نقد و بررسی
نقد جنتلمن (A Gentleman) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای میان دو رؤیا «A Gentleman» از تضادی آشنا اما کارآمد آغاز میکند: گاوراو مردی منظم، محتاط و شیفتهٔ امنیت است؛ کاویا، زنی که دوستش دارد، در شریک زندگیاش جسارت و آمادگی برای خطر را میجوید. همین تفاوت، رابطهٔ آنها را از یک عاشقانهٔ ساده فراتر میبرد و پرسشی کوچک اما جذاب پیش میکشد: آیا زندگی آرام الزاماً به معنای زندگی دلخواه است؟
فیلم این پرسش را در بستری از کمدی و ماجرای جاسوسی قرار میدهد؛ جایی که تشابه چهرهٔ گاوراو با مردی به نام ریشی، نظم ظاهری زندگی او را به هم میریزد. این دوگانگی، هم موتور داستان است و هم فرصتی برای بازی با تصورهای ما دربارهٔ هویت، مردانگی و معنای «آدم مطمئن». ریتم و معماری روایت فیلم در نیمهٔ نخست، اطلاعات را با شتابی حسابشده میان زندگی روزمرهٔ گاوراو و خطرهای جهان ریشی جابهجا میکند.
تفاوت میان محیط آرامتر میامی و فضای پرتنشتر بمبئی، به روایت دو رنگ متمایز میدهد و به بیننده امکان میدهد از دل موقعیتهای ظاهراً معمولی، نشانههایی از آشوب قریبالوقوع را تشخیص دهد. سوءتفاهمها، رفتوآمد میان دو خط داستانی و بازی با فاصلهٔ میان ظاهر و واقعیت، ریتمی پرتحرک میسازند؛ ریتمی که بهویژه در بخشهای آغازین، اجازه نمیدهد فیلم بیش از حد در مقدمهچینی بماند.
« این دوگانگی، هم موتور داستان است و هم فرصتی برای بازی با تصورهای ما دربارهٔ هویت، مردانگی و معنای «آدم مطمئن». »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، همین شتاب گاهی جای پیوندهای روایی محکم را میگیرد. فیلم پس از آنکه موقعیت اولیهاش را بنا میکند، باید هم روابط عاطفی را پیش ببرد، هم رازهای خط جاسوسی را باز کند و هم تماشاگر را با صحنههای اکشن سرگرم سازد. در نیمهٔ دوم، این وظایف همیشه بهخوبی با یکدیگر سازگار نمیشوند.
بعضی رخدادها بیش از آنکه نتیجهٔ طبیعی انتخاب شخصیتها باشند، به نظر میرسد برای رساندن داستان به صحنهٔ بعدی طراحی شدهاند. در نتیجه، تعلیق گاه از منطق درونی قصه جدا میشود و به مجموعهای از اتفاقهای پرسرعت تکیه میکند. بازی سیدارت مالهوترا و مسئلهٔ دوگانگی محور بازیگری فیلم، ایفای دو شخصیت متفاوت بهدست سیدارت مالهوترا است.
تفاوت گاوراو و ریشی تنها در لباس و موقعیت حرفهای آنها خلاصه نمیشود؛ یکی از احتیاط، ادب و میل به ثبات ساخته شده و دیگری با خشونت، واکنش سریع و مهارت در مواجهه با خطر تعریف میشود. مالهوترا در لحظات کمدی، از جدیت بیش از اندازهٔ گاوراو بهره میگیرد و از همین خویشتنداری، شوخی میسازد.
« بااینحال، همین شتاب گاهی جای پیوندهای روایی محکم را میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
در نقش ریشی نیز بدن و حرکت را به بخشی از شخصیتپردازی بدل میکند؛ حضوری که در صحنههای تعقیب و درگیری، با شتاب بیشتری همراه است. این دوگانگی، البته گاهی بیش از آنکه پیچیدگی روانی بیافریند، به تقابل روشن و سادهٔ دو تیپ بدل میشود. بااینوجود، اجرای مالهوترا به فیلم انسجامی نسبی میبخشد: تماشاگر میتواند از تفاوت رفتار دو شخصیت لذت ببرد، بیآنکه به توضیحهای طولانی نیاز داشته باشد.
جکلین فرناندز نیز در نقش کاویا به فضای سبکتر فیلم کمک میکند. او شخصیتی را بازی میکند که خواستههایش صرفاً به ازدواج و آرامش محدود نیست؛ هرچند فیلمنامه گاه بهجای گسترش استقلال او، از کاویا بیشتر بهعنوان نیروی محرک تغییر گاوراو استفاده میکند. حضور بازیگران مکمل، بهویژه در لحظههای کمیک، به جهان فیلم رنگ و تحرک میدهد.
کمدی؛ نقطهٔ قوت و ابزار فرار از جدیت کمدی فیلم بیشتر از برخورد دو جهان متفاوت نیرو میگیرد: زندگی اداری و حسابشدهٔ گاوراو در برابر جهانی که در آن هر برخورد میتواند به تعقیب، درگیری یا سوءتفاهمی خطرناک ختم شود. او در موقعیتهایی قرار میگیرد که واکنشهای مؤدبانه و آرامشطلبانهاش با شرایط پیرامون تناسب ندارد؛ همین ناهماهنگی زمینهٔ شوخی را فراهم میکند.
« این دوگانگی، البته گاهی بیش از آنکه پیچیدگی روانی بیافریند، به تقابل روشن و سادهٔ دو تیپ بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دیالوگهای خوشریتم و موقعیتهای بدنی نیز کمک میکنند فیلم از خشونت محض فاصله بگیرد و لحن سرگرمکنندهاش را حفظ کند. اما کمدی همیشه با دنیای پرخطر داستان همنشین نمیشود. گاهی فیلم یک لحظه را با جدیت و تنش میسازد و سپس با شوخی یا اغراق، اثر آن را خنثی میکند. این جابهجایی میتواند بخشی از جذابیت یک کمدی اکشن باشد، اما برای موفقیت به زمانبندی و یکدستی نیاز دارد.
«A Gentleman» در برخی صحنهها این تعادل را پیدا میکند، اما در برخی دیگر چنان ناگهانی از لحن کمدی به خشونت میرسد که بیننده بهجای تجربهٔ تعلیق یا خنده، متوجه ناهماهنگی میان آن دو میشود. اکشن و زبان بصری صحنههای اکشن با تدوینی چابک و حرکت مداوم طراحی شدهاند؛ فیلم میکوشد از برخوردها و تعقیبها نیرویی سرگرمکننده بسازد، نه آنکه هر درگیری را به نمایش واقعگرایانهٔ خشونت تبدیل کند.
این انتخاب با فضای سبک و شوخطبعانهٔ اثر تناسب دارد. در بهترین لحظات، حرکت دوربین و سرعت تدوین، آشفتگی موقعیت را به انرژی بصری بدل میکنند و حضور مالهوترا در نقش ریشی به صحنهها کشش میدهد. بااینحال، اکشن همیشه از وزن و هیجان لازم برخوردار نیست. برخی درگیریها بیش از آنکه خطرناک یا تأثیرگذار به نظر برسند، به نمایشهایی کمرمق و گاه ناخواسته مضحک نزدیک میشوند.
« اما کمدی همیشه با دنیای پرخطر داستان همنشین نمیشود. »
قوتها و کاستیها
وقتی طراحی صحنه و پیامدهای برخوردها جدی گرفته نمیشود، تماشاگر دشوارتر میتواند خطر را باور کند. این مسئله در فیلمی که بخش مهمی از روایتش بر تعقیب، مأموریت و تهدید بنا شده، اهمیت دارد؛ زیرا افت اثرگذاری اکشن، از شدت تعلیق نیز میکاهد. مضمون هویت و کلیشههای ژانری تشابه ظاهری گاوراو و ریشی ظرفیت طرح پرسشهایی دربارهٔ هویت دارد: آیا شخصیت آدمی را انتخابهایش میسازد یا تصویری که دیگران از او دارند؟
آیا آرامش گاوراو نشانهٔ رضایت است یا صرفاً پناهگاهی در برابر خطر؟ فیلم این ایدهها را بهروشنی معرفی میکند، اما کمتر فرصت مییابد آنها را به شکلی عمیق دنبال کند. هویت دوگانه بیشتر ابزاری برای پیش بردن سوءتفاهم و خلق موقعیتهای سرگرمکننده است تا موضوعی که روایت از زوایای گوناگون بررسیاش کند.
همچنین فیلم به الگوهای آشنای کمدی جاسوسی و اکشن تکیه دارد: مأموریتهای پنهانی، گروههای درگیر، تعقیبها و قهرمانی که ناخواسته وارد بازی بزرگتری میشود. استفاده از این عناصر بهخودیخود ایراد نیست؛ مسئله آن است که فیلم بهندرت آنها را چنان دگرگون میکند که تازگی چشمگیری پیدا کنند.
« وقتی طراحی صحنه و پیامدهای برخوردها جدی گرفته نمیشود، تماشاگر دشوارتر میتواند خطر را باور کند. »
جمعبندی
ایدهٔ مرکزی جذاب است، اما روایت اغلب مسیرهای آشنا را برمیگزیند و بهجای ساختن تجربهای واقعاً تازه، بر اجرای پرجنبوجوش همان قراردادها تکیه میکند. جمعبندی «A Gentleman» سرگرمیای پرتحرک است که از تقابل گاوراو و ریشی، بازی دوگانهٔ سیدارت مالهوترا و آمیختن کمدی با اکشن بهره میبرد.
نیمهٔ نخست، بهواسطهٔ تدوین سریع، موقعیتهای بامزه و کنجکاویبرانگیز بودن هستهٔ داستان، کشش مناسبی دارد. اما هرچه قصه به سوی بخشهای پرحادثهتر پیش میرود، ضعفهای فیلمنامه آشکارتر میشوند: برخی اتفاقها چندان باورپذیر نیستند، لحن میان شوخی و جدیت ثبات کافی ندارد و صحنههای اکشن همواره هیجان مورد انتظار را ایجاد نمیکنند.
فیلم نه اثری ژرف در پرداخت هویت است و نه نمونهای بینقص از کمدی جاسوسی؛ ارزش آن بیشتر در لحظات سبک، پرانرژی و بازیگوشانهای است که از برخورد زندگی عادی با جهان خطرناک حاصل میشوند. برای تماشاگرانی که به سرگرمی بیتکلف و ترکیب ژانرها علاقه دارند، اثر میتواند لحظات خوشایندی فراهم کند؛ اما کسانی که پیوستگی روایی، منطق دقیق و تازگی داستانی را در اولویت میگذارند، احتمالاً در نیمهٔ دوم با محدودیتهای آن روبهرو خواهند شد.
« نیمهٔ نخست، بهواسطهٔ تدوین سریع، موقعیتهای بامزه و کنجکاویبرانگیز بودن هستهٔ داستان، کشش مناسبی دارد. »
ثبت دیدگاه