نقد و بررسی
نقد A Wanderer's Notebook | 1962
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زندگیای که به دفتر بدل میشود «A Wanderer's Notebook» یا «هورُوکی» ساختهٔ میکیو ناروسه، تصویری از فومیکو هایاشی است که نویسندگی را نه چون رؤیایی دور از زندگی، بلکه بهمنزلهٔ شیوهای برای ثبت و دوامآوردن در دل زندگی میبیند. فیلم از سالهایی میگوید که فومیکو برای گذران روزگار میان کارهای ناپایدار، خانههای موقت و رابطههایی فرساینده در رفتوآمد است؛ و همزمان میکوشد تجربههایش را به نوشته بدل کند.
اهمیت این انتخاب در آن است که اثر، رنج را به پسزمینهای تزئینی برای نبوغ هنری تبدیل نمیکند. نوشتن از دل همان فقر، کار طاقتفرسا و بیثباتی عاطفی سر برمیآورد. این فیلم اقتباسی از زندگی و کارنامهٔ هایاشی است و در عین حال به خاطرهنگاری او وفادار میماند: روایتی که بیش از آنکه مسیر صعودی یک چهرهٔ مشهور را دنبال کند، از دستوپنجه نرمکردن روزمره برای بقا ساخته شده است.
از همین رو، موفقیت ادبی در مرکز تجربهٔ فیلم قرار نمیگیرد؛ آنچه اهمیت دارد، استمرار تلاش است، حتی وقتی نتیجهای فوری در کار نیست. ناروسه و واقعگرایی بیتسکین میکیو ناروسه با دوری از ملودرام آشکار، جهانی میسازد که در آن فشارهای اجتماعی بیشتر از راه انباشت جزئیات احساس میشوند تا رخدادهای بزرگ.
« اهمیت این انتخاب در آن است که اثر، رنج را به پسزمینهای تزئینی برای نبوغ هنری تبدیل نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دشواریهای فومیکو به شکل بحرانی واحد و استثنایی ظاهر نمیشوند؛ کار کمدرآمد، تحقیر، بیپناهی و ناامیدی در زندگی او بارها تکرار میشوند و همین تکرار، سازوکار فرسایندهٔ فقر را ملموس میکند. فیلم به تماشاگر فرصت نمیدهد رنج را تنها در قالب یک صحنهٔ تکاندهنده مصرف کند؛ آن را به وضعیتی پیوسته بدل میسازد.
لحن اثر تلخ است، اما تلخیاش به سیاهنمایی نمایشی نمیانجامد. ناروسه با نوعی خویشتنداری، فاصلهای سنجیده میان دوربین و شخصیت حفظ میکند. این فاصله میتواند سرد به نظر برسد، اما در بهترین لحظهها اجازه میدهد تماشاگر خود به تناقضها و زخمهای فومیکو نزدیک شود. فیلم به جای تحمیل احساس، شرایطی میآفریند که در آن احساس از دل موقعیتها شکل میگیرد.
زنی در میدان کار و مناسبات مردسالارانه تلاش فومیکو برای انتشار نوشتههایش، فقط کشمکشی حرفهای نیست؛ با پرسشی اساسیتر گره خورده است: زنی که استقلال اقتصادی ندارد، چگونه میتواند صدای خود را به رسمیت بشناساند؟ او برای امرار معاش کار میکند، اما مشاغلش امنیت و منزلت چندانی برایش فراهم نمیکنند.
« لحن اثر تلخ است، اما تلخیاش به سیاهنمایی نمایشی نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
در عرصهٔ ادبی نیز استعداد بهتنهایی کافی نیست؛ دیدهشدن و جدی گرفتهشدن تابع مناسباتی است که زنان را به حاشیه میراند. فیلم در پرداخت این مسئله، فومیکو را به نمادی بینقص از مقاومت بدل نمیکند. او گاه تصمیمهایی میگیرد که به رنج بیشترش میانجامند و در روابط عاطفی نیز از آسیب مصون نیست.
این آسیبپذیری، شخصیت را از الگوی قهرمانانهٔ سادهانگارانه دور میکند. در عین حال، اثر گاهی چنان بر دوامآوردن و پشتکار او تأکید میکند که پیچیدگی ساختارهای اجتماعی زیر سایهٔ نیروی فردیاش قرار میگیرد؛ گویی تحملکردن، خود پاسخ نهایی به بیعدالتی است. بازی هیدکو تاکامینه و سیمای فومیکو هیدکو تاکامینه ستون اصلی فیلم است.
بازی او فومیکو را نه با قهرمانی پرشور، بلکه با ترکیبی از خستگی، سرسختی و حساسیت زنده میکند. در چهره و رفتار او میتوان زنی را دید که بارها ناچار شده خواستههایش را با نیازهای فوری زندگی تطبیق دهد، اما هنوز از نوشتن دست نکشیده است. تاکامینه نقش را به احساسات آشکار و پیوسته متکی نمیکند؛ گاه سکوت، مکث یا واکنشی کوتاه بیش از گفتار، وضعیت درونی شخصیت را روشن میسازد.
« فیلم در پرداخت این مسئله، فومیکو را به نمادی بینقص از مقاومت بدل نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در کنار او، بازیگران نقشهای مکمل به ترسیم جهان اجتماعی فیلم کمک میکنند؛ جهانی که در آن حمایت، بهرهکشی، وابستگی و بیمسئولیتی میتوانند در روابط نزدیک به هم گره بخورند. با این همه، برخی لحظهها بازیها به سوی اغراق میروند و از خویشتنداری کلی اثر فاصله میگیرند. این ناهماهنگی، هرچند فیلم را از هم نمیگسلد، گاهی یادآوری میکند که میان واقعیت تلخ داستان و بیان نمایشی آن تنشی حلنشده وجود دارد.
روایت اپیزودیک و تکرار رنج ساختار اپیزودیک فیلم با زندگی آوارهوار فومیکو تناسب دارد. دورهها و موقعیتهای متفاوت، حسی از ناپایداری میآفرینند؛ گویی شخصیت پیوسته از نقطهای به نقطهٔ دیگر رانده میشود، بیآنکه فرصت استقرار داشته باشد. این قالب همچنین به فیلم اجازه میدهد بخشهایی از زندگی را همچون یادداشتهایی مستقل کنار هم بنشاند و تجربهٔ زیسته را به جای یک مسیر کلاسیک و هموار، مجموعهای از برخوردها و وقفهها نشان دهد.
اما همین ویژگی، ضعف روایی اثر نیز هست. بعضی بخشها به جای آنکه شناخت تازهای از فومیکو یا مناسبات پیرامونش به دست دهند، صرفاً شکل دیگری از همان دشواریهای پیشین را عرضه میکنند. تکرار در سطح مضمون معنادار است، ولی همیشه دراماتیک نیست؛ گاهی احساس میشود داستان در همان حلقهٔ فقر، رابطهٔ آسیبزا و امید به انتشار میچرخد.
« با این همه، برخی لحظهها بازیها به سوی اغراق میروند و از خویشتنداری کلی اثر فاصله میگیرند. »
قوتها و کاستیها
همچنین، دنیای درونی فومیکو در مقاطعی کمتر از آنچه ظرفیت شخصیت اقتضا میکند بسط مییابد. فیلم رنج او را بهخوبی نشان میدهد، اما در همهٔ لحظهها به همان اندازه روشن نمیکند که او در سکوت با چه اندیشهها و کشمکشهایی روبهروست. تصویر، فضا و رابطهٔ نوشته با سینما تصویر سیاهوسفید فیلم به جهان آن نوعی خشکی و زمختی میبخشد که با ناامنی زندگی فومیکو همخوان است.
فضاها بیش از آنکه پناهگاهی مطمئن باشند، ایستگاههایی موقتاند؛ مکانهایی که آدمها در آنها کار میکنند، میخوابند یا منتظر فرصتی بهتر میمانند. این کیفیت بصری، حس بیجایی را تقویت میکند و به عنوان فیلم معنایی فراتر از جابهجایی مکانی میدهد: فومیکو هم در شهر و هم در مناسبات اجتماعی خود، پیوسته در حال یافتن جایگاهی است که بهآسانی به او داده نمیشود.
پیوند نوشتههای فومیکو با تصویر نیز از عناصر مهم اثر است. فیلم میکوشد نوشتن را نه صرفاً موضوعی دربارهٔ شخصیت، بلکه بخشی از زبان روایی خود کند؛ ثبت تجربه و بازخوانی آن، راهی برای تبدیل زندگی به معناست. با این حال، ادای احترام فیلم به نویسنده گاه چنان آشکار میشود که خطر آرمانیکردن او را در پی دارد.
« همچنین، دنیای درونی فومیکو در مقاطعی کمتر از آنچه ظرفیت شخصیت اقتضا میکند بسط مییابد. »
جمعبندی
فومیکو زمانی جذابتر و باورپذیرتر است که اثر اجازه میدهد ناسازگاریها، تندیها و محدودیتهایش در کنار شجاعتش باقی بمانند، نه آنکه همهچیز به تصویری ستایشآمیز از استقامت فروکاسته شود. جمعبندی «A Wanderer's Notebook» بیش از آنکه زندگی فومیکو هایاشی را به روایتی صیقلی از کامیابی تبدیل کند، بر بهای انسانی نوشتن و زندهماندن مکث میکند.
فیلم در نمایش پیوند میان فقر، جنسیت، کار و امکان بیان هنری صادق و اثرگذار است؛ و بازی هیدکو تاکامینه به این جهان خسته اما تسلیمناپذیر نیرویی انسانی میبخشد. در مقابل، تکرار اپیزودها، محدودماندن برخی لایههای شخصیت و گاه ستایشگری آشکار، از پیچیدگی اثر میکاهد. با وجود این کاستیها، فیلم تصویری ماندگار از نویسندگی بهمثابه کنشی روزمره عرضه میکند: نه شکوهی جدا از زندگی، بلکه تلاشی برای آنکه زندگیِ دشوار، هرچند ناقص و بیپناه، از قلم نیفتد.
« در مقابل، تکرار اپیزودها، محدودماندن برخی لایههای شخصیت و گاه ستایشگری آشکار، از پیچیدگی اثر میکاهد. »
ثبت دیدگاه