نقد و بررسی
نقد کریسمس شاهانه مبارک (A Merry Royal Christmas) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان قصهٔ پریان و ملودرام کریسمسی «A Merry Royal Christmas» از همان عنوان، وعدهٔ روایتی روشن و آشنا میدهد: عروسی سلطنتی، فضای کریسمس، زنی مستقل و کاربلد، و شاهزادهای که زندگیاش زیر فشار وظیفه و تشریفات شکل گرفته است. فیلم این عناصر را بیپرده کنار هم میچیند و قصد ندارد از الگوی عاشقانهٔ تعطیلات فاصلهٔ زیادی بگیرد.
فلیسیتی، برنامهریز موفق مراسم عروسی، در مأموریتی اضطراری به دربار فراخوانده میشود تا عروسی شاهزاده جولیِت را در روز کریسمس سامان دهد. آشنایی قبلی او با وینسنت، برادر عروس، با آشکار شدن هویت سلطنتی مرد معنای تازهای پیدا میکند؛ اما فیلم بیش از آنکه این موقعیت را به کشاکشی دراماتیک بدل کند، آن را بستری برای تکرار قواعد شناختهشدهٔ ژانر قرار میدهد.
فیلمنامه به جای آنکه از فاصلهٔ میان زندگی حرفهای فلیسیتی و جهان رسمی دربار پرسشی جدی بسازد، بیشتر به برخوردهای قابل پیشبینی و سوءتفاهمهای آشنا تکیه میکند. نتیجه اثری است که از پیش میدانیم به کدام سمت میرود، بیآنکه در مسیر، پیچوخم تازهای عرضه کند. این آشنایی برای تماشاگرِ طالب قصهای سبک میتواند دلپذیر باشد، اما برای فیلمی که میخواهد مخاطب را درگیر کند، بهسرعت به محدودیت بدل میشود.
فلیسیتی و وینسنت؛ جاذبهای که شکل نمیگیرد مرکز عاطفی فیلم باید رابطهٔ فلیسیتی و وینسنت باشد؛ رابطهای که میان ملاقات اتفاقی و کشف هویت شاهزاده شکل میگیرد. بااینحال، میان این دو شخصیت آن صمیمیت و کشش تدریجی که چنین داستانی به آن نیاز دارد، به اندازهٔ کافی پدیدار نمیشود. آشنایی اولیه بیشتر نقش مقدمهای برای افشای هویت را دارد تا فرصتی برای ساختن پیوندی زنده.
« فیلم این عناصر را بیپرده کنار هم میچیند و قصد ندارد از الگوی عاشقانهٔ تعطیلات فاصلهٔ زیادی بگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پس از آن نیز تغییر جایگاه وینسنت، بهجای پیچیدهتر کردن رابطه، عمدتاً به مانعی روایی بدل میشود که فیلم باید از آن عبور کند. مسئله تنها کمبود لحظههای عاشقانه نیست؛ گفتوگوها و واکنشها نیز بهندرت نشان میدهند چرا این دو نفر، فراتر از اقتضای قصه، باید یکدیگر را انتخاب کنند. فلیسیتی بهعنوان زنی توانا و مستقل معرفی میشود، اما فیلم کمتر اجازه میدهد ویژگیهای شخصیتی او در رابطه با وینسنت به تعارضی معنادار برسد.
وینسنت نیز زیر بار انتظارات خانوادگی و آیندهٔ سلطنتی قرار دارد، ولی این فشار بیشتر در حد توضیح باقی میماند تا تجربهای ملموس. بنابراین پیوند میان آنها بهجای آنکه حاصل شناخت و اعتماد باشد، گاه شبیه نتیجهای از پیش تعیینشده جلوه میکند. سلطنتیبودن، بیآنکه جهان دربار جان بگیرد یکی از جاذبههای بالقوهٔ فیلم، تقابل برنامهریز عروسی با محیط سلطنتی است: تشریفات، سلسلهمراتب، انتظارات خانوادگی و دشواری برگزاری جشنی باشکوه در زمانی کوتاه.
این زمینه میتوانست هم سرچشمهٔ طنز باشد و هم راهی برای بررسی فاصلهٔ میان انتخاب فردی و وظیفهٔ موروثی. فیلم گاه از همین تفاوتها برای ایجاد موقعیتهای سرگرمکننده بهره میگیرد، اما جهان دربار را بهقدر کافی باورپذیر یا متمایز نمیسازد. سلطنت بیشتر مجموعهای از نشانههای ظاهری است تا نظامی با قواعد و فشارهای مشخص.
فضای کشور و خاندان سلطنتی نیز حالتی افسانهای و بینامونشان دارد؛ همان ویژگی که برای برخی از مخاطبان بخشی از جذابیت فیلمهای کریسمسی است و برای برخی دیگر، جهان فیلم را مصنوعی میکند. در اینجا حس ساختگیبودن بهویژه از آن رو اهمیت دارد که رابطهٔ عاطفی نیز به عمق کافی نمیرسد. وقتی نه جهان اجتماعی قصه و نه پیوند شخصیتها استحکام لازم را پیدا نمیکنند، تعلیق میان عشق و وظیفه بیشتر به تمهیدی قراردادی شباهت پیدا میکند.
« این زمینه میتوانست هم سرچشمهٔ طنز باشد و هم راهی برای بررسی فاصلهٔ میان انتخاب فردی و وظیفهٔ موروثی. »
شخصیتها و اجرا
ریتمی کند و الگویی آشنا «A Merry Royal Christmas» از ساختار کلاسیک یک عاشقانهٔ تعطیلاتی پیروی میکند، اما آشنایی با الگو بهتنهایی مشکل نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا اثر میتواند به آن الگو شخصیت و انرژی تازهای ببخشد. فیلم در این زمینه چندان موفق نیست. بخشهایی از روایت به تدارکات عروسی و تشریفات دربار اختصاص دارد، اما این فعالیتها همیشه به تنش یا پیشرفت داستانی منجر نمیشوند.
در نتیجه، زمان فیلم گاه کشدار احساس میشود و انتظار برای لحظهای که رابطه یا وضعیت شخصیتها تغییر کند، بیثمر میماند. دختر فلیسیتی و اعضای خانوادهٔ سلطنتی میتوانند ظرفیت گسترش جهان عاطفی قصه را داشته باشند، ولی حضورشان پیوسته به شکلگیری لایههای تازه نمیانجامد. فیلم بهجای آنکه از این شخصیتها برای به چالش کشیدن تصمیمهای دو شخصیت اصلی استفاده کند، اغلب آنها را در حاشیهٔ مسیر عاشقانه نگه میدارد.
به همین دلیل، حتی موقعیتهایی که امکان شوخی یا کشمکش دارند، زود به مسیر امن و پیشبینیپذیر قصه بازمیگردند. کریسمس بهمثابه فضا، نه نیروی دراماتیک حالوهوای کریسمسی از مهمترین امتیازهای فیلم است. ایدهٔ برگزاری عروسی در روز کریسمس، به داستان رنگی از جشن، آشتی و آغاز تازه میدهد و برای تماشاگرانی که در پی اثری سبک برای تعطیلات هستند، جذابیت فوری دارد.
فیلم به فضای فصلی و عناصر آشنای این نوع آثار تکیه میکند تا حس راحتی و آشنایی بسازد؛ حسی که لازم نیست حتماً با نوآوری همراه باشد. بااینهمه، کریسمس در فیلم بیشتر پوشش بصری و موضوعی داستان است تا عنصری که بر تصمیمهای شخصیتها اثر عمیق بگذارد. مناسبت تعطیلات میتوانست معنای تنهایی، تعلق خانوادگی یا فشارِ حفظ ظاهر را پررنگتر کند، اما اثر کمتر از این ظرفیت بهره میگیرد.
« به همین دلیل، حتی موقعیتهایی که امکان شوخی یا کشمکش دارند، زود به مسیر امن و پیشبینیپذیر قصه بازمیگردند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، فضای جشن گاهی جایگزین حس واقعی صمیمیت میشود: ظاهر گرم و مناسبتی هست، اما گرمای عاطفی میان شخصیتها به همان اندازه منتقل نمیشود. ظاهر فیلم؛ نور و لباس در برابر واقعگرایی یکی از دشوارترین جنبههای فیلم، ظاهر بصری آن است. نورپردازی در برخی صحنهها بیش از اندازه درخشان و نامتوازن به نظر میرسد و حس طبیعی فضا را کاهش میدهد.
بهجای آنکه نور، گرمای زمستانی یا شکوه دربار را با ظرافت بسازد، گاه به اغراق بصری نزدیک میشود؛ چنانکه فضای داخلی و بیرونی فیلم از یک منطق تصویری یکسان پیروی نمیکنند. این ناهماهنگی بر باورپذیری صحنهها اثر میگذارد و توجه تماشاگر را از خود روایت به تصمیمهای فنی جلب میکند. لباسها نیز در شکلدادن به جهان سلطنتی چندان اقناعکننده نیستند.
پوشش شخصیتها گاهی بیش از آنکه جایگاه اجتماعی یا شخصیت فردی آنان را بازتاب دهد، به انتخابهایی پراکنده و نمایشی شباهت دارد. در اثری که بخش مهمی از جذابیتش به رؤیای زندگی در قصر و شکوه یک عروسی سلطنتی وابسته است، لباس و طراحی صحنه باید این رؤیا را تقویت کنند. اما ترکیب رنگها و ظاهر نامنسجم برخی پوششها در مواردی نتیجهٔ عکس میدهد و فضای فیلم را تصنعیتر میسازد.
بازیها و ظرفیتهای استفادهنشده بازیگران در محدودهٔ لحن سبک و رمانتیک فیلم حرکت میکنند، اما فیلمنامه فرصت چندانی برای ساختن شخصیتهایی چندوجهی به آنان نمیدهد. فلیسیتی باید هم حرفهایگری و قاطعیت داشته باشد و هم در برابر جاذبهٔ زندگی سلطنتی آسیبپذیر شود؛ بااینحال، این دو سوی شخصیت بهندرت در موقعیتهایی قرار میگیرند که تعارضی واقعی بسازند.
« ظاهر فیلم؛ نور و لباس در برابر واقعگرایی یکی از دشوارترین جنبههای فیلم، ظاهر بصری آن است. »
قوتها و کاستیها
وینسنت نیز میان خواستهٔ شخصی و مسئولیت خانوادگی ایستاده است، اما کشمکش درونی او بیشتر به شرح وضعیت محدود میشود تا تجربهای که از رفتار و انتخابهایش آشکار شود. از همین رو، مسئلهٔ کمرنگ بودن شیمی زوج اصلی را نمیتوان فقط به بازیگران نسبت داد. رابطه به گفتوگوها، لحظههای مشترک و تحول تدریجی نیاز دارد؛ عناصری که فیلم آنها را بهقدر کافی پرورش نمیدهد.
مخاطب ممکن است ایدهٔ این عشق را بپذیرد، اما پذیرش ایده با باور کردن رابطه یکی نیست. فیلم در رسیدن به دومی دشواری دارد. جمعبندی «A Merry Royal Christmas» اثری است که مواد اولیهٔ آشنای یک عاشقانهٔ کریسمسی را در اختیار دارد: عروسی سلطنتی، مأموریتی دقیقهآخری، برخورد دو جهان اجتماعی و پیوندی که میان یک برنامهریز مستقل و شاهزادهای زیر فشار وظیفه شکل میگیرد.
فیلم میتواند برای تماشاگرانی که از پیش با این الگوها احساس راحتی میکنند، سرگرمی سبک و مناسبتی فراهم آورد؛ همچنین فضای کریسمس و موقعیت عجیبوغریب دربار گاهی کنجکاویبرانگیز است. بااینحال، قصه بهندرت از کلیشههای خود فراتر میرود. ریتم کند، رابطهٔ کمجان و طراحی بصری نامتوازن، مانع میشوند که فضای افسانهای فیلم به تجربهای واقعاً گرم یا تأثیرگذار بدل شود.
حاصل، اثری است که بیش از آنکه بهسبب پرداخت دراماتیک خود در ذهن بماند، بهخاطر فاصلهٔ میان وعدهٔ قصه و اجرای آن جلب توجه میکند؛ انتخابی قابلقبول برای یک تماشای بیتکلف در تعطیلات، اما نه عاشقانهای که بتواند بهسادگی باور یا شگفتی بیافریند.
« از همین رو، مسئلهٔ کمرنگ بودن شیمی زوج اصلی را نمیتوان فقط به بازیگران نسبت داد. »



ثبت دیدگاه