نقد و بررسی
نقد یک کمدی اشتازی (A Stasi Comedy) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان پروندهٔ امنیتی و دفتر شعر «A Stasi Comedy» به کارگردانی Leander Haußmann از دلِ تقابلی جذاب نیرو میگیرد: دستگاهی تمامیتخواه که میخواهد همهچیز را زیر نظر بگیرد، در برابر جهانی هنری و زیرزمینی که بر آزادیِ خیال و بیقاعدگی بنا شده است. فیلم با رفتوآمد میان برلین شرقیِ دههٔ ۱۹۸۰ و زمان حال، زندگی لودگر فوکس را دنبال میکند؛ مأموری که برای نفوذ به محافل هنری پرنتسلاوئر برگ فرستاده میشود و در جریان مأموریت، خود به بخشی از همان جهان بدل میگردد.
با ورود ناتالی به زندگیاش، دوگانگی میان هویت مأمور و شاعر دیگر صرفاً مسئلهای حرفهای نیست و به انتخابی عاطفی و اخلاقی گره میخورد. فیلم این مسیر را بیآنکه رازهای پایانیاش را آشکار کند، به تأملی دربارهٔ نقشهایی تبدیل میکند که انسان برای دیگران و برای خودش بازی میکند. کمدی در سایهٔ نظارت عنوان فیلم از همان ابتدا وعدهٔ طنزی سیاسی میدهد، اما اثر نمیکوشد سرکوب را به موضوعی بیخطر برای شوخی تبدیل کند.
خنده بیشتر از تضاد میان عظمت ادعایی دستگاه امنیتی و رفتارهای گاه مضحک مأمورانش پدید میآید: ساختاری که خود را همهچیزدان و همهتوان میپندارد، اما برای مهار زندگی روزمره به آیینها و آزمونهایی عبث متوسل میشود. در سوی دیگر، هنرمندان و مخالفان سیاسی با شور و بیپرواییشان نظمی را بههم میزنند که قصد دارد حتی اندیشه را طبقهبندی کند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، مرز طنز و سبکسازی همیشه به یک اندازه روشن نیست. وقتی شوخیها تکراری یا بیش از اندازه آسان میشوند، خطر آن پدید میآید که خشونت روانیِ نظارت و خیانت، به پسزمینهای برای کمدی بدل شود. فیلم در لحظاتی با بزرگنمایی و هجوِ مقامهای امنیتی این لغزش را مهار میکند، اما در لحظاتی دیگر از تلخی موضوع فاصله میگیرد؛ فاصلهای که ممکن است برای برخی تماشاگران جذاب و برای برخی دیگر ناهمخوان باشد.
لودگر و فرسایش هویت هستهٔ دراماتیک اثر نه صرفاً جاسوسی، بلکه زندگیکردن در دو نقش ناسازگار است. لودگر مأمور است دیگران را مشاهده و گزارش کند، اما هرچه بیشتر در محافل هنری نفوذ میکند، کمتر میتواند جایگاه خود را بیرون از آنها حفظ کند. او بهتدریج با چیزی روبهرو میشود که دستگاه مأموریتش نمیتواند بهسادگی در پروندهای ثبت کند: تعلق، میل به آفرینش و امکانِ دلبستگی واقعی.
همین کشاکش، شخصیت را از نمونهای ساده از مأمور دستوپاچلفتی فراتر میبرد. فیلم از این دوگانگی برای طرح پرسشی اخلاقی بهره میگیرد: آیا نقشِ ساختگی میتواند به هویتی راستین بدل شود؟ و اگر کسی دروغی را برای مدت طولانی زندگی کند، کدام بخش از آن دروغ سرانجام حقیقت میشود؟ حضور ناتالی این پرسش را از سطح نظری به زندگی شخصی لودگر میآورد، درحالیکه رابطهاش با محافل زیرزمینی نشان میدهد هویت تازهٔ او تنها در عشق خلاصه نمیشود.
« بااینحال، مرز طنز و سبکسازی همیشه به یک اندازه روشن نیست. »
شخصیتها و اجرا
لودگر از جهانی میآید که اطاعت را فضیلت میداند و وارد فضایی میشود که تخیل و سرپیچی در آن ارزش دارند. برلین شرقی؛ صحنهای برای دو جهان یکی از امتیازهای فیلم، بازآفرینی پرنتسلاوئر برگ بهعنوان محیطی فرهنگی و نامتعارف است؛ جایی که شعر، موسیقی، کنش سیاسی و معاشرتهای آزاد در کنار هم شکل میگیرند.
این فضا صرفاً تزئین بصری یا پسزمینهٔ تاریخی نیست، بلکه نیرویی است که بر لودگر اثر میگذارد و در برابر نظم خشک دستگاه امنیتی قرار میگیرد. تفاوت میان جهان رسمی و زیرزمینی، در شیوهٔ رفتار و گفتوگوها نیز دیده میشود: آنسو قواعد و سلسلهمراتب، اینسو بداهه و آزمودن مرزها. این تصویر، برلین شرقی را به مکانی زنده و خیالانگیز بدل میکند، هرچند گاهی شور صحنهآرایی و غرابت شخصیتها بر جزئیات تاریخی میچربد.
اثر در پی آن نیست که گزارشی مستند از زندگی روزمره زیر نظارت ارائه دهد؛ ترجیح میدهد تاریخ را از صافی هجو و نمایش بگذراند. از همین رو، تماشاگر بهتر است فیلم را نه بازسازیای واقعگرا از تجربهٔ تاریخی، بلکه روایتی هنری و طنزآمیز دربارهٔ برخورد فرد با یک نظام کنترلگر ببیند. بازیها و ترکیب گروهی David Kross در نقش لودگر جوان، تناقضهای شخصیت را با ترکیبی از تردید، دستپاچگی و شور پنهان پیش میبرد.
« لودگر از جهانی میآید که اطاعت را فضیلت میداند و وارد فضایی میشود که تخیل و سرپیچی در آن ارزش دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازی او بهجای آنکه مأمور را از ابتدا قهرمانی آگاه و سرکش نشان دهد، بر ناآمادگیاش برای نقشی تأکید میکند که به او سپرده شده است. این ویژگی با فضای کمدی فیلم سازگار است، اما اجازه میدهد تغییرات درونی شخصیت نیز باورپذیر بماند. Deleila Piasko در نقش ناتالی حضوری رازآلود و مستقل دارد و رابطهاش با لودگر را از یک ماجرای عاشقانهٔ صرف فراتر میبرد.
بازیگران مکمل نیز در ساختن لحن جمعی فیلم سهم مهمی دارند؛ محافل هنری و مأموران امنیتی هرکدام با رفتارها و ریتم خاص خود، دو سوی متضاد جهان داستان را میسازند. حضور Jörg Schüttauf در نقش لودگرِ بزرگسال نیز به پیوند زمانی اثر کمک میکند و یادآور میشود که گذشته، حتی پس از گذشت سالها، از زندگی شخصیتها کنار نرفته است.
ریتم و تکرار شوخیها فیلمی با زمان نزدیک به دو ساعت، برای حفظ تعادل میان طنز، عشق و تأمل تاریخی به ریتمی سنجیده نیاز دارد. «A Stasi Comedy» در بخشهایی با موقعیتهای عجیب و برخوردهای نامنتظر انرژی میگیرد، اما در جاهایی درنگهایش طولانی میشوند و حرکت داستان کند میشود. تکرار بعضی الگوهای کمیک نیز از تازگی آنها میکاهد؛ شوخیای که بار نخست از تضاد میان اقتدار اداری و آشفتگی انسانی نیرو میگیرد، اگر بیش از حد بازگردد، قدرت غافلگیریاش را از دست میدهد.
« این ویژگی با فضای کمدی فیلم سازگار است، اما اجازه میدهد تغییرات درونی شخصیت نیز باورپذیر بماند. »
قوتها و کاستیها
این کندی برای همه الزاماً عیب نیست. تماشاگرانی که به سینمای اروپاییِ نامتعارف، فضای هنری و شخصیتپردازیهای جمعی علاقه دارند، ممکن است از مکثها و جزئیات محیط لذت ببرند. اما کسی که انتظار کمدیای تند و پیدرپی دارد، احتمالاً میان صحنههای موفق با لحظاتی کماثر فاصله احساس خواهد کرد.
ناهمواری ریتم، در مجموع، مانع از آن میشود که فیلم به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیاش پیوسته و تیز باقی بماند. میراث گذشته در زمان حال قاب زمانیِ معاصر به داستان عمقی میدهد که از خاطرهگویی صرف فراتر میرود. آنچه لودگر در جوانی انجام داده، پس از گذشت سالها همچنان در روابط و نگاه او به گذشته حضور دارد.
فیلم از این راه نشان میدهد که پایان یک دستگاه سیاسی لزوماً به معنای پایان پیامدهایش نیست؛ پروندهها، سکوتها و انتخابهای پیشین میتوانند در زندگی روزمره باقی بمانند و ناگهان دوباره معنا پیدا کنند. این لایهٔ زمانی همچنین کمدی را پیچیدهتر میکند. گذشته ممکن است در حافظه به شکل حکایتی مضحک بازسازی شود، اما فاصلهٔ زمانی مسئولیت را پاک نمیکند.
« ناهمواری ریتم، در مجموع، مانع از آن میشود که فیلم به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیاش پیوسته و تیز باقی بماند. »
جمعبندی
اثر میان این دو نگاه در نوسان است: از یک سو گذشته را به هجو میگیرد و از سوی دیگر، یادآوری میکند که نظارت و خیانت موضوعاتی بیهزینه نبودهاند. همین دوگانگی، بهترین دستاورد فیلم و درعینحال منشأ اصلی اختلافنظر دربارهٔ لحن آن است. جمعبندی «A Stasi Comedy» فیلمی است با ایدهای گیرا، بازیهای گروهی مؤثر و فضایی هنری که برلین شرقی را به صحنهٔ برخورد آزادیخواهی و کنترل بدل میکند.
داستان لودگر، مأموری که در جریان نفوذ به جهان زیرزمینی خود نیز دگرگون میشود، بستری مناسب برای بحث دربارهٔ هویت، وفاداری و اثر ماندگار انتخابهای گذشته فراهم میآورد. در مقابل، تکرار برخی شوخیها، افتوخیز ریتم و سبککردن گاهبهگاه موضوعی تلخ، مانع از آن میشوند که طنز فیلم همیشه به اندازهٔ مضمونش نافذ باشد.
بااینهمه، اثر بهواسطهٔ همین آمیزهٔ ناهموار نیز کنجکاویبرانگیز است: نه کمدیای یکدست و پرشتاب، بلکه روایتی عجیبوغریب و اندیشناک که گاهی میخنداند و گاهی یادآور میشود خنده در برابر تاریخ، خود نوعی موضعگیری است. برای علاقهمندان به سینمای هنری و طنز سیاسی، تجربهای متفاوت خواهد بود؛ برای تماشاگرانی که به دنبال کمدیای کاملاً تیز و منسجماند، احتمالاً فیلمی با لحظات درخشان اما نابرابر.
« همین دوگانگی، بهترین دستاورد فیلم و درعینحال منشأ اصلی اختلافنظر دربارهٔ لحن آن است. »



ثبت دیدگاه