نقد و بررسی
نقد عاشقانهای چنین زیبا (A Love So Romantic) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ورود از دریچهٔ یک اشتباه «A Love So Romantic» با ایدهای آشنا اما خوشساخت آغاز میشود: سو شیائو وان، دختری گلفروش و دور از مناسبات قدرت، بر اثر یک اشتباه وارد قراردادی میشود که او را خواهر کوچکتر گو یانشی، جوان سرشناس خاندان گو، جا میزند. این موقعیت، از همان ابتدا ظرفیت کمدی دارد؛ فاصلهٔ میان زندگی سادهٔ شیائو وان و جهان پرقواعد و پرتنش خاندان بازرگان، بستری فراهم میکند تا برخورد شخصیتها، سوءتفاهمها و تلاش دختر برای حفظ ظاهر، لحظههایی سبک و سرگرمکننده بسازند.
جذابیت آغازین سریال نه در پیچیدگی طرح، بلکه در سرزندگی اجرای آن است. شیائو وان شخصیتی پرجنبوجوش و زیرک است و واکنشهایش به موقعیتهای پیشبینینشده، به روایت ضرباهنگی بازیگوش میدهد. سریال هم در شروع بهخوبی میداند چه میخواهد باشد: یک کمدی رمانتیک تاریخی با حالوهوایی لطیف، ماجراهایی ساده و قهرمانی که با هوش و سازگاری از موقعیتهای دشوار بیرون میآید.
همین وضوح در لحن، تماشای قسمتهای نخست را آسان و دلپذیر میکند. شیائو وان؛ نیروی محرک روایت شیائو وان فقط وسیلهای برای بهوجودآمدن سوءتفاهمها نیست؛ بخش مهمی از انرژی سریال از توانایی او در واکنش به شرایط میآید. او در جهانی قرار گرفته که قواعدش را نمیشناسد و جایگاهش نیز بر پایهٔ هویتی ساختگی شکل گرفته است.
بنابراین، هر موقعیت تازه فرصتی است تا میان حفظ نقش تحمیلی و نشاندادن شخصیت واقعیاش تعادل برقرار کند. این کشمکش، هرچند بیشتر در قالب کمدی و بازیگوشی بیان میشود، به قهرمان قصه امکان میدهد از موضع انفعال فاصله بگیرد. بااینحال، شخصیتپردازی او همیشه به همان اندازه که شروع سریال نوید میدهد، پیش نمیرود.
« جذابیت آغازین سریال نه در پیچیدگی طرح، بلکه در سرزندگی اجرای آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی رفتارهای پرتحرک و شیرینش جای تحول عمیقتر را میگیرند و موقعیتها بیش از آنکه او را به انتخابهای تازه وادارند، زمینهای برای تکرار شوخیها فراهم میکنند. با وجود این، حضور شیائو وان همچنان یکی از دلایل اصلی همراهی با مجموعه است؛ زیرا حتی وقتی پیرنگ از تازگی فاصله میگیرد، نگاه او به جهان اطراف به روایت گرما و تحرک میبخشد.
شیمی عاطفی و بازی رابطهها رابطهٔ شیائو وان و گو یانشی مهمترین جاذبهٔ عاشقانهٔ مجموعه است. موقعیت اولیهٔ «خواهر و برادر قراردادی» میان آنها فاصلهای ساختگی و درعینحال زمینهای مناسب برای نزدیکی تدریجی ایجاد میکند. گو یانشی با تندی و زبان نیشدارش در نقطهٔ مقابل روحیهٔ زنده و سازگار شیائو وان قرار میگیرد؛ همین تضاد، به گفتوگوها و برخوردهایشان کشش میدهد.
هرچه دو شخصیت بیشتر به یکدیگر نزدیک میشوند، سریال میتواند از دل کنایهها و سوءبرداشتها لحظههایی لطیف بسازد، بیآنکه از همان ابتدا رابطه را به اعترافهای عاطفی مستقیم فروبکاهد. نقطهٔ قوت این زوج، بیش از آنکه در تازگی الگوی رابطه باشد، در هماهنگی بازی و واکنشهای متقابل است. لحظههای عاشقانهشان غالباً طبیعی و دلنشین جلوه میکند و حضور دو بازیگر اصلی، بخش قابلتوجهی از جذابیت صحنهها را به دوش میکشد.
رابطهٔ شیائو وان با گو زیچی نیز به داستان امکان میدهد میان حمایت، وابستگی و انگیزههای پنهان حرکت کند. این ضلع عاطفی، دستکم در بخشهایی از مجموعه، مانع میشود قصه به یک زوجمحوری کاملاً ساده و بیتنش محدود بماند. کمدی، فضای تاریخی و سبک روایت خاندان گو برای قصه فقط پسزمینهای پرزرقوبرق نیست؛ ساختار اجتماعی آن، موقعیت شیائو وان را پیچیدهتر میکند.
« شیمی عاطفی و بازی رابطهها رابطهٔ شیائو وان و گو یانشی مهمترین جاذبهٔ عاشقانهٔ مجموعه است. »
شخصیتها و اجرا
ورود یک دختر گلفروش به محیطی که مناسباتش بر منزلت خانوادگی، نفوذ و رقابت استوار است، امکان برخورد میان دو جهان را به وجود میآورد. سریال از این تضاد بیشتر برای خلق سرگرمی استفاده میکند تا تحلیل جدی قدرت و طبقه؛ اما همین انتخاب با لحن سبک آن سازگار است. بیننده قرار نیست با درامی سنگین دربارهٔ سیاست اقتصادی روبهرو شود، بلکه با قصهای مواجه است که از فضای خانوادگی و تاریخی برای پرورش سوءتفاهم و موقعیتهای عاشقانه بهره میگیرد.
کمدی مجموعه نیز عمدتاً بر واکنشهای شخصیتها و فاصلهٔ میان ظاهر و واقعیت تکیه دارد. این شیوه در قسمتهای نخست مؤثر است، چون قرارداد خواهرانه و هویت ساختگی هنوز ظرفیت تازهای برای غافلگیری دارند. مسئله زمانی پدیدار میشود که همان الگوها بارها بازمیگردند و شوخیها بهجای آنکه از شناخت عمیقتر شخصیتها سرچشمه بگیرند، به ابزار پیشبرد قسمت تبدیل میشوند.
در نتیجه، بخشی از ظرافت آغازین از دست میرود و روایت گاه به سرگرمیای قابلپیشبینی بدل میشود. افتوخیزهای میانه و کلیشههای آشنا یکی از ضعفهای اصلی سریال، ناتوانی آن در حفظ تازگی پس از تثبیت زوج و فضای قصه است. در آغاز، سوءتفاهمها و نقشآفرینی اجباری شیائو وان موتور مؤثری برای پیشبرد داستاناند؛ اما با ادامهٔ روایت، مجموعه به الگوهای آشنای درامهای عاشقانه تکیه میکند.
حسادت، رقابت عاطفی، فاصلهافتادن میان شخصیتها و موانعی که برای طولانیکردن مسیر رابطه به وجود میآیند، گاهی چنان آشنا هستند که پیش از شکلگرفتن، نتیجهٔ احتمالیشان به ذهن میرسد. این کلیشهها بهخودیخود مانع لذتبردن از یک کمدی عاشقانه نیستند؛ مسئله آن است که برخی از آنها بیش از اندازه امتداد مییابند و به رشد شخصیتها کمک چندانی نمیکنند.
« کمدی مجموعه نیز عمدتاً بر واکنشهای شخصیتها و فاصلهٔ میان ظاهر و واقعیت تکیه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در چنین لحظههایی، صحنهها حس توقف پیدا میکنند: ماجرا ادامه دارد، اما رابطه یا فهم تازهای میان شخصیتها شکل نمیگیرد. همین کشآمدن میتواند ریتم را کند کند و تماشاگر را از پیگیری بخشی از قسمتها بینیاز سازد. مجموعه در نیمهٔ نخست، بر پایهٔ شیرینی زوج اصلی پیش میرود؛ اما در ادامه، گاه بهجای اعتماد به همین نیروی عاطفی، با موانع تکراری آن را به تعویق میاندازد.
پایانبندی و سرنوشت شخصیتهای فرعی پایانبندی از دشوارترین آزمونهای سریال است، زیرا باید هم مسیر زوج اصلی را به نقطهای رضایتبخش برساند و هم تکلیف جهان گستردهتری را که در طول مجموعه ساخته شده روشن کند. «A Love So Romantic» در این زمینه نتیجهای دوگانه دارد. از یک سو، لحن کلی قصه در لحظات پایانی کاملاً فرو نمیریزد و مجموعه میتواند بخشی از حس خوشایند و رمانتیک خود را حفظ کند.
از سوی دیگر، شتاب در جمعکردن ماجراها باعث میشود بعضی پیوندها و سرنوشتهای فرعی بهاندازهٔ کافی پرورانده نشوند. این شتاب بهویژه زمانی محسوس میشود که شخصیتهایی که پیشتر در فضای خانوادگی یا عاطفی سهمی داشتهاند، در مراحل پایانی کمتر به یاد آورده میشوند. بهجای آنکه هر خط داستانی فرصت جمعبندی متناسب با اهمیتش پیدا کند، روایت گاهی چنین جلوه میکند که تمرکزش ناگهان به سمت پایان حرکت کرده است.
در نتیجه، پایان نه یک شکست کامل، بلکه جمعبندیای نابرابر است: برای بخشی از مخاطبان ممکن است کافی و حتی دلنشین باشد، اما برای کسانی که انتظار پرداخت منظمتر به همهٔ شخصیتها را دارند، حس شتابزدگی بر جا میگذارد. ارزش تماشا و مخاطب مناسب «A Love So Romantic» برای مخاطبی مناسب است که از یک درام عاشقانهٔ تاریخی، بیش از پیچیدگی روایی، لطافت، شوخی و کشش زوج اصلی میخواهد.
« همین کشآمدن میتواند ریتم را کند کند و تماشاگر را از پیگیری بخشی از قسمتها بینیاز سازد. »
قوتها و کاستیها
شروع شیرین، بازیهای دلنشین میان شیائو وان و گو یانشی و فضای نسبتاً سبک مجموعه، آن را به انتخابی آسان برای تماشایی بیدردسر تبدیل میکند. داستان همچنین بهاندازهای ساده است که بیننده بتواند بدون دنبالکردن لایههای فراوان سیاسی یا معمایی، از روابط و موقعیتهای کمدی لذت ببرد. اما این سادگی بهایی دارد.
هرچه روایت جلوتر میرود، کلیشهها آشکارتر میشوند و برخی قسمتها نمیتوانند همان شادابی آغاز را حفظ کنند. کیفیت زوج اصلی تا اندازهای این افت را جبران میکند، ولی نمیتواند همهٔ مشکلات ریتم و جمعبندی را از میان ببرد. بنابراین، بهتر است مجموعه را اثری سبک و شیرین با فرازونشیبهای محسوس دانست، نه رمانی عاشقانه که در تمام مسیر از انسجام و نوآوری یکسان برخوردار باشد.
جمعبندی «A Love So Romantic» با ایدهای بازیگوشانه و قهرمانی دوستداشتنی آغاز میشود و در بخشهای موفق خود، از شیمی زوج اصلی و برخورد دو جهان متفاوت برای ساختن لحظههایی شیرین بهره میگیرد. اما تکیهٔ بیش از اندازه بر کلیشههای آشنا، کشآمدن بعضی بخشها و شتاب در جمعبندی خطوط فرعی، مانع میشود مجموعه تا پایان همان تازگی آغازین را حفظ کند.
نتیجه اثری نابرابر، اما خوشمشرب است: سریالی که بیش از هر چیز برای حالوهوای لطیف و رابطهٔ مرکزیاش تماشا میشود و در بهترین لحظات، همان وعدهٔ اولیهٔ خود را برآورده میکند؛ یک قصهٔ عاشقانهٔ سبک و دلپذیر، با کاستیهایی که بهویژه در نیمهٔ پایانی آشکار میشوند.
« هرچه روایت جلوتر میرود، کلیشهها آشکارتر میشوند و برخی قسمتها نمیتوانند همان شادابی آغاز را حفظ کنند. »
ثبت دیدگاه