نقد و بررسی
نقد A California Christmas | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای آشنا در لباسی کریسمسی «A California Christmas» از همان آغاز، به قلمرویی قدم میگذارد که برای دوستداران کمدیهای عاشقانه چندان ناشناخته نیست: مردی ثروتمند و بیخیال، مأموریتی حسابشده، زنی سختکوش که حاضر نیست بهآسانی از میراث خانوادگیاش دل بکند، و دروغی که هرچه رابطه نزدیکتر میشود، نگهداشتنش دشوارتر خواهد شد.
جوزف برای راضیکردن کالی به فروش زمین خانوادهاش، خود را کارگر مزرعه جا میزند؛ اما زندگی در مزرعه و آشنایی با خانوادهٔ او، برنامهٔ اولیهاش را پیچیده میکند. این موقعیت مرکزی، موتور اصلی روایت است و فیلم از ابتدا به تماشاگر میگوید با چه نوع سفری روبهروست: سفری از خودخواهی به همدلی، از ظاهر فریبنده به شناختی صمیمانهتر.
فیلم برای ساختن چنین داستانی بهسراغ فرمولی آشنا میرود و چندان هم نمیکوشد آن را دگرگون کند. تضاد میان ثروت و کار روزمره، شهر و مزرعه، معامله و تعلق عاطفی، همگی از مصالحی هستند که در کمدیهای رمانتیک بارها به کار رفتهاند. آشنایی این الگوها میتواند بخشی از جذابیت اثر باشد؛ تماشاگر لازم نیست برای فهمیدن قواعد جهان داستان تلاش زیادی کند و میتواند با آسودگی در فضای آن جا بگیرد.
در عین حال، همین آشنایی باعث میشود بسیاری از مسیرهای قصه از پیش قابل حدس باشند و فیلم کمتر فرصت پیدا کند انتظارها را به شکلی تازه به بازی بگیرد. از فریب تا نزدیکی عاطفی هستهٔ نمایشی فیلم، دروغ جوزف است؛ نه فقط به این دلیل که او هویت واقعیاش را پنهان میکند، بلکه چون این پنهانکاری از ابتدا با هدفی مادی و منفعتطلبانه همراه است.
« فیلم برای ساختن چنین داستانی بهسراغ فرمولی آشنا میرود و چندان هم نمیکوشد آن را دگرگون کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بنابراین، رابطهٔ او و کالی تنها یک ماجرای عاشقانهٔ معمولی نیست: در پسِ لحظههای صمیمانه، پرسشی اخلاقی نیز وجود دارد. آیا نزدیکیای که بر پایهٔ فریب شکل گرفته میتواند به اعتماد واقعی برسد؟ آیا تغییر احساس جوزف، انگیزهٔ آغازین او را از میان میبرد؟ فیلم به این پرسشها بیاعتنا نیست، اما برای پرداختن به پیچیدگیشان چندان مکث نمیکند.
در نتیجه، بخش مهمی از تنش عاطفی داستان بیشتر از آنکه از جزئیات روانشناختی شخصیتها بجوشد، بر خودِ موقعیت ساختگی تکیه دارد. کالی در سوی دیگر این تقابل، نمایندهٔ پیوند با زمین و خانواده است. مزرعه برای او تنها داراییای نیست که میتوان در برابر مبلغی پول واگذار کرد؛ بخشی از هویت و گذشتهٔ اوست.
این تفاوت نگاه، ظرفیت خوبی برای شکلدادن به گفتوگو و کشمکش فراهم میکند. بااینحال، فیلم گاهی کالی را بیش از آنکه بهعنوان شخصیتی چندلایه بپروراند، در جایگاه قطب اخلاقی داستان قرار میدهد: زنی مصمم که باید در برابر فشار بیرونی مقاومت کند. اگر به تصمیمها، تردیدها و خواستههای مستقل او زمان بیشتری داده میشد، رابطهٔ مرکزی نیز میتوانست عمق بیشتری پیدا کند.
بازیها و شیمی میان دو شخصیت Lauren Swickard و Josh Swickard نقشهای کالی و جوزف را برعهده دارند. حضور دونفرهٔ آنها به فیلم نوعی هماهنگی طبیعی میبخشد؛ با این حال، هماهنگی بازیگران همیشه به معنای باورپذیری کامل رابطهٔ شخصیتها نیست. برای آنکه دلبستگی دو نفر در چشم تماشاگر قانعکننده شود، باید تغییر تدریجی نگاهشان به یکدیگر، لحظههای آسیبپذیری و دلایل انتخابشان بهاندازهٔ کافی ملموس باشد.
« آیا نزدیکیای که بر پایهٔ فریب شکل گرفته میتواند به اعتماد واقعی برسد؟ »
شخصیتها و اجرا
فیلم در بعضی صحنهها از پسِ ایجاد گرمای عاطفی برمیآید، اما شتاب روایت اجازه نمیدهد این نزدیکی همیشه بهتدریج و با وزن لازم شکل بگیرد. جوزف از شخصیتی برخوردار است که مسیر تغییرش برای چنین داستانی مناسب به نظر میرسد: او ابتدا با ذهنیتی حسابگرانه وارد ماجرا میشود، اما تجربهٔ زندگی در مزرعه و دیدن جهان کالی، نسبتش با مأموریت خود را دگرگون میکند.
با وجود این، فاصله میان مرد بیخیال آغاز داستان و انسانی که قرار است در ادامه دلسوزتر شود، گاهی بیش از آنکه از تحولی عمیق برآمده باشد، نتیجهٔ ضرورتهای قصه به نظر میرسد. کالی نیز بیش از اندازه در معرض رویدادهای بیرونی قرار میگیرد و کمتر مجال مییابد که رابطه را با تصمیمها و کنشهای مستقل خود پیش ببرد.
حاصل کار، رابطهای دلپذیر اما نه همیشه درگیرکننده است. خانواده، مزرعه و بار عاطفی داستان داستان با قرار دادن خانوادهٔ کالی در مرکز ماجرا، میخواهد ابعاد عاطفی زمین و خانه را پررنگتر کند. در چنین روایتی، مسئله فقط این نیست که چه کسی مالک یک قطعه زمین خواهد بود؛ پرسش اصلی این است که با از دست رفتن مکانهای آشنا، چه چیزهایی از تاریخ و هویت یک خانواده نیز در معرض نابودی قرار میگیرند.
این مضمون میتوانست به فیلم وزنی فراتر از یک کمدی عاشقانهٔ فصلی بدهد و برای مخاطب، دلیل عاطفی محکمی برای اهمیت مزرعه بسازد. اما پرداخت داستانی همیشه به اندازهٔ ظرفیت مضمون پیش نمیرود. بحران خانواده و فشار اقتصادی، بیشتر نقش پسزمینهای احساسی را دارند تا نیرویی که با ظرافت در سراسر روایت رشد کند.
« حاصل کار، رابطهای دلپذیر اما نه همیشه درگیرکننده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم گاهی به نشانههای مستقیم و موقعیتهای آماده متکی میشود تا اهمیت خانواده و مزرعه را توضیح دهد؛ حال آنکه جزئیات کوچک زندگی روزمره میتوانستند این دلبستگی را طبیعیتر و تأثیرگذارتر نشان دهند. در نتیجه، تماشاگر پیام عاطفی داستان را بهروشنی دریافت میکند، ولی ممکن است کمتر فرصت یابد آن را از درون تجربه کند.
فضا، لوکیشن و حالوهوای کریسمسی یکی از امتیازهای فیلم، فضای روستایی و تصویری است که از کالیفرنیا ارائه میدهد. چشماندازهای مزرعه و محیط باز، در برابر کلیشهٔ رایج کریسمسِ برفی، حالوهوایی متفاوت ایجاد میکنند. این تفاوت به اثر رنگوبویی خاص میبخشد: جشن و صمیمیت تعطیلات در محیطی آفتابیتر و کشاورزیتر شکل میگیرد و فیلم میتواند از همین فضا برای تقویت حس آرامش و نزدیکی استفاده کند.
از نظر مکانی نیز فیلم در پتالوما، کالیفرنیا فیلمبرداری شده است؛ حضوری که به جهان مزرعه و چشماندازهای محلی آن اعتبار بصری میدهد. بااینحال، حالوهوای کریسمسی در همهٔ لحظات به یک اندازه پررنگ نیست. فیلم بیشتر از آنکه بر مناسک و جزئیات جشن تکیه کند، از تعطیلات بهعنوان ضربالاجلی روایی و فرصتی برای پیوند عاطفی بهره میبرد.
همین انتخاب به قصه اجازه میدهد بیرون از فضای برف و تزئینات هم کار کند، اما ممکن است برای تماشاگرانی که دنبال تجربهای سرشار از نشانههای کریسمس هستند، اندکی کمرنگ به نظر برسد. گرمای اثر بیش از آنکه از شکوه بصری جشن بیاید، از خانه، خانواده و لحظههای کوچک همنشینی سرچشمه میگیرد.
« فضا، لوکیشن و حالوهوای کریسمسی یکی از امتیازهای فیلم، فضای روستایی و تصویری است که از کالیفرنیا ارائه میدهد. »
قوتها و کاستیها
طنز و ریتم روایت فیلم در کنار رومانس، چند لحظهٔ طنزآمیز هم دارد که به سبکترشدن فضا کمک میکنند. شوخیها معمولاً پیچیده یا ظریف نیستند، اما در چارچوب اثری که قصد ندارد خود را بیش از حد جدی بگیرد، کارکردی ساده و مؤثر دارند. حضور شخصیتهای فرعی نیز گاهی به این جنبهٔ سبکبال کمک میکند و از یکنواختشدن فضای احساسی جلوگیری میکند.
این لحظهها از نقاطی هستند که فیلم را برای تماشای بیدردسر مناسبتر میسازند، هرچند همیشه به رشد شخصیتها یا پیشبرد مضمون مرکزی نمیافزایند. ریتم داستان، در عوض، یکی از نقاط بحثبرانگیز آن است. روایت میخواهد در زمانی محدود هم فریب اولیه را تثبیت کند، هم پیوند میان دو شخصیت را بسازد، هم دشواریهای خانواده را پیش ببرد و هم حالوهوای تعطیلات را حفظ کند.
گاهی رویدادها چنان سریع کنار هم قرار میگیرند که فرصت مکث و شکلگیری تدریجی احساسات کاهش مییابد. برخی موقعیتها نیز بیشتر به این دلیل رخ میدهند که قصه به آنها نیاز دارد، نه به این دلیل که از رفتار شخصیتها به شکلی کاملاً طبیعی نتیجه شدهاند. چنین شتابی، هم به قابلپیشبینیشدن مسیر داستان کمک میکند و هم از باورپذیری چند لحظه میکاهد.
جمعبندی «A California Christmas» فیلمی است که بیش از هر چیز بر دلنشینی بیتکلف خود تکیه دارد. ایدهٔ اصلی آشناست، کشمکشها از همان جنس کمدیهای رمانتیک مرسوماند و بسیاری از فرازهای روایت برای تماشاگر باتجربه غافلگیرکننده نخواهند بود. رابطهٔ مرکزی نیز، با وجود لحظههای گرم و دوستداشتنی، همیشه فرصت نمییابد به پیوندی عمیق و کاملاً باورپذیر تبدیل شود.
« طنز و ریتم روایت فیلم در کنار رومانس، چند لحظهٔ طنزآمیز هم دارد که به سبکترشدن فضا کمک میکنند. »
جمعبندی
فیلم در پرداخت مشکلات خانوادگی و اخلاق پنهانکاری نیز میتوانست جسورتر و دقیقتر باشد. بااینهمه، اثر از جذابیت سادهای برخوردار است که برای یک شب آرام و بیتوقع کار میکند. چشماندازهای کالیفرنیا، فضای خانوادگی، چند لحظهٔ بامزه و لحن نرم فیلم، آن را به انتخابی خوشتماشا بدل میکنند؛ بهویژه برای مخاطبی که در پی داستانی سبک و گرم است، نه روایتی پیچیده یا نوآورانه.
این فیلم شاید تصویری تازه از عشق و تعطیلات ترسیم نکند، اما در محدودهٔ فرمول آشنای خود، تجربهای راحت و صمیمی فراهم میآورد.
« فیلم در پرداخت مشکلات خانوادگی و اخلاق پنهانکاری نیز میتوانست جسورتر و دقیقتر باشد. »
ثبت دیدگاه