نقد و بررسی
نقد دشمن تاریک (A Dark Foe) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تیرگیای که بهتنهایی کافی نیست «A Dark Foe» تریلری جنایی است که از دل تاریکیِ بیرونی و زخمهای درونی نیرو میگیرد. فیلم با مأمور افبیآیای روبهرویمان میگذارد که گذشتهای دردناک رهایش نمیکند و ترس بیمارگونهاش از تاریکی، در کنار پیگیری پروندهای دربارهٔ قتلهای زنجیرهای، به بخشی از کشمکش اصلی بدل میشود.
در حاشیهٔ این تعقیب، زنی مرموز و گذشتهٔ پرابهام او نیز وارد ماجرا میشود؛ حضوری که به داستان بُعدی رازآلود میدهد، بیآنکه فیلم همیشه بتواند رابطهٔ میان این عناصر را به شکلی منسجم پیش ببرد. اثر به فضای نوآر و تریلرهای قاتل زنجیرهای علاقهمند است: جهانی سرد، آلوده و تهدیدآمیز که در آن خشونت نه حادثهای استثنایی، بلکه بخشی از بافت روزمره به نظر میرسد.
این انتخاب از همان آغاز نوید تجربهای سنگین و پرتنش میدهد. بااینحال، «A Dark Foe» در مسیر تبدیل این وعده به روایتی یکپارچه بارها لغزش میکند؛ فیلم گاه بیش از آنکه مخاطب را با منطق داستان پیش ببرد، با انباشت تصویرهای تکاندهنده و اطلاعات تازه به پیش میراند. تاریکی بهمثابه فضا و مضمون یکی از ایدههای بالقوهٔ جذاب فیلم، پیوند میان ترس شخصیت اصلی از تاریکی و مواجههٔ او با شرّی است که در جهان داستان کمین کرده است.
تاریکی در اینجا تنها نبود نور نیست؛ استعارهای است از خاطرهای سرکوبنشده، احساس گناه و ناتوانی در عبور از گذشته. از این منظر، هراس مأمور افبیآی میتوانست بنیانی روانشناختی برای روایت فراهم کند و تعقیب قاتل را به سفری درونی نیز بدل سازد. فیلم در بعضی لحظات از این امکان بهره میگیرد.
« این انتخاب از همان آغاز نوید تجربهای سنگین و پرتنش میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قابهای تیره و محیطهای بسته، حس محصوربودن را تقویت میکنند و به مخاطب یادآوری میکنند که شخصیتها در جهانی امن و قابلاعتماد زندگی نمیکنند. فضای اثر گاهی چنان سنگین میشود که خودِ محیط، همچون نیرویی خصمانه به نظر میرسد. بااینهمه، مضمون تاریکی همیشه بهدرستی در ساختار روایی جذب نمیشود.
گاه بیش از آنکه از دل موقعیتها و رفتار شخصیتها بجوشد، به نشانهای آشکار و تکرارشونده تبدیل میشود؛ نشانهای که فیلم معنایش را اعلام میکند، اما فرصت کافی برای پروراندنش نمییابد. تعلیق میان کشش و آشفتگی داستان قتلهای پیدرپی و تحقیق دربارهٔ قاتلی بیرحم، ظرفیت طبیعی بالایی برای تعلیق دارد.
اطلاعات بهتدریج آشکار میشوند، شخصیتهای تازه وارد میدان میشوند و مسیر تحقیق بارها با پرسشهای تازه روبهرو میشود. این جابهجاییها میتواند حس کنجکاوی را زنده نگه دارد و تماشاگر را به حدسزدن وادارد. فیلم همچنین از رازآلودگی پیرامون شخصیتها بهره میگیرد تا مرز میان قربانی، شاهد و تهدید را گاه نامطمئن سازد.
اما تعلیق زمانی مؤثر است که روایت، حتی در پیچیدگی، رشتهای روشن برای دنبالکردن به مخاطب بدهد. «A Dark Foe» گاهی در افزودن خردهپیرنگها و افشاگریها زیادهروی میکند و بهجای آنکه هر قطعه، قطعهٔ پیشین را معنادارتر سازد، تصویری پراکندهتر به وجود میآورد. بعضی رخدادها چنان سریع یا نامنتظر از راه میرسند که اثرگذاریشان بیشتر به شوک متکی است تا به زمینهچینی.
« فضای اثر گاهی چنان سنگین میشود که خودِ محیط، همچون نیرویی خصمانه به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، کنجکاوی دربارهٔ ادامهٔ ماجرا باقی میماند، اما همیشه نمیتوان آن را با باورپذیری یا انسجام داستانی یکی دانست. فیلمنامه و دشواریِ حفظ ریتم فیلمنامه میخواهد همزمان یک تریلر پلیسی، مطالعهای دربارهٔ روان زخمی شخصیت اصلی و روایتی مملو از خشونت و راز باشد. این بلندپروازی بهخودیخود نقطهضعف نیست؛ مسئله آنجاست که فیلم در انتخاب اولویتهایش چندان قاطع عمل نمیکند.
گاهی روی خاطرات و رنج شخصیتها مکث میکند، سپس ناگهان به تعقیب، قتل یا افشاگری تازه میپردازد. این تغییرها بهجای آنکه لزوماً ضرباهنگ بسازند، ممکن است حس ناهماهنگی ایجاد کنند. طولانیشدن بعضی بخشها نیز بر این مشکل میافزاید. فیلم برای یکسان نگهداشتن شدت درام، پیوسته بر وخامت موقعیتها میافزاید؛ اما افزایش خطر همیشه به معنای افزایش کشش نیست.
وقتی هر صحنه میکوشد از صحنهٔ پیشین تکاندهندهتر باشد، دامنهٔ واکنش مخاطب محدود میشود و لحظههای واقعاً مهم مجال برجستهشدن پیدا نمیکنند. بااینحال، روایت در بخشهایی چنان نامتعارف و پیشبینیناپذیر میشود که تماشاگر ممکن است صرفاً برای فهمیدن مسیر بعدی همراه فیلم بماند؛ کششی که بیشتر از آشفتگی و غافلگیری میآید تا از ساختاری دقیق و سنجیده.
بازیها و حضور گراهام گرین اجرای بازیگران یکی از ناهموارترین جنبههای فیلم است. برخی نقشها بهجای آنکه شخصیتهایی چندوجهی و قابلباور باشند، بیشتر حامل اطلاعات یا کارکردهای داستانی به نظر میرسند. در چنین فضایی، واکنشهای عاطفی گاه بیش از اندازه آشکار یا کمرمقاند و پیوند میان شخصیتها آن استحکام لازم را پیدا نمیکند.
« این بلندپروازی بهخودیخود نقطهضعف نیست؛ مسئله آنجاست که فیلم در انتخاب اولویتهایش چندان قاطع عمل نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ناهماهنگی بهویژه در لحظاتی محسوس میشود که فیلم انتظار دارد مخاطب از یک گفتوگو یا رویارویی، بار روانی زیادی دریافت کند. در میان بازیگران، حضور گراهام گرین بهعنوان شخصیتی مرموز و تهدیدآمیز از امتیازهای برجستهٔ اثر است. او با خویشتنداری و نگاه نافذش، نوعی خطر خاموش میآفریند؛ نیازی ندارد در هر صحنه بر شدت خشونت بیفزاید تا حضورش ناآرامکننده باشد.
همین تضاد میان آرامش ظاهری و تهدید نهفته، به شخصیت او وزن میبخشد. بااینحال، بازی خوب یک چهره نمیتواند بهتنهایی ضعفهای گروهی را جبران کند؛ فیلم در مجموع از هماهنگی اجرایی لازم برای تبدیل این جهان تاریک به تجربهای کاملاً باورپذیر برخوردار نیست. خشونت، شوک و مرزهای تأثیرگذاری خشونت در «A Dark Foe» عنصری حاشیهای نیست؛ بخش مهمی از هویت بصری و احساسی فیلم را شکل میدهد.
صحنههای خونین و تصاویر آزاردهنده قرار است تماشاگر را از امنیت فاصله بگیرانند و شدت جهان داستان را به او منتقل کنند. در بعضی لحظات، این رویکرد کارآمد است: خشونت ناگهانی میتواند اضطراب را افزایش دهد و یادآور شود که شخصیتها با تهدیدی واقعی روبهرو هستند. اما تکرار و تشدید این تصاویر خطر فرسودگی دارد.
اگر خشونت پیوسته به ابزار اصلی جلب توجه تبدیل شود، بهتدریج جای تعلیق، شخصیتپردازی و حتی تخیل را میگیرد. مخاطب ممکن است بهجای نگرانی دربارهٔ سرنوشت شخصیتها، صرفاً منتظر صحنهٔ افراطی بعدی بماند. فیلم در برخی بخشها از این مرز عبور میکند و بهجای آنکه ترس را در ذهن تماشاگر بسازد، آن را به شکل مستقیم و عینی پیش روی او میگذارد.
« در میان بازیگران، حضور گراهام گرین بهعنوان شخصیتی مرموز و تهدیدآمیز از امتیازهای برجستهٔ اثر است. »
قوتها و کاستیها
نتیجه برای گروهی از بینندگان تکاندهنده و ماندگار است، اما برای گروهی دیگر آزارنده یا بیش از حد متکی به شوک به نظر میرسد. غافلگیری و تجربهٔ تماشاگر یکی از جذابیتهای فیلم، تلاش آن برای منحرفکردن انتظار مخاطب است. داستان سرنخهایی میچیند، رازها را قطرهچکانی پیش میبرد و با تغییر مسیرهای ناگهانی میکوشد پیشبینی را دشوار کند.
همین ویژگی میتواند تجربهٔ تماشا را پرتنش نگه دارد و لحظاتی بسازد که پس از پایان فیلم نیز در ذهن بمانند. بیآنکه وارد جزئیات رویدادهای پایانی شویم، میتوان گفت اثر به غافلگیری بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی خود تکیه دارد. بااینحال، غافلگیری زمانی بیشترین اثر را دارد که در بازنگری، نشانههای قبلی معنای تازهای پیدا کنند.
اگر زمینهچینی کافی نباشد، پیچش نه حاصل منطق داستان، بلکه حرکتی برای غافلگیرکردن به نظر میرسد. «A Dark Foe» گاهی میان این دو حالت در نوسان است: از یک سو میتواند تماشاگر را درگیرِ پرسش و انتظار کند، و از سوی دیگر چنان مسیرش را تغییر دهد که باورپذیری قربانیِ ضربهٔ ناگهانی شود. این دوگانگی بخشی از جذابیت نامتعارف اثر است، اما مانع از آن میشود که تمام غافلگیریهایش به دستاوردی روایی بدل شوند.
جمعبندی «A Dark Foe» فیلمی است با ایدههایی روشن و فضایی که میتواند بهسرعت توجه علاقهمندان تریلرهای تاریک را جلب کند: مأموری گرفتار گذشته، هراس از تاریکی، قاتلی مرموز و جهانی آکنده از خشونت و راز. حضور گراهام گرین، حالوهوای دلهرهآور و میل به غافلگیری از نقاط قوت آناند. در مقابل، فیلمنامهای پراکنده، ریتمی ناپایدار، بازیهایی ناهمگون و خشونتی گاه افراطی، پیوستگی و اثرگذاری تجربه را محدود میکنند.
« غافلگیری و تجربهٔ تماشاگر یکی از جذابیتهای فیلم، تلاش آن برای منحرفکردن انتظار مخاطب است. »
جمعبندی
این فیلم برای تماشاگرانی که از آثار ناآرام، خشن و پیشبینیناپذیر استقبال میکنند، میتواند تجربهای بهیادماندنی باشد؛ اما انتظار تریلری دقیق، متوازن و شخصیتمحور را همیشه برآورده نمیکند. ارزش آن بیش از آنکه در کمال اجرایی باشد، در جاهطلبی و فضای تیرهای است که میسازد؛ فضایی که گاهی اثرگذار و گاهی سنگینتر از آن است که روایت بتواند بهخوبی مهارش کند.



ثبت دیدگاه