نقد و بررسی
نقد A Stitch in Time | 1963
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در جهان نورمن ویزدام «A Stitch in Time» ساختهٔ رابرت اشر، کمدی بریتانیایی سال ۱۹۶۳ است؛ فیلمی که جهان آشنای نورمن ویزدام را به محیطی تازه میبرد: بیمارستانی که نظم و تشریفاتش در برابر حضور آشفته و مهارناپذیر نورمن دوام چندانی نمیآورد. قهرمان فیلم، نورمن پیتکین، دستیار سادهدل قصابی است؛ مردی که نیتهای خوبش پیوسته به نتیجههایی نامنتظر میانجامند.
این شکاف میان قصد خیر و پیامد فاجعهبار، موتور اصلی کمدی فیلم است. حادثهای در مغازهٔ قصابی او و آقای گریمزدیل را به بیمارستان میکشاند و ورود نورمن به آنجا، آرامش محیط را به زنجیرهای از آشوبهای کوچک و بزرگ بدل میکند. فیلم از همان ابتدا به قواعد واقعگرایی سختگیرانه وفادار نیست.
منطق آن، منطق نمایش کمدی است: حادثهای کوچک بهانهای میشود تا بدن بازیگر، فضای صحنه و اشیای روزمره در چرخشی سریع به ابزار خنده تبدیل شوند. بیمارستان نه صرفاً مکانی برای درمان، بلکه صحنهای است که در آن برخورد نورمن با مقررات، کارکنان و بیماران پیدرپی موقعیتهایی تازه میآفریند.
« این شکاف میان قصد خیر و پیامد فاجعهبار، موتور اصلی کمدی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین انتخاب به فیلم انرژی میدهد، هرچند پراکندگی رواییاش نیز از همینجا سرچشمه میگیرد. کمدی فیزیکی و هنر بدن مهمترین دارایی فیلم، حضور نورمن ویزدام است. جذابیت بازی او تنها در زمینخوردن، دستوپا گمکردن یا برخوردهای جسمانی خلاصه نمیشود؛ او از بدنش برای ساختن شخصیتی استفاده میکند که همواره اندکی از موقعیت عقب مانده است.
واکنشهای دیرهنگام، نگاههای هراسان و تلاشهای نیمهموفقش برای حفظ ظاهر، به هر کنش ساده امکان بدلشدن به یک شوخی را میدهد. نورمن در این جهان، نه یک خرابکار آگاه، بلکه انسانی است که میخواهد مفید باشد و در عمل، نظم اطرافش را به هم میریزد. شوخیهای فیزیکی فیلم در بهترین لحظهها از وضوح و ریتم خوبی برخوردارند.
تماشاگر میتواند مسیر یک سوءتفاهم را دنبال کند و پیش از وقوع نتیجهٔ ناگزیر، از فاصلهٔ میان خواسته و حاصل کار نورمن لذت ببرد. بااینحال، فیلم گاه همان الگو را بیش از اندازه تکرار میکند: لغزش، برخورد، آشفتگی و واکنشهای اغراقآمیز. وقتی این الگو تغییر چندانی نمیکند، غافلگیری جای خود را به پیشبینی میدهد و کمدی، بهجای آنکه اوج بگیرد، درجا میزند.
« همین انتخاب به فیلم انرژی میدهد، هرچند پراکندگی رواییاش نیز از همینجا سرچشمه میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
ریتم و ساختار روایی «A Stitch in Time» بیش از آنکه بر یک خط داستانی محکم استوار باشد، از رشتهای از موقعیتهای کمیک نیرو میگیرد. حرکت فیلم در آغاز پرجنبوجوش است و تماشاگر را با شتاب وارد جهان آشفتهٔ نورمن میکند؛ اما پس از آن، پیوند میان صحنهها همیشه به اندازهٔ کافی استوار نیست.
داستان دیر به محور عاطفی خود میرسد و گاهی چنین به نظر میآید که فیلم ابتدا مجموعهای از شوخیها را کنار هم چیده و سپس کوشیده است برای آنها مسیری دراماتیک پیدا کند. این پراکندگی البته با نوع کمدی فیلم بیارتباط نیست. در کمدیهای شخصیتمحور، تداوم شوخی و حضور قهرمان میتواند جایگزین پیرنگ پیچیده شود؛ اما این شیوه تنها هنگامی دوام میآورد که هر صحنه چیزی تازه به شخصیت یا موقعیت بیفزاید.
در اینجا، بعضی لحظات صرفاً نسخهای دیگر از همان ناتوانی دلنشین نورمناند. نتیجه آن است که فیلم در نیمههایی از مسیر، از حرکت بازمیماند و برای حفظ توجه تماشاگر بیش از حد به تکرار تکیه میکند. لیندی و ورود لطافت دیدار نورمن با لیندی، دختری که پس از مرگ پدر و مادرش در سانحهٔ هواپیما سکوت و شادی خود را از دست داده، به فیلم بُعدی انسانیتر میبخشد.
« این پراکندگی البته با نوع کمدی فیلم بیارتباط نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در کنار آشوبهای جسمانی و شوخیهای پرتحرک، این رابطه فضایی آرامتر میسازد و به رفتار نورمن معنایی فراتر از سرگرمی میدهد. او نمیخواهد تنها از مقررات بگریزد یا دیگران را به خنده بیندازد؛ در برابر اندوه کودکی آسیبدیده، میل او به کمککردن صورتی صادقانه پیدا میکند. این بخش، هم نقطهٔ قوت احساسی فیلم است و هم منشأ ناهماهنگی آن.
ایدهٔ پیوند میان یک دلقک ناخواسته و کودکی خاموش ظرفیت عاطفی فراوانی دارد، اما فیلم گاه برای تأکید بر اندوه و تأثیر مهربانی، بیش از اندازه مکث میکند. احساسات بهجای آنکه از دل کنشها و جزئیات کوچک برآیند، بعضی وقتها با اصرار آشکار عرضه میشوند. به همین سبب، لطافت رابطه گاه از ظرافت فاصله میگیرد و به ملودرامی کشدار نزدیک میشود.
برخورد خنده و اندوه ترکیب کمدی و اندوه در «A Stitch in Time» انتخابی جسورانه است، اما همیشه به تعادل نمیرسد. در یک سوی فیلم، جهان سبک و پرجنبوجوش نورمن قرار دارد؛ در سوی دیگر، تجربهٔ فقدان لیندی. این دو فضا میتوانند یکدیگر را غنی کنند: خنده شاید راهی برای بازگشت به زندگی باشد، و شفقت میتواند به کمدی عمق ببخشد.
« این بخش، هم نقطهٔ قوت احساسی فیلم است و هم منشأ ناهماهنگی آن. »
قوتها و کاستیها
فیلم در لحظاتی که اجازه میدهد این معنا از رفتار نورمن پدیدار شود، مؤثر است؛ بهویژه هنگامی که مهربانی او از همان سادگی و بیتکلفی شخصیتش سرچشمه میگیرد. اما گاهی فیلم بهجای اعتماد به تماشاگر، معنای عاطفی صحنه را بیش از حد توضیح میدهد. در چنین لحظاتی، شوخی و احساس بهجای آنکه در کنار هم جاری شوند، انگار برای تصاحب فضای فیلم رقابت میکنند.
از این رو، اثر به یک کمدی ناب یا درامی کاملاً پرورده بدل نمیشود؛ هویتش در همین آمیزهٔ نابرابر شکل میگیرد. نابرابریای که گاه گرم و دلپذیر است و گاه ریتم را مختل میکند. گروه بازیگران و جهان بیمارستان نورمن ویزدام مرکز ثقل فیلم است، اما حضور ادوارد چپمن در نقش آقای گریمزدیل نیز به رابطهٔ قدیمی و آشنای این دو بازیگر جان میدهد.
گریمزدیل در برابر شتاب و بیاحتیاطی نورمن، وزنهای محتاط و خشکتر است؛ تضادی که از سادهترین گفتوگوها هم زمینهٔ شوخی میسازد. بازیگران نقشهای فرعی نیز به شکلگیری جهان بیمارستان کمک میکنند، هرچند شخصیتپردازی آنان بیشتر کارکردی است تا پیچیده: هر کدام بهنوعی در مسیر حادثهای قرار میگیرند که نورمن به راه میاندازد.
« اما گاهی فیلم بهجای اعتماد به تماشاگر، معنای عاطفی صحنه را بیش از حد توضیح میدهد. »
جمعبندی
رابرت اشر این مجموعه را در قالب کمدیای بریتانیایی و کلاسیک سامان میدهد؛ فیلمی که بیش از تصویرپردازی چشمگیر، به زمانبندی اجراها و حضور بازیگر تکیه دارد. جمعبندی «A Stitch in Time» فیلمی است که بهترین لحظاتش را از دو سرچشمه میگیرد: توانایی نورمن ویزدام در تبدیل دستپاچگی به کمدی، و میل ساده و صادقانهٔ نورمن پیتکین به کمککردن.
کمدی فیزیکی اثر هنوز میتواند سرگرمکننده باشد، و پیوند او با لیندی به داستان گرمایی میبخشد که آن را از مجموعهای صرف از شوخیها فراتر میبرد. بااینحال، پیرنگ پراکنده، تکرار برخی شوخیها و کشآمدن لحظات احساساتی مانع از آن میشوند که فیلم به انسجامی کامل برسد. ارزش فیلم را باید بیش از هر چیز در شخصیتمحوری و لحن ویژهاش جستوجو کرد.
این اثر برای تماشاگرانی که از کمدی بدنی کلاسیک و قهرمانان ناتوان اما خوشقلب لذت میبرند، تجربهای دلپذیر فراهم میکند؛ اما کسانی که به روایت فشرده و تحول دراماتیک پیوسته اهمیت میدهند، ممکن است با فراز و فرودهایش فاصله بگیرند. سرانجام، جذابیت آن نه در بینقصبودن ساختار، بلکه در تضاد میان آشوب بیرونی نورمن و مهربانی درونی اوست.
« ارزش فیلم را باید بیش از هر چیز در شخصیتمحوری و لحن ویژهاش جستوجو کرد. »
ثبت دیدگاه