نقد و بررسی
نقد زمینهای در انگلیس (A Field in England) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میدان بهمثابه کابوس «A Field in England» ساختهٔ Ben Wheatley، فیلمی تاریخی است که از همان آغاز از قراردادهای آشنای درام تاریخی فاصله میگیرد. قصه در میانهٔ جنگ داخلی انگلستان در سدهٔ هفدهم آغاز میشود؛ گروهی از سربازان فراری در دشتی دورافتاده گرفتار مردی کیمیاگر میشوند و ناچار به جستوجوی گنجی پنهان تن میدهند.
اما این طرح، بیش از آنکه بستری برای ماجراجویی باشد، چارچوبی است برای ورود به فضایی ناپایدار که در آن واقعیت، خرافه، ترس و آشفتگی ذهنی بهتدریج در هم میآمیزند. دشتِ عنوان فیلم، فقط محل وقوع ماجرا نیست؛ خود به نیرویی مستقل و رازآلود بدل میشود. پهنهای باز که ظاهراً باید نوید آزادی بدهد، به محیطی بسته و محصورکننده تبدیل میشود؛ گویی شخصیتها هرقدر حرکت میکنند، از محدودهای نامرئی بیرون نمیروند.
Wheatley این تضاد را بهخوبی به کار میگیرد: طبیعت نه پناهگاه است و نه منظرهای آرام، بلکه عرصهای است که آدمها در آن گم میشوند و زیر فشار ناشناختهای قرار میگیرند. روایتِ گسسته و عامدانه نامطمئن فیلمنامهٔ Amy Jump و Wheatley بهجای آنکه مسیر داستان را با توضیحهای روشن و پیوندهای علّی محکم پیش ببرد، اطلاعات را قطرهچکانی و گاه مبهم عرضه میکند.
رابطهٔ افراد، گذشتهٔ آنان و انگیزههایشان در آغاز بهروشنی معلوم نیست؛ تماشاگر باید از دل گفتوگوها، رفتارها و نشانههای پراکنده، تصویری ناقص بسازد. این انتخاب با وضعیت هذیانی اثر هماهنگ است، اما بیهزینه نیست: گاهی ابهام بهجای آنکه کنجکاوی برانگیزد، فاصلهای عاطفی میان مخاطب و شخصیتها ایجاد میکند.
« دشتِ عنوان فیلم، فقط محل وقوع ماجرا نیست؛ خود به نیرویی مستقل و رازآلود بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این پراکندگی را نباید صرفاً ضعف در روایت دانست. فیلم نمیخواهد معمایی متعارف طرح کند و سپس همهچیز را در پایان مرتب و حلوفصل کند. منطق آن بیشتر به خواب شباهت دارد؛ صحنهها در کنار هم قرار میگیرند، اما همیشه به رابطهای روشن و قابلتوضیح تن نمیدهند. همین ساختار سبب میشود که تماشاگر بهجای دنبالکردن سرنخهای داستانی، به حسها و تغییرات فضا توجه کند.
نتیجه، تجربهای نابرابر اما بهلحاظ فرمی جسورانه است. سیاهوسفید؛ انتخابی فراتر از آرایش بصری تصویربرداری سیاهوسفید یکی از مهمترین تصمیمهای زیباییشناختی فیلم است. این انتخاب، جهان تاریخی اثر را از بازنمایی پرزرقوبرق و آشنای فیلمهای دورهای دور میکند و به آن کیفیتی خشک، خشن و بیزمان میبخشد.
چهرهها در سایهها سختتر و غریبتر میشوند؛ علفها و آسمان، بهجای رنگ و تنوع، بافت و کنتراست پیدا میکنند. دشت نه منظرهای دلانگیز، بلکه سطحی خاموش و سرد است که رازها را در خود نگه میدارد. قاببندیها نیز به این حس بیگانگی دامن میزنند. گاه دوربین شخصیتها را در چشماندازی خالی و بیانتها کوچک میکند و گاه با نزدیکشدن به چهرهها، آشفتگی و هراس آنان را برجسته میسازد.
فیلم بهجای آنکه زیبایی را به معنای آرامش عرضه کند، از ترکیببندیهای دقیق برای ساختن تصویری ناخوشایند و ناآرام بهره میگیرد. تصویرها ممکن است شاعرانه بهنظر برسند، اما شعرشان از جنس تسکین نیست؛ بیشتر به رؤیایی تاریک و گسسته شباهت دارد. بازیها و فرسایش شخصیتها بازیگران در فضایی کار میکنند که شخصیتها بیش از آنکه با شرححال و تحول روانشناختی مفصل شناخته شوند، از طریق واکنشهایشان به خطر و قدرت تعریف میشوند.
« بااینحال، این پراکندگی را نباید صرفاً ضعف در روایت دانست. »
شخصیتها و اجرا
Michael Smiley در نقش کیمیاگر، حضوری تهدیدآمیز و فریبنده دارد. او شخصیت را به هیولایی یکدست تقلیل نمیدهد؛ آرامش، شوخی و خشونت در رفتارش کنار هم قرار میگیرند و همین تغییرپذیری، خطر او را باورپذیرتر میکند. Reece Shearsmith نیز در نقش Whitehead، تردید و ترس را با نوعی خویشتنداری همراه میکند که بهتدریج زیر فشار محیط ترک برمیدارد.
Richard Glover، Peter Ferdinando و Ryan Pope نیز در کنار آنان به گروه، ترکیبی از بیاعتمادی و درماندگی میبخشند. بازیها پرتنشاند، اما فیلم کمتر فرصت میدهد که پیوندی پایدار با شخصیتها شکل بگیرد. ما با آدمهایی روبهرو هستیم که بیشتر در موقعیتهای اضطراری میشناسیمشان تا در زندگی روزمره یا خاطراتشان.
این محدودیت از یکسو با نگاه سرد و کابوسوار اثر سازگار است و از سوی دیگر، بار عاطفی درگیریها را کاهش میدهد. صدا، خشونت و آشفتگی ذهنی صدا در «A Field in England» صرفاً همراه تصویر نیست؛ یکی از ابزارهای اصلی ایجاد اضطراب است. سکوتهای طولانی، صداهای محیطی و موسیقیِ ناآرام، حس انتظار و ناامنی را تشدید میکنند.
فیلم بهجای آنکه در هر لحظه خطر را آشکار کند، اغلب اجازه میدهد تهدید در حاشیه بماند؛ همین تأخیر باعث میشود حتی صحنههای ظاهراً آرام نیز حالتی مشکوک پیدا کنند. خشونت نیز با لحنی زمینی و ناخوشایند عرضه میشود، نه بهصورت نمایش پرهیجانِ نبرد. در کنار آن، جلوههای روانگردان و قطعووصلهای بصری، ادراک تماشاگر را ناپایدار میکنند.
« Michael Smiley در نقش کیمیاگر، حضوری تهدیدآمیز و فریبنده دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این لحظات میتوانند تأثیرگذار باشند، بهویژه وقتی با فضای کلی و وضعیت روانی شخصیتها پیوند میخورند؛ اما گاهی شدت و اغراقشان از خود موقعیت پیشی میگیرد. در چنین لحظههایی، فیلم خطر میکند که بهجای رازآلودگی، به نمایشِ آشفتگی برای جلب توجه نزدیک شود. تاریخ، خرافه و معنای گنج دورهٔ تاریخی فیلم اهمیت دارد، اما اثر علاقهای به بازسازی جامع جنگ یا توضیح آموزشی دربارهٔ آن ندارد.
جنگ بیشتر در پسزمینه حضور دارد؛ نیرویی که آدمها را به فرار وامیدارد و آنان را پیشاپیش با خشونت آشنا کرده است. در مرکز، جهانبینیای قرار میگیرد که در آن مرز میان دانش، کیمیاگری، دین و باورهای عامیانه هنوز استوار و روشن نیست. بنابراین، جستوجوی گنج فقط هدفی مادی نیست؛ بهانهای است برای آزمودن نسبت انسان با میل، قدرت و آنچه نمیتواند بفهمد.
فیلم در این زمینه پاسخهای قطعی نمیدهد و بهتر است چنین انتظاری از آن نداشته باشیم. نمادها و رخدادها میتوانند معناهای گوناگونی داشته باشند، اما اثر برای هیچیک حکم نهایی صادر نمیکند. این گشودگی، وجه تأملبرانگیز فیلم است؛ بااینحال، برای مخاطبی که انتظار دارد هر تصویر و رخداد در پایان به یک تفسیر واحد برسد، ممکن است ناکامکننده باشد.
ابهام اینجا بخشی از زبان فیلم است، نه صرفاً معمایی که باید حل شود. نقاط قوت و محدودیتها بزرگترین قوت فیلم، هویت بصری و صوتی مستقل آن است. سیاهوسفیدِ خشن، فضای محدود دشت، بازیهای پرتنش و روایت نامتعارف، تجربهای میسازند که بهسادگی با فیلمهای تاریخی یا ترسناک رایج اشتباه گرفته نمیشود.
« در چنین لحظههایی، فیلم خطر میکند که بهجای رازآلودگی، به نمایشِ آشفتگی برای جلب توجه نزدیک شود. »
قوتها و کاستیها
Wheatley بهجای آنکه مخاطب را با توضیحهای فراوان راهنمایی کند، او را در فضایی ناآرام رها میکند و اجازه میدهد حس سردرگمی به بخشی از تماشای اثر بدل شود. در مقابل، همین ویژگیها میتوانند به ضعف تبدیل شوند. شخصیتها عمق محدودی دارند، روابطشان همیشه روشن نیست و روایت در مقاطعی چنان پراکنده میشود که پیوند عاطفی با ماجرا دشوار است.
جلوههای بصریِ شدید نیز گاهی بیش از آنکه بر معنا بیفزایند، توجه را به خود جلب میکنند. فیلم بیش از آنکه داستانی کاملاً منسجم بسازد، بر اثرگذاریِ تجربه تکیه دارد؛ تصمیمی که برای برخی تماشاگران وسوسهانگیز و برای برخی دیگر خستهکننده خواهد بود. جمعبندی «A Field in England» اثری نامتعارف و آگاهانه ناآرام است؛ فیلمی که از تاریخ برای ساختن دنیایی وهمآلود بهره میگیرد و بهجای روایت سرراست، تجربهای حسی و گسسته پیش میکشد.
تصویرهای سیاهوسفید، بازیهای قابلتوجه و فضای صوتیِ فشرده، آن را به اثری متمایز بدل میکنند، اما ابهام روایی و شخصیتپردازی محدود مانع از آن میشوند که برای هر مخاطبی به تجربهای کاملاً رضایتبخش تبدیل شود. این فیلم بیش از آنکه بخواهد همهچیز را توضیح دهد، میخواهد تماشاگر را در دشت خود سرگردان کند؛ موفقیتش نیز تا حد زیادی به این بستگی دارد که مخاطب، سرگردانی را بخشی از معنا بداند یا نشانهای از پراکندگی.
« در مقابل، همین ویژگیها میتوانند به ضعف تبدیل شوند. »



ثبت دیدگاه