نقد و بررسی
نقد A Sweet Christmas Romance | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانه، بازگشت به خاطره «A Sweet Christmas Romance» از همان آغاز، جهان خود را با نشانههایی آشنا میسازد: زادگاه کوچک، تعطیلات کریسمس، شیرینیپزی قدیمی و خاطرههایی که با بوی نان و شیرینی پیوند خوردهاند. هالی، طراح خوراکی که برای تعطیلات به خانه بازمیگردد، درمییابد صاحب شیرینیپزی محبوب دوران کودکیاش در آستانهٔ بازنشستگی است و قصد دارد آیندهٔ آن را به برندهٔ رقابتی برای بازآفرینی دستورهای مشهورش بسپارد.
این بازگشت، در ظاهر سفری ساده به خانه است؛ اما در لایهٔ عاطفی، روبهروشدن با گذشته و پرسش از معنای حفظ آن را پیش میکشد. فیلم بهدرستی میفهمد که شیرینیپزی در چنین داستانی صرفاً حرفه یا سرگرمی نیست. دستورهای قدیمی حامل حافظهاند و هر خوراکی میتواند یادآور رابطهای، زمانی ازدسترفته یا تصویری از خانه باشد.
بااینحال، فیلم بیشتر به گرمای این تداعیها تکیه میکند تا به کاوش عمیق در آنها. گذشته برای هالی نیرویی عاطفی دارد، اما کشمکش میان نوستالژی و تغییر، آنقدر که میتوانست، به پرسشی پیچیده و پُرپیامد بدل نمیشود. ایدهای خوشطعم، با ظرفیتی فراتر از اجرا رقابت برای بازسازی خوراکیهای «دوازده روز کریسمس» ایدهای مناسب و سرگرمکننده برای یک فیلم تعطیلاتی است.
« فیلم بهدرستی میفهمد که شیرینیپزی در چنین داستانی صرفاً حرفه یا سرگرمی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این چارچوب به روایت امکان میدهد هر مرحله را با چالشی تازه پیش ببرد و شیرینیها را به بخشی از کنش داستان تبدیل کند، نه صرفاً تزئینی برای صحنهها. همچنین رقابت، موقعیتی طبیعی برای برخورد شخصیتها و آشکارشدن تفاوت نگاهشان به سنت و خلاقیت فراهم میآورد. اما ایدهٔ مسابقه، گاه بیش از آنکه موتور یک درام منسجم باشد، بهانهای برای گردآوردن صحنههای دلنشین است.
قواعد و اهمیت این رقابت همیشه چنان روشن و متقاعدکننده نمیشود که مخاطب پیامدهایش را جدی بگیرد. از سوی دیگر، فیلم فرصتی دارد تا دربارهٔ مهارت، میراث و مسئولیت ادارهٔ یک کسبوکار کوچک سخن بگوید، ولی این وجه را کمرنگ نگه میدارد. تضاد میان حفظ اصالت یک شیرینیپزی و سازگارشدن آن با زمانه میتوانست به هستهٔ اصلی داستان تبدیل شود؛ در عمل، بیشتر در پسزمینه میماند.
خوراکیها بهمثابه زبان تصویر جذابیت بصری فیلم تا اندازهٔ زیادی از حضور شیرینیها و فضای صمیمی شیرینیپزی میآید. این عناصر به قابها بافت و رنگ میدهند و حس دستسازبودن و گرمای خانگی را تقویت میکنند. تماشاگر لازم نیست شیفتهٔ رقابتهای آشپزی باشد تا از دیدن آمادهشدن خوراکیها لذت ببرد؛ خودِ فرایندِ مخلوطکردن، پختن و آراستن، با حالوهوای کریسمسی فیلم هماهنگ است.
« همچنین رقابت، موقعیتی طبیعی برای برخورد شخصیتها و آشکارشدن تفاوت نگاهشان به سنت و خلاقیت فراهم میآورد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، شیرینیها گاه چنان نقش نمادین پررنگی میگیرند که جنبهٔ عملی کار از نظر دور میماند. تماشاگر ممکن است دربارهٔ مهارتهای لازم یا منطق بعضی تصمیمهای آشپزی پرسشهایی داشته باشد که روایت به آنها پاسخ نمیدهد. این ناهماهنگی برای اثری که بخش مهمی از هویت خود را بر هنر شیرینیپزی بنا میکند، محسوس است؛ گرچه لذت دیداری و حسوحال خوشایند فیلم را کاملاً از میان نمیبرد.
رابطهٔ مرکزی و شیرینیِ لحظههای مشترک هالی و رقیبش، برد، در آغاز از دو زاویهٔ متفاوت به کار و سنت نگاه میکنند. همین تفاوت، زمینهٔ مناسبی برای نزدیکی تدریجی آنها فراهم میکند: رقابت میتواند به همکاری بدل شود و اختلاف سلیقه جای خود را به کنجکاوی و احترام بدهد. شیمی میان Adelaide Kane و Greyston Holt از نقاط قوت فیلم است؛ لحظههای مشترکشان عموماً سبک و دوستداشتنیاند و کمک میکنند رابطه، با وجود سرعت پیشرفتنش، برای مخاطب قابلدنبالکردن بماند.
اطلاعات بازیگران و نقشهای اصلی نیز این دو بازیگر را در مرکز داستان تأیید میکند. بااینحال، رشد عاطفی رابطه به اندازهٔ کافی فرصت نمییابد تا لایهلایه شکل بگیرد. فیلم به نشانههای آشنای عاشقانه تکیه میکند و گاهی از مرحلهٔ آشنایی و همراهی، زود به مرحلهٔ نزدیکی میرسد. حاصل، رابطهای است که در لحظههای کوچک دلنشینتر از جمعبندی عاشقانهٔ آن عمل میکند.
« بااینهمه، شیرینیها گاه چنان نقش نمادین پررنگی میگیرند که جنبهٔ عملی کار از نظر دور میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، بوسهٔ پایانی برای برخی تماشاگران ممکن است بیش از آنکه حاصل طبیعی دگرگونی شخصیتها باشد، مهرِ قراردادی پایان داستان به نظر برسد. شخصیتهای فرعی و گفتوگوهای توضیحی شیرینیپزی و رقابت، بالقوه فضایی جمعی میسازند که در آن شخصیتهای فرعی میتوانند به جهان فیلم عمق و تنوع بدهند.
حضور Mrs. Rose، صاحب شیرینیپزی و چهرهای مهم در گذشتهٔ هالی، به داستان پیوندی عاطفی با نسل پیشین میدهد. در کنار او، اعضای خانواده و اطرافیان میتوانند تصویری از جامعهٔ کوچک محل بسازند؛ جامعهای که در آن خبرها، مناسبات و خاطرهها بهسرعت دستبهدست میشوند. مشکل آن است که معرفی این روابط گاهی بیش از حد مستقیم انجام میشود.
وقتی شخصیتها پیوندهای خانوادگی را بارها برای یکدیگر توضیح میدهند، گفتوگوها طبیعیبودن خود را از دست میدهند و به ابزاری برای آگاهکردن مخاطب تبدیل میشوند. در نتیجه، بهجای آنکه روابط از رفتار، صمیمیت یا تعارض آشکار شوند، گویی باید با برچسبهای کلامی به خاطر سپرده شوند. برخی شخصیتها نیز بهجای آنکه پیچیدگی یا جذابیتی مستقل پیدا کنند، بیشتر کارکردی دارند: پیشبردن موقعیت، ایجاد مزاحمت یا پرکردن فضای جمعی.
« Rose، صاحب شیرینیپزی و چهرهای مهم در گذشتهٔ هالی، به داستان پیوندی عاطفی با نسل پیشین میدهد. »
قوتها و کاستیها
ریتم، پایانبندی و قراردادهای ژانر فیلم آگاهانه در قلمرو داستانهای عاشقانهٔ تعطیلاتی حرکت میکند؛ ژانری که معمولاً به فضایی امن، خوشنیت و دلگرمکننده اهمیت میدهد. از این منظر، ریتم آرام و حالوهوای صمیمی اثر با هدف آن هماهنگ است. داستان قرار نیست مخاطب را با پیچیدگیهای سنگین یا چرخشهای تکاندهنده روبهرو کند؛ میخواهد چند ساعت از سرمای بیرون فاصله بگیرد و به جهانی روشنتر و سادهتر ببرد.
بااینحال، آرامش روایی وقتی به شتاب در پایان میرسد، کمی تناقضآمیز میشود. بخشهایی از فیلم زمان کافی برای تکرار حالوهوای دلپذیر خود دارند، اما جمعبندیِ مسیر داستان و رابطهها ناگهان فشرده میشود. نتیجه آن است که بعضی تغییرها بیشتر اعلام میشوند تا آنکه بهتدریج شکل بگیرند. پایان، بدون آنکه لازم باشد جزئیاتش را آشکار کنیم، میتوانست با مکثی بیشتر بر پیامدهای تصمیمها و دگرگونی شخصیتها اثرگذارتر باشد.
جمعبندی «A Sweet Christmas Romance» فیلمی است که بیش از هر چیز بر گرما، شیرینی و آسودگی تکیه دارد. فضای کریسمسی، ایدهٔ رقابت آشپزی و زوج مرکزیِ دوستداشتنی، آن را به انتخابی مناسب برای تماشایی بیدغدغه تبدیل میکنند. در مقابل، شخصیتهای فرعی گاه آزاردهنده یا کمپرداختشدهاند، دیالوگها بعضی روابط را بیش از اندازه توضیح میدهند و پایانبندی فرصت کافی برای فرود عاطفی پیدا نمیکند.
« از این منظر، ریتم آرام و حالوهوای صمیمی اثر با هدف آن هماهنگ است. »
جمعبندی
با وجود این کاستیها، فیلم در هدف اصلی خود تا حدی کامیاب است: ساختن تجربهای سبک و خوشحالوهوا که شیرینیپزی را به خاطره و صمیمیت پیوند میزند. بهتر است آن را نه بهعنوان عاشقانهای پیچیده یا درامی جدی دربارهٔ میراث، بلکه بهمثابه قصهای ساده برای یک شب آرام دید؛ اثری که لحظههای مشترک و فضای دلنشینش بیشتر از استحکام پیرنگ در یاد میمانند.
ثبت دیدگاه