نقد و بررسی
نقد یک ازدواج خوب (A Good Marriage) | 1982
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای ازدواج در برابر واقعیتِ میل «A Good Marriage» ساختهٔ Éric Rohmer، بیش از آنکه قصهای متعارف دربارهٔ یافتن همسر باشد، مطالعهای ظریف دربارهٔ فاصلهٔ میان خواسته و واقعیت است. سابین پس از دلکندن از رابطهای با مردی متأهل، تصمیم میگیرد زندگی عاطفیاش را از نو سامان دهد و این بار به ازدواج بیندیشد.
آشنایی با ادموند، وکیل پاریسی و خویشاوند کلاریس، به نظر میرسد میتواند آغاز این مسیر باشد؛ اما آنچه سابین در ذهن خود میسازد، الزاماً با تمایل و نیت ادموند همخوانی ندارد. فیلم از همین شکاف کوچک، موقعیتی همزمان خندهدار، ناراحتکننده و تأملبرانگیز پدید میآورد. این فیلم فرانسوی در سال ۱۹۸۲ ساخته شده و دومین بخش از مجموعهٔ «کمدیها و ضربالمثلها»ی روهمر است.
سابین؛ میان اراده و خودفریبی نیروی اصلی فیلم در شخصیتپردازی سابین نهفته است: زنی که تصمیمگرفتن را با تغییرکردن اشتباه میگیرد. او میخواهد از رابطهای نامطمئن و پنهانی فاصله بگیرد، اما راهحلش را نه در بازاندیشی دربارهٔ خواستههایش، بلکه در تعیین یک مقصد تازه میجوید: ازدواج. از همین رو، تصمیم او بیش از آنکه حاصل شناختی ژرف از خود باشد، واکنشی شتابزده به وضعیتی است که دیگر تحملش را ندارد.
سابین در این راه با اطمینانی چشمگیر پیش میرود. او نشانهها را به سود روایت دلخواه خود تفسیر میکند و از احتمالهای مبهم، وعدههایی قطعی میسازد. این خصلت گاه جذاب و کمیک است، زیرا تماشاگر شاهد فاصلهای آشکار میان اعتمادبهنفس او و واقعیت بیرونی است؛ اما در لحظاتی نیز میتواند آزاردهنده باشد.
« فیلم از همین شکاف کوچک، موقعیتی همزمان خندهدار، ناراحتکننده و تأملبرانگیز پدید میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رفتارهایش مجال همدلی بیقیدوشرط را نمیدهند، زیرا فیلم ضعفهای او را پشت جذابیت یا مظلومیت پنهان نمیکند. در عوض، از بیننده میخواهد همزمان به شور و درماندگی او بخندد و ریشههای این شتاب را بفهمد. ادموند؛ دیگری که به خیال بدل نمیشود ادموند برای سابین صرفاً مردی جذاب یا مناسب نیست؛ او به صفحهای تبدیل میشود که سابین تصویر آیندهٔ مطلوبش را بر آن میافکند.
همین نکته، رابطهٔ این دو را از الگوی آشنای عاشقانه دور میکند. مسئله فقط این نیست که آیا ادموند به سابین علاقه دارد یا نه؛ مسئله آن است که آیا سابین واقعاً او را میبیند، یا بیشتر به تصویری که از او ساخته دل بسته است. فیلم در ترسیم این فاصله، از اغراقهای مرسوم ملودرام پرهیز میکند.
ادموند نه رقیبی شرور است و نه معشوقی رازآلود که با رفتاری دوپهلو هیجان روایی بیافریند. او مردی گرفتار کار و ترجیحات شخصی خود است که علاقهاش به اندازهٔ کافی با خواستهٔ سابین همراه نمیشود. این امتناع آرام، از نظر دراماتیک کمصداتر از یک رویارویی پرتنش است، اما معنای روشنی دارد: دیگری را نمیتوان با اراده، برنامهریزی یا جذابیت شخصی به جایگاهی که در خیال برایش تعیین کردهایم کشاند.
کلاریس و نقشِ تشویق کلاریس در این روایت فقط دوست نزدیک سابین و واسطهٔ آشنایی او با ادموند نیست. تشویقهای او به حرکت داستان یاری میرساند، اما همزمان پرسشی دربارهٔ مسئولیت و همدستی در خیالپردازی پیش میکشد. گاهی ماجرای یک رابطه نه فقط میان دو نفر، بلکه در گفتوگوهای پیرامون آن ساخته میشود: دوستان امکانها را برجسته میکنند، رفتارهای عادی را نشانه میخوانند و تصمیمهای فرد را تأیید میکنند.
« رفتارهایش مجال همدلی بیقیدوشرط را نمیدهند، زیرا فیلم ضعفهای او را پشت جذابیت یا مظلومیت پنهان نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
در چنین فضایی، سابین تنها در خلوت خود رؤیا نمیسازد؛ خیال او در جمع شکل میگیرد و نیرو میگیرد. بااینحال، فیلم کلاریس را به سبب این نقش به چهرهای صرفاً مقصر یا فریبکار تبدیل نمیکند. گفتوگوهای دو زن، بیشتر به نمایش شیوههایی میانجامد که آدمها با آنها خواستههایشان را برای خود و دیگران معقول جلوه میدهند.
شوخطبعی روهمر نیز از همینجا سر برمیآورد: آدمها ممکن است با لحنی سنجیده و حتی منطقی، تصمیمی را توجیه کنند که سرچشمهاش هیجان، دلآشوبی یا ترس از تنهایی است. گفتوگو، سکوت و ریتم روزمره روهمر به جای تکیه بر حوادث بزرگ، از گفتوگوهای روزمره، دیدارها و مکثها برای پیشبردن روایت استفاده میکند.
شخصیتها دربارهٔ عشق و ازدواج سخن میگویند، اما کلماتشان همیشه آنچه را در دل دارند آشکار نمیکند؛ گاهی درست برعکس، گفتار منطقی پوششی است برای پنهانکردن تردید یا میل. توجه فیلم به این تفاوت میان حرف و احساس، گفتوگوها را به عنصر اصلی درام بدل میکند. این شیوه برای تماشاگرانی که از سینما انتظار گرهافکنی سریع و چرخشهای پرشمار دارند، احتمالاً آرام و کمحادثه به نظر میرسد.
کشمکش فیلم بیشتر در تغییرهای کوچکِ لحن، برداشتها و واکنشها جریان دارد تا در رویدادهای بیرونی. در عوض، همین ریتم فرصت میدهد که رفتار سابین بهتدریج معنا پیدا کند و لحظههای ظاهراً عادی به نشانههایی از تنش درونی بدل شوند. آرامش فیلم، آرامش بیکشمکش نیست؛ کشمکش آن فقط زیرپوستی است.
« در چنین فضایی، سابین تنها در خلوت خود رؤیا نمیسازد؛ خیال او در جمع شکل میگیرد و نیرو میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اجرا و زبان تصویری بازی Béatrice Romand ستون احساسی فیلم است. او سابین را به شخصیتی زنده و متناقض تبدیل میکند: زنی که هم مصمم به نظر میرسد و هم شکننده، هم پرتحرک است و هم در برابر واقعیتهایی که نمیپسندد آسیبپذیر. بازی او به نقش حالتی اغراقشده و نمایشی نمیدهد؛ باورپذیری سابین از آنجا میآید که هر تصمیمش، هرچند ناپخته، از منظر خودش منطقی جلوه میکند.
به همین دلیل، حتی هنگامی که تماشاگر با رفتارش مخالفت دارد، دشوار است او را صرفاً ابله یا خودخواه بداند. André Dussollier در نقش ادموند حضوری خویشتندارتر دارد و همین تفاوت، توازن رابطه را شکل میدهد. در کنار این دو، Arielle Dombasle به کلاریس حضوری متمایز میبخشد؛ شخصیتی که با گفتار و رفتار خود به فضای اجتماعی فیلم رنگ میدهد.
فیلمبرداری و میزانسن نیز در خدمت همین نگاه مشاهدهگرانهاند: به جای آنکه احساسات را با موسیقی یا حرکتهای نمایشی تحمیل کنند، اجازه میدهند تماشاگر از گفتار، فاصلهٔ آدمها و فضای پیرامونشان معنای موقعیت را دریابد. طنزِ خیالهای عاشقانه طنز فیلم از تمسخر عشق نمیآید؛ از جدیگرفتن بیش از اندازهٔ روایتهایی میآید که آدمها برای خود میسازند.
سابین تصمیمی بزرگ میگیرد و بعد میکوشد جهان را با آن تصمیم هماهنگ کند. همین وارونگی، سرچشمهٔ موقعیتهای کمیک است: به جای آنکه زندگی بهتدریج او را به انتخابی برساند، او انتخاب را اعلام میکند و سپس در پی یافتن شواهدی برای درستبودنش میرود. در زیر این طنز، نگاه فیلم تلخ و مهربان است.
« اجرا و زبان تصویری بازی Béatrice Romand ستون احساسی فیلم است. »
قوتها و کاستیها
روهمر شخصیتش را نه به سبب رؤیاپردازی محکوم میکند و نه خیال او را حقیقتی رهاییبخش مینمایاند. فیلم نشان میدهد میل به آیندهای مرتب و مطمئن میتواند از تجربهای واقعی آغاز شود، اما بهسرعت از شناخت آدمهای دیگر فاصله بگیرد. از این جهت، عنوان فیلم نیز امکان خوانشی دوگانه دارد: ازدواج مطلوب، هم آرزویی جدی است و هم تصوری که ممکن است پیش از شناختن واقعیت، بیش از اندازه زیبا و کامل شده باشد.
محدودیتها و جمعبندی «A Good Marriage» از حیث ظرافت روانشناختی و دقت در گفتوگوها اثری سنجیده است، اما همهٔ انتخابهای روایی آن به یک اندازه ثمربخش نیستند. تأکید مداوم بر پیگیری سابین، گاهی دامنهٔ روایت را محدود میکند و باعث میشود کشمکش اصلی بیش از آنکه گسترش یابد، در همان مدار تکرار شود.
غیرمستقیمبودن روایت نیز برای برخی تماشاگران ممکن است به کمرنگشدن پیشبرندگی داستان بینجامد. فیلم بیش از آنکه به سوی اوجی پرقدرت حرکت کند، به مشاهدهٔ ذهنیتی علاقهمند است که بارها خود را توجیه میکند. بااینهمه، همین تمرکز محدود بخشی از امتیاز اثر است. فیلم از یک تصمیم ساده، پرسشی گستردهتر میسازد: وقتی آدمها تصویری از زندگی مطلوب خود میسازند، تا چه اندازه آمادهاند واقعیت را همانطور که هست ببینند؟
پاسخ روهمر نه موعظهگرانه است و نه قطعی. او با طنز، صبر و فاصلهای سنجیده، تماشاگر را به مشاهدهٔ تناقضهای سابین دعوت میکند؛ تناقضهایی که گاه خندهدارند و گاه آشنا و دردناک. جمعبندی «A Good Marriage» فیلمی آرام، گفتوگومحور و شخصیتمحور است که جذابیتش را نه از پیچشهای روایی، بلکه از مشاهدهٔ دقیق خیالپردازیهای عاطفی میگیرد.
« روهمر شخصیتش را نه به سبب رؤیاپردازی محکوم میکند و نه خیال او را حقیقتی رهاییبخش مینمایاند. »
جمعبندی
Béatrice Romand تصویری باورپذیر از زنی میسازد که خواستهاش را با واقعیت اشتباه میگیرد و در عین حال از این اشتباه نیرو میگیرد. ریتم کند و کشمکش نسبتاً محدود ممکن است برای بعضی بینندگان مانع ارتباط شود، اما برای مخاطبی که به سینمای شخصیتمحور و طنز ظریف علاقه دارد، فیلم تجربهای گیرا و اندیشمندانه فراهم میکند؛ اثری دربارهٔ اینکه گاهی میل به یافتن همسر، پیش از آنکه دربارهٔ دیگری باشد، دربارهٔ داستانی است که انسان برای آیندهٔ خودش نوشته است.



ثبت دیدگاه