نقد و بررسی
نقد معمای کریسمس 2022 (A Christmas Mystery) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حالوهوای معمایی در بستهبندی کریسمسی «A Christmas Mystery» ساختهٔ Alex Ranarivelo، فیلمی خانوادگی است که راز دزدیدهشدن زنگولههای نمادین شهر را بهانهای برای پیوند دادن معما، ماجراجویی کودکانه و آشتیهای خانوادگی قرار میدهد. ماجرا در شهری کوچک میگذرد که زنگولهها نه فقط یادگاریای باارزش، بلکه بخشی از افسانه و هویت جمعی مردم آن هستند.
وقتی پدرِ Kenny به سرقت متهم میشود، Violet و دوستانش برای یافتن حقیقت دستبهکار میشوند؛ موقعیتی که به فیلم اجازه میدهد هم یک پروندهٔ سادهٔ کارآگاهی بسازد و هم بر اهمیت اعتماد، وفاداری و همدلی تأکید کند. از همان ابتدا روشن است که فیلم قصد ندارد با تعلیقی سنگین یا رازآلودگی پیچیده مخاطب بزرگسال را غافلگیر کند.
مخاطب اصلی آن خانوادهها و بهویژه تماشاگران کمسنوسالاند؛ کسانی که میتوانند سرنخها را دنبال کنند، به مظنونان شک ببرند و از همراهی گروهی از بچهها در برابر فرضهای عجولانهٔ بزرگسالان لذت ببرند. همین سادگی، هم بخشی از جذابیت اثر است و هم مرز تواناییهای آن را تعیین میکند. قهرمان خردسال و نیروی گروه محور اصلی فیلم Violet Pierce است؛ دختری باهوش و پیگیر که از مشاهدهٔ کار پدرش در مقام کلانتر، تصویری ساده اما کاربردی از تحقیق و جستوجوی انگیزه و فرصت به دست آورده است.
Violet نه قهرمانی بینقص و فراانسانی، بلکه کودکی است که کنجکاویاش او را به اقدام وامیدارد. بازی Violet McGraw به شخصیت حضوری جدی و متمرکز میبخشد و کمک میکند نقش «کارآگاه کوچکِ همهچیزدان» به کاریکاتور تبدیل نشود. با این حال، فیلم در عمل فقط داستان یک دختر نیست. Kenny، خواهر بزرگتر Violet یعنی Maddie و Harrison، برادر بزرگتر Kenny، هر یک بخشی از گروه را شکل میدهند.
« از همان ابتدا روشن است که فیلم قصد ندارد با تعلیقی سنگین یا رازآلودگی پیچیده مخاطب بزرگسال را غافلگیر کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تفاوت سن و نگاه این شخصیتها ظرفیت خوبی برای همکاری و اصطکاک میان نسلهای کوچکتر فراهم میکند؛ بهخصوص آنجا که اعتماد به پدر و خانواده در برابر بدگمانی و رنجش قرار میگیرد. فیلم میکوشد نشان دهد حل مسئله حاصل کنار هم گذاشتن مشاهدهها و تجربههای متفاوت است، نه صرفاً نبوغ یک فرد.
معمایی ساده، اما خوشدعوت پروندهٔ زنگولهها مصالح آشنای یک معمای خانوادگی را در خود دارد: شیئی مهم ناپدید شده، مظنونی بهسرعت گرفتار پیامدهای اتهام شده و بچهها میکوشند آنچه بزرگسالان نادیده گرفتهاند بررسی کنند. جذابیت معما بیش از آنکه به پیچیدگی یا دشواری سرنخها وابسته باشد، از مشارکتدادن تماشاگر میآید.
فیلم درِ حدسزدن را باز میگذارد و فضای کوچک شهر نیز باعث میشود شمار مظنونان و روابط میان آنها برای مخاطب قابلدنبالکردن بماند. در عین حال، این انتخاب به بهای پیشبینیپذیری تمام میشود. بینندهٔ آشنا با قصههای کارآگاهی خانوادگی احتمالاً زودتر از شخصیتها به برخی احتمالها فکر میکند و پیچیدگی چندانی برای بازنگری در فرضهایش نمییابد.
از این رو، فیلم بیشتر یک معمای سرگرمکننده و قابلفهم برای تماشای جمعی است تا اثری که بخواهد قواعد ژانر را دگرگون کند. نقطهٔ قوتش در وضوح مسیر است؛ نقطهٔ ضعفش آنجاست که وضوح گاهی به کمرمقی بدل میشود. کریسمس بهمثابه فضا و مضمون کریسمس در این فیلم تنها تزئینی برای پسزمینه نیست.
« فیلم میکوشد نشان دهد حل مسئله حاصل کنار هم گذاشتن مشاهدهها و تجربههای متفاوت است، نه صرفاً نبوغ یک فرد. »
شخصیتها و اجرا
زنگولهها در اسطورهٔ محلی شهر جایگاهی نمادین دارند و گمشدنشان نوعی نگرانی جمعی پدید میآورد؛ گویی چیزی بیش از یک شیء قدیمی از شهر گرفته شده است. فیلم از این ایده برای پیوند دادن راز مرکزی با مفهوم امید و تعلق استفاده میکند. در نتیجه، فضای جشن و انتظارِ پیش از کریسمس، به پرونده فوریت میبخشد و به جستوجوی بچهها معنایی عاطفی میدهد.
این حالوهوا برای دوستداران فیلمهای کریسمسی میتواند دلپذیر باشد: شهر کوچک، اهمیت سنتها و این باور که مردم یک اجتماع در روزهای دشوار باید به هم تکیه کنند. اما فیلم به همان اندازه بر قراردادهای آشنای این زیرژانر تکیه دارد. مهربانیای که سرانجام باید دوباره در جامعه سربرآورد، خانوادههایی که از سوءتفاهم یا اندوه عبور میکنند و بزرگسالانی که از قضاوت شتابزده درس میگیرند، همگی از عناصر تکرارشوندهٔ قصههای تعطیلاتاند.
برای برخی تماشاگران این عناصر آرامشبخشاند؛ برای برخی دیگر، نشانهٔ کمبود تازگی. خردهداستانها و گسست در تمرکز یکی از دشواریهای ساختاری فیلم این است که داستان اصلیِ کارآگاهی همیشه مرکز توجه باقی نمیماند. رابطههای خانوادگی، مسائل میان خواهر و برادرها، دغدغههای بزرگسالان و خطوط فرعی دیگر بارها وارد روایت میشوند.
بخشی از این خردهداستانها قرار است به شخصیتها عمق بدهد و سرقت را از یک معمای خالی به رخدادی با پیامدهای عاطفی تبدیل کند؛ اما همهٔ آنها به یک اندازه با پروندهٔ زنگولهها پیوند نمیخورند. در نتیجه، ریتم روایت گاهی حالت رفتوبرگشتی پیدا میکند: درست هنگامی که جستوجو میتواند شتاب بگیرد، فیلم توجهش را به مسئلهای فرعی میسپارد.
« فیلم از این ایده برای پیوند دادن راز مرکزی با مفهوم امید و تعلق استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این وقفهها ممکن است برای مخاطب جوان یا تماشاگرانی که بیشتر به روابط شخصیتها اهمیت میدهند قابلقبول باشد، اما برای کسی که بهدنبال پیشروی منظم معماست، کشدار جلوه میکند. فیلم میتوانست با حذف یا فشردهکردن بخشی از این مسیرهای فرعی، تمرکز بیشتری به تحقیق و تعامل گروه بدهد. لحن، شوخی و اجرا لحن کلی اثر سبک و خانوادگی است و تنش پرونده را در حدی نگه میدارد که برای تماشای جمعی مناسب باشد.
شوخیها و لحظههای کوچک روزمره، از جمله مشغولشدن شخصیتها به خوراکی در میانهٔ ماجرا، به روایت فرصتی برای نفسکشیدن میدهند و از جدیت بیش از اندازه میکاهند. این لحظهها گاه از آن رو بهیادماندنیاند که سادگی و بیتکلفی جهان کودکانهٔ فیلم را آشکار میکنند. بااینحال، سبکبودن لحن همیشه به معنای چابکی نیست.
فیلم از نظر انرژی روایی نوسان دارد و گاهی فاصلهٔ میان شوخیها، صحنههای خانوادگی و پیشبرد پرونده طولانیتر از حد لازم احساس میشود. بازیگران جوان در مجموع بار مهمی را بر دوش میکشند؛ بهویژه McGraw که باید هم کنجکاوی و جسارت Violet را باورپذیر کند و هم از تبدیل او به شخصیتی آزاردهنده جلوگیری کند.
فیلم در این زمینه موفقیت نسبی دارد، هرچند همهٔ شخصیتها مجال یکسانی برای بهیادماندنیشدن پیدا نمیکنند. مضمونهای خانوادگی و مخاطب مناسب زیر سطح ماجرای سرقت، فیلم دربارهٔ شیوهٔ قضاوتکردن است. اتهامزنی شتابزده و اعتماد بیش از اندازه به برداشت اولیه، در برابر مشاهده، پرسشگری و بررسی شواهد قرار میگیرد.
« فیلم میتوانست با حذف یا فشردهکردن بخشی از این مسیرهای فرعی، تمرکز بیشتری به تحقیق و تعامل گروه بدهد. »
قوتها و کاستیها
بچهها در این روایت صرفاً عاملان حرکت داستان نیستند؛ نگاه مستقلشان بزرگسالان را به بازبینی تصمیمهایشان وامیدارد. همچنین رابطهٔ میان پدران و فرزندان و اهمیت بخشش و اعتماد، بهویژه در خطوط فرعی، جایگاه قابلتوجهی دارد. برای خانوادههایی که بهدنبال فیلمی کمتنش، مناسب تعطیلات و قابلتماشا با کودکان هستند، این مضمونها امتیاز مهمی محسوب میشود.
اما تماشاگر بزرگسالِ خواهان معمایی منسجم و پرشتاب ممکن است از کمبود ظرافت در سرنخچینی و حضور خردهداستانهای کماثرتر خسته شود. بنابراین لذت فیلم تا حد زیادی به انتظار مخاطب بستگی دارد: اگر قرار است بهانهای برای تماشای جمعی و ورود به فضای کریسمس باشد، اثر کارکرد خود را انجام میدهد؛ اگر قرار است یک معمای پرکشش و دقیق باشد، محدودیتهایش آشکارتر میشود.
جمعبندی «A Christmas Mystery» فیلمی صمیمی و خانوادگی است که از ترکیب یک سرقت نمادین، گروهی از کارآگاهان جوان و حالوهوای کریسمس، سرگرمیای سبک میسازد. شخصیت Violet و همراهی دوستانش جذابیت اصلی اثرند و مضمونهایی چون همدلی، اعتماد و پرهیز از قضاوت عجولانه به آن گرمایی متناسب با فصل میبخشند.
در مقابل، پیشبینیپذیری معما، کلیشههای آشنا و انحرافهای مکرر از خط اصلی، از تمرکز و شتاب فیلم میکاهند. حاصل، اثری است که برای علاقهمندان به قصههای کریسمسی و تماشاگران کمسنوسال میتواند دلنشین باشد، اما برای مخاطبی که انتظار روایتی فشرده و پرتعلیق دارد، احتمالاً بیش از اندازه کشدار خواهد بود.
« همچنین رابطهٔ میان پدران و فرزندان و اهمیت بخشش و اعتماد، بهویژه در خطوط فرعی، جایگاه قابلتوجهی دارد. »
ثبت دیدگاه