نقد و بررسی
نقد A High Wind in Jamaica | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دریایی که از چشم کودکان دیده نمیشود «A High Wind in Jamaica» در ظاهر ماجرایی دزددریایی است: در سال ۱۸۷۰، پنج کودک از جامائیکا راهی انگلستان میشوند، اما ربودهشدن کشتی آنان را به عرشهٔ دزدان دریایی میکشاند. بااینحال، فیلم الکساندر مکندریک بیش از آنکه دلمشغول شمشیر و تعقیبوگریز باشد، به برخورد دو جهان نظر دارد: جهان بزرگسالانی که برای هر اتفاقی توضیح و قاعده دارند، و جهان کودکی که خطر، اندوه و حتی مرگ را به شیوهای متفاوت و گاه هولناک دریافت میکند.
همین فاصله میتوانست به فیلم هویتی بسیار یگانه ببخشد؛ اما اثر همیشه قادر نیست زاویهٔ دید کودکان را به زبان سینما بدل کند. فیلم از رمان ریچارد هیوز اقتباس شده و در کنار ماجراجویی دریایی، لایهای روانشناختی دربارهٔ کودکی در موقعیتی آسیبزا دارد. این دو وجه در بهترین لحظات، یکدیگر را غنی میکنند: دریای آزاد، برای کودکان هم میدان بازی و کشف است و هم فضایی بیقانون که بزرگسالان در آن قدرت و ترس را به دست گرفتهاند.
بااینهمه، روایت گاهی میان این دو مسیر سرگردان میماند و روشن نمیکند که میخواهد تماشاگر را به ماجرایی سرگرمکننده ببرد یا به تجربهای تلخ و ناآرامکننده. ماجراجویی با لبهای تلخ یکی از امتیازهای فیلم این است که دزدان دریاییاش را از قالب چهرههای یکسره شرور بیرون میآورد. آنها همچنان خطرناکاند و زندگیشان بر خشونت و غارت بنا شده، اما در برابر کودکان رفتاری دوگانه پیدا میکنند؛ از یک سو میخواهند دردسر را از سر خود باز کنند و از سوی دیگر، بهتدریج با بچهها پیوندی عاطفی مییابند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تناقض به قصه جانی میدهد که از روایتهای سادهٔ «خوبها در برابر بدها» فاصله میگیرد. اما فیلم این پیچیدگی را همیشه بهخوبی مهار نمیکند. لحن ماجراجویانه و شوخیهای پراکنده گاه چنان سبکاند که با اضطراب و تلخی رخدادهای دیگر ناسازگار میشوند. در لحظاتی، اثر به ما وعدهٔ یک ماجرای دریایی پرتحرک میدهد و سپس ناگهان به درامی سنگینتر میرسد؛ تغییری که میتواند اثرگذار باشد، ولی اینجا همیشه زمینهچینی کافی ندارد.
حاصل، نه یک ماجراجویی کاملاً سرخوش است و نه درامی یکدست و بیامان؛ فیلم در فاصلهٔ میان این دو میماند. کودکان؛ مرکز داستان، نه همیشه مرکز نگاه ایدهٔ روایت از منظر کودکان، جذابترین امکان فیلم است. آنها صرفاً قربانیانی کوچک در قصهٔ بزرگسالان نیستند؛ رفتار و برداشتشان از رویدادها گاه نامنتظر است و همین، معیارهای معمول تماشاگر را به پرسش میکشد.
فیلم بهدرستی یادآوری میکند که کودکان همیشه مطابق تصور بزرگسالان از معصومیت رفتار نمیکنند و ممکن است در برابر حادثه، واکنشهایی سرد، عجیب یا حتی ظاهراً نامتناسب نشان دهند. بااینحال، این ایده در اجرا به ظرفیت کامل خود نمیرسد. دوربین اغلب جهان را از فاصلهای بیرونی و با نگاهی نسبتاً فراگیر ثبت میکند؛ در نتیجه، تماشاگر همیشه در تجربهٔ ذهنی کودکان شریک نمیشود.
« این تناقض به قصه جانی میدهد که از روایتهای سادهٔ «خوبها در برابر بدها» فاصله میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
ماجرا را میبینیم، اما کمتر آن را با همان گیجی، کنجکاوی و بیخبری آنان حس میکنیم. تفاوت میان نگاه کودک و داوری بزرگسالانه در متن قصه حضور دارد، ولی فیلم گاه بهجای آنکه این تفاوت را در فرم تصویر و روایت جاری کند، تنها به رخدادها و واکنشهای بیرونی بسنده میکند. این فاصله، بخشی از نیروی عاطفی داستان را کاهش میدهد.
بازیها و کشمکش بزرگسالان آنتونی کویین در نقش چاوز، مرکز ثقل فیلم است. او کاپیتانی را میسازد که اقتدارش با نوعی آشفتگی و آسیبپذیری درآمیخته است؛ مردی که در حضور کودکان، وجهی انسانیتر از آنچه حرفه و شهرتش اقتضا میکند آشکار میسازد. بازی کویین به شخصیت گرما میدهد، بیآنکه او را به پدری مهربان یا قهرمانی بیعیب بدل کند.
همین دوگانگی، رابطهٔ او با کودکان را از احساساتیگری ساده دور نگه میدارد. جیمز کوبرن نیز در نقش زک حضوری چشمگیر دارد. آرامش و گیرایی او در برابر انرژی زمینی کویین تضادی دیدنی پدید میآورد و صحنههایی را که هر دو در مرکز آناند جاندارتر میکند. در عین حال، همین درخشش گاه توجه را از کودکان میرباید؛ بازیگران بزرگسال آنقدر پرقدرتاند که داستانی که بناست از تجربهٔ بچهها شکل بگیرد، بار دیگر به سمت شخصیتهای بالغ کشیده میشود.
« ماجرا را میبینیم، اما کمتر آن را با همان گیجی، کنجکاوی و بیخبری آنان حس میکنیم. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازی کودکان نیز یکدست نیست: برخی لحظات خشک یا تصنعی به نظر میرسند و فاصلهٔ عاطفی با آنان را بیشتر میکنند. فضا، تصویر و حس سفر عرشه، دریا و کشتی در فیلم صرفاً پسزمینهٔ ماجرا نیستند؛ آنها محدودهای متحرک میسازند که در آن اقتدار، امنیت و تعلق مدام جابهجا میشود. خانهٔ خانوادگی و مقصدی که برای کودکان در نظر گرفته شده، از این فضا دور میافتند و کشتی به جهانی موقت بدل میشود: مکانی که هم آزادیِ حرکت دارد و هم زندانیبودن را تداعی میکند.
این تضاد به قصه بُعدی فراتر از ماجرای ربودهشدن میدهد. تصویربرداری داگلاس اسلومب، با چشماندازهای دریایی و توجه به گسترهٔ محیط، به فیلم حس سفر و دورافتادگی میبخشد؛ موسیقی لری ادلر نیز در شکلدادن به حالوهوای آن سهم دارد. بااینحال، این شکوه تصویری همیشه در خدمت نگاه محدود کودکان نیست.
منظرههای وسیع دریا گاه چشماندازی را عرضه میکنند که به دریافت کودکانه نزدیک نیست و فیلم را به سمت تصویرپردازی متعارفترِ ماجراجویی میبرد. بنابراین، زیبایی فضا با یک کاستی روایی همراه میشود: تماشاگر میبیند، اما لزوماً از جایگاه شخصیتهای کوچک داستان نمیبیند. ریتم و ساختار روایی روایت فیلم از پیوندی نسبتاً خطی میان سفر، حضور دزدان دریایی و پیامدهای این برخورد ساخته شده، اما پیوستگی میان بخشهای آن همیشه محکم نیست.
« بازی کودکان نیز یکدست نیست: برخی لحظات خشک یا تصنعی به نظر میرسند و فاصلهٔ عاطفی با آنان را بیشتر میکنند. »
قوتها و کاستیها
برخی رخدادها چنان سریع از برابر تماشاگر میگذرند که فرصت کافی برای جاافتادن یا دگرگونکردن رابطهٔ شخصیتها پیدا نمیکنند. در سوی دیگر، صحنههایی وجود دارند که بیش از اندازه مکث میکنند و ریتم را کند میسازند. نتیجه این است که فیلم در بخشهایی پرکشش و در بخشهایی پراکنده به نظر میرسد.
این نوسان را نمیتوان فقط به یک ضعف اجرایی ساده فروکاست؛ بخشی از آن از تلاش فیلم برای جمعکردن دو لحن متفاوت میآید. قصه میخواهد سرگرم کند، اما همزمان از تجربهٔ رنجبار کودکان و شکنندگی تصورات بزرگسالان دربارهٔ آنان سخن بگوید. این بلندپروازی ارزشمند است، ولی فیلم همیشه پل مناسبی میان دو سوی خود نمیسازد.
گزارشها از حذف بخش قابل توجهی از نسخهٔ اولیه به دست استودیو نیز میتواند توضیحی برای بعضی گسستهای روایی باشد؛ بااینحال، اثر نهایی را باید با همین ناپیوستگیهای محسوس سنجید. جمعبندی «A High Wind in Jamaica» فیلمی نامتعارف در جامهٔ یک ماجرای دریایی است: از دزدان دریایی، کودکان و سفر استفاده میکند تا به پرسشی پیچیدهتر برسد؛ اینکه کودکی در جهان بزرگسالان چگونه دیده و چگونه فهمیده میشود.
« در سوی دیگر، صحنههایی وجود دارند که بیش از اندازه مکث میکنند و ریتم را کند میسازند. »
جمعبندی
بازی کویین و کوبرن، فضای دریایی و تضاد میان صمیمیت و تهدید، لحظات ماندگاری برای فیلم میآفرینند. در مقابل، لحن ناپایدار، روایت گاه پرشدار و فاصلهگرفتن دوربین از تجربهٔ ذهنی بچهها مانع میشود که همهٔ امکانات داستان به نتیجهای کاملاً یکپارچه برسند. ارزش فیلم، بیش از آنکه در ارائهٔ یک ماجرای بینقص باشد، در همین ناهمواری و تناقض نهفته است.
اثر هم سرگرمکننده است و هم ناآرامکننده؛ هم به جذابیت دزدان دریایی تکیه میکند و هم از سادهکردن آنان میپرهیزد. تماشاگرانی که انتظار یک ماجراجویی پرشتاب و یکدست دارند، ممکن است از تغییر مسیرهای آن دلزده شوند؛ اما کسانی که به برخورد میان معصومیت، خشونت و برداشتهای متفاوت از یک حادثه علاقه دارند، در این فیلم اثری قابل تأمل خواهند یافت.
« بازی کویین و کوبرن، فضای دریایی و تضاد میان صمیمیت و تهدید، لحظات ماندگاری برای فیلم میآفرینند. »



ثبت دیدگاه