نقد و بررسی
نقد سردرگمی کنفوسیوسی (A Confucian Confusion) | 1994
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری که پیوسته حرف میزند «A Confucian Confusion» ساختهٔ ادوارد یانگ، کمدی هجوآمیز تایوانی است که در تایپهٔ معاصرِ دههٔ ۱۹۹۰ میگذرد؛ شهری در شتابِ دگرگونی، میان ثروت تازه، ارزشهای بهارثرسیده و میل به ساختن هویتی مستقل. فیلم طی چند روز، مسیر گروهی از دوستان، همکاران، خویشاوندان و عاشقان را به هم میرساند.
در مرکز این شبکه، مولی قرار دارد؛ زنی که یک بنگاه روابط عمومی و سرگرمی را اداره میکند و پیوندهای کاریاش بهسرعت در روابط عاطفی و خانوادگی اطرافش نفوذ میکنند. یانگ این جمع را نه در قالب یک قهرمان یگانه، بلکه همچون منظومهای از آدمهای متقاطع مینگرد؛ کسانی که هر یک چیزی میخواهند، اما کمتر میتوانند خواستهٔ خود را بیپرده بر زبان آورند.
کار و زندگی؛ مرزی که از میان رفته است یکی از جذابترین لایههای فیلم، فروپاشی مرز میان حرفه و زندگی شخصی است. در جهان مولی، ایدهٔ هنری میتواند به پروژهای تجاری بدل شود، رابطهٔ عاشقانه به توافقی حسابشده نزدیک شود و دوستی نیز گاه با سود و زیان سنجیده شود. دفتر کار صرفاً محل انجام وظیفه نیست؛ صحنهای است که در آن جاهطلبی، منزلت اجتماعی و عاطفه به یکدیگر گره میخورند.
« فیلم طی چند روز، مسیر گروهی از دوستان، همکاران، خویشاوندان و عاشقان را به هم میرساند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آدمها با همان زبانی که دربارهٔ قرارداد، سرمایه یا اعتبار حرف میزنند، دربارهٔ عشق و وفاداری نیز مذاکره میکنند. این آمیختگی، فیلم را به هجویهای تند دربارهٔ جامعهای بدل میکند که در آن تقریباً هر چیز قابلیت تبدیلشدن به معامله را دارد. با این حال، یانگ از صدور حکم اخلاقی ساده پرهیز میکند.
شخصیتها نه صرفاً قربانیان مناسبات اقتصادیاند و نه ناظران بیگناه آن؛ خودشان نیز در ساختن بازیهای قدرت و حفظ ظاهر مشارکت دارند. طنز فیلم از همین دوگانگی نیرو میگیرد: آدمها از ریاکاری دیگران شکایت میکنند، اما برای حفظ موقعیت خود به همان شیوهها متوسل میشوند. گفتوگوهای پرشتاب و تنهایی پنهان «A Confucian Confusion» فیلمی بسیار گفتوگومحور است.
تلفنها زنگ میخورند، خبرها دهانبهدهان میچرخند و مکالمهها گاه پیش از آنکه یک موضوع روشن شود، به مسئلهای دیگر میجهند. این سرزندگی، در آغاز، تصویری پرتحرک از شهر میسازد؛ اما بهتدریج آشکار میشود که فراوانی کلمات لزوماً به معنای نزدیکی نیست. شخصیتها پیوسته با یکدیگر صحبت میکنند، ولی حرفزدنشان اغلب راهی برای پنهانکردن نیت، حفظ آبرو یا پرهیز از آسیبپذیری است.
« با این حال، یانگ از صدور حکم اخلاقی ساده پرهیز میکند. »
شخصیتها و اجرا
در این میان، تنهایی از دل شلوغی سر برمیآورد. آدمها در شبکهای گسترده از رابطهها قرار گرفتهاند، اما در لحظههای تعیینکننده نمیتوانند مطمئن باشند که دیگری واقعاً آنها را فهمیده است. این تضاد، از مؤثرترین دستاوردهای فیلم است: جمعیتی پرجنبوجوش را میبینیم که هرچه بیشتر به هم وصلاند، گاه از تماس صادقانه دورتر میشوند.
زیر لحن شوخ و ظاهر سبک اثر، اندوهی آرام جریان دارد؛ اندوه کسانی که میل به صمیمیت دارند، اما از صداقت بیمحافظ میترسند. شخصیتها و بازی در نقشهای اجتماعی انبوه شخصیتها ممکن است در نخستین برخورد، سردرگمکننده باشد. مولی، نامزدش آکیم، منشی و محرم اسرارش چیچی، نامزد او مینگ و دیگر چهرههای پیرامونشان هر یک با رابطهای تازه وارد میدان میشوند؛ گاهی دو شخصیت در یک صحنه دربارهٔ موضوعی سخن میگویند که معنای کاملش فقط با شناخت پیوندهای پیشین روشن میشود.
این ساختار، تماشاگر را وادار میکند فعالانه نسبتها و انگیزهها را دنبال کند، اما همین تراکم در بخشهایی از فیلم به آشفتگی میانجامد. با وجود این، شخصیتها به مهرههای صرفِ طرح تبدیل نمیشوند. هر کدام تصویری از تناقضهای زمانهاند: میل به استقلال در کنار وابستگی مالی، آرزوی عشق در کنار حسابگری، و ادعای مدرنبودن در کنار تکرار عادتهای کهنه.
« در این میان، تنهایی از دل شلوغی سر برمیآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هیچکس کاملاً یکدست نیست و حتی شخصیتهایی که در نگاه نخست صادقتر یا سادهتر به نظر میرسند، از خودفریبی و مصلحتجویی مصون نمیمانند. این نگاه، هجو یانگ را از تمسخر بیرونی دور میکند؛ او آدمهایش را میبیند، اما از تناقضهایشان چشم نمیپوشد. کمدی تلخ و ناهماهنگیِ عامدانه طنز فیلم همیشه بر پایهٔ ضربهای روشن و خندهای بیواسطه بنا نشده است.
شوخیها گاه خشک، کنایی و وابسته به سرعت گفتوگو هستند؛ در نتیجه ممکن است برخی لحظهها بیش از آنکه خندهدار باشند، غریب یا حتی معذبکننده جلوه کنند. بعضی بازیها نیز به سوی اغراق میروند و لحن اثر را از واقعگرایی فاصله میدهند. این انتخاب، با حالوهوای هجویه سازگار است، اما همیشه به یک اندازه موفق نیست.
با این حال، خنده در اینجا غالباً آسودگی نمیآورد؛ بیشتر واکنشی است به موقعیتی تلخ که آشناییاش دردناک است. سوءتفاهم، تظاهر و حسابگری گاه چنان به زندگی روزمره نزدیکاند که تماشاگر بهجای خندهٔ رها، لبخندی تلخ بر لب میآورد. فیلم در بهترین لحظاتش از همین فاصله بهره میگیرد: موقعیتی مضحک پیش چشم میگذارد و سپس اجازه میدهد پوچی یا رنج نهفته در آن خود را آشکار کند.
« این نگاه، هجو یانگ را از تمسخر بیرونی دور میکند؛ او آدمهایش را میبیند، اما از تناقضهایشان چشم نمیپوشد. »
قوتها و کاستیها
فرم روایی و ریتم یانگ تایپه را چون شبکهای زنده از رفتوآمدها و برخوردها تصویر میکند؛ آدمها در فضاهای کاری و عمومی از مسیری به مسیر دیگر میروند و داستان نیز از پیوند همین برخوردها شکل میگیرد. فیلم بهجای حرکت مستقیم در یک خط داستانی واحد، رشتههای متعدد را کنار هم میگذارد و از دل آنها تصویری جمعی میسازد.
این انتخاب با موضوع اثر تناسب دارد: زندگی شهری نیز مجموعهای از مسیرهای پراکنده است که گهگاه به هم میرسند و گاه بدون نتیجهای روشن از کنار یکدیگر میگذرند. اما همان شیوهای که به فیلم انرژی میدهد، گاهی آن را فرسوده میکند. رفتوآمدهای مکرر میان شخصیتها و گفتوگوهای پیدرپی ممکن است حس کشآمدن ایجاد کند؛ برخی صحنهها پیش از آنکه به تمرکز دراماتیک برسند، به شاخهای تازه منحرف میشوند.
بنابراین، فیلم از تماشاگر توجهی پیوسته میطلبد و همیشه پاداش این توجه را با وضوح یا ایجاز همراه نمیکند. پراکندگی گاه بازتاب آگاهانهٔ آشفتگی شهر است، اما در بعضی لحظات واقعاً از انسجام روایی میکاهد. عنوان، سنت و استقلال عنوان انگلیسی، پرسشی دربارهٔ نسبت اخلاق کنفوسیوسی با جامعهای مدرن و مادیگرا پیش میکشد.
« اما همان شیوهای که به فیلم انرژی میدهد، گاهی آن را فرسوده میکند. »
جمعبندی
فیلم نه سنت را نسخهای آماده برای حل بحرانهای امروز میداند و نه مدرنیته را رهاییبخش و بیهزینه نشان میدهد. شخصیتها میان ارزشهای خانوادگی، آرمان استقلال و منطق بازار رفتوآمد میکنند، بیآنکه بتوانند یکی را بیتردید برگزینند. عنوان چینی اثر را میتوان «عصر استقلال» ترجمه کرد؛ تعبیری که بر خواست رهایی تأکید میگذارد، اما فیلم همزمان نشان میدهد استقلال در جهانی آکنده از وابستگیهای مالی و عاطفی تا چه اندازه دشوار است.
جمعبندی «A Confucian Confusion» اثری پرحرف، شلوغ و گاه ناموزون است؛ فیلمی که ممکن است در بخشهایی بهسبب تعدد شخصیتها، شوخیهای نابرابر و ریتم کشدار صبر تماشاگر را بیازماید. با این همه، همین آشفتگی با جهان مورد نظر ادوارد یانگ پیوندی معنادار دارد: شهری که در آن تجارت و صمیمیت، نمایش و هویت، و آزادی و مصلحت مدام در هم میلغزند.
ارزش ماندگار فیلم در مشاهدهٔ تنهاییِ نهفته زیر انبوه کلمات و در نقد مناسباتی است که حتی عشق را به حسابوکتاب نزدیک میکنند. این کمدی بیش از آنکه وعدهٔ خندهای آسوده بدهد، آینهای کنایهآمیز پیش روی جامعهای میگیرد که همه دربارهٔ زندگی حرف میزنند، اما کمتر فرصت میکنند صادقانه آن را زندگی کنند.
« فیلم نه سنت را نسخهای آماده برای حل بحرانهای امروز میداند و نه مدرنیته را رهاییبخش و بیهزینه نشان میدهد. »



ثبت دیدگاه