نقد و بررسی
نقد عروس ریپ ون وینکل (A Bride for Rip Van Winkle) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زنی در میان نقشهای آماده «A Bride for Rip Van Winkle» ساختهٔ Shunji Iwai، بیش از آنکه قصهای دربارهٔ ازدواج باشد، کاوشی در تنهاییِ انسان معاصر و دشواریِ ساختن پیوندی واقعی است. نانامی، آموزگاری کمحرف و کماعتمادبهنفس، در فضای مجازی آسانتر از جهان روزمره با دیگران ارتباط میگیرد.
آشنایی اینترنتیاش با مردی جوان به رابطهای جدی و سپس ازدواج میانجامد؛ اما وقتی برای مراسم عروسی به مهمان نیاز دارد، به سراغ Amuro میرود، کسی که میتواند بازیگرانی را بهجای دوستان و خویشاوندان اجیر کند. همین ایدهٔ ساده، دریچهای به جهانی میگشاید که در آن نقشها، روابط و حتی تصور آدمها از خودشان، پیوسته میان واقعیت و نمایش جابهجا میشود.
فیلم در سال ۲۰۱۶ ساخته شده و زمان آن نزدیک به سه ساعت است؛ گستردگیای که هم با دامنهٔ موضوعاتش تناسب دارد و هم گاه به کندی روایت میانجامد. تنهایی در عصر ارتباط نگاه فیلم به اینترنت نه هراسافکن است و نه شیفتهٔ فناوری. فضای مجازی برای نانامی راهی است تا صدایش را به دیگری برساند؛ اما همین امکان، تضمینی برای شناخت واقعی نیست.
« نانامی، آموزگاری کمحرف و کماعتمادبهنفس، در فضای مجازی آسانتر از جهان روزمره با دیگران ارتباط میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آدمها میتوانند در پیامها تصویری پذیرفتنی از خود بسازند، بیآنکه این تصویر الزاماً با زندگی روزانهشان یکی باشد. نانامی در آغاز، بیش از آنکه با دیگران رابطه برقرار کند، به دنبال جایی برای تعلق است؛ جایی که بتواند نبودنِ دوستان و روابط پایدار را با نشانههایی از حضور پر کند. جذابیت فیلم در این است که مسئله را به تقابل سادهٔ «واقعیت خوب» و «اینترنت بد» تقلیل نمیدهد.
مناسبات حضوری نیز از نقشبازیکردن خالی نیستند: خانواده برای حفظ ظاهر، گذشته را پنهان میکند؛ مراسم عروسی به صحنهای برای نمایش تصویری مطلوب بدل میشود؛ و کسانی که در آن حضور دارند، گاه بیش از آنکه خویشاوند باشند، اجراکنندگان یک نقشاند. بنابراین، پرسش اصلی فقط این نیست که چه کسی دروغ میگوید؛ پرسش این است که آیا رابطهای انسانی میتواند بدون نوعی انتخاب، پنهانکاری یا اجرای نقش شکل بگیرد.
بازیگری و مرزهای هویت ایدهٔ استخدام بازیگر برای پرکردن جای خالی مهمانان، هستهٔ نمادین فیلم را میسازد. عروسی معمولاً قرار است پیوندی خصوصی را در برابر اجتماع به رسمیت بشناسد؛ اما در اینجا خودِ اجتماع نیز قابل اجاره است. خویشاوندی، دوستی و همراهی به خدماتی بدل میشوند که میتوان آنها را سفارش داد.
« جذابیت فیلم در این است که مسئله را به تقابل سادهٔ «واقعیت خوب» و «اینترنت بد» تقلیل نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم این موقعیت را نه صرفاً بهعنوان شوخی تلخ، بلکه بهمثابه نشانهای از جامعهای مینگرد که در آن ظاهرِ تعلق گاهی از خودِ تعلق مهمتر میشود. با پیشروی داستان، این مضمون از محدودهٔ مراسم فراتر میرود و به هویت شخصیتها سرایت میکند. نقشها همیشه آشکارا دروغین نیستند؛ گاه آدمها با ایفای نقشی ساختگی، برای مدتی امکانِ نزدیکی یا آرامش را تجربه میکنند.
در نتیجه، فیلم پرسشی دشوار پیش میکشد: اگر احساسی در دل یک موقعیت ساختگی پدید آید، آیا آن احساس هم ساختگی است؟ پاسخ سادهای نمیدهد و همین ابهام، به اثر عمق میبخشد؛ هرچند در بخشهای پایانی ممکن است برای برخی تماشاگران به سردرگمی تبدیل شود. نانامی؛ سکوت، آسیبپذیری و انفعال Haru Kuroki نقش نانامی را با ظرافت و پرهیز از اغراق اجرا میکند.
سکوتهای او صرفاً مکثهایی میان دیالوگها نیستند؛ اغلب نشان میدهند که شخصیت هنوز واژگان یا جرئت لازم را برای بیان خواستههایش پیدا نکرده است. نانامی در برابر فشارهای پیرامون، معمولاً واکنشی فروخورده دارد و بهجای آنکه مسیر را فعالانه انتخاب کند، به مسیرهایی تن میدهد که دیگران پیش رویش میگذارند.
« با پیشروی داستان، این مضمون از محدودهٔ مراسم فراتر میرود و به هویت شخصیتها سرایت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین حالت، هم از نقاط قوت شخصیتپردازی است و هم از محدودیتهای آن. انفعال نانامی با مضمون تنهایی سازگار است: او چنان به تأیید دیگران نیاز دارد که گاه مرز میان پذیرفتن محبت و پذیرفتن شرایط نامطلوب را تشخیص نمیدهد. اما فیلم همیشه این آسیبپذیری را به واکنشهایی کاملاً باورپذیر تبدیل نمیکند.
در بعضی بزنگاهها، فاصلهٔ میان شدت رویداد و پاسخ کمرمق نانامی بیش از اندازه احساس میشود. این مسئله ممکن است تماشاگر را از همدلی با او دور کند، بهویژه اگر انتظار داشته باشد تجربههای دشوار شخصیت به تصمیمهایی روشنتر و کنشمندتر بینجامند. Amuro و جهانِ معاملهپذیر Amuro، با بازی Gō Ayano، حضوری دوپهلو دارد: او برای نانامی راهحلهایی فراهم میکند، اما همین توانایی در گشودن درهای تازه، اعتماد به او را نیز پیچیده میسازد.
حرفهاش بر ساماندادن موقعیتهایی بنا شده که در آن افراد نقشهایی را اجرا میکنند؛ ازاینرو خودِ او نیز در فضایی میان کمک و کنترل، صمیمیت و محاسبه قرار میگیرد. فیلم او را به یک شرور ساده یا ناجی بیچونوچرا تبدیل نمیکند، و این انتخاب با جهان اخلاقی اثر همخوان است؛ جهانی که در آن انگیزهها بهندرت کاملاً شفافاند.
« همین حالت، هم از نقاط قوت شخصیتپردازی است و هم از محدودیتهای آن. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، گسترش شبکهٔ رازها و موقعیتهای مبهم، گاهی به بهای تمرکز دراماتیک تمام میشود. شخصیتها و رویدادهای تازه، چشمانداز فیلم را غنیتر میکنند، اما ممکن است پیوند عاطفی مخاطب با تجربهٔ نانامی را کمرنگ سازند. در چنین لحظههایی، تماشاگر بهجای آنکه فقط با احساسات شخصیت همراه شود، ناچار است مدام نسبت خود را با اطلاعات و لایههای تازهٔ روایت بازبینی کند.
تصویر آرام و زمانِ کشآمده Iwai برای این داستان فضایی آرام و گاه شاعرانه میسازد. ریتم سنجیده و تأکید بر لحظههای روزمره، جهان نانامی را از بیرون به درون پیوند میدهد: سکوت و خلوت فقط ویژگیهای شخصیت نیستند، بلکه به کیفیت دیدن و شنیدن فیلم نیز راه مییابند. این آرامش به اثر فرصت میدهد تا از ملودرامِ صرف فاصله بگیرد و تنهایی را نه در قالب یک حادثهٔ ناگهانی، بلکه به شکل وضعیتی پیوسته و فرساینده ترسیم کند.
اما زمان نزدیک به سه ساعت، هزینهٔ خود را دارد. بهخصوص در آغاز، بعضی موقعیتها بیش از آنچه برای تثبیت حالوهوا لازم است امتداد مییابند. برای مخاطبی که با مکث و سکون در سینما همراه است، این کندی میتواند زمینهساز غوطهوری باشد؛ برای دیگری، ممکن است حسِ درجازدن ایجاد کند. کشآمدن روایت در همهٔ لحظات به عمق منتهی نمیشود و گاه میان تأمل و تکرار فاصلهای باریک باقی میماند.
« بااینحال، گسترش شبکهٔ رازها و موقعیتهای مبهم، گاهی به بهای تمرکز دراماتیک تمام میشود. »
جمعبندی
جمعبندی «A Bride for Rip Van Winkle» اثری تأملبرانگیز دربارهٔ انسانی است که میخواهد به جمعی تعلق داشته باشد، اما ابزارهای رسیدن به این تعلق را از دل نمایش، قرارداد و هویتهای ناپایدار پیدا میکند. قوت اصلی فیلم در پیوند دادن تنهایی نانامی با مسئلهای گستردهتر است: در جهانی که بسیاری از رابطهها صورتی نمایشی دارند، مرز میان نقش و احساس کجا قرار میگیرد؟
بازی ظریف Haru Kuroki و فضای آرام فیلم، این پرسش را ماندگار میکنند. در مقابل، روایت طولانی، انفعال گاه آزاردهندهٔ نانامی و انباشت پیچشها میتوانند تجربه را ناهموار سازند. فیلم در پایان نیز همهٔ ابهامهایش را به جمعبندیای روشن و رضایتبخش تبدیل نمیکند؛ نتیجه برای برخی تأملبرانگیز و برای برخی دیگر گیجکننده یا ناامیدکننده خواهد بود.
بااینهمه، حتی در ناتمامیهایش اثری باقی میگذارد: تصویری از آدمهایی که برای نزدیکشدن به یکدیگر نقش میسازند، بیآنکه مطمئن باشند پشت آن نقشها چه چیزی از خودشان باقی مانده است.
« بازی ظریف Haru Kuroki و فضای آرام فیلم، این پرسش را ماندگار میکنند. »



ثبت دیدگاه