نقد و بررسی
نقد A Poet | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شاعری در سایهی ناکامی «A Poet» ساختهی Simón Mesa Soto کمدیسیاهی تلخوشیرین دربارهی رؤیایی است که نه بهسادگی میمیرد و نه میتواند صاحبش را نجات دهد. اسکار رستروپو، شاعر سالخورده و ناموفقی در مدلین، سالهاست میان خاطرهی کامیابیهای ازدسترفته، مصرف الکل و آرمانهای هنری خود سرگردان است.
آشنایی او با یورلادی، نوجوانی که در شعر استعداد دارد، افقی تازه پیش رویش میگذارد: شاید بتواند با پرورش استعداد او، چیزی را جبران کند که در زندگی خودش از دست رفته است. اما فیلم از همان آغاز روشن میکند که نیت خوب، بهتنهایی راهنمای خوبی برای عمل نیست. این داستان، روایت سادهی استادی نیست که شاگردی جوان را کشف میکند و به سوی موفقیت میبرد.
در عوض، فیلم مدام میپرسد چه کسی حق دارد برای دیگری آیندهای تعریف کند و چه اندازه از «استعداد»ی که بزرگترها کشف میکنند، در واقع بازتاب آرزوها و نیازهای خودشان است. پاسخ آن نیز نه در قالب موعظه، بلکه از دل موقعیتهایی مضحک، شرمآور و گاه دردناک بیرون میآید. اسکار؛ قهرمان مضحک و انسانی اسکار از آن شخصیتهایی است که تماشاگر ممکن است همزمان از او خشمگین شود، دلش برایش بسوزد و از درماندگیاش بخندد.
او خود را شاعر میداند، اما زندگیاش بیشتر از آنکه با نوشتن و آفرینش پیوند داشته باشد، در ادعا، خاطره و خودتخریبی میگذرد. شکستهایش فقط حاصل بیمهری جهان یا بیاعتنایی جامعه نیست؛ بخش بزرگی از آنها را خودش رقم میزند. همین نکته مانع میشود که فیلم او را به چهرهای رمانتیک از هنرمندِ misunderstood تبدیل کند.
« اما فیلم از همان آغاز روشن میکند که نیت خوب، بهتنهایی راهنمای خوبی برای عمل نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی Ubeimar Rios ستون اصلی اثر است. او با قامتی خمیده، حرکات ناموزون و چهرهای که گویی همواره میان خشم و ملال گرفتار است، اسکار را به شخصیتی کمدی بدل میکند، بیآنکه او را به یک لطیفهی متحرک تقلیل دهد. بازیاش پرانرژی است، اما انرژی او از جنس شور پیروزی نیست؛ بیشتر به تقلای کسی میماند که هر بار میخواهد از چاله بیرون بیاید و با حرکتی ناشیانه دوباره به آن سقوط میکند.
در نتیجه، اسکار مضحک است، اما بیاهمیت نیست. تماشاگر میتواند عیبهایش را ببیند و در همان حال، انسانِ پشت آنها را نیز تشخیص دهد. طنز تلخ دربارهی هنر و کامیابی فیلم با نگاهی گزنده به جهان هنر مینگرد؛ جهانی که در آن گاهی منزلت، شهرت و امکان دیدهشدن بیش از کیفیت اثر اهمیت پیدا میکند.
اسکار، با همهی ناکامیهایش، به تصویر آرمانی و تقریباً اسطورهای از شاعر چسبیده است؛ هنرمندی که رنج میکشد، از جامعه کنار گذاشته میشود و پس از مرگ تازه قدرش شناخته خواهد شد. این افسانه به او شأن میدهد، اما همزمان راه فرار از مسئولیت را نیز باز میکند: اگر شکست هنرمند نشانهی بزرگی او باشد، دیگر لازم نیست از خود بپرسد چه تصمیمهایی به این وضعیت انجامیدهاند.
در سوی دیگر، فیلم آدمهایی را نشان میدهد که بلدند از قواعد نهادهای فرهنگی و انتظارات حامیان بهره ببرند. تقابل اسکار با این فضای حسابگرانه، یکی از سرچشمههای طنز فیلم است؛ بااینحال، اثر صرفاً کسانی را که موفق شدهاند ریاکار و اسکار را پاکنهاد نمیخواند. اسکار نیز درگیر خودفریبی است و نگاهش به یورلادی از آرزوهای شخصیاش جدا نیست.
« در نتیجه، اسکار مضحک است، اما بیاهمیت نیست. »
شخصیتها و اجرا
همین پیچیدگی است که نقد فیلم را از یک اعتراض ساده به «تجاریشدن هنر» فراتر میبرد: گاه حتی نیتهای بهظاهر والا، وقتی با میل به جاودانگی و اثبات خویش آمیخته شوند، شکل دیگری از خودخواهی مییابند. رابطهی استاد و شاگرد؛ نیت خیر و مرزهای نادیده رابطهی اسکار و یورلادی قلب عاطفی و اخلاقی فیلم است، اما رابطهای آسوده و بیتنش نیست.
اسکار در شعرهای او استعدادی میبیند و میخواهد آن را پرورش دهد؛ بااینحال، بهتدریج روشن میشود که ممکن است بیش از آنکه به خواستهی خود یورلادی گوش دهد، به تصویری که از آیندهی او ساخته دلبسته باشد. او میخواهد شاگردش شاعر شود، اما نمیتواند همیشه تفاوت میان نیازهای واقعی او و آرزوی خودش را تشخیص دهد.
این جنبهی داستان از مهمترین و در عین حال ناخوشایندترین ویژگیهای آن است. اصرارهای اسکار و ناتوانیاش در فهم مرزهای یورلادی گاه تماشاگر را از او دور میکند. فیلم نیز این رفتار را بیچونوچرا تطهیر نمیکند. یورلادی صرفاً وسیلهای برای رستگاری مردی شکستخورده نیست؛ او زندگی، محدودیتها و خواستههای خود را دارد.
حضور او پرسشی جدی پیش میکشد: آیا حمایت از دیگری زمانی ارزشمند است که او را به سوی راهی که خودمان مقدس میدانیم هل دهیم، یا زمانی که انتخاب و ارادهی او را به رسمیت بشناسیم؟ تصویر و صدا؛ خشونتِ واقعیت، لطافتِ شعر فیلمبرداری دانهدار و صمیمی به «A Poet» بافتی ویژه میدهد. تصویرها صیقلی و فاصلهگذار نیستند؛ به زندگی روزمره و بینظمی آن نزدیک میشوند و جهان اسکار را با همان فرسودگی و آشفتگیای نشان میدهند که در رفتار او حضور دارد.
« او میخواهد شاگردش شاعر شود، اما نمیتواند همیشه تفاوت میان نیازهای واقعی او و آرزوی خودش را تشخیص دهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کیفیت بصری، فضای شاعرانهی اثر را از زیباسازی صرف جدا میکند. شعر در این فیلم از دل زندگی بیسامان سر برمیآورد، نه از منظرهای مرتب و دلپذیر. تفاوت میان حالوهوای اسکار و یورلادی نیز در شیوهی نگاه فیلم احساس میشود. اسکار غالباً با انرژی ناآرام و موقعیتهایی که به سوی هرجومرج میروند همراه است؛ در برابر، لحظههای مربوط به یورلادی میتوانند آرامتر و حساستر باشند.
این تضاد، فاصلهی میان تجربهی زیستهی دو شخصیت را ملموس میکند. فیلم نمیکوشد همهچیز را به شعر بدل سازد؛ گاهی عمداً زبری و ناهمواری موقعیت را نگه میدارد تا معلوم شود شاعرانگی، پناهگاهی آسان برای فراموشکردن واقعیت نیست. ریتم و محدودیتها ریتم فیلم همیشه به اندازهی ایدههایش دقیق نیست.
در بخشهایی، تکرار رفتارهای اسکار و بازگشت به موقعیتهای آشفته، بیش از آنکه لایهی تازهای به شخصیت بیفزاید، حرکت روایت را کند میکند. بعضی صحنهها، بهویژه تعقیبوگریزها، کشدار به نظر میرسند و از نیروی طنز یا تعلیق خود زودتر از موعد تهی میشوند. این کندی برای فیلمی که بر شکستهای پیدرپی و پرسهزنی شخصیت اصلی بنا شده، تا حدی قابلفهم است؛ اما همیشه به تجربهای پربار تبدیل نمیشود.
شخصیتپردازی اسکار نیز برای همهی تماشاگران آسان نخواهد بود. خودویرانگری، الکلیبودن و رفتارهای ناپختهی او ممکن است بهجای همدلی، دلزدگی ایجاد کند. فیلم از تماشاگر نمیخواهد او را قهرمانی دوستداشتنی بداند، ولی گاهی چنان به آشفتگی او نزدیک میشود که فاصلهگرفتن از شخصیت دشوار است.
« این کیفیت بصری، فضای شاعرانهی اثر را از زیباسازی صرف جدا میکند. »
قوتها و کاستیها
این دشواری بخشی از جسارت اثر است، هرچند در برخی لحظهها به قیمت فرسودن حوصلهی مخاطب تمام میشود. جمعبندی «A Poet» بیش از آنکه دربارهی رسیدن به شهرت یا کشف یک نابغه باشد، دربارهی آدمی است که میکوشد از راه دیگری برای خود معنایی بسازد؛ کوششی که میتواند هم نشانهی امید باشد و هم شکلی از خودفریبی.
فیلم با طنز تلخ، بازی درخشان Ubeimar Rios و تصویرپردازی زمخت و شاعرانهاش، به ناکامی هنری و میل به رستگاری نگاهی انسانی و بیتعارف میاندازد. در عین حال، ریتم نابرابر و رابطهی گاه ناخوشایند اسکار و یورلادی مانع میشود اثر در همهی لحظهها به یک اندازه نافذ باشد. ارزش فیلم در این است که شخصیت شکستخوردهاش را نه تقدیس میکند و نه بهسادگی محکوم.
اسکار ممکن است راهنمای قابلاعتمادی نباشد، اما میل او به یافتن چیزی فراتر از شکست، واقعی است. «A Poet» از همین تناقض تغذیه میکند: از این احتمال که امید، حتی وقتی با خودخواهی و خطا آمیخته است، هنوز بتواند روزنهای به سوی تغییر بگشاید؛ بیآنکه تضمین کند آن تغییر به شکل رؤیایی ما رخ خواهد داد.
« این دشواری بخشی از جسارت اثر است، هرچند در برخی لحظهها به قیمت فرسودن حوصلهی مخاطب تمام میشود. »



ثبت دیدگاه