نقد و بررسی
نقد A League of Their Own | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زمینه و جایگاه داستان «A League of Their Own» ساختهٔ پنی مارشال، کمدیدرامی ورزشی است که در بستر جنگ جهانی دوم شکل میگیرد؛ زمانی که غیبت بسیاری از بازیکنان مرد، آیندهٔ بیسبال حرفهای را با تردید روبهرو کرده است. والتر هاروی، سرمایهداری که میخواهد هم از ورزش و هم از شهرت آن بهره ببرد، راهاندازی لیگ بیسبال زنان را در دستور کار قرار میدهد.
در این میان، داتی هینسون و خواهر کوچکترش کیت کلر به تیمی میپیوندند که قرار است ثابت کند زنان میتوانند در میدان رقابت جدی و تماشایی ظاهر شوند. فیلم از همین نقطه، میان چند لحن رفتوآمد میکند: قصهٔ ورزشی، کمدی گروهی، درام خانوادگی و داستانی دربارهٔ زنانی که فرصت و اعتبارشان را باید در فضایی مردسالارانه به دست آورند.
این ترکیب، اثر را از یک فیلم صرفاً دربارهٔ بیسبال فراتر میبرد و برای مخاطبی که چندان به این ورزش علاقه ندارد نیز جذابیت میآفریند. رقابتها قابلفهماند، اما کانون توجه تنها نتیجهٔ بازی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، شکلگیری تیمی از زنانی است که هر یک با امیدها و دشواریهای خود وارد میدان میشوند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بیسبال بهمثابه میدانِ دیدهشدن یکی از امتیازهای اصلی فیلم، استفاده از بیسبال برای طرح مسئلهای گستردهتر است: چه کسی حق دارد در عرصهٔ عمومی جدی گرفته شود؟ زنان در این لیگ فقط برای سرگرمکردن تماشاگران به میدان نمیآیند؛ توانایی و تعهدشان باید در برابر نگاههایی اثبات شود که از پیش آنان را به نقشهای محدودتری فروکاسته است.
حتی زمانی که بازیکنان فرصت حضور حرفهای پیدا میکنند، انتظاراتی بیرون از ورزش نیز بر آنان تحمیل میشود؛ ظاهر، رفتار و پسندپذیریشان گاه به اندازهٔ مهارت ورزشی اهمیت مییابد. فیلم این تناقض را بیآنکه به خطابهای سنگین بدل شود، در دل موقعیتهای روزمره و طنزآمیز میگنجاند. بازیکنان باید هم بازی کنند و هم با تصویری که دیگران از «زن مناسب» ساختهاند کنار بیایند.
همین دوگانگی، به قصه بُعد تاریخی و اجتماعی میدهد. بااینحال، روایت بیش از آنکه به بررسی همهٔ موانع ساختاری بپردازد، بر پیوندهای شخصی و تجربهٔ عاطفی بازیکنان تکیه میکند. این انتخاب به گرمای فیلم کمک میکند، اما گاه از عمق تحلیل اجتماعی آن میکاهد. خواهران؛ رقابت و دلبستگی رابطهٔ داتی و کیت ستون عاطفی فیلم است.
« فیلم این تناقض را بیآنکه به خطابهای سنگین بدل شود، در دل موقعیتهای روزمره و طنزآمیز میگنجاند. »
شخصیتها و اجرا
خواهر بزرگتر از اعتمادبهنفس و تواناییای برخوردار است که نگاه دیگران را به خود جلب میکند؛ کیت، در عوض، میخواهد از سایهٔ خواهرش بیرون بیاید و جایگاهی مستقل پیدا کند. تفاوت شخصیتها نه فقط موتور رقابت، بلکه سرچشمهٔ تنشهایی است که از صمیمیت خانوادگی برمیخیزند: دلبستگی میتواند پناه باشد، اما گاه همان دلبستگی به احساس مقایسهشدن و عقبماندن دامن میزند.
فیلم این کشمکش را ساده و یکطرفه ترسیم نمیکند. هیچیک از دو خواهر بهسادگی در جایگاه برنده یا بازنده قرار نمیگیرد؛ هر دو خواستههایی دارند که در برابر خواستههای دیگری قرار میگیرد. از همین رو، تنش میانشان باورپذیر است: مسئله تنها پیروزی در زمین نیست، بلکه این است که هر کدام چگونه خود را در چشم دیگری و در جهان بیرون تعریف میکند.
این رابطه به روایت ورزشی وزن انسانی میبخشد و باعث میشود لحظههای رقابت، معنایی شخصیتر از نتیجهٔ یک مسابقه پیدا کنند. بازیها و شخصیتها جینا دیویس در نقش داتی حضوری مسلط و متوازن دارد. او توانایی شخصیت را بدون آنکه داتی را به قهرمانی بینقص بدل کند، به نمایش میگذارد؛ آرامش و اعتمادبهنفسش هم ستایشبرانگیز است و هم زمینهٔ فشار و فاصلهای عاطفی را فراهم میآورد.
« فیلم این کشمکش را ساده و یکطرفه ترسیم نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لوری پتی نیز کیت را با انرژی و حس نارضایتیِ فروخوردهای بازی میکند که رقابت خواهرانه را از سطح اختلافی گذرا بالاتر میبرد. تام هنکس در نقش جیمی دوگان یکی از جذابترین قطبهای فیلم است. بداخلاقی، فرسودگی و شوخطبعی او در آغاز، شخصیتی را میسازد که بهراحتی میتواند صرفاً منبع خنده باشد؛ اما هنکس به نقش نوعی آسیبپذیری هم میبخشد.
جیمی نه مربی آرمانی است و نه شخصیتِ یکسره منفی. حضورش فرصتی فراهم میکند تا فیلم تفاوت میان رهبری، مسئولیتپذیری و بیاعتنایی را به شکلی سرگرمکننده نشان دهد. بازیگران گروهی نیز به حس واقعیبودن تیم کمک میکنند. بازیکنان فقط پسزمینهٔ داستان خواهران نیستند؛ شوخیها، عادتها و واکنشهای متفاوتشان تصویری از جمعی میسازد که بهتدریج با هم خو میگیرند.
بااینهمه، بهسبب شمار زیاد شخصیتها، همهٔ آنان فرصت یکسانی برای پرداخت نمییابند. فیلم بیشتر به چهرههای محوری و چند موقعیت گروهی بسنده میکند تا زندگی درونی هر بازیکن را بهطور مستقل بکاود. طنز، گرما و لحظههای انسانی طنز فیلم از برخورد شخصیتها و تضاد میان جدیت ورزش و نگاه متکبرانهٔ اطرافیان نیرو میگیرد.
« تام هنکس در نقش جیمی دوگان یکی از جذابترین قطبهای فیلم است. »
قوتها و کاستیها
بعضی شوخیها بهخوبی در دل موقعیت جا میافتند و به شخصیتپردازی کمک میکنند؛ در مقابل، برخی دیگر بیش از اندازه آشکارند و بهجای آنکه از دل رفتار یا گفتوگو بجوشند، انگار برای گرفتن واکنش سریع تماشاگر نوشته شدهاند. این تفاوت در کیفیت شوخیها گاهی ریتم کمدی را ناهماهنگ میکند. در بهترین لحظهها، گرمای فیلم از همبستگی تیم میآید.
بازیکنان بهتدریج درمییابند که کنار هم بودن تنها راهی برای دوامآوردن در رقابت نیست؛ میتواند فضایی برای دوستی، حمایت و ساختن خاطرات مشترک نیز باشد. در عین حال، حضور کودکِ همراه یکی از شخصیتها گاهی بیش از آنکه به این فضای جمعی بیفزاید، توجه را از خط اصلی داستان منحرف میکند. چنین لحظههایی برای همهٔ تماشاگران یکسان اثر نمیگذارند و بعضاً ضرباهنگ روایت را از مسیر خود خارج میسازند.
روایت، ریتم و ساختار پنی مارشال داستان را با تکیه بر شخصیتها و صحنههای گروهی پیش میبرد، نه با تمرکز فنی و طولانی بر جزئیات بیسبال. این تصمیم هوشمندانه است؛ چون جذابیت فیلم را به دانستن قواعد ورزش وابسته نمیکند. مسابقهها بیشتر بهانهای برای آشکارشدن رابطهها، رقابتها و اعتمادبهنفس بازیکناناند.
« این تفاوت در کیفیت شوخیها گاهی ریتم کمدی را ناهماهنگ میکند. »
جمعبندی
در نتیجه، حتی تماشاگر ناآشنا با بیسبال میتواند تنش و اهمیت لحظههای ورزشی را دنبال کند. اما همان وسعت شخصیتها و موقعیتها به ریتمی نابرابر نیز میانجامد. فیلم در بخشهایی با صحنههای فرعی و شوخیهای پیدرپی مکث میکند، در حالی که بعضی از این لحظات به پیشبرد درام کمکی نمیکنند. از سوی دیگر، بخش پایانی بیش از اندازه طولانی به نظر میرسد: احساسات و تأکیدهای عاطفیای که روایت پیشتر بهاندازهٔ کافی بنا کرده، دوباره و دوباره برجسته میشوند.
این کشآمدن از تأثیر نهایی فیلم نمیکاهد، اما میتوانست با ایجاز بیشتری به همان نتیجهٔ عاطفی برسد. جمعبندی «A League of Their Own» فیلمی دوستداشتنی و پُرطراوت است که قصهٔ بیسبال را به روایتی دربارهٔ خواهران، دوستی و حقِ دیدهشدن بدل میکند. بازیهای قوی، بهویژه حضور جینا دیویس و تام هنکس، در کنار شیمی خوب گروه، به آن نیرویی ماندگار میبخشند.
فیلم در پرداخت اجتماعی خود گاه به سطح اشاره بسنده میکند و بعضی شوخیها یا بخشهای فرعیاش چندان موفق نیستند؛ ریتم نیز در جاهایی کند میشود و پایان بیش از نیاز امتداد مییابد. بااینحال، گرمای شخصیتها و لذتِ همراهی با تیم بر این کاستیها میچربد. حاصل، اثری است که هم سرگرمکننده است و هم پس از پایان، حسی از نوستالژی و همدلی در ذهن باقی میگذارد.
« در نتیجه، حتی تماشاگر ناآشنا با بیسبال میتواند تنش و اهمیت لحظههای ورزشی را دنبال کند. »
ثبت دیدگاه