نقد و بررسی
نقد A Summer in La Goulette | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تابستانی میان صمیمیت و گسست «A Summer in La Goulette» ساختهٔ Férid Boughedir، خاطرهٔ تابستانی را بهانهای برای نگریستن به جامعهای چندپاره و در عین حال درهمتنیده میکند. ماجرا در سال ۱۹۶۷ و در شهر ساحلی لاقولت میگذرد؛ جایی که زندگی روزمرهٔ مسلمانان، یهودیان و کاتولیکها در همسایگی و آشنایی دیرینه جریان دارد.
سه دختر هفدهساله، هر یک از خانوادهای با پیشینهای متفاوت، در پی تجربهٔ نخستین عشقاند و پدرانشان—رفقایی قدیمی—ناچار میشوند با خواستههای نسل تازه و مرزهای سخت خانوادگی روبهرو شوند. فیلم از دل همین موقعیت ساده، پرسشی جدی بیرون میکشد: آیا صمیمیت میان آدمها، هنگام برخورد با تابوها و اضطرابهای جمعی، دوام میآورد؟
سه دختر، سه صدا جیجی، مریم و تینا صرفاً نمایندهٔ سه دین یا فرهنگ نیستند؛ هر کدام خلقوخو و شیوهٔ خاص خود را دارند و همین تفاوتها به دوستیشان جان میدهد. فیلم در بهترین لحظات، آنها را نه نمادهایی برای اثبات یک ایده، بلکه نوجوانانی کنجکاو و سرکش نشان میدهد که میخواهند دربارهٔ زندگی خود تصمیم بگیرند.
آرزوی عشق و تجربهٔ تازه در نگاه آنان هم شور جوانی دارد و هم نوعی آزمودن حد و مرزهایی که بزرگترها ترسیم کردهاند. اهمیت این رابطه در آن است که دوستی دخترها به تفاوتهای دینی و قومی بیاعتنا نیست، اما در آنها نیز محصور نمیماند. پیوندشان از معاشرت روزمره و تجربههای مشترک نیرو میگیرد.
« پیوندشان از معاشرت روزمره و تجربههای مشترک نیرو میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم با چنین رویکردی، همزیستی را نه شعاری انتزاعی، بلکه چیزی ملموس و انسانی میسازد: دوستیای که در خندهها و رازها شکل میگیرد، اما زیر فشار انتظارات خانواده و جامعه آسیبپذیر میشود. پدران و مرزهای اقتدار در سوی دیگر داستان، یوسف، جوجو و جوزپه قرار دارند؛ سه پدری که رفاقت دیرینهشان تصویری کوچک از همزیستی شهر است.
رابطهٔ آنان گرم و آشنا به نظر میرسد، اما با ورود خواستههای دختران به قلمرو تصمیمگیری خانوادگی، این پیوند ثبات پیشین خود را از دست میدهد. فیلم از این راه نشان میدهد که مدارا در سطح دوستی و همسایگی آسانتر از پذیرش استقلال زنان جوان است. پدران ممکن است در زندگی روزانه کنار هم باشند، اما وقتی پای ناموس، آبرو و آیندهٔ دخترانشان به میان میآید، هر یک به سوی قواعد و ترسهای خود عقبنشینی میکند.
حاجی، مرد ثروتمندی که خواهان ازدواج با مریم است، این کشمکش را تیزتر میکند. حضور او، مسئلهٔ انتخاب را از سطح شور نوجوانانه فراتر میبرد و به نابرابری قدرت و فشارهای اجتماعی پیوند میزند. فیلم بهجای آنکه این تضاد را فقط به یک شخصیت منفرد محدود کند، آن را بخشی از فضایی میسازد که در آن خواستهٔ دختران با اقتدار مردان و ملاحظات خانوادهها روبهرو است.
لاقولت؛ مکانی که قصه را شکل میدهد ساحل و فضای گردشگری لاقولت، پسزمینهای تزئینی نیست؛ شهر در ساختن لحن و معنای فیلم سهم دارد. گرما، رفتوآمد مردم و حالوهوای تعطیلات، نوعی آزادی موقت به قصه میبخشد؛ گویی تابستان فرصت میدهد قواعد همیشگی برای لحظهای سست شوند. در عین حال، این سبکی ظاهری در کنار تنشهایی قرار میگیرد که از خانهها و مناسبات اجتماعی سر برمیآورند.
« فیلم از این راه نشان میدهد که مدارا در سطح دوستی و همسایگی آسانتر از پذیرش استقلال زنان جوان است. »
شخصیتها و اجرا
همین تضاد، ساحل را به فضایی دوگانه بدل میکند: هم پناهگاهی برای خیالپردازی و نزدیکی، هم مکانی که اختلافها در آن آشکارتر میشوند. فیلم با تکیه بر جزئیات زندگی شهری، لاقولت را به جامعهای زنده بدل میکند، نه مکانی بینام که صرفاً حادثهها در آن رخ دهند. زبانهای گوناگون و حضور همزمان سنتها، حس چندفرهنگی بودن شهر را تقویت میکند.
این بافت برای مخاطبی که پیشتر با تاریخ و سیاست تونس آشنا نیست نیز جذاب است، هرچند همهٔ لایههای تاریخی آن به یک اندازه روشن نمیشوند. کمدی در سایهٔ حساسیتها لحن فیلم میان کمدی و درام حرکت میکند. موقعیتهای خانوادگی و واکنشهای پدران ظرفیت طنز دارند و گاه رفتارهای اغراقآمیز، فضای قصه را سبک میکنند.
اما این خندهها در بستری شکل میگیرند که موضوعاتی چون دین، جنسیت، اقتدار مردانه و تنشهای سیاسی در آن حضور دارند. این ترکیب به فیلم هویت میدهد: اثر نمیخواهد به موعظهای سنگین تبدیل شود و از سوی دیگر نمیتواند حساسیتهای پیرامون شخصیتها را نادیده بگیرد. با این همه، آمیختن طنز با چنین موضوعهایی همیشه یکدست از کار درنمیآید.
برخی شوخیها ممکن است از نظر لحن ناهموار به نظر برسند یا در لحظهای پدیدار شوند که انتظار مکث و تأمل بیشتری داریم. گاهی فیلم میان خندهدار نشان دادن تناقضها و جدی گرفتن پیامدهای آنها مردد میماند. این نوسان، هم بخشی از جذابیت اثر است و هم یکی از محدودیتهایش: فیلم از برخورد سبک و سنگین نیرو میگیرد، اما همیشه تعادل کامل میان آن دو را پیدا نمیکند.
« زبانهای گوناگون و حضور همزمان سنتها، حس چندفرهنگی بودن شهر را تقویت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تاریخ در پسزمینهٔ تابستان سال ۱۹۶۷ فقط یک نشانهٔ زمانی نیست. تنشهای سیاسی آن دوره، بهویژه پیامدهای جنگ ششروزه، بر روابط میان جوامع و بر احساس امنیت و تعلق اثر میگذارند. در نتیجه، بحران رفاقت پدران را نمیتوان صرفاً اختلافی خصوصی بر سر رفتار دختران دانست؛ اتفاقهای بیرون از خانه نیز بر شکافهای درونی سایه میاندازند.
فیلم تاریخ را به سخنرانی مستقلی بدل نمیکند، بلکه آن را در پسزمینهٔ روابط روزمره حاضر نگه میدارد. این انتخاب میتواند برای بینندهای که از زمینهٔ سیاسی تونس و منطقه آگاهی دارد، لایههای بیشتری از معنا بگشاید. برای مخاطب ناآشنا، برخی اشارهها ممکن است گذرا یا کمتوضیح باقی بمانند.
با این حال، همین فاصله میان یک تابستان ظاهراً معمولی و فشارهای تاریخی پیرامونش، به قصه عمق میدهد و نشان میدهد زندگی خصوصی هیچگاه کاملاً جدا از زمانهاش نیست. بازیها و ریتم روایت یکی از امتیازهای فیلم، گروه بازیگرانی است که به شخصیتها تفاوت و رنگ میبخشند. سه دختر در کنار هم مجموعهای دوستداشتنی و باورپذیر میسازند؛ جذابیتشان فقط از نقش نمادینشان نمیآید، بلکه از تفاوت در حضور و حالوهوای فردیشان شکل میگیرد.
بازیگران نقش پدران نیز به فیلم حس رفاقتی قدیمی میدهند؛ پیوندی که بهتدریج زیر فشار بحرانها محک میخورد. این بازیها کمک میکنند روابط جمعی فیلم، حتی در صحنههای ساده، زنده بماند. در مقابل، روایت در بخشهایی از حرکت میایستد و ریتمی کند و کشدار پیدا میکند. تعدد شخصیتها و موقعیتها گاهی انرژی قصه را پخش میکند و بعضی لحظهها بیش از اندازه در فضای روزمره مکث دارند.
« تاریخ در پسزمینهٔ تابستان سال ۱۹۶۷ فقط یک نشانهٔ زمانی نیست. »
قوتها و کاستیها
این کندی برای تماشاگرانی که انتظار کمدی پرشتاب دارند ممکن است خستهکننده باشد. با این حال، آرامش نسبی روایت با حس تابستانی و مشاهدهگرانهٔ فیلم تناسب دارد؛ مسئله بیشتر آن است که این مکثها همیشه به کشف تازهای دربارهٔ شخصیتها یا جهان داستان نمیانجامند. جمعبندی «A Summer in La Goulette» فیلمی دربارهٔ نخستین عشقهاست، اما در همان حال به دوستی، خانواده، تفاوتهای دینی و شکنندگی همزیستی میپردازد.
قوت اصلی آن در زنده کردن فضای ساحلی لاقولت و کنار هم نشاندن سه دختر با پیشینههای متفاوت است؛ پیوندی که در برابر فشار خانوادهها و سایهٔ سیاست، معنایی فراتر از دوستی نوجوانانه پیدا میکند. بازیهای دوستداشتنی و آمیزش جسورانهٔ کمدی با مسائل حساس، اثر را متمایز میسازد، هرچند نوسان لحن و افتوخیز ریتم از انسجام آن میکاهد.
حاصل، روایتی گرم و گاه تلخ است که بیش از آنکه پاسخ قطعی بدهد، تماشاگر را به اندیشیدن دربارهٔ مرزهای صمیمیت و آزادی وامیدارد.
« این کندی برای تماشاگرانی که انتظار کمدی پرشتاب دارند ممکن است خستهکننده باشد. »
ثبت دیدگاه