نقد و بررسی
نقد مار ژوئن (A Snake of June) | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رطوبتِ میل و اضطراب «A Snake of June» ساختهٔ شینیا تسوکاموتو، بیش از آنکه تریلری متعارف دربارهٔ باجگیری باشد، مطالعهای حسی دربارهٔ میل سرکوبشده، شرم و فاصلهٔ عاطفی است. فیلم در فصل بارانی توکیو میگذرد؛ شهری که زیر لایهای از آب، بخار و رنگ آبی گویی از واقعیت روزمره جدا شده است.
رینکو، مشاور تلفنی و همسری گرفتار در رابطهای بیرمق، با حضور مردی مزاحم و عکسهایی خصوصی ناگهان از پناهگاه عادت بیرون کشیده میشود. از این نقطه، روایت نه مسیر سادهٔ یک تهدید و گریز، بلکه سفری پراضطراب به درون خواستههایی است که شخصیتها از خود و دیگری پنهان کردهاند. تسوکاموتو در این اثر، همانند بخشی از کارنامهاش، به بدن بهعنوان میدان برخورد روان و جهان بیرونی مینگرد.
میل در اینجا چیزی صرفاً رمانتیک یا رهاییبخش نیست؛ با شرم، کنترل و آسیبپذیری درهمتنیده است. همین آمیختگی به فیلم نیرویی نامتعارف میدهد و در عین حال، پرسشی دشوار پیش میکشد: آیا مواجهه با خواستههای پنهان میتواند آزادیبخش باشد، اگر این مواجهه از مسیر اجبار و تعرض به حریم خصوصی آغاز شود؟
ازدواجی که در سکوت فرسوده میشود رینکو و همسرش، شیگههیکو، در خانهای مشترک زندگی میکنند، اما نزدیکیشان بیشتر به نظمی خاموش شباهت دارد تا پیوندی زنده. فیلم این فاصله را با گفتوگوهای توضیحی طولانی نمیسازد؛ آن را در عادتها، مکثها و فضای خانه آشکار میکند. هر دو در ساختار زندگی روزانهشان جا افتادهاند، اما به نظر میرسد بخشی از وجودشان را از دیگری پنهان نگه میدارند.
« فیلم در فصل بارانی توکیو میگذرد؛ شهری که زیر لایهای از آب، بخار و رنگ آبی گویی از واقعیت روزمره جدا شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این سکون، نقطهٔ مقابل آشفتگیای است که با ورود مزاحم به زندگی رینکو پدیدار میشود. مرد ناشناس در ظاهر نیرویی بیرونی و تهدیدآمیز است، اما نقش او به یک بدمن ساده محدود نمیماند. او میل رینکو را همزمان افشا و به ابزار کنترل تبدیل میکند؛ بنابراین هر حرکت شخصیت اصلی میان کشف خود و تسلیمشدن به خواست دیگری معلق میماند.
فیلم در برابر این تناقض پاسخ اخلاقیِ سرراستی عرضه نمیکند. همین ابهام میتواند تأملبرانگیز باشد، اما گاهی نیز باعث میشود مرز میان بیداری عاطفی و بهرهکشی از رینکو بیش از اندازه مبهم شود. آبیِ بارانخورده، زبان اصلی فیلم مهمترین دستاورد فرمی فیلم، جهان دیداری آن است. تصویرهای تکرنگ و آبی، شهر را از پسزمینهای واقعگرا به فضایی ذهنی تبدیل میکنند؛ گویی هر خیابان و پنجره با حال درونی شخصیتها رنگ گرفته است.
باران در اینجا فقط نشانهٔ فصل یا وضعیت آبوهوا نیست. حضوری دائمی دارد و بر سطح شهر، شیشهها و بدنها مینشیند؛ رطوبتی که هم خفقانآور است و هم نوعی آمادگی برای دگرگونی را القا میکند. این انتخاب رنگی به اثر وحدت میبخشد و حتی وقتی روایت از انسجام فاصله میگیرد، تماشاگر را در همان اقلیم بصری نگه میدارد.
شهرِ آبیِ تسوکاموتو نه توکیویی آشنا، بلکه فضای روانیِ فشردهای است که شخصیتها در آن به یکدیگر نزدیک و از هم دور میشوند. قابها، نورپردازی و باران بهجای آنکه صرفاً زیباییشناسانه باشند، در ساختن حس تنهایی و نظارت نقش دارند. تصاویر چنان ماندگارند که گاه بیش از رخدادهای داستان در ذهن میمانند.
« این سکون، نقطهٔ مقابل آشفتگیای است که با ورود مزاحم به زندگی رینکو پدیدار میشود. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و بیانِ تنش درونی آسوکا کوروساوا نقش رینکو را با تکیه بر تغییرات ظریف در چهره و بدن پیش میبرد. شخصیت او کمتر به شرح مستقیم احساساتش میپردازد؛ فشار، تردید و آشفتگی در مکثها، نگاهها و واکنشهای فیزیکیاش دیده میشود. این شیوه با جهان کمحرف و سرد فیلم تناسب دارد و کمک میکند تجربهٔ رینکو صرفاً به مجموعهای از موقعیتهای تحریکآمیز تقلیل نیابد.
او زنی است که در ظاهر به نقشهای روزمرهاش خو گرفته، اما هرچه پیش میرویم، شکاف میان آن ظاهر و زندگی درونیاش آشکارتر میشود. یوجی کوهتاری نیز با حضوری کنترلشده به نقش شیگههیکو شکل میدهد. فاصلهٔ عاطفی او نه با فریاد و رویاروییهای پرشور، بلکه با خشکی رفتار و انزوای روزمره حس میشود.
خود تسوکاموتو در نقش ایگوچی، مرد مزاحم، حضوری ناآرام و عمدتاً مرموز دارد. این بازیها به فضای روانشناختی فیلم کمک میکنند، هرچند ابهام شخصیتها گاه چنان افزایش مییابد که انگیزهها بیش از آنکه چندلایه باشند، مبهم و دستنیافتنی به نظر میرسند. بدن؛ رهایی یا شیء نگاه؟ فیلم بدن را در مرکز جهان خود قرار میدهد، اما این تمرکز از همان ابتدا دوپهلوست.
از یک سو، بدن رینکو جایی است که میل سرکوبشده و اضطراب اجتماعی نمود پیدا میکند. از سوی دیگر، دوربین و موقعیت داستانی بارها او را در معرض نگاه و کنترل قرار میدهند. ازاینرو، تماشای فیلم ممکن است همزمان با تجربهٔ حسی و پرسشی انتقادی همراه باشد: آیا اثر نگاه سلطهگر را به چالش میکشد یا ناخواسته همان نگاه را بازتولید میکند؟
« بازیها و بیانِ تنش درونی آسوکا کوروساوا نقش رینکو را با تکیه بر تغییرات ظریف در چهره و بدن پیش میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تنش، یکی از بحثبرانگیزترین وجوه «A Snake of June» است. فیلم از یک زن در مسیر مواجهه با خواستههایش میگوید، اما مسیر این مواجهه را مردی دیگر تعیین میکند. در نتیجه، امکان خواندن ماجرا بهعنوان بیداری شخصی همواره با این واقعیت محدود میشود که محرک آن، باجگیری و نقض حریم خصوصی است.
بعضی صحنهها عمداً ناخوشایندند و همین ناخوشایندی میتواند بخشی از نقد فیلم بر کنترل و شرم باشد؛ بااینحال، تکرار تأکید بر بدن زن برای برخی تماشاگران از مرز ضرورت دراماتیک فراتر میرود. روایتِ رازآلود و ریتمِ کشدار فیلم از عناصر تریلر برای حفظ کنجکاوی استفاده میکند، اما قواعد ژانر را بهطور کامل دنبال نمیکند.
اطلاعات بهتدریج آشکار میشوند و شخصیتها نیز بهسادگی قابلتوضیح نیستند. این رویکرد، حس رؤیاگون و نامطمئن اثر را تقویت میکند؛ تماشاگر ناچار است بهجای دنبالکردن یک زنجیرهٔ روشن از علت و معلول، حالوهوا، تصویرها و رفتارهای تکرارشونده را کنار هم بگذارد. در مقابل، همین انتخاب ممکن است تجربه را فرساینده کند.
ریتم کند است و فیلم گاه بیش از آنکه با پیشرفت روایی پیش برود، بر تکرار حس و وضعیت تکیه میکند. در بخشهایی، ابهام بهجای آنکه لایهای تازه از معنا بسازد، روایت را نامنسجم جلوه میدهد. از همین رو، واکنش تماشاگران به فیلم بهسادگی دوگانه میشود: برخی در فضای بارانی و آبی آن غرق میشوند، و برخی دیگر فاصلهٔ میان تصویرهای قدرتمند و قصهٔ پراکنده را مانعی جدی میبینند.
« این تنش، یکی از بحثبرانگیزترین وجوه «A Snake of June» است. »
قوتها و کاستیها
این دو واکنش هر دو از ویژگیهای واقعی اثر سرچشمه میگیرند. جمعبندی «A Snake of June» فیلمی است که بیش از آنکه بر قصهگویی کلاسیک تکیه کند، با رنگ، رطوبت، بدن و سکوت اثر میگذارد. شینیا تسوکاموتو جهانی بصری میسازد که اضطراب و میل در آن به تجربهای تقریباً ملموس تبدیل میشوند؛ بازیهای کمبیان نیز به این اقلیم سرد و ناآرام جان میدهند.
در عین حال، کندی ریتم، گسستهای روایی و نگاه گاه آزاردهنده به بدن زن، مانع از آن میشوند که فیلم برای هر مخاطبی تجربهای یکدست و پذیرفتنی باشد. ارزش اثر در پاسخهای قطعیاش نیست، بلکه در تناقضهایی است که پیش روی تماشاگر میگذارد: میل چگونه از شرم جدا میشود؟ آیا رهاییای که از دل اجبار آغاز شده، میتواند واقعاً رهایی باشد؟
فیلم این پرسشها را در فضایی آبی و بارانزده رها میکند و انتظار دارد تماشاگر با همان حس غریب و ناتمام از آن بیرون بیاید؛ حسی که ممکن است هم ماندگار باشد و هم آزاردهنده.
« این دو واکنش هر دو از ویژگیهای واقعی اثر سرچشمه میگیرند. »



ثبت دیدگاه