نقد و بررسی
نقد نغمه عشق باستانی (A Life Time Love) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهان اسطورهای و افق روایت «A Life Time Love» که با نام چینی «Shang Gu Qing Ge» نیز شناخته میشود، مجموعهای فانتزی و عاشقانه است که در جهانی اسطورهای میگذرد؛ جهانی که انسانها، خدایان و موجودات فراطبیعی در آن کنار یکدیگر زندگی میکنند و قلمروهای گوناگون بر سر قدرت و نفوذ با هم در کشمکشاند.
مجموعه در پنجاهوچهار قسمت ساخته شده و از رمانی به قلم Tong Hua اقتباس شده است؛ بنابراین با روایتی روبهرو هستیم که از همان آغاز، هم به جهانسازی گسترده نظر دارد و هم میکوشد عشق فردی را در متن سرنوشت جمعی و نزاع خاندانها قرار دهد. در مرکز داستان، چییون و مو چینگمو قرار دارند: مردی پرورشیافته در طبیعت وحشی، آشنا با جنگ و نیروهای خام، و زنی که میان خواست دل و تکلیف خانوادگی گرفتار میشود.
خط اصلی داستان صرفاً بر رسیدن یا نرسیدن این دو متمرکز نیست؛ بلکه میپرسد عشق در جهانی که پیوندهای سیاسی، وفاداریهای خاندانی و جنگ بر زندگی افراد سایه انداختهاند، تا چه اندازه میتواند آزادانه انتخاب شود. این پرسش، به اثر ظرفیت ملودرامی قابلتوجهی میدهد، هرچند پرداخت آن همواره به یک اندازه ظریف و متوازن نیست.
عشق در برابر وظیفه جذابیت عاطفی مجموعه از برخورد دو تصور متفاوت از زندگی سرچشمه میگیرد. چییون عشق را با صراحت و بیپیرایگی میخواهد؛ او در بیان احساساتش از ملاحظههای تشریفاتی و محاسبات سیاسی فاصله دارد. در مقابل، چینگمو در موقعیتی قرار گرفته که تصمیمهایش تنها متعلق به خودش نیستند.
« این پرسش، به اثر ظرفیت ملودرامی قابلتوجهی میدهد، هرچند پرداخت آن همواره به یک اندازه ظریف و متوازن نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خانواده، جایگاه اجتماعی و مناسبات قدرت، هر بار مرز تازهای میان میل شخصی و مسئولیت ترسیم میکنند. این تقابل، بهویژه هنگامی که پای پیوند ازپیشتعیینشدهٔ چینگمو با شِنگلون به میان میآید، زمینهای مناسب برای تنش میسازد. شِنگلون در ابتدا ازدواج را ابزاری برای اتحاد دو خاندان میبیند و رابطهای افلاطونی را وعده میدهد؛ اما احساسات انسانی بهآسانی در قالب قراردادهای سیاسی محصور نمیمانند.
از اینجا مثلثی عاطفی شکل میگیرد که کارکردش تنها ایجاد حسادت یا رقابت نیست، بلکه تفاوت میان تعهد، تملک، جاهطلبی و محبت را نیز آشکار میکند. بااینحال، سریال گاهی برای حفظ فشار احساسی، شخصیتها را بارها در موقعیت جدایی، وعده و بازگشت قرار میدهد. این تکرار از یک سو لحن حماسی و عاشقانهٔ اثر را تقویت میکند و از سوی دیگر، ممکن است احساسات را به الگویی آشنا و کمتازگی فروبکاهد.
در نتیجه، کشش داستان بیشتر از آنکه همیشه از تحول درونی شخصیتها برخیزد، به انتظار برای مانع بعدی وابسته میشود. شخصیتها و ظرفیتهای بازیگری چییون شخصیتی است که تضادهایش میتوانست به یکی از نقاط قوت اصلی مجموعه بدل شود. او از یکسو نیرویی سرکش و جنگاور دارد و از سوی دیگر، در عشق به چینگمو وفاداری و لطافتی نشان میدهد که با تصویر بیرونیاش تفاوت دارد.
این شکاف میان خشونت میدان نبرد و آسیبپذیری عاطفی، امکان خلق شخصیتی چندلایه را فراهم میکند؛ اما بازی Huang Xiaoming در برخی لحظهها بیش از اندازه بر شدت احساسات تکیه دارد. هنگامی که میزان تأکید از ظرافت لازم فراتر میرود، شخصیت بهجای پیچیدهشدن، گاه نمایشی به نظر میرسد. Victoria Song در نقش چینگمو با شخصیتی روبهرو است که باید هم مهربانی و هم اراده نشان دهد.
« خانواده، جایگاه اجتماعی و مناسبات قدرت، هر بار مرز تازهای میان میل شخصی و مسئولیت ترسیم میکنند. »
شخصیتها و اجرا
مهمترین دشواری این نقش، آن است که چینگمو نباید صرفاً موضوع رقابت دو مرد باشد؛ او باید تصمیمها و دغدغههای مستقل خود را نیز داشته باشد. مجموعه در بخشهایی این استقلال را به رسمیت میشناسد، اما در بخشهایی دیگر، واکنشهای او را تابع نیازهای ملودرام میکند. در نتیجه، تماشاگر همیشه فرصت نمییابد منطق درونی انتخابهایش را بهروشنی دنبال کند.
شِنگلون نیز از ظرفیت شخصیتی جالبی برخوردار است: مردی که میخواهد قدرت سیاسی خود را گسترش دهد، اما در برابر احساسی که برخلاف محاسباتش پدید میآید، بیتفاوت نمیماند. حضور او میتوانست پرسشی دشوارتر درباره مرز میان عشق و مالکیت مطرح کند. بااینحال، پرداخت شخصیتها و رابطههایشان در تمام لحظات از یکدستی برخوردار نیست؛ گاه رفتارها چنان تغییر میکنند که بیشتر در خدمت پیشبرد رخدادها هستند تا نتیجهٔ طبیعی تجربههای پیشین.
بازیگران اصلی این مجموعه Huang Xiaoming، Victoria Song و Sheng Yilun هستند. جهانسازی و جلوههای بصری یکی از امتیازهای بالقوهٔ «A Life Time Love» وسعت جهان داستانی آن است. قلمروهای رقیب، موجودات اسطورهای و پیوند میان سرنوشت شخصی و توازن سیاسی، به مجموعه امکان میدهند از فضای یک عاشقانهٔ تاریخی معمول فراتر برود.
طبیعت وحشی در آغاز روایت نیز میتواند نشاندهندهٔ ریشههای متفاوت چییون و فاصلهٔ او از نظم متمدن و درباری باشد. این تقابل میان طبیعت و قدرت سازمانیافته، در سطح ایده جذاب است و به داستان رنگی افسانهای میدهد. مشکل آن است که جهانسازی همیشه با تصویرپردازی همتراز نمیشود. پسزمینههای رایانهای و جلوههای ویژه در برخی صحنهها مصنوعی به چشم میآیند و شکوهی را که روایت وعده میدهد، بهطور کامل محقق نمیکنند.
« در نتیجه، تماشاگر همیشه فرصت نمییابد منطق درونی انتخابهایش را بهروشنی دنبال کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هنگامی که موجودات فراطبیعی یا چشماندازهای عظیم در برابر پسزمینهای آشکارا ساختگی قرار میگیرند، تماشاگر از فضای خیالانگیز بیرون میافتد و به محدودیتهای تولید توجه میکند. نقدهای همزمان با پخش نیز به ضعف جلوههای رایانهای و پردهٔ سبز اشاره کردهاند. این ضعف صرفاً مسئلهای فنی نیست؛ بر کیفیت عاطفی صحنهها هم اثر میگذارد.
لحظهای که باید عظمت، هراس یا شگفتی برانگیزد، اگر از نظر بصری متقاعدکننده نباشد، بار احساس خود را از دست میدهد. بااینهمه، اثر در طراحی لباس و بهرهگیری از نشانههای آشنای جهان فانتزی چینی، همچنان فضایی مشخص میسازد. این فضا گاه بیش از آنکه از واقعنمایی تصویری نیرو بگیرد، بر موسیقی، رنگ و قراردادهای ژانری تکیه دارد.
ریتم، روایت و ساختار دراماتیک پنجاهوچهار قسمت، فضای زیادی برای گسترش داستان فراهم میکند؛ اما طولانیبودن بهخودیخود به معنای عمق نیست. «A Life Time Love» در بخشهایی با مکثهای طولانی و تکرار موقعیتهای عاطفی روبهرو میشود. جداییها، وعدهها و موانع خانوادگی بارها به روایت بازمیگردند و گاه چنان به هم شبیهاند که تأثیرگذاریشان کاهش مییابد.
تماشاگر ممکن است احساس کند داستان در حال گردش پیرامون یک کشمکش آشناست، بیآنکه هر بازگشت لزوماً معنای تازهای به آن بیفزاید. در عوض، لحظاتی که روایت عشق را با پیامدهای سیاسی و اخلاقی آن پیوند میدهد، زندهتر و پربارترند. در چنین صحنههایی، انتخاب عاشقانه به موضوعی خصوصی محدود نمیشود و تصمیم هر شخصیت میتواند بر خانواده، قلمرو یا مردم پیرامونش اثر بگذارد.
« نقدهای همزمان با پخش نیز به ضعف جلوههای رایانهای و پردهٔ سبز اشاره کردهاند. »
قوتها و کاستیها
همین پیوند، ارزش حماسی داستان را میسازد و از آن چیزی بیش از رشتهای از سوءتفاهمها و دلتنگیها طلب میکند. ضعف زمانی پدیدار میشود که این ابعاد بزرگ در سطح زمینه باقی میمانند و فرصت نمییابند به تعارضی پیچیده و باورپذیر تبدیل شوند. اقتباس از رمانی بلند و جهانپرداز نیز چالشی جدی برای مجموعه بوده است.
بینندهای که با پیشزمینهٔ داستان آشنا نیست، ممکن است در آغاز با نامها، خاندانها و قلمروهای متعدد روبهرو شود، بیآنکه پیوند میان آنها بهاندازهٔ کافی روشن شده باشد. از سوی دیگر، سادهسازی برخی روابط میتواند از پیچیدگی جهان ادبی بکاهد. این نوسان میان انباشت اطلاعات و سادهکردن کشمکشها، در بعضی قسمتها پیوستگی روایی را کمرنگ میکند.
فضا، موسیقی و تأثیر احساسی لحن «A Life Time Love» بر آمیزهای از حماسه، افسانه و اندوه عاشقانه استوار است. عنوان اثر و وعدههای مکرر میان دو شخصیت اصلی، از ابتدا نوعی حس تقدیرگرایی میسازند: گویی عشق باید بارها در برابر فاصله و زمان آزموده شود. این لحن برای مخاطبی که به عاشقانههای پرشور و جهانهای اسطورهای علاقه دارد، میتواند بسیار دلنشین باشد.
اثر بهویژه در لحظاتی موفق است که احساسات را به سکوت، انتظار و نگاه واگذار میکند، نه به تأکید کلامی مداوم. اما موسیقی و فضای بصری همیشه نمیتوانند جای خالی شیمی کمرمق میان بازیگران را پر کنند. رابطهٔ چییون و چینگمو در روایت بر پایهٔ عشقی عمیق و سرنوشتساز بنا شده است، ولی اجرای آن گاه بهاندازهای که داستان ادعا میکند صمیمی و طبیعی نیست.
« همین پیوند، ارزش حماسی داستان را میسازد و از آن چیزی بیش از رشتهای از سوءتفاهمها و دلتنگیها طلب میکند. »
جمعبندی
اگر پیوند دو شخصیت برای تماشاگر ملموس نشود، وعدههای عاشقانه و جداییهای پیاپی بهجای آنکه دلسوزی برانگیزند، ممکن است به سازوکارهای ازپیشقابلپیشبینی ملودرام تبدیل شوند. این فاصله میان بزرگی احساسات نوشتهشده و باورپذیری اجرای آنها، یکی از محدودیتهای مهم مجموعه است. نسبت اثر با ژانر فانتزی عاشقانه این مجموعه از قراردادهای شناختهشدهٔ فانتزی عاشقانهٔ چینی بهره میگیرد: قلمروهای اسطورهای، عشق در برابر وظیفه، نیرویی فراانسانی و پیوندی که باید در برابر سرنوشت دوام بیاورد.
آشنایی با این قراردادها هم نقطهٔ قوت است و هم محدودیت. از یک سو، تماشاگر بهسرعت وارد فضایی میشود که با آن آشناست و میتواند از وعدهٔ حماسه و شور عاطفی لذت ببرد. از سوی دیگر، اثر برای متمایزشدن به شخصیتپردازی دقیق و اجرای بصری متقاعدکننده نیاز دارد؛ دو حوزهای که دستاورد آن در سراسر مجموعه یکسان نیست.
در بهترین لحظات، داستان از این قالبها برای طرح پرسشهایی درباره اختیار، وفاداری و بهای انتخاب استفاده میکند. آیا عشق میتواند از تعهدهای سیاسی عبور کند؟ آیا وفاداری به خانواده همیشه با چشمپوشی از خواست فردی همراه است؟ و آیا پایداری در عشق، بهتنهایی
« این فاصله میان بزرگی احساسات نوشتهشده و باورپذیری اجرای آنها، یکی از محدودیتهای مهم مجموعه است. »
ثبت دیدگاه