نقد و بررسی
نقد صبح خداحافظی 2021 (A Morning of Farewell) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت از درمانِ فوری به مراقبتِ پیوسته «A Morning of Farewell» بهجای آنکه پزشکی را در قالب تشخیصهای برقآسا و بحرانهای بیمارستانی دنبال کند، دوربینش را به خانههایی میبرد که بیماری در آنها نه رخدادی ناگهانی، بلکه بخشی از زندگی روزانه است. ساواکو، پزشک اورژانسِ بیمارستانی دانشگاهی، پس از بازگشت به زادگاهش در استان ایشیکاوا، کار در درمانگاه محلی ماهوروبا را آغاز میکند؛ جایی که درمان به دیدار از بیماران در خانههایشان و همراهی با آنان و خانوادههایشان گره خورده است.
این جابهجایی، هم تغییر محیط کار است و هم دگرگونی در تعریف حرفه پزشکی: از نجاتِ فوری به مراقبتی که ممکن است نتیجهاش درمان قطعی نباشد، اما میتواند رنج را کمتر و لحظههای زندگی را معنادارتر کند. فیلم ژاپنی ایزورو ناروشیما در سال ۲۰۲۱ ساخته شده و با بازی سایوری یوشیناگا، توری ماتسوزاکا و سوزو هیروسه، درامی درباره مراقبت خانگی و نسبت پزشک و بیمار است.
قهرمان در حال آموختن ساواکو از همان ابتدا شخصیتی بینقص یا برخوردار از دانشی همهجانبه نیست. مهارتهای او در اورژانس، جایی که سرعت و تصمیمگیری قاطع اهمیت دارد، لزوماً برای شیوه متفاوت کار در ماهوروبا کفایت نمیکند. در خانه بیماران، پزشک با چیزی بیش از نشانههای جسمانی روبهرو است: عادتهای روزمره، نگرانیهای نزدیکان، محدودیتهای محیط و خواستههایی که همیشه با منطق پزشکیِ صرف همراستا نیستند.
« قهرمان در حال آموختن ساواکو از همان ابتدا شخصیتی بینقص یا برخوردار از دانشی همهجانبه نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دشواری آغازین ساواکو از همین تفاوت سرچشمه میگیرد و مسیر او را به سفری برای بازنگری در شیوه دیدن بدل میکند. نکته مهم آن است که فیلم رشد او را نه از راه یک کشف ناگهانی، بلکه از خلال مواجهههای پیدرپی پیش میبرد. ساواکو کمکم میآموزد که مراقبت، گاهی در شنیدن و حضور داشتن خلاصه میشود؛ در فهمیدن اینکه بیمار در کنار نیاز پزشکی، چه تصویری از ادامه زندگی دارد و خانوادهاش چگونه با موقعیت کنار میآید.
این مسیر، ظرفیت دراماتیک شخصیت را فراهم میکند، هرچند گستردگی موضوعها گاه اجازه نمیدهد همه دگرگونیهای او با ظرافت و جزئیات کافی شکل بگیرند. خانه بهمثابه صحنه درام فضای خانه در این فیلم فقط پسزمینهای برای گفتوگوی پزشک و بیمار نیست؛ خانه، شیوه زندگی آدمها را آشکار میکند. آنچه در درمانگاه ممکن است به پرونده و نشانه فروکاسته شود، در خانه با اشیا، روابط خانوادگی و برنامه روزمره درهم میآمیزد.
حضور پزشک در چنین فضایی به معنای ورود به قلمرویی خصوصی است؛ قلمرویی که در آن درمان بدون توجه به خانواده و شرایط زندگی بیمار معنای کاملی پیدا نمیکند. همین انتخاب، به اثر امکان میدهد بیماری و مراقبت را از قالبی انتزاعی بیرون آورد. فیلم توجه خود را به رابطهها معطوف میکند: میان بیمار و پزشک، میان اعضای خانواده، و میان کسانی که در درمانگاه برای مراقبت از دیگران همکاری میکنند.
« دشواری آغازین ساواکو از همین تفاوت سرچشمه میگیرد و مسیر او را به سفری برای بازنگری در شیوه دیدن بدل میکند. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، پرسش اصلی تنها این نیست که چه اقدامی از نظر پزشکی درست است؛ بلکه این نیز هست که چگونه میتوان به شأن و خواستههای فرد بیمار احترام گذاشت. این نگاه انسانی از نقاط قوت اثر است، زیرا مسئلهای دشوار را به مجموعهای از موقعیتهای ملموس و روزمره پیوند میزند. گروهی از چهرهها، روایتی پراکنده ساواکو در کارش تنها نیست.
تورو، مدیر درمانگاه، مایو، پرستار، و سیجی، همکار او، هر یک بخشی از فضای کاری و شبکه روابط درمانگاه را میسازند. حضور آنان یادآوری میکند که مراقبت از بیمار مسئولیتی فردی و قهرمانانه نیست؛ به همکاری و تداوم وابسته است. فیلم همچنین با پرداختن به چند بیمار و خانواده، دامنه نگاه خود را از داستان شخصی ساواکو فراتر میبرد و نشان میدهد که تجربه بیماری برای هر خانواده صورت و دشواری خاص خود را دارد.
اما همین گستردگی، محدودیت روایی اثر را نیز آشکار میکند. وقتی فیلم میکوشد چندین وضعیت و رابطه را در زمانی محدود جا دهد، بعضی خطها فرصت کافی برای عمق گرفتن پیدا نمیکنند. برخی چهرهها بیش از آنکه به شخصیتهایی کامل بدل شوند، حامل مسئله یا موقعیتی عاطفی باقی میمانند. این پراکندگی میتواند پیگیری مسیر اصلی را دشوار کند: آیا محور اثر تحول ساواکو است، تجربه بیماران است، یا پرسشهای اخلاقی درباره مراقبت؟
« گروهی از چهرهها، روایتی پراکنده ساواکو در کارش تنها نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میان این کانونها رفتوآمد میکند، اما همیشه نمیتواند آنها را به وحدتی کاملاً منسجم برساند. بازیگری و عاطفه بازیها به فیلم کمک میکنند تا از خشکیِ احتمالیِ موضوع پزشکی فاصله بگیرد. نقشآفرینیها بهویژه در لحظههای عاطفی، به روابط وزن میبخشند و اجازه میدهند احساسات از دل مواجهه شخصیتها بیرون بیایند.
سایوری یوشیناگا در نقش ساواکو میتواند فاصله میان اقتدار حرفهای و آسیبپذیری انسانی را نمایان کند؛ شخصیتی که باید در برابر رنج دیگران حاضر بماند، بیآنکه خود را از تأثیر آن مصون بداند. در کنار او، بازیگران دیگر نیز به شکلگیری حس یک گروه کاری کمک میکنند، نه مجموعهای از چهرههای صرفاً پیرامونی.
با این همه، فیلم همیشه به بازیگران و موقعیتها مجال نمیدهد که عاطفه را بیواسطه منتقل کنند. گاه موسیقی، تأکید روایی یا چینش موقعیتها به سوی اثرگذاری مستقیم میل میکند؛ گویی اثر نگران است که تماشاگر معنای اندوه را دریافت نکرده باشد. در چنین لحظههایی، احساسات از دل سکوت و رفتارهای کوچک برنمیخیزند، بلکه اندکی برجستهتر از حد لازم عرضه میشوند.
« فیلم میان این کانونها رفتوآمد میکند، اما همیشه نمیتواند آنها را به وحدتی کاملاً منسجم برساند. »
قوتها و کاستیها
این گرایش به ملودرام، در فیلمی که موضوعش بهخودیخود بار عاطفی فراوان دارد، ممکن است از ظرافت تجربه بکاهد. ریتمی آرام و مرزهای آن آهستگی فیلم با مضمونش تناسب دارد. مراقبت خانگی معمولاً بر تکرار، استمرار و حضور بنا میشود، نه بر حادثهای که همهچیز را یکباره تغییر دهد. بنابراین مکثها و رفتوآمد میان خانهها میتوانند بخشی از منطق اثر باشند: تماشاگر نیز باید فرصت یابد به تجربه بیماران و خانوادهها نزدیک شود.
این ریتم آرام، در بهترین لحظههای فیلم، حالوهوایی تأملبرانگیز پدید میآورد و اجازه میدهد موضوعهایی چون پایانپذیری زندگی، وابستگی و وداع بیشتاب طرح شوند. بااینحال، کندی همیشه به تأمل نمیانجامد. هرگاه روایت میان چند بیمار و خط خانوادگی جابهجا میشود، مکثها ممکن است به پراکندگی تبدیل شوند و حرکت داستان را کمجان کنند.
فیلم در این لحظهها میان دو خواسته گرفتار است: از یک سو میخواهد به هر تجربه فرصت کافی بدهد، و از سوی دیگر باید مسیر روایی مشخصی را حفظ کند. نتیجه همیشه متوازن نیست؛ بعضی بخشها بیش از حد کش میآیند و بعضی دیگر زودتر از آنچه لازم است پایان مییابند. جمعبندی «A Morning of Farewell» در هسته خود اثری درباره شیوه دیدن و همراهی کردن است.
« این گرایش به ملودرام، در فیلمی که موضوعش بهخودیخود بار عاطفی فراوان دارد، ممکن است از ظرافت تجربه بکاهد. »
جمعبندی
اهمیت آن در این است که پزشکی را از انحصار بیمارستان بیرون میآورد و نشان میدهد مراقبت، تنها به تجویز و مداخله محدود نیست؛ به شناخت زندگی فرد، شنیدن خانواده و پذیرفتن محدودیتهای درمان نیز وابسته است. تحول ساواکو، پیوندهای انسانی و فضای آرام فیلم، به آن نیروی عاطفی میبخشند و موضوع دشوار بیماری و وداع را به تجربهای نزدیک و روزمره تبدیل میکنند.
در مقابل، تعدد خطهای داستانی، کمعمق ماندن برخی شخصیتها و لحظههایی که به تأکید ملودراماتیک متوسل میشوند، مانع از آن است که همه ظرفیت این مضمون به شکلی یکپارچه شکوفا شود. با وجود این کاستیها، فیلم در نگاه خود به مراقبت صادقانه است: نه وعده سادهای برای غلبه بر رنج میدهد و نه زندگی را به مجموعهای از بحرانهای پزشکی فرو میکاهد.
حاصل، درامی آرام و انسانی است که بیش از پاسخهای قاطع، بر ارزش حضور در کنار دیگری تأکید میکند.
« حاصل، درامی آرام و انسانی است که بیش از پاسخهای قاطع، بر ارزش حضور در کنار دیگری تأکید میکند. »

ثبت دیدگاه