نقد و بررسی
نقد کریسمس استثنایی هارولد و کومار (A Very Harold & Kumar Christmas) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت دو دوست به مسیر دردسر «A Very Harold & Kumar Christmas» ساختهٔ Todd Strauss-Schulson، پس از فاصلهای چندساله، هارولد و کومار را در موقعیتی تازه کنار هم قرار میدهد: دو دوست قدیمی که زندگیشان از هم جدا شده و هرکدام بهسوی نسخهای متفاوت از بزرگسالی رفتهاند. ماجرای درخت کریسمسِ سوخته، آنها را دوباره به جاده میفرستد؛ سفری که قرار است خسارتی خانوادگی را جبران کند، اما بهتدریج به رشتهای از گرفتاریهای نامنتظر بدل میشود.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که با کمدیای واقعگرا یا ظریف روبهرو نیستیم؛ منطق آن، اغراق، تصادف و تشدید بیوقفهٔ بحران است. با این حال، نیروی اصلی فیلم صرفاً در شمار موقعیتهای عجیبش نیست. پرسش زیرین داستان، هرچند سبک و بیادعا طرح میشود، به شکاف میان دو دوست مربوط است: آیا صمیمیتی که زمانی بدیهی به نظر میرسید، پس از تغییر سبک زندگی و فاصلهٔ طولانی همچنان دوام میآورد؟
این زمینه به ماجراجویی پرهیاهو اندکی وزن عاطفی میدهد، بیآنکه فیلم را از مسیر کمدیاش خارج کند. دو شخصیت، دو تصور از بزرگشدن هارولد و کومار همچنان از تضاد شخصیتهایشان نیرو میگیرند. هارولد بیشتر به نظم، موقعیت اجتماعی و پذیرفتهشدن در خانوادهٔ همسرش گرایش دارد؛ کومار با بیقاعدگی و تصمیمهای نسنجیده، نمایندهٔ همان روحیهٔ سرکش گذشته است.
« با این حال، نیروی اصلی فیلم صرفاً در شمار موقعیتهای عجیبش نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما فیلم این تفاوت را صرفاً بهانهای برای شوخی نمیگیرد: دوری آنها نشان داده است که هرکدام در غیاب دیگری چه تصویری از زندگی ساختهاند و چه چیزهایی را کنار گذاشتهاند. John Cho و Kal Penn در بازآفرینی این رابطه تبحر دارند. بازیشان بر آشنایی و ریتم مشترک استوار است؛ نگاهها، مکثها و واکنشهای متضادشان گاهی بیش از خود شوخیها کار میکند.
مهمتر آنکه دو بازیگر شخصیتها را به کاریکاتورهایی کاملاً بیروح تقلیل نمیدهند. در میان آشوبها، ردّی از دلخوری و دلتنگی باقی میماند که بازگشت رفاقت را باورپذیرتر میکند. کمدیِ زنجیرهای و منطق فزایندهٔ آشوب ساختار فیلم بر الگویی ساده اما کارآمد بنا شده است: هدفی کوچک، مانعی ناگهانی و سپس مصیبتی بزرگتر.
جستوجوی درخت جایگزین، بهانهای برای عبور از فضاها و برخورد با آدمهایی است که هرکدام ماجرا را به سمتی بیقاعده میکشانند. این روش، انرژی روایی ایجاد میکند و فیلم را در بیشتر زمانش از سکون دور نگه میدارد؛ تماشاگر پیوسته منتظر است ببیند چه حادثهای این بار برنامهٔ آن دو را به هم میزند.
« John Cho و Kal Penn در بازآفرینی این رابطه تبحر دارند. »
شخصیتها و اجرا
ضعف این سازوکار در تکرار آن آشکار میشود. هرچه فیلم برای بالا بردن هیجان به حادثهای عجیبتر متوسل میشود، احتمال دارد شوخیها بیشتر به نمایشِ صرفِ بیپروایی بدل شوند. گاهی صحنهای بهاندازهٔ کافی ایدهٔ اولیهاش را بسط نمیدهد و تنها با کشدادن موقعیت میکوشد خنده بگیرد. بنابراین، فیلم از نظر کمدی یکدست نیست: لحظههایی واقعاً بامزه و بهیادماندنی در کنار شوخیهایی قرار میگیرند که بیشتر بر غافلگیری یا ابتذال تکیه دارند تا بر پرداخت دقیق.
Neil Patrick Harris و لذتِ خودنمایی آگاهانه حضور Neil Patrick Harris یکی از امتیازهای آشکار فیلم است. او با انرژی نمایشی و خودآگاهی کمیک، فضای آشنای دو قهرمان را برهم میزند و هر بار که ظاهر میشود، لحن فیلم اندکی برق تازه پیدا میکند. جذابیت این حضور فقط به شوخیهای کلامی محدود نیست؛ بازیگر از تصویر عمومی خودش نیز مادهٔ کمدی میسازد و با اعتمادبهنفس، مرز میان شخصیت و ستاره را به بازی میگیرد.
در فیلمی که بسیاری از شوخیهایش بر اغراق بنا شده، Harris بهخوبی میفهمد چه اندازهای از خودنمایی لازم است تا صحنه جان بگیرد، نه آنکه کاملاً از کنترل خارج شود. همین دقت اجرایی باعث میشود بخشهایی از فیلم که در غیر این صورت ممکن بود صرفاً مجموعهای از اداها باشند، حضوری متمایز پیدا کنند.
« ضعف این سازوکار در تکرار آن آشکار میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
او شاید مرکز داستان نباشد، اما از چهرههایی است که پس از پایان تماشا در ذهن میمانند. کریسمس؛ قاب روایی، نه قلب فیلم عنوان و موقعیت زمانی فیلم وعدهٔ کمدی تعطیلات میدهند، اما فضای کریسمسی آن بهاندازهای که انتظار میرود در بافت اثر نفوذ نمیکند. درخت، مهمانی خانوادگی و تلاش برای نجات شب تعطیلات، عناصر پیشبرندهٔ داستاناند؛ بااینحال، بخش عمدهٔ فیلم بیشتر به کمدیِ رفاقتی و هرجومرج شهری تعلق دارد تا به قصهای دربارهٔ سنت، بخشش یا گرمای خانوادگی.
این انتخاب لزوماً نقصی مطلق نیست، اما میان وعدهٔ عنوان و تجربهٔ واقعی فیلم فاصله میاندازد. کریسمس گاهی بیشتر نقش پسزمینهای تزئینی دارد تا عنصری که لحن و مضمون را شکل دهد. در نتیجه، فیلم برای تماشای فصل تعطیلات گزینهای مناسب میتواند باشد، اما بعید است در شمار آثار کریسمسیای قرار گیرد که حسوحال ویژهٔ این مناسبت را تا پایان حفظ میکنند.
سهبعدی و نمایشِ آشکارِ شوخی نسخهٔ سهبعدی، بخشی از هویت بصری فیلم است و گاه برای تشدید شوخیها یا برجستهکردن اغراق صحنهها به کار میرود. این انتخاب با روح بازیگوش اثر همخوانی دارد: فیلم از جلوهٔ نمایشیاش خجالت نمیکشد و گاهی خودِ نمایشدادن را به بخشی از شوخی تبدیل میکند. بااینحال، سهبعدیبودن بهتنهایی به فیلم عمق بصری یا وحدت سبکی قابلتوجهی نمیبخشد.
« او شاید مرکز داستان نباشد، اما از چهرههایی است که پس از پایان تماشا در ذهن میمانند. »
قوتها و کاستیها
برای تماشاگرانی که با این قالب ارتباط نمیگیرند، برخی لحظهها ممکن است بیش از آنکه چشمنواز باشند، یادآور ترفندی نمایشی شوند. مهمتر از فناوری، نحوهٔ استفاده از آن است؛ و در اینجا نتیجه متغیر است. گاهی جلوه به آشوب صحنه میافزاید، اما در مواردی نیز توجه را از شوخی یا رابطهٔ شخصیتها منحرف میکند.
طنز نامتوازن و محدودهٔ مخاطبان فیلم به کمدی بزرگسالانه و بیپردهٔ مجموعه وفادار میماند؛ زبانی که برای برخی تماشاگران بخشی از جذابیت آن است و برای برخی دیگر مانعی جدی. شوخیهای مربوط به مواد مخدر، بدن و رفتارهای بیپروا با همان لحنی عرضه میشوند که از این مجموعه انتظار میرود، اما تکیهٔ مکرر بر شوک و لوسبازی همیشه به نتیجهٔ خندهدار نمیانجامد.
گاهی خنده از خلاقیت موقعیت برمیخیزد و گاهی تنها از بیپرواییِ خودِ موقعیت انتظار میرود. این نوسان سبب میشود فیلم برای تماشای جمعیِ دوستانه مناسبتر از مخاطبی باشد که به کمدی منسجم، ظریف یا مبتنی بر شخصیت علاقه دارد. در مقابل، هواداران هارولد و کومار احتمالاً از بازگشت زوج اصلی و جسارت آشوبآمیز مجموعه لذت خواهند برد.
« مهمتر از فناوری، نحوهٔ استفاده از آن است؛ و در اینجا نتیجه متغیر است. »
جمعبندی
فیلم میداند چه نوع شوخیای میخواهد ارائه کند؛ مسئله آن است که اجرای این شوخیها همیشه به یک اندازه موفق نیست. جمعبندی «A Very Harold & Kumar Christmas» کمدیای پرجنبوجوش و عامدانه بیقاعده است که بیشترین موفقیتش را از رابطهٔ هارولد و کومار میگیرد. John Cho و Kal Penn همچنان زوجی خوشآهنگاند و Neil Patrick Harris با حضور پرانرژی خود چند لحظهٔ شاخص میسازد.
در برابر این امتیازها، شوخیهای نابرابر، موقعیتهای کشدار و کمرنگبودن حالوهوای کریسمس، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً منسجم بدل شود. این دنباله بیش از آنکه بخواهد معنای تازهای به کمدی تعطیلات ببخشد، تجربهای سبک و پرحادثه عرضه میکند؛ تجربهای که در بهترین لحظاتش از شیمی بازیگران و تضاد شخصیتها نیرو میگیرد و در ضعیفترین لحظاتش به اغراقِ بیحاصل پناه میبرد.
برای هواداران این دو شخصیت و کسانی که با طنز زمخت و موقعیتهای نامعقول همراه میشوند، فیلم سرگرمکننده است؛ اما انتظار کمدیای دقیق، یکدست یا عمیق احتمالاً به برآوردهشدن نمیانجامد.
« John Cho و Kal Penn همچنان زوجی خوشآهنگاند و Neil Patrick Harris با حضور پرانرژی خود چند لحظهٔ شاخص میسازد. »



ثبت دیدگاه