفی میان دو بخش را پیدا میکند. از همین رو، ممکن است تماشاگر از نظر دیداری سرگرم بماند، اما در دنبالکردن پیوندهای علتومعلولی یا اهمیت هر شخصیت دچار تردید شود. این کاستی، حاصل کمبود خیال نیست؛ بیشتر از فشردگی بیش از اندازهٔ خیالهای متعدد در یک روایت ناشی میشود.
« اما گاه شکوه بصری آنقدر بر صحنه مسلط میشود که فرصت تأمل در پیامدهای عاطفی یا روایی آن کمرنگ میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتها و بار عاطفی داستان در مرکز قصه، گوان نینگ قرار دارد؛ مردی که انگیزهاش با فقدان و امید به یافتن دخترش پیوند خورده است. این هدف شخصی، به ماجراجویی او وجهی انسانی میدهد و باعث میشود مأموریتش صرفاً مجموعهای از تعقیبها و درگیریها نباشد. در برابر او، لو کونگوِن جایگاهی متفاوت دارد: نویسندهای که اثرش به شکلی رازآلود با زندگی بیرون از صفحه ارتباط پیدا میکند.
تضاد میان مردی که در پی یافتن عزیزش است و نویسندهای که باید با پیامدهای نوشتهاش مواجه شود، میتوانست بنیان عاطفی نیرومندی برای فیلم باشد. بااینهمه، گستردگی جهان و تعدد رخدادها مجال چندانی برای مکث بر روابط و دگرگونیهای درونی شخصیتها باقی نمیگذارد. انگیزههای اصلی قابلفهماند، اما برخی شخصیتها بیش از آنکه در مسیر تحول عمیقی قرار گیرند، در خدمت پیشبرد ماجرا میمانند.
ازاینرو، پیوند عاطفی با آنان ممکن است برای بخشی از مخاطبان محدود باشد. فیلم در خلق موقعیتهای بزرگ و غریب دستِ بازتری دارد تا در پرورش آرام و پیوستهٔ احساسات. ایدهٔ نویسندگی و حدود اختیار در لایهای زیرین، «A Writer’s Odyssey» دربارهٔ قدرت داستانگویی نیز هست. نویسنده شخصیتی جدا از قهرمان قصهاش نیست؛ رابطهٔ میان آفریننده و آفریده، همچون آینهای میان دو جهان عمل میکند.
چنین تمهیدی این امکان را میدهد که فیلم دربارهٔ نفوذ تخیل بر زندگی، مسئولیت پدیدآورنده و استقلال شخصیتها پرسشهایی مطرح کند. حتی عنوان اثر نیز بر سفری تأکید دارد که فقط جغرافیایی نیست: سفر درون یک روایت و مواجهه با پیامدهای آن است. اما فیلم بیشتر از آنکه این ایدهها را به بحثی دقیق و پیوسته بدل کند، آنها را در قالب حادثه و تصویر پیش میبرد.
« ازاینرو، پیوند عاطفی با آنان ممکن است برای بخشی از مخاطبان محدود باشد. »
قوتها و کاستیها
برای بعضی تماشاگران، این انتخاب نیرویی سرگرمکننده دارد؛ اندیشهها در دل یک ماجرای پرتحرک مطرح میشوند و فیلم از سنگینیِ توضیحهای طولانی دور میماند. برای دیگران، همین رویکرد میتواند حسِ ناتمامماندن پدید آورد: پرسشها طرح میشوند، اما همیشه فرصت کافی برای کاوش در آنها فراهم نیست.
فیلم در نتیجه بیشتر از آنکه یک تأمل فلسفی منسجم باشد، ترکیبی پرانرژی از خیالپردازی، اکشن و نشانههای تأملبرانگیز است. جمعبندی «A Writer’s Odyssey» اثری دیدنی و بلندپرواز است که از ایدهٔ پیوند جهان داستان با واقعیت، ماجرایی فانتزی و پرجنبوجوش میسازد. طراحی بصری، جلوههای ویژه و فضای متنوع جهان رمان، از برجستهترین امتیازهای آناند؛ عناصری که میتوانند تماشاگر را درگیر کنند، حتی هنگامی که روایت از نظر پیوند و تمرکز لغزش دارد.
در مقابل، رفتوآمدهای پرتعداد میان دو خط داستانی، انباشت ایدهها و فرصت محدود برای پرورش شخصیتها، تجربهای نابرابر میآفرینند. فیلم برای مخاطبی که بیش از انسجام روایی، از تصویرهای خیالانگیز و ماجراجوییِ غیرمعمول لذت میبرد، انتخابی جذاب است؛ اما کسی که به روایت دقیق و روشن وابستگی بیشتری دارد، ممکن است با بخشی از شلوغی و ابهام آن فاصله بگیرد.###
ثبت دیدگاه