نقد و بررسی
نقد یک رسوایی تمامانگلیسی (A Very English Scandal) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت یک رسوایی «A Very English Scandal» در ظاهر داستان سیاستمداری است که رازی خصوصی میکوشد آن را از چشم جامعه و رقیبانش پنهان کند؛ اما نیروی اصلی مجموعه در این است که راز را صرفاً مسئلهای شخصی نمیبیند. ماجرا به مناسبات قدرت، منزلت اجتماعی و امکانِ شنیدهشدن صدای کسانی گره میخورد که در ساختار سیاسی و فرهنگی زمانه جایگاهی برابر ندارند.
مجموعه در سه قسمت، رویدادهایی را دنبال میکند که از دههٔ ۱۹۶۰ آغاز میشوند و به فضای سیاسی و قضایی سالهای بعد میرسند. این روایت از همان ابتدا میان دو چهرهٔ متفاوت کشمکش میسازد: جرمی ثورپ، سیاستمداری برخوردار از نفوذ و اعتمادبهنفس، و نورمن اسکات، مردی آسیبپذیرتر که حضورش میتواند نظم مطلوب ثورپ را بر هم بزند.
تقابل آنها بهتدریج از اختلافی خصوصی فراتر میرود و به آزمونی برای سنجش اخلاق سیاسی تبدیل میشود: وقتی حفظ قدرت در میان باشد، مرز میان پنهانکاری، دستکاری حقیقت و بهرهکشی از دیگران تا کجا عقب میرود؟ قدرت و راز یکی از جذابترین لایههای مجموعه، نمایش فاصله میان ظاهر آراستهٔ سیاست و رفتارهایی است که پشت آن پنهان میشوند.
ثورپ نه صرفاً شخصیتی شرور و یکبعدی است و نه قربانی سادهٔ شرایط؛ او مردی است که میداند چگونه با زبان، شوخطبعی و جاذبهٔ اجتماعی دیگران را با خود همراه کند. همین توانایی باعث میشود تهدیدی که متوجه موقعیت سیاسی اوست، در نظرش نه فقط بحرانی شخصی، بلکه خطری برای تصویری باشد که از خود ساخته است.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اثر، بااینحال، پرسشی مهمتر از سرنوشت یک سیاستمدار مطرح میکند: در جامعهای که زندگی خصوصی را موضوع قضاوت و فشار عمومی میسازد، چه کسی امکان پنهانماندن دارد و چه کسی ناچار است هزینهٔ آشکارشدن را بپردازد؟ زمینهٔ تاریخیِ غیرقانونیبودن همجنسگرایی در بخش مهمی از دورهٔ روایت، این کشمکش را پیچیدهتر میکند.
اما مجموعه بهجای آنکه هر رفتار را با فضای زمانه توجیه کند، نشان میدهد چگونه ساختارهای تبعیضآمیز میتوانند به ابزار کنترل و تهدید تبدیل شوند. طنز تلخ و مسئلهٔ لحن طنز سیاه، امضای اصلی مجموعه است. موقعیتهای مضحک و گفتوگوهای تیز، در کنار جدیت ماجرا قرار میگیرند و تصویری گزنده از نخبگان سیاسی میسازند؛ کسانی که ممکن است دربارهٔ امور بزرگ سخن بگویند، اما در بزنگاهها گرفتار ترسها و مصلحتجوییهای کوچک و بزرگ خود باشند.
خنده در اینجا فقط وسیلهٔ سرگرمی نیست؛ گاه راهی است برای آشکارکردن پوچیِ تشریفات و زبان رسمی، و گاه نوعی حمله به صاحبان قدرت. بااینهمه، همین انتخاب همیشه بینقص از کار درنمیآید. وقتی رنج شخصیتها یا پیامدهای جدی ماجرا برجسته میشود، چرخش سریع به سوی شوخی ممکن است فاصلهای عاطفی ایجاد کند.
بیننده ممکن است احساس کند مجموعه از او میخواهد همزمان به مضحکبودن موقعیت بخندد و سنگینیِ آسیب را جدی بگیرد؛ دو واکنشی که همیشه بهسادگی کنار هم نمینشینند. این ناهماهنگی، ضعف مهم اثر است، هرچند بخشی از جسارت و هویت آن نیز به شمار میرود. بازیهای درخشان هیو گرانت در نقش ثورپ، از تصویر آشنای جذاب و بذلهگوی خود فاصله نمیگیرد، بلکه همان ویژگیها را به ابزاری برای ساختن شخصیتی سیاسی و حسابگر بدل میکند.
« زمینهٔ تاریخیِ غیرقانونیبودن همجنسگرایی در بخش مهمی از دورهٔ روایت، این کشمکش را پیچیدهتر میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازی او بر تضاد میان صمیمیتِ نمایشی و محاسبهگری تکیه دارد: ثورپ میتواند در یک لحظه دلنشین و معاشرتی به نظر برسد و در لحظهای دیگر، رفتاری سرد و فرصتطلبانه نشان دهد. این تغییرها اغراقآمیز نیستند؛ از همین رو، خطر شخصیت بیشتر در شیوهٔ نرم و موجهی است که خود را عرضه میکند. بن ویشاو در نقش نورمن اسکات، نقشی دشوار و پرظرافت دارد.
او شخصیتی را میسازد که رفتارهای نامتعارف و آسیبپذیریاش ممکن است دیگران را به قضاوت شتابزده وادارد، اما بهتدریج انسانیت و پیچیدگیاش آشکار میشود. ویشاو به نورمن نه وقار تصنعی میبخشد و نه او را به تصویری صرفاً ترحمبرانگیز تقلیل میدهد؛ شخصیتش گاه خندهدار، گاه آزاردهنده و گاه عمیقاً تنهاست.
تقابل این دو بازیگر، ستون عاطفی و نمایشی مجموعه است. شخصیتهای پیرامونی و محدودیت زمان در کنار دو شخصیت محوری، چهرههای دیگری نیز میان سیاست، وفاداری و منفعتطلبی گرفتار میشوند. حضور این افراد نشان میدهد که رسوایی نه در خلأ، بلکه در شبکهای از همدستان، واسطهها و شاهدان شکل میگیرد.
هرکس بهنحوی میکوشد خود را از پیامدها دور نگه دارد؛ گاهی با سکوت، گاهی با توجیه و گاهی با تکیه بر این تصور که وفاداری به فرد یا حزب از مسئولیت اخلاقی مهمتر است. قالب سهقسمتی به مجموعه اجازه میدهد داستانی فشرده و پرشتاب بسازد، اما همین فشردگی بهایی دارد. بعضی شخصیتهای فرعی بیشتر نقش کارکردی در پیشبرد ماجرا پیدا میکنند تا آنکه انگیزهها و تضادهای درونیشان بهاندازهٔ کافی مجال بسط بیابد.
« این تغییرها اغراقآمیز نیستند؛ از همین رو، خطر شخصیت بیشتر در شیوهٔ نرم و موجهی است که خود را عرضه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، برخی تصمیمها بیش از آنکه از شخصیتپردازی کامل برخیزند، به نیرویی برای حرکت روایت تبدیل میشوند. این محدودیت مانع فهم داستان نمیشود، ولی از غنای بخشهایی از جهان انسانی آن میکاهد. کارگردانی و فضای بریتانیایی کارگردانی استیون فریرز، به فضای اثر نظم و هویتی روشن میدهد.
جهان مجموعه سرشار از خانهها و محافل رسمی، پوششهای دقیق، گفتوگوهای سنجیده و آدابی است که به ظاهر نشانهٔ تمدن و خویشتنداریاند. اما زیر این ظاهر منضبط، رقابت و اضطراب جریان دارد. این تضاد میان سطح صیقلی جامعه و خشونت پنهان مناسباتش، بهخوبی با موضوع داستان پیوند میخورد. موسیقی نیز به ساختن همین هویت کمک میکند: بهجای آنکه فقط هیجان صحنهها را تشدید کند، در شکلدادن به لحن گاه سبکسرانه و گاه نگرانکنندهٔ مجموعه سهم دارد.
مجموعه در بازسازی فضای بریتانیایی خود به جزئیات ظاهری بسنده نمیکند؛ آداب اجتماعی و زبان سیاست نیز جزئی از صحنهآراییاند. در نتیجه، محیط اثر هم جذاب و تماشایی است و هم گاهی خفهکننده؛ مکانی که نظم و نزاکت در آن میتوانند پوششی برای نابرابری باشند. ریتم و دگرگونی ژانر روایت در بخشهای زیادی خوشریتم است و حرکتش میان زندگی خصوصی، کشمکش سیاسی و فضای دادگاهی، حس پیشروی مداوم ایجاد میکند.
تماشاگر برای دنبالکردن ماجرا به اطلاعات تاریخی گسترده نیاز ندارد، زیرا رابطهٔ شخصیتها و پیامد تصمیمهایشان بهتدریج روشن میشود. بااینحال، این جابهجایی میان لحنها همیشه یکپارچه نیست. طنز، درام و تعلیق قضایی گاهی چنان ناگهانی جای یکدیگر را میگیرند که بخشهایی از مجموعه بیش از آنکه امتداد طبیعی بخش پیشین باشند، همچون قطعههایی با حالوهوای جداگانه احساس میشوند.
« در نتیجه، برخی تصمیمها بیش از آنکه از شخصیتپردازی کامل برخیزند، به نیرویی برای حرکت روایت تبدیل میشوند. »
قوتها و کاستیها
این ناپیوستگی بهویژه زمانی دیده میشود که اثر میخواهد همزمان هم مضحکهٔ سیاسی باشد و هم روایتی جدی دربارهٔ آسیبپذیری و تبعیض. مجموعه در بهترین لحظههایش این دو مسیر را درهم میتند؛ در لحظههای کماثرتر، یکی به بهای کمرنگشدن دیگری پیش میرود. با وجود این، فشردگی کلی روایت باعث میشود لغزشهای ریتمی به اندازهای نباشند که کشش آن را از میان ببرند.
جمعبندی «A Very English Scandal» اثری سرگرمکننده و درعینحال تلخ است که از یک ماجرای سیاسی، تصویری از رابطهٔ قدرت با حقیقت، آبرو و زندگی خصوصی میسازد. بازیهای هیو گرانت و بن ویشاو به داستان مرکز ثقل میبخشند و طنز گزندهٔ اثر، تشریفات و خودفریبیِ جهان سیاسی را زیر سؤال میبرد.
در مقابل، تغییرهای ناگهانی لحن و کمعمقماندن بعضی شخصیتهای فرعی، مانع میشوند مجموعه در همهٔ لحظهها به یک اندازه متوازن باشد. با این همه، قوت اصلی آن فقط در پیگیری یک رسوایی نیست؛ در نگاهش به جامعهای است که در آن برخی افراد میتوانند از نفوذ و اعتبار خود سپری بسازند، حال آنکه دیگران زیر فشار همان مناسبات به حاشیه رانده میشوند.
مجموعهای موجز و خوشساخت است که پس از پایان تماشایش، بیش از آنکه فقط پرسش کند چه رخ داده، بیننده را به اندیشیدن دربارهٔ این وامیدارد که چه کسانی امکان روایتکردن حقیقت را در اختیار دارند.
« با وجود این، فشردگی کلی روایت باعث میشود لغزشهای ریتمی به اندازهای نباشند که کشش آن را از میان ببرند. »



ثبت دیدگاه