نقد و بررسی
نقد نیایش برای مرگ (A Prayer for the Dying) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان توبه و تعقیب «A Prayer for the Dying» ساختهٔ Mike Hodges، تریلری جنایی است که در مرکز آن مردی ایستاده که میخواهد از خشونت فاصله بگیرد، اما گذشتهاش اجازه نمیدهد این تصمیم بهآسانی عملی شود. مارتین، آدمکش وابسته به ارتش جمهوریخواه ایرلند، پس از مأموریتی مرگبار با کشیشی کاتولیک روبهرو میشود؛ شاهدی که حضورش مارتین را ناگزیر میکند هم با پیامدهای کار خود مواجه شود و هم با امکان رستگاری.
پیوندی که میان این دو شکل میگیرد، میتوانست ستون استوار فیلم باشد: یک سوی آن مردی با ایمان و تعهد اخلاقی، سوی دیگر انسانی که از کردار گذشتهاش گریزان است، اما هنوز در دل همان جهان خشن گرفتار مانده. فیلم در بهترین لحظاتش از همین تقابل نیرو میگیرد، هرچند همواره نمیتواند آن را به روایتی منسجم و عمیق بدل کند.
اثر بر پایهٔ رمانی از Jack Higgins ساخته شده و Mike Hodges آن را با گروهی از بازیگران برجسته پیش برده است؛ از جمله Mickey Rourke، Bob Hoskins، Alan Bates و Liam Neeson. این ترکیب، وعدهٔ فیلمی پرکشش و چندلایه را میدهد: داستانی که هم میتواند تریلری دربارهٔ فرار از گذشته باشد و هم درامی دربارهٔ وجدان، ایمان و مسئولیت.
اما «A Prayer for the Dying» میان این ظرفیتها مدام جابهجا میشود و گاه روشن نیست کدام وجه باید بر دیگر وجوه غلبه کند. همین ناپایداری، هم به اثر حالوهوایی نامتعارف میبخشد و هم از انسجامش میکاهد. مارتین؛ چهرهای میان گناه و گریز Mickey Rourke نقش مارتین را با نوعی خاموشی و درونگرایی بازی میکند که با شخصیت مردی خسته از خشونت سازگار است.
« فیلم در بهترین لحظاتش از همین تقابل نیرو میگیرد، هرچند همواره نمیتواند آن را به روایتی منسجم و عمیق بدل کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او قهرمانی پرحرف و توضیحدهنده نیست؛ بخش مهمی از حالتهایش در نگاه، مکث و واکنشهای کوتاه پنهان میماند. این انتخاب به شخصیت وزنی میدهد و تماشاگر را وامیدارد میان آنچه مارتین میگوید و آنچه در چهرهاش پیداست فاصلهای را دنبال کند. با این حال، بازی کمکلام بهتنهایی نمیتواند جای خلأهای شخصیتپردازی را بگیرد.
فیلم از مارتین انتظار دارد هم قاتلی کارکشته باشد، هم انسانی پشیمان، هم مردی آمادهٔ دلبستگی؛ اما گذار میان این وجهها گاهی ناگهانی است و لایههای درونی او کمتر از آنچه موضوع داستان اقتضا میکند بسط مییابد. لهجهٔ ایرلندی رورک نیز بخشی جداییناپذیر از حضور او در فیلم شده است؛ عنصری که ممکن است برای برخی تماشاگران غریب یا حتی حواسپرتکن باشد، اما به هر حال در ساختن شمایل ویژهٔ مارتین سهم دارد.
مهمتر از آن، رورک در صحنههایی که شخصیت با میل به رهایی و ناتوانی از گسستن پیوندهای پیشین روبهرو میشود، کیفیتی آسیبپذیر به نقش میدهد. فیلم گاه میکوشد این آسیبپذیری را جایگزین توضیح روانشناختی کند؛ نتیجه در بخشهایی اثرگذار است، اما در بخشهایی دیگر مارتین بیش از آنکه شخصیتی کامل باشد، به مجموعهای از حالتهای جذاب و مبهم بدل میشود.
کشیش و جنایتکار؛ کشمکش اخلاقی فیلم قویترین رابطهٔ دراماتیک فیلم میان مارتین و کشیش شکل میگیرد. کشیش تنها مانعی عملی در مسیر فرار او نیست؛ حضورش پرسشی اخلاقی را پیش میکشد: آیا اعتراف به گناه، وقتی به قصد خاموشکردن شاهدی انجام شود، معنایی جز ابزاری تازه برای گریز دارد؟ و آیا انسانی که خود به خشونت خو گرفته، میتواند از دیگری انتظار بخشایش داشته باشد؟
« او قهرمانی پرحرف و توضیحدهنده نیست؛ بخش مهمی از حالتهایش در نگاه، مکث و واکنشهای کوتاه پنهان میماند. »
شخصیتها و اجرا
این پرسشها به رابطهٔ آن دو عمقی میدهند که از بسیاری از خطوط داستانی دیگر پررنگتر است. کشیش با تکیه بر ایمان و مسئولیت خویش، نمایندهٔ نظمی moral است که مارتین هم به آن نیاز دارد و هم از آن میترسد. Bob Hoskins در این نقش حضوری زمینی و باورپذیر دارد. او کشیش را نه قدیسی دور از جهان، بلکه انسانی گرفتار در شرایطی دشوار میسازد؛ کسی که باید میان تعهد مذهبی و خطر ملموس پیرامونش حرکت کند.
در مقابل، مارتین از او چیزی میخواهد که با معنای اخلاقی اعتراف و بخشایش در تنش است. این کشمکش، فیلم را از یک تعقیبوگریز صرف فراتر میبرد و ظرفیت تأمل دربارهٔ ایمان را فراهم میکند. با این همه، اثر گاه مفاهیم مذهبی را بیشتر به ابزار پیشبرد حادثه تبدیل میکند تا موضوعی که واقعاً فرصت اندیشیدن دربارهاش فراهم شود.
به همین دلیل، ایدهٔ جذاب رابطهٔ کشیش و مارتین در لحظاتی میدرخشد، اما پیوسته به ژرفای بالقوهٔ خود نمیرسد. عشق؛ دریچهای کوتاه به زندگی دیگر رابطهٔ عاطفی مارتین با خواهرزادهٔ کشیش قرار است امکان دیگری از زندگی را پیش چشم او بگذارد؛ راهی که با کارنامهٔ خشونتآمیزش تفاوت دارد. این رابطه، از نظر مفهومی، میتواند پرسش مهمی را طرح کند: آیا مارتین قادر است نهفقط از تعقیبکنندگانش، بلکه از تصویری که گذشته از او ساخته فرار کند؟
حضور زن جوان فرصتی برای تجربهٔ صمیمیت و آرامش است؛ چیزی که در جهان بسته و پرتنش فیلم کمیاب به نظر میرسد. مشکل آنجاست که فیلم برای شکلگیری این پیوند زمان و جزئیات کافی فراهم نمیکند. رابطه بیش از آنکه از شناخت تدریجی دو شخصیت برآید، گاهی به نشانهای روایی برای امید و لطافت تبدیل میشود.
« این پرسشها به رابطهٔ آن دو عمقی میدهند که از بسیاری از خطوط داستانی دیگر پررنگتر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ازاینرو، احساسات میان آن دو بهاندازهٔ کشمکش مارتین و کشیش قانعکننده و پرداخته نیست. تماشاگر میتواند دریابد این عشق برای مارتین چه معنایی دارد، اما کمتر فرصت مییابد ببیند چگونه به وجود میآید و چه چیزی آن را در برابر فشارهای داستان استوار میکند. این نابرابری میان اهمیت ایده و کممایگی پرداخت، یکی از ضعفهای اصلی فیلم است.
فضا و لحن؛ جذابیتِ ناهماهنگی «A Prayer for the Dying» فضایی دارد که بهسادگی در قالب تریلر جنایی متعارف جا نمیگیرد. خشونت، ایمان، جرم سازمانیافته و میل به آغاز دوباره کنار هم قرار گرفتهاند، اما لحن فیلم همیشه میان این مؤلفهها تعادل پیدا نمیکند. در بعضی لحظات، حالوهوای تلخ و تأملی بر داستان سایه میاندازد؛ در لحظاتی دیگر، اثر به سوی ملودرام یا تریلری پرحادثه میرود.
این تغییرها میتوانند حس بیثباتی و ناامنی جهان فیلم را تقویت کنند، ولی وقتی به پیوندی آگاهانه میان صحنهها بدل نشوند، بیشتر پراکندگی به بار میآورند. حضور Alan Bates نیز در این فضای ناهمگون برجسته است. شخصیت او وجهی تهدیدآمیز و نمایشی به داستان میدهد و بر فاصلهٔ میان مارتین و کسانی که میخواهند او را همچنان در شبکهٔ خشونت نگه دارند تأکید میکند.
اما شدت و اغراق برخی لحظات با وجه معنویتر و دروننگرانهٔ فیلم بهآسانی سازگار نمیشود. این همان دوگانگیای است که میتواند برای تماشاگر جذاب یا گیجکننده باشد: فیلم گاهی جدی و اندوهبار به نظر میرسد و گاهی به ملودرامی پررنگ نزدیک میشود. این کیفیت به اثر هویتی نامتعارف میدهد، اما بهایش کاهش یکدستی لحن است.
« ازاینرو، احساسات میان آن دو بهاندازهٔ کشمکش مارتین و کشیش قانعکننده و پرداخته نیست. »
قوتها و کاستیها
ریتم و پیوند اجزای روایت ریتم فیلم در بخشهایی بیش از حد آرام میشود، بیآنکه سکونش همیشه به تعلیق یا شناخت بیشتر شخصیتها بینجامد. مکث در تریلر میتواند فضایی برای فشار روانی بسازد؛ اما اگر اطلاعات تازه، تغییر در مناسبات یا لایهای عمیقتر از شخصیت به همراه نداشته باشد، به کشآمدن روایت شباهت پیدا میکند.
در سوی دیگر، بعضی رویدادها با شتاب از کنار هم میگذرند و فرصت نمییابند پیامد عاطفی لازم را ایجاد کنند. حاصل، نوعی ناهماهنگی است: داستان در جاهایی درنگ میکند که به حرکت نیاز دارد و در جاهایی میگذرد که باید بیشتر مکث کند. چند خط رواییِ فیلم ــ فرار مارتین از گذشته، پیوندش با کشیش، رابطهٔ عاطفی و فشار کارفرمایان پیشین ــ در سطح ایده به یکدیگر مربوطاند، اما اتصال میانشان همیشه طبیعی و محکم نیست.
هرکدام میتوانستند دیگری را غنیتر کنند: گذشته، معنای میل به رهایی را روشن کند؛ ایمان، رابطهٔ مارتین با خشونت را پیچیدهتر سازد؛ و عشق، نشان دهد ساختن زندگی تازه چه بهایی دارد. بااینحال، فیلم گاه این عناصر را کنار هم میچیند بیآنکه پیوند دراماتیکشان را به اندازهٔ کافی پرورش دهد.
بنابراین ممکن است تماشاگر در پایانِ تجربه، بیش از آنکه با روایتی یکپارچه روبهرو باشد، مجموعهای از صحنهها و ایدههای جذاب اما نابرابر را به یاد بیاورد. جمعبندی «A Prayer for the Dying» فیلمی است با هستهای قوی و اجرایی ناپیوسته. تقابل مارتین با کشیش، بازیهای متمایز Mickey Rourke و Bob Hoskins و فضای غریب اثر، تماشای آن را برای علاقهمندان به درامهای جناییِ شخصیتمحور ارزشمند میکند.
« در سوی دیگر، بعضی رویدادها با شتاب از کنار هم میگذرند و فرصت نمییابند پیامد عاطفی لازم را ایجاد کنند. »
جمعبندی
در مقابل، ریتم کند، پیوند سست میان خطوط داستانی و پرداخت کمجان رابطهٔ عاطفی مانع میشود که ایدههای فیلم به اثری کاملاً متقاعدکننده تبدیل شوند. فیلم دربارهٔ مردی است که میخواهد از چرخهٔ خشونت بیرون بیاید، اما خود نیز در ساختن راهی روشن برای او تردید دارد؛ این تردید گاهی به پیچیدگی میانجامد و گاهی به آشفتگی.
حاصل، تجربهای نابرابر اما بهیادماندنی است: نه تریلری کاملاً منسجم، نه درامی اخلاقی که همهٔ پرسشهایش را با عمق یکسان دنبال کند، بلکه فیلمی که جاذبهاش در برخورد نامعمولِ وجدان، ایمان و جهان جنایت نهفته است.
ثبت دیدگاه