نقد و بررسی
نقد یک کریسمس خیلی ورمونتی (A Very Vermont Christmas) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کریسمسِ آشنا در ورمونت «A Very Vermont Christmas» فیلمی تلویزیونی از جان استیمپسون است که قصهاش را در فضایی برفی و آراسته به نشانههای آشنای تعطیلات میگذراند. جوی، اسکیباز قهرمان و آبجوساز جوان، میکوشد میخانه و کسبوکار خانوادگیاش را از خطر تعطیلی نجات دهد. آشناییاش با زک، فروشندهٔ آبجو و اسکیبازی کمتجربه، او را به مسیر همکاریای میکشاند که هم رنگوبوی رقابت تجاری دارد و هم ظرفیت شکلگیری یک رابطهٔ عاشقانه.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ تجربهای پرتنش یا غافلگیرکننده نمیدهد؛ جاذبهاش را باید در آشنایی این دو، حالوهوای زمستانی و تسکینی جستوجو کرد که از قصههای کریسمسیِ ساده انتظار میرود. قصهای دربارهٔ کسبوکار، خانواده و اعتماد ستون اصلی داستان، نگرانی جوی دربارهٔ آیندهٔ کسبوکار خانوادگی است؛ جایی که خاطرهٔ پدر درگذشته و پیوند او با مادرش، ماری، به مسئلهای مالی بُعدی عاطفی میدهد.
در برابر این واحد کوچک خانوادگی، جهان رقابت تجاری و بازیگران بزرگتر قرار میگیرد؛ تقابلی آشنا که فیلم آن را به زبانی ساده و قابلفهم روایت میکند. مسابقهٔ ساخت نوشیدنی فصلی نیز به قصه هدفی روشن میدهد: شخصیتها باید پیش از فرارسیدن کریسمس برای حفظ آنچه دوست دارند تلاش کنند. همکاری جوی و زک بر مبادلهای دوطرفه بنا شده است: او به زک اسکی میآموزد و زک در ساخت نوشیدنی به او کمک میکند.
این سازوکار، هم زمینهای برای نزدیکی دو شخصیت فراهم میکند و هم قصه را از یک رمانس معمولیِ دیدار و دلباختن اندکی دور میسازد. بااینحال، فیلم در پرورش موانع چندان جسور نیست. سوءظن، رقابت با رقیبی شخصی و دشواریهای کسبوکار، بهسرعت در جایگاه موانعی آشنا قرار میگیرند؛ از همین رو مسیر عاطفی و تجاری اثر، برای تماشاگران این گونهٔ سینمایی غریب نخواهد بود.
« جوی، اسکیباز قهرمان و آبجوساز جوان، میکوشد میخانه و کسبوکار خانوادگیاش را از خطر تعطیلی نجات دهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ جوی و زک؛ شیرینی در برابر عمق بخش مهمی از جذابیت فیلم به هماهنگی جوی و زک وابسته است. جوی شخصیتی پرانرژی و سرزنده دارد و خندههایش از لحظههای واقعاً دلنشین فیلم به شمار میآیند؛ لحظههایی که به نقش او گرما میبخشند و از خشکی بخشهایی از روایت میکاهند. زک نیز با دلنشینی و علاقهاش به شناخت طعمها، مکمل مناسبی برای جوی است.
رابطهٔ آنها بر تفاوت تجربه و مهارت استوار است و همین تفاوت امکان شوخی و همدلی ایجاد میکند. اما دوستداشتنیبودن زوج اصلی همیشه به معنای باورپذیربودن رابطه نیست. فیلم گاهی بهجای آنکه نزدیکی دو نفر را از دل گفتوگوها و تغییرات ظریف رفتاری بسازد، آن را به پیشروی سریع موقعیتها میسپارد.
در نتیجه، بخشی از تماشاگران ممکن است جذابیت این زوج را بپذیرند، اما عمق عاطفی میان آنها را کمتر از حد انتظار بیابند. شیمی بازیگران نیز در همهٔ لحظهها یکدست نیست: در صحنههایی، ارتباطشان دلپذیر و سبکبال است؛ در صحنههایی دیگر، مکثها و واکنشها حالتی خشک پیدا میکنند. بازیها و لحن اجرا Katie Leclerc در نقش جوی بهترین فرصت فیلم را برای ایجاد شور و سرزندگی در اختیار دارد.
بازی او، بهخصوص هنگامی که شخصیت از خویشتنداری فاصله میگیرد و با خنده یا شوق واکنش نشان میدهد، دلنشین است. همین لحظههای خودجوش به جوی هویتی متمایزتر از قهرمان معمولیِ فیلمهای تعطیلاتی میدهند. Ryan McPartlin نیز زک را با لحنی آرام و خوشبرخورد بازی میکند، هرچند این آرامش گاهی به بیحالی نزدیک میشود.
« رابطهٔ جوی و زک؛ شیرینی در برابر عمق بخش مهمی از جذابیت فیلم به هماهنگی جوی و زک وابسته است. »
شخصیتها و اجرا
بازی برخی از نقشهای فرعی نیز بهاندازهای طبیعی نیست که بتواند تنشهای قصه را محکمتر کند. در مجموع، اجراها با لحن سبک و خانوادگی فیلم تناسب دارند، اما همیشه حس spontaneity و زندگی را منتقل نمیکنند. وقتی شخصیتها دربارهٔ رابطه یا بحران کاری حرف میزنند، بعضی گفتوگوها بیش از آنکه برخاسته از شخصیتها باشند، شبیه ابزارهایی برای جلو بردن پیرنگ به نظر میرسند.
این ضعف، در فیلمی که بیش از هر چیز بر همراهی تماشاگر با شخصیتها تکیه دارد، محسوس است. آبجوسازی؛ ایدهای تازه با پرداختی نامتوازن استفاده از آبجوسازی بهعنوان محور قصه، در میان داستانهای کریسمسی انتخابی نسبتاً متمایز است. نوشیدنی فصلی، مسابقهٔ محلی و راز دستور ساخت، به روایت هویتی میدهند که میتوانست آن را از انبوه داستانهای عاشقانهٔ تعطیلات جدا کند.
همچنین مشارکت جوی و زک در ساخت محصولی مشترک، به رابطهشان معنایی عملی میبخشد: آنها فقط به هم علاقهمند نمیشوند، بلکه باید با هم کاری را پیش ببرند. مشکل آن است که این جزئیات همیشه به درام زندهای تبدیل نمیشوند. گفتوگوهای مربوط به فرآیند تهیه و ویژگیهای نوشیدنی گاه طولانی و کمکششاند و ممکن است برای تماشاگری که به این موضوع علاقهای ندارد، به حاشیهای فرساینده بدل شوند.
فیلم گاهی چنان بر اصطلاحات و مراحل کار مکث میکند که ریتم عاطفیاش کند میشود. ایدهٔ آبجوسازی ظرفیت بیشتری از آنچه در نهایت به دست میآورد دارد: میتوانست پیوند شخصیتها را ملموستر کند یا مضمون ساختن چیزی مشترک را بسط دهد، اما در بخشهایی بیشتر حکم موضوعی تزئینی را پیدا میکند. برف، تزئینات و حس مکان تصاویر زمستانی و تزئینات کریسمسی از موفقترین عناصر فیلماند.
« بازی برخی از نقشهای فرعی نیز بهاندازهای طبیعی نیست که بتواند تنشهای قصه را محکمتر کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برف و فضای پیست اسکی، قابهایی میسازند که حس تعطیلات و پناهگرفتن در جهانی آرام را تقویت میکنند. میخانهٔ خانوادگی نیز با کارکردی فراتر از محل کسبوکار، به نمادی از تعلق و خاطره تبدیل میشود؛ مکانی که جوی نمیخواهد آن را بهسادگی از دست بدهد. این فضاها هرچند بهتنهایی قصه را عمیقتر نمیکنند، برای ایجاد لحن گرم و تماشایی آن مؤثرند.
بااینحال، عنوان فیلم انتظار تصویری پررنگ از ورمونت ایجاد میکند و اثر همیشه به این انتظار پاسخ کامل نمیدهد. جغرافیای داستان بیشتر به پسزمینهای مناسب برای برف و اسکی بدل میشود تا حضوری ملموس و یگانه. بنابراین، حس مکان بیشتر از راه نشانههای عمومیِ زمستان و تعطیلات ساخته میشود تا جزئیاتی که این شهر و اجتماع را بهطور مشخص بهیادماندنی کنند.
کلیشهها و ریتم روایت «A Very Vermont Christmas» بهروشنی در چارچوب رمانسهای آشنای تعطیلاتی حرکت میکند: کسبوکار خانوادگی در خطر است، رقیبی ناخوشایند وجود دارد، رابطهای تازه شکل میگیرد و کمبود زمان، شخصیتها را به تصمیمگیری وامیدارد. این آشنایی هم نقطهضعف اثر است و هم بخشی از جذابیت آن.
تماشاگرانی که برای غافلگیری روایی یا پیچیدگی روانشناختی سراغ فیلم میروند، احتمالاً با داستانی قابلپیشبینی روبهرو میشوند؛ اما کسانی که در تعطیلات خواهان قصهای سبک، گرم و بیدردسرند، ممکن است همین قالب آشنا را آرامشبخش بیابند. با این حال، پیشبینیپذیری فقط به دانستن مسیر کلی محدود نمیماند؛ گاهی واکنش شخصیتها نیز چنان ساده و شتابزده است که پذیرش آن دشوار میشود.
« برف و فضای پیست اسکی، قابهایی میسازند که حس تعطیلات و پناهگرفتن در جهانی آرام را تقویت میکنند. »
قوتها و کاستیها
سوءتفاهمها و تغییرات رابطهای میتوانستند با زمینهچینی دقیقتری شکل بگیرند. ریتم نیز میان بخشهای عاشقانه، مسابقه و گفتوگوهای آبجوسازی همیشه توازن ندارد و برخی صحنهها از جریان اصلی داستان فاصله میگیرند. حاصل، فیلمی است که تماشایش آسان است، اما کمتر لحظهای دارد که از قالب آشنایش فراتر رود.
جمعبندی «A Very Vermont Christmas» اثری گرم و سبکبال است که بیش از هر چیز به هوای برفی، تزئینات کریسمسی و زوجی دوستداشتنی برای جلب مخاطب تکیه میکند. خندههای جوی، همراهی شیرین او و زک و مضمون حفظ کسبوکار خانوادگی به فیلم لحظههایی دلنشین میبخشند. در مقابل، بازیهای گاه خشک، بخشهای کشدار آبجوسازی و پیرنگی کلیشهای و بعضاً کمباور، مانع از آن میشوند که فیلم تأثیری ماندگارتر بگذارد.
ارزش تماشای آن به انتظاری بستگی دارد که مخاطب از چنین اثری دارد: اگر خواهان روایتی تازه و پیچیده باشد، احتمالاً با محدودیتهایش روبهرو خواهد شد؛ اما اگر قصهای ساده برای همراهی با فضای تعطیلات بخواهد، فیلم میتواند انتخابی آرام و دلگرمکننده باشد. نه اثری که قواعد رمانس کریسمسی را دگرگون کند، بلکه نمونهای آشنا از همان نوع سرگرمی است که گاهی سادگیاش بخشی از مقصود آن است.
« سوءتفاهمها و تغییرات رابطهای میتوانستند با زمینهچینی دقیقتری شکل بگیرند. »
ثبت دیدگاه