نقد و بررسی
نقد یک بچه (A Kid) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مواجهه با خانوادهای که وجودش انکار شده است «A Kid» ساختهٔ Philippe Lioret، در ظاهر با موقعیتی آشنا آغاز میشود: مردی که پدرش را هرگز ندیده، پس از شنیدن خبر مرگ او راهی سفری میشود تا با خانوادهای نادیدهاش روبهرو شود. اما فیلم از همان ابتدا این سفر را نه ماجرایی ساده برای یافتن خویشاوندان، بلکه مواجههای دشوار با خلأهای هویت میداند.
Mathieu، مردی سیوسهساله و ساکن پاریس، با این امید به مونترآل میرود که شاید در پیوندهای خونی، نشانی از گذشته و جایگاهی برای خود پیدا کند؛ بااینحال، خانوادهٔ پدری نه از وجود او خبر دارند و نه آمادهاند بیدرنگ او را بپذیرند. فیلم بر پایهٔ همین فاصله میان امید شخصی و واقعیت سرد شکل میگیرد.
نقطهٔ قوت مقدماتی اثر، پرهیز از تبدیل این وضعیت به ملودرامی پرهیاهو است. Lioret بهجای آنکه از آغاز بر اندوه و خشم تأکید کند، اجازه میدهد اضطراب Mathieu در موقعیتهای روزمره و واکنشهای کوچک آشکار شود. او وارد محیطی میشود که قواعد عاطفیاش را نمیشناسد؛ آدمها برایش غریبهاند، اما حضورشان وعدهٔ نوعی تعلق را میدهد.
همین تناقض، موتور درونی فیلم است: آیا نسبت خانوادگی بهتنهایی برای ساختن صمیمیت کافی است، یا نزدیکی باید در زمان و تجربه شکل بگیرد؟ سفری بیرونی، جستوجویی درونی سفر از پاریس به کبک صرفاً جابهجایی جغرافیایی نیست. Mathieu از زندگی آشنای خود جدا میشود و در محیطی قرار میگیرد که نه خاطرات مشترکی با آن دارد و نه راهنمایی مطمئن برای فهم روابطش.
« فیلم بر پایهٔ همین فاصله میان امید شخصی و واقعیت سرد شکل میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ناآشنایی شهر و سردی نخستین برخوردها، احساس بیریشگی او را تشدید میکنند. فیلم از این تضاد بهره میگیرد، بیآنکه آن را به تقابل سادهای میان فرانسه و کانادا فروبکاهد. سرزمین تازه همزمان مکانی واقعی و استعارهای از گذشتهای ناشناخته است: هرچه Mathieu بیشتر میکوشد به آن نزدیک شود، آشکارتر میشود که نزدیکی به خانواده تضمینشده نیست.
این سفر همچنین او را وادار میکند تا معنای پدری را از نو صورتبندی کند. پدری که غایب بوده، در ذهن فرزند میتواند به مجموعهای از پرسشها، خیالها و توضیحهای ناتمام بدل شود. مرگ او پاسخگویی را ناممکنتر میکند، اما آثار حضورش همچنان در زندگی دیگران باقی است. در نتیجه، Mathieu با انسانی روبهرو نیست که بتواند او را بشناسد، بلکه با میراثی مواجه است که از خلال روایتهای اطرافیان، سکوتها و رفتارهایشان شکل میگیرد.
فیلم هوشمندانه نشان میدهد که شناخت گذشته همیشه به معنای دستیابی به حقیقتی کامل نیست. معما در خدمت درام خانوادگی روایت، بخشی از کشش خود را از رازهایی میگیرد که پیرامون خانوادهٔ پدری وجود دارد. اطلاعات یکباره و با توضیحهای طولانی ارائه نمیشوند؛ تماشاگر مانند Mathieu ناچار است از نشانهها، مکثها و واکنشهای متناقض تصویری بسازد.
این شیوه، کنجکاوی ایجاد میکند و به روابط عمق میبخشد، زیرا هر سکوت ممکن است هم نشانهٔ رنج باشد و هم راهی برای پنهانکردن آن. بااینهمه، ترکیب لحن معمایی و درام خانوادگی همیشه کاملاً یکدست نیست. گاهی فیلم از تماشاگر میخواهد هم به کشف رازها دل ببندد و هم به ظرافت عاطفی رابطهها توجه کند؛ اما این دو مسیر با نیروی برابر پیش نمیروند.
« ناآشنایی شهر و سردی نخستین برخوردها، احساس بیریشگی او را تشدید میکنند. »
شخصیتها و اجرا
معما میتواند انتظار روایی بسازد، درحالیکه درام خانوادگی به فرصت و مکث نیاز دارد. حاصل، در برخی بخشها اندکی ناهماهنگ است: روایت بهجای آنکه همواره از راز برای ژرفترکردن شخصیتها بهره بگیرد، گاهی حس میشود میان تعلیق و تأمل در رفتوآمد است. این ضعف، کلیت اثر را از میان نمیبرد، اما مانع از آن میشود که تمام اجزای آن با انسجامی کامل در یک مسیر قرار گیرند.
بازیگری و شخصیتپردازی بازی Pierre Deladonchamps در نقش Mathieu، ستون عاطفی فیلم است. او شخصیتی را میسازد که احساساتش را به نمایش نمیگذارد، اما از تماشاگر نیز پنهان نمیماند. کنجکاوی، احتیاط، دلخوری و نیاز به پذیرفتهشدن در رفتارش به شکلهایی ظریف حضور دارند؛ گاه در مکثی پیش از پاسخ، گاه در نگاهکردن به دیگران و گاه در تصمیمی که ظاهراً ساده به نظر میرسد.
این بازی خویشتندارانه با جهان فیلم سازگار است، زیرا Mathieu بیشتر ناظر و شنونده است تا کسی که بتواند خواستههایش را بیواسطه بر زبان آورد. Gabriel Arcand نیز در نقش Pierre حضوری اثرگذار دارد. رابطهٔ او با Mathieu بخشی از نیروی احساسی فیلم را میسازد، زیرا میان نزدیکی و فاصله در نوسان است.
فیلم برای این رابطه به بیانهای عاطفی آشکار و سخنرانیهای طولانی متکی نمیشود؛ تنش در همان اندازهای شکل میگیرد که شخصیتها حاضرند به یکدیگر نشان دهند. بازیگران فرعی نیز به جهان خانوادگی فیلم وزن میدهند، هرچند برخی چهرهها بیش از آنکه کاملاً مستقل و چندلایه پرورده شوند، در خدمت دشواری موقعیت اصلی باقی میمانند.
« معما میتواند انتظار روایی بسازد، درحالیکه درام خانوادگی به فرصت و مکث نیاز دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، مجموعهای از اجراهای طبیعی است که باورپذیری روابط را تقویت میکند. ریتم، فضا و زبان سینمایی «A Kid» فیلمی آرام است و این آرامش هم امتیاز آن است و هم محدودیتش. آغاز اثر زمان میخواهد تا شخصیت و موقعیت را بنا کند؛ اما در بخشهای ابتدایی، این مکثها گاهی بیش از اندازه کش میآیند.
تماشاگر ممکن است پیش از آنکه روابط به نقطهٔ جوش برسند، احساس کند روایت هنوز در حال آمادهشدن برای حرکت است. این کندی با حالوهوای تأملی فیلم تناسب دارد، ولی همیشه از نظر دراماتیک توجیه نمیشود. در عوض، همین صبر روایی به فیلم امکان میدهد فضای گرم و صمیمی خود را شکل دهد. Lioret بهجای اتکا به رخدادهای بزرگ و تغییرات ناگهانی، به اثر انباشتهٔ موقعیتها توجه میکند.
گفتگوها و دیدارها فرصت دارند معنای خود را بهتدریج پیدا کنند؛ ازاینرو، لحظههای عاطفی فیلم بیشتر از دل تجربهٔ مشترک بیرون میآیند تا از تأکید موسیقایی یا توضیح مستقیم. بااینحال، هنگامی که کشمکش خانوادگی بیش از حد آرام پیش میرود، همین خویشتنداری ممکن است به کاهش تنش بینجامد. فیلم گاه به جای آنکه اختلافها را به شکلی کامل بپروراند، آنها را در سطحی کنترلشده نگه میدارد.
مضمون تعلق و میراث عاطفی پرسش محوری فیلم این نیست که آیا Mathieu با خانوادهٔ تازهاش پیوند خونی دارد؛ پاسخ این پرسش از پیش روشن است. مسئله آن است که این پیوند چه معنایی پیدا میکند و آیا میتواند به رابطهای واقعی بدل شود. «A Kid» میان وراثت زیستی و تعلق عاطفی تمایز میگذارد. خانواده ممکن است ریشهٔ یک فرد را توضیح دهد، اما الزاماً خانهای برای او فراهم نکند.
« حاصل، مجموعهای از اجراهای طبیعی است که باورپذیری روابط را تقویت میکند. »
قوتها و کاستیها
در سوی دیگر، کسانی که ابتدا بیگانه به نظر میرسند، ممکن است در مواجههای دشوار به واسطههایی برای فهمیدن گذشته و خودِ فرد تبدیل شوند. فیلم از این زاویه دربارهٔ مردانگی و پدری نیز تأمل میکند، بیآنکه به حکمهای کلی و قطعی برسد. آنچه از پدر به فرزند منتقل میشود، تنها نام یا نسبت خانوادگی نیست؛ گاهی سکوتها، تصمیمهای ناگفته و پیامدهای رابطههای گذشته نیز بخشی از میراثاند.
چنین نگاهی به فیلم عمق میبخشد، هرچند روایت در بعضی مقاطع با احتیاطی بیش از حد به موضوع نزدیک میشود. اثر ترجیح میدهد بهجای داوری، شخصیتها را در موقعیت متناقضشان نگه دارد؛ انتخابی که به واقعگرایی آن کمک میکند، اما ممکن است برای تماشاگر خواهان کشمکش تندتر، کمفشار جلوه کند. جمعبندی «A Kid» درامی خانوادگی دربارهٔ مردی است که برای یافتن پدر غایبش سفر میکند، اما در مسیر با پرسشی بزرگتر روبهرو میشود: چگونه میتوان در میان آدمهایی که گذشتهای مشترک با آنان نداریم، جایی برای خود ساخت؟
فیلم با بازیهای طبیعی، روایت سنجیده و توجه به سکوتها، داستانی انسانی و تأملبرانگیز ارائه میدهد. در مقابل، ریتم کند آغازین، کمتنشی برخی برخوردها و پیوند نهچندان هموار میان معما و درام، از قدرت آن میکاهد. بااینهمه، خویشتنداری اثر به آن لحظههایی صمیمی و ماندگار میبخشد. این فیلم بیش از آنکه دربارهٔ یافتن پاسخ نهایی باشد، دربارهٔ تحمل پرسشها و پذیرفتن پیچیدگی پیوندهای خانوادگی است؛ رویکردی که آن را به تجربهای آرام، انسانی و عاطفاً نافذ بدل میکند.
« فیلم از این زاویه دربارهٔ مردانگی و پدری نیز تأمل میکند، بیآنکه به حکمهای کلی و قطعی برسد. »
ثبت دیدگاه