نقد و بررسی
نقد یک رسوایی بسیار بریتانیایی (A Very British Scandal) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رسوایی در مقام تماشاخانه «A Very British Scandal» بازسازی درامیِ ماجرای طلاق پرهیاهوی مارگارت کمپبل، دوشس آرگایل، و ایان کمپبل، دوک آرگایل، در بریتانیای دههٔ ۱۹۶۰ است. اما جذابیت سریال صرفاً در بازگویی پروندهای رسواکننده خلاصه نمیشود؛ اثر میکوشد نشان دهد چگونه زندگی خصوصی دو چهرهٔ اشرافی به صحنهای عمومی بدل میشود و جامعه، مطبوعات و دستگاه قضایی هرکدام در ساختن تصویر «مقصر» سهم میگیرند.
پرسش محوری، فقط این نیست که در ازدواجی فروپاشیده چه کسی به دیگری آسیب زده؛ مسئله این است که چرا رفتار یک زن با شدتی متفاوت از رفتار مرد داوری میشود. دو شخصیت نامحبوب، دو بازیگر تماشایی کلر فوی در نقش مارگارت، شخصیتی را میآفریند که بهسادگی نمیتوان دوستش داشت یا از او دفاع بیچونوچرا کرد.
مارگارت باهوش، خودآگاه و بلندپرواز است؛ گاه محاسبهگر و مغرور به نظر میرسد و گاه در برابر نظمی که میخواهد او را مهار کند، سرسختانه میایستد. فوی بهجای آنکه او را به قربانیِ بیخطا یا زن اغواگرِ کلیشهای تقلیل دهد، مجموعهای از تناقضها را در نگاه، مکثها و تغییرات ظریف لحنش آشکار میکند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قدرت اجرا در همین دوگانگی است: میتوان از مارگارت رنجید و در همان حال، از بیعدالتیای که بر او میرود خشمگین شد. پل بتنی نیز ایان را به مردی بدل میکند که جذابیتش از ابتدا با نوعی بیثباتی و میل به سلطه همراه است. او در لحظاتی دلنشین و شوخطبع جلوه میکند، اما همین جاذبه بهتدریج سایهای تهدیدآمیز پیدا میکند.
تقابل این دو بازیگر، موتور اصلی سریال است: هر گفتوگو میتواند از معاشرتی آراسته به جدالی تلخ تبدیل شود و هر آشتی، نشانهای از نبرد بعدی در خود داشته باشد. تماشاگر ممکن است از هر دو شخصیت خسته شود، اما دشوار است از تماشای بازیِ پرکشش میان آنها چشم بردارد. ازدواج بهمثابه میدان نبرد سریال رابطهٔ مارگارت و ایان را نه داستان عشقیِ ازدسترفته، بلکه پیوندی میبیند که از همان ابتدا با منافع، دارایی، جایگاه اجتماعی و توقعات دوطرف گره خورده است.
میان آنها نه فقط اختلاف عاطفی، بلکه کشمکش بر سر اختیار و امنیت نیز جریان دارد. خانه و میراث، پول و اعتبار، اعتماد و مالکیت، همگی به بخشی از جدال زناشویی تبدیل میشوند. در چنین فضایی، عواطف بهندرت فرصت مییابند بیواسطه و صادقانه بروز کنند؛ بیشتر اوقات به سلاح، ابزار چانهزنی یا پوششی برای رنجش بدل میشوند.
« پل بتنی نیز ایان را به مردی بدل میکند که جذابیتش از ابتدا با نوعی بیثباتی و میل به سلطه همراه است. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب دراماتیک، اثر را از ملودرامی ساده دربارهٔ دو همسر ناسازگار دور میکند. بااینحال، تکرار رویاروییها و رفتارهای آسیبزننده گاهی به چرخهای فرساینده میانجامد. هر دو شخصیت میخواهند بر دیگری غلبه کنند و بسیاری از صحنهها بار دیگر همان خشم، سوءظن و تحقیر را بازمیگردانند.
تکرار، از یک سو نشان میدهد که رابطه راهی برای خروج از خصومت پیدا نمیکند؛ از سوی دیگر، در بخشهایی از روایت، از نیروی پیشبرندهٔ داستان میکاهد. زن، میل و معیارهای دوگانه مهمترین لایهٔ تحلیلی سریال در پرداخت به جنسیت و داوری اخلاقی نهفته است. داستان نشان میدهد که رسوایی چگونه با افشای جزئیات خصوصی تغذیه میشود و بدن و میل جنسی زن به موضوعی عمومی برای قضاوت بدل میگردد.
مارگارت نه شخصیتی بینقص است و نه سریال میکوشد چنین تصویری از او بسازد؛ اهمیت ماجرا در این است که نقصهای او در بستری از معیارهای نابرابر تفسیر میشوند. آنچه برای یک مرد ممکن است نشانهٔ قدرت یا بیپروایی تلقی شود، برای یک زن میتواند به برچسبی پاکنشدنی تبدیل شود. اثر در این زمینه گاه صریح و گاه از طریق واکنش اطرافیان سخن میگوید.
« این انتخاب دراماتیک، اثر را از ملودرامی ساده دربارهٔ دو همسر ناسازگار دور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نگاه جامعه به مارگارت، از کنجکاویِ سرگرمکننده به محکومیت اخلاقی میرسد و مطبوعات به این دگرگونی شتاب میبخشند. بااینهمه، سریال پرسش مهمی را باز میگذارد: آیا مقاومت در برابر تحقیر عمومی، بهخودیخود فرد را از خطاهایش مبرا میکند؟ پاسخ اثر ساده نیست. مارگارت میتواند هم قربانیِ تبعیض باشد و هم زنی که دیگران را میرنجاند؛ همین همزمانی، شخصیت او را زنده و بحثبرانگیز میکند.
ریتمی که دیر گرم میشود یکی از کاستیهای ملموس سریال، شروع نسبتاً کند آن است. اثر زمان زیادی صرف زمینهچینی رابطه و فضای اشرافی میکند و رسواییِ مرکزی با شتابی که از عنوان و موضوع انتظار میرود، فوراً جان نمیگیرد. این تأخیر برای ساختن زمینهٔ عاطفی و اجتماعی قابلفهم است، اما ممکن است تماشاگرانی را که انتظار درامی پرحادثه دارند، در آغاز کمحوصله کند.
وقتی پروندهٔ طلاق و پیامدهای عمومیاش برجستهتر میشود، داستان کشش بیشتری پیدا میکند؛ بااینحال، انرژی آن در سراسر مسیر یکدست نیست. سهقسمتی بودن مجموعه نیز دو اثر متضاد دارد. از یک طرف، قصه را در قالبی محدود و فشرده نگه میدارد؛ از سوی دیگر، بعضی کشمکشها بیش از اندازه تکرار میشوند و برخی گذرهای روایی مجال کافی برای ژرفتر شدن پیدا نمیکنند.
« ریتمی که دیر گرم میشود یکی از کاستیهای ملموس سریال، شروع نسبتاً کند آن است. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، اثری است که ممکن است در بخشهایی خوابآور یا کشدار به نظر برسد، بیآنکه فاقد نقاط اوج دراماتیک باشد. تنش میان این دو کیفیت، تجربهٔ تماشا را نامتوازن میکند. فضاسازی و لحن بازسازی فضای بریتانیای اشرافی، با شکوه ظاهری و خشونت پنهان مناسبات قدرت، به داستان وزن بصری میدهد. قلعهها، خانههای مجلل، محافل اجتماعی و فضاهای رسمی فقط پسزمینهای زیبا نیستند؛ آنها یادآور نظمیاند که منزلت را به دارایی و تبار پیوند میزند و آبروی اشخاص را بخشی از سرمایهٔ اجتماعیشان میسازد.
در این جهان، رفتار خصوصی بهسرعت معنای عمومی پیدا میکند و حفظ ظاهر، خود نوعی نبرد است. لحن اثر بیش از آنکه بر طنز یا هیجانِ سبک تکیه کند، تلخ و سنگین است. این انتخاب با موضوعی که دربارهٔ فروپاشی رابطه، تحقیر و قضاوت عمومی است تناسب دارد، اما از سرزندگی و بازیگوشیِ احتمالیِ یک داستان رسواییمحور میکاهد.
بنابراین، اگر انتظار اثری پر از شوخیهای گزنده و چرخشهای پیدرپی داشته باشیم، ممکن است سریال کمرمق جلوه کند. در عوض، حالوهوای جدی آن فرصتی فراهم میآورد تا تلخی ماجرا و بیرحمیِ تماشاگران بیرونی برجستهتر شود. جمعبندی «A Very British Scandal» بیش از آنکه صرفاً سرگرمیِ پرهیجان دربارهٔ طلاقی مشهور باشد، مطالعهای در باب قدرت، آبرو و معیارهای دوگانهٔ اخلاقی است.
« نتیجه، اثری است که ممکن است در بخشهایی خوابآور یا کشدار به نظر برسد، بیآنکه فاقد نقاط اوج دراماتیک باشد. »
جمعبندی
نقطهٔ اتکای اصلی آن بازی درخشان کلر فوی و تقابل مؤثر او با پل بتنی است؛ دو اجرایی که حتی وقتی شخصیتهایشان آزاردهنده میشوند، توجه را حفظ میکنند. در مقابل، شروع کند، ریتم نابرابر و بازگشت مکرر به دعواها از نیروی روایی اثر میکاهد و مانع میشود رسوایی همیشه به اندازهٔ موضوعش پرکشش باشد.
حاصل، مینیسریالی خوشاجرا و قابلتأمل است که بیشتر با شخصیتها و پرسشهای اجتماعیاش در ذهن میماند تا با شتاب و هیجانِ روایت.
ثبت دیدگاه