نقد و بررسی
نقد دو دور چرخش (À double tour) | 1959
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رنگی فریبنده، جهانی رو به پوسیدگی «À double tour» ساختهٔ کلود شابرول، در ظاهر معمایی دربارهٔ قتلی در خانهای اشرافی است؛ اما نیروی اصلیاش بیش از آنکه در پرسش «چه کسی مرتکب جنایت شده؟» نهفته باشد، از پرسشهای ناخوشایندتری میآید: چه چیزهایی در یک خانواده از پیش پوسیدهاند، چه کسی حق دارد حقیقت را پنهان کند و تا کجا میتوان خشونت را پشت آدابدانی و رفاه پنهان ساخت؟
شابرول با رنگهای تند، ترکیببندیهای حسابشده و لحنی که میان ملودرام و طنز تلخ در نوسان است، قصهای میسازد که خانهٔ مجللش نه پناهگاه، بلکه صحنهٔ نمایش ریاکاری و خصومت است. این فیلم از آثار آغازین شابرول و نخستین تجربهٔ رنگی اوست؛ ویژگیای که صرفاً جلوهای تزئینی به اثر نمیدهد، بلکه به زبان بصری آن شکل میبخشد.
تصویرهای پررنگ و قابهای دقیق، جهان فیلم را اندکی مصنوعی و نمایشی میکنند؛ گویی شخصیتها در عمارتی زندگی میکنند که شکوه بیرونیاش با آشفتگی درونی آنان تناقض دارد. همین تضاد، از همان ابتدا فضای مناسبی برای داستانی دربارهٔ خیانت، میل و اتهام فراهم میآورد. داستانی که معمای قتل را به حاشیه میراند در مرکز ماجرا، خانوادهٔ ثروتمند مارکو قرار دارد.
رابطهٔ هانری با لدا، زنی جوان که در همسایگی زندگی میکند، آرامش ظاهری خانه را برهم زده است. پس از آنکه لدا به قتل میرسد، سوءظن خانواده به سوی شیرفروش میرود؛ اما لازلو، نامزد الیزابت، به این نتیجهٔ شتابزده رضایت نمیدهد. جستوجوی او برای فهمیدن حقیقت، بهتدریج راهی میشود برای آشکارشدن تنشها و رازهایی که پیش از وقوع قتل نیز در دل خانواده جریان داشتهاند.
« همین تضاد، از همان ابتدا فضای مناسبی برای داستانی دربارهٔ خیانت، میل و اتهام فراهم میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شابرول روایت را بر الگوی آشنای بازجویی و سرنخچینی بنا نمیکند. فیلم بهجای آنکه پیوسته در مسیر حل معما پیش برود، زمان زیادی را صرف مناسبات خانه، گفتوگوها و نگاههایی میکند که میان اعضای خانواده ردوبدل میشوند. این انتخاب، از یک سو به داستان عمق روانی میدهد و اجازه میدهد قتل پیامدِ فضایی مسموم به نظر برسد؛ از سوی دیگر، ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار یک داستان جنایی پرشتاب دارند، صبرآزما باشد.
معما دیرتر از آنچه قالب جنایی وعده میدهد جان میگیرد و گاه خودِ ماجرای قتل زیر سایهٔ حواشی خانوادگی قرار میگیرد. خانه بهمثابه صحنهٔ اتهام یکی از جذابترین جنبههای فیلم، استفاده از خانه و فضاهای اطراف آن است. عمارت مارکو فقط محل وقوع رویدادها نیست؛ معماری و چیدمانش به ابزاری برای نشاندادن فاصله، سلطه و انزوا بدل میشود.
شخصیتها در قابها گاه کنار یکدیگر قرار میگیرند، اما ترکیب تصویر بهگونهای است که جدایی و بیاعتمادی میانشان برجسته میشود. حرکت دوربین و تغییر زاویهها نیز بارها توجه را از آنچه گفته میشود به آنچه ناگفته میماند منتقل میکنند. این میزانسنهای دقیق، در بهترین لحظات، حس تماشای یک نمایش خانوادگی را پدید میآورند؛ نمایشی که هرکس در آن میکوشد نقش خود را حفظ کند، حتی وقتی فروپاشی دیگر قابلپنهانکردن نیست.
بااینحال، تأکید بر چیدمان و حرکت دوربین همیشه به سود ریتم نیست. گاهی فیلم آنقدر بر سامان بصری و جایگیری شخصیتها مکث میکند که انتظار برای پیشروی قصه طولانی میشود. آنچه از نظر فرمی تماشایی است، در سطح روایت ممکن است کشدار احساس شود. رنگ؛ شکوهی که آرامش نمیآورد رنگ در «À double tour» از برجستهترین ابزارهای بیانی شابرول است.
« شابرول روایت را بر الگوی آشنای بازجویی و سرنخچینی بنا نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
تصویرها زنده و پرمایهاند، اما این سرزندگی لزوماً به جهان فیلم نشاط نمیبخشد. برعکس، شدت رنگها نوعی اغراق و بیقراری ایجاد میکند؛ گویی زیبایی محیط قرار است آشفتگی روابط را بپوشاند، بیآنکه بتواند آن را از میان ببرد. این تضاد میان ظاهر چشمنواز و واقعیت تلخ، با مضمون فیلم هماهنگ است: رفاه و سلیقهٔ اشرافی، اخلاق یا محبت را تضمین نمیکنند.
قاببندیها نیز به همین اندازه اهمیت دارند. شابرول از تقارن، فاصله و حرکت درون قاب برای ترسیم روابط قدرت بهره میگیرد. افراد گاهی در یک تصویر کنار هم دیده میشوند، اما جایگاهشان نشان میدهد که نزدیکی فیزیکی هیچ تضمینی برای صمیمیت نیست. در بخشهایی که فضای تهدیدآمیز فیلم پررنگتر میشود، انعکاسها، سایهها و عمق قاب بر حس ناامنی میافزایند.
نتیجه، اثری است که حتی وقتی روایت آرام پیش میرود، از نظر بصری دستکم در حال ثبت و تفسیر تنشهاست. بلوندو و انرژیِ ناسازگار با خانه ژانپل بلوندو در نقش لازلو، حضوری سرزنده و پیشبینیناپذیر دارد. او به فضای سنگین خانواده انرژی میبخشد و با رفتارهای پرتحرک و بیپروایش، نوعی بینظمی را وارد محیطی میکند که بر ظاهر آراسته و قواعد نانوشته استوار است.
این کیفیت، شخصیت او را از دیگران متمایز میکند و باعث میشود هر بار که در مرکز صحنه قرار میگیرد، حالوهوای فیلم اندکی تغییر کند. جذابیت بلوندو تنها به شوخطبعی یا شلوغی شخصیت محدود نمیشود. او در برابر رفتارهای بسته و محاسبهگر اطرافیان، نوعی صراحت و کنجکاوی به نمایش میگذارد؛ ویژگیهایی که او را برای پیگیری حقیقت مناسب میسازد، بیآنکه به کارآگاهی حرفهای تبدیلش کند.
« تصویرها زنده و پرمایهاند، اما این سرزندگی لزوماً به جهان فیلم نشاط نمیبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضورش به فیلم ضرباهنگی میدهد که در بخشهایی دیگر کمرنگ است. بازیگران دیگر نیز در ساخت فضای خانوادگی مؤثرند، اما برخی شخصیتها عمداً یا ناخواسته چنان خودخواه، خشمگین یا آزاردهنده جلوه میکنند که همدلی با آنان دشوار میشود. این فاصلهگذاری با شخصیتها میتواند بخشی از نگاه انتقادی فیلم باشد، هرچند گاهی از بار عاطفی درام میکاهد.
کمدی تلخ در دل یک پروندهٔ جنایی ترکیب کمدی و جنایت در فیلم، نامتعارف اما مهم است. طنز اثر از شوخیهای مستقل و آشکار نمیآید؛ بیشتر از رفتارهای نامتناسب شخصیتها، خودنمایی آنان و شکاف میان آداب اجتماعی و انگیزههای واقعیشان زاده میشود. گاه صحنهای که باید صرفاً تنشآلود باشد، بهسبب اغراق در رفتار یا حضور پرجنبوجوش لازلو، رگهای از مضحکه پیدا میکند.
این لحظات، فیلم را از یک ملودرام جنایی کاملاً متعارف جدا میسازند. اما همین جابهجایی لحن همیشه یکدست نیست. فیلم میان درام خانوادگی، تعلیق جنایی و کمدی سیاه رفتوآمد میکند و این آمیزش برای بعضی تماشاگران تازگیآفرین است، ولی ممکن است برای برخی دیگر ناهماهنگ به نظر برسد. آغاز اثر بیشتر بر روابط و حالوهوای درام تکیه دارد و ورود به معمای قتل با شتابی کمتر از انتظار انجام میشود.
بعدها نیز تمرکز بر جزئیات صحنهآرایی و مناسبات خانوادگی گاه مسیر جنایی را عقب میزند. حاصل، فیلمی است که جذابیتش را بیشتر از بافت و شخصیتها میگیرد تا از تعقیب بیوقفهٔ سرنخها. خانواده، طبقه و اخلاقِ پنهان زیر پوست معمای قتل، تصویری انتقادی از خانوادهای مرفه شکل میگیرد که ثروت و منزلت اجتماعی نتوانستهاند اختلافهایش را مهار کنند.
« حضورش به فیلم ضرباهنگی میدهد که در بخشهایی دیگر کمرنگ است. »
قوتها و کاستیها
روابط اعضای خانواده با میل، حسادت، شرم و حفظ آبرو گره خورده است. آنچه در خانه اهمیت دارد، همیشه یافتن حقیقت نیست؛ گاهی حفظ ظاهر و جلوگیری از رسوایی بر عدالت تقدم مییابد. همین کشمکش، معمای جنایی را به مسئلهای اخلاقی بدل میکند: خانواده با حقیقت چه خواهد کرد، وقتی آشکارشدنش میتواند نظم ظاهری آنان را برهم بزند؟
شابرول این مضمون را نه در قالب خطابه، بلکه از راه رفتارهای روزمره و مناسبات قدرت پیش میبرد. گفتوگوهای خانوادگی و واکنش شخصیتها نشان میدهند که خشونت الزاماً از بیرون به خانه وارد نشده است؛ ممکن است در سکوتها، تحقیرها و وابستگیهای بیمارگونهٔ همان خانه ریشه داشته باشد. بااینحال، برخی شخصیتها بیش از آنکه بهتدریج برای مخاطب گشوده شوند، در قالب تیپهایی تند و ناخوشایند باقی میمانند.
همین امر، تحلیل اجتماعی فیلم را جذاب میکند، اما مانع از آن میشود که همهٔ روابطش به اندازهٔ تصویرهایش پیچیدگی عاطفی پیدا کنند. جمعبندی «À double tour» بیش از آنکه معمایی جنایی با ضرباهنگی پیوسته و سرنخهای پرشمار باشد، مطالعهای تصویری و تلخ دربارهٔ خانوادهای مرفه است که شکوه بیرونیاش بر بستری از رنجش و پنهانکاری بنا شده.
رنگهای چشمگیر، قاببندیهای سنجیده و حضور پرانرژی ژانپل بلوندو به فیلم هویت ویژهای میدهند و آمیزش کمدی با جنایت، آن را از الگوی معمول داستانهای قتل دور میکند. در برابر این امتیازها، ریتم ناموزون، شروعی که بیشتر حالوهوای درام دارد و پرداخت طولانی به چیدمان صحنهها ممکن است تمرکز بر پرونده را کمرنگ سازد.
« روابط اعضای خانواده با میل، حسادت، شرم و حفظ آبرو گره خورده است. »
جمعبندی
پایانبندی نیز برای کسی که انتظار گرهگشایی کاملاً رضایتبخش دارد، احتمالاً چندان قانعکننده نخواهد بود. بااینهمه، فیلم برای علاقهمندان به سینمای شابرول، بازی بلوندو و آثاری که ظاهر آراسته را در برابر فساد روابط خانوادگی قرار میدهند، تجربهای دیدنی و از نظر بصری ماندگار است.
« پایانبندی نیز برای کسی که انتظار گرهگشایی کاملاً رضایتبخش دارد، احتمالاً چندان قانعکننده نخواهد بود. »



ثبت دیدگاه