نقد و بررسی
نقد A Breath of Scandal | 1960
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهٔ عشق در سایهٔ تشریفات «A Breath of Scandal» کمدی عاشقانهای است که جذابیت خود را از برخورد دو جهان میگیرد: جهان پرقیدوبند اشرافیت وین در آغاز قرن بیستم و جهان تازهنفس یک آمریکایی ثروتمند که به آداب دربار خو نگرفته است. شاهزادهخانم المپیا، پس از تبعید به ملک روستاییاش، با چارلی فاستر آشنا میشود؛ مردی که از جایگاه سلطنتی او خبر ندارد.
در سوی دیگر، خانواده و دربار برای بازگشت او برنامههایی سیاسی و زناشویی دارند. همین فاصله میان میل شخصی و تکلیف سلطنتی، موتور اصلی ماجراست. فیلم از این موقعیت برای ساختن کمدیِ سوءتفاهم، پنهانکاری و اختلاف طبقاتی بهره میبرد. راز هویت المپیا بهتنهایی ظرفیت طنز دارد، اما جذابیت بالقوهٔ آن بیش از آنکه به پیچیدگی پیرنگ وابسته باشد، به حضور بازیگران و لذت تماشای برخوردهای اجتماعی تکیه میکند.
داستان با لحنی سبک پیش میرود و از مخاطب انتظار ندارد درگیر درامی سنگین یا بازنمایی موشکافانهٔ سیاست دربار شود. با این حال، همین سبکی گاه به کممایگی تبدیل میشود: کشمکشها بیشتر برای پیش بردن موقعیتهای آشنا ساخته شدهاند تا برای آشکار کردن لایههای تازهای از شخصیتها. وین؛ پسزمینهای باشکوه برای قصهای کوچک از برجستهترین امتیازهای فیلم، فضای بصری آن است.
« در سوی دیگر، خانواده و دربار برای بازگشت او برنامههایی سیاسی و زناشویی دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کاخها، عمارتهای روستایی و جلوههای اشرافی وین، محیطی میسازند که حتی صحنههای ساده را دیدنی میکند. رنگ، لباس و دکور به جهان فیلم نوعی شکوهِ افسانهوار میدهند؛ گویی شخصیتها در تصویری از گذشته زندگی میکنند که بیش از آنکه تاریخی و ملموس باشد، برای تماشا آراسته شده است. فیلمبرداری در مکانهای واقعی وین نیز به این فضا اعتبار میبخشد و به تماشاگر امکان میدهد از راه دیدن بناها و مناظر، در بافت داستانی اثر غرق شود.
این شکوه البته دو کارکرد متضاد دارد. از یک سو، به فیلم هویت و جاذبه میبخشد؛ از سوی دیگر، گاه فاصلهٔ میان ظاهر پرخرج و محتوای کممایه را برجستهتر میکند. مناظر و لباسها وعدهٔ دنیایی پرجزئیات میدهند، اما فیلمنامه کمتر میکوشد پیچیدگی اجتماعی آن دنیا را دنبال کند. نتیجه، اثری است که بیشتر از راه جلوه و حالوهوا سرگرم میکند تا از راه غنای روایی.
سوفیا لورن؛ نیروی محرک فیلم سوفیا لورن در نقش المپیا مرکز ثقل فیلم است. حضور او به شخصیت شاهدخت سرزندگی، جسارت و بازیگوشی میبخشد؛ کیفیتهایی که با خشکی محیط سلطنتی تضاد دارند. المپیا در ظاهر گرفتار قواعدی است که دیگران برایش تعیین کردهاند، اما در رفتار و نگاهش نوعی میل به انتخاب شخصی دیده میشود.
« کاخها، عمارتهای روستایی و جلوههای اشرافی وین، محیطی میسازند که حتی صحنههای ساده را دیدنی میکند. »
شخصیتها و اجرا
لورن این دوگانگی را با ترکیبی از وقار و شوخطبعی اجرا میکند و اجازه نمیدهد نقش به تصویری صرفاً تزئینی از یک شاهزادهخانم بدل شود. جذابیت او تنها در جلوهٔ ستارهوارش خلاصه نمیشود. لورن به صحنهها انرژی میدهد، ریتم شوخیها را جان میبخشد و حتی در لحظاتی که داستان از حرکت بازمیماند، توجه را به شخصیت خود بازمیگرداند.
تماشاگر احساس میکند المپیا بهرغم محصور بودن در تشریفات، از انگیزه و ارادهای مستقل برخوردار است. این حضور نیرومند، در عین حال محدودیت فیلمنامه را هم عیان میکند: فیلم برای شخصیت او ظرفیت بیشتری فراهم میآورد، اما بهندرت آن را به کشمکشی جدی و عمیق تبدیل میکند. چارلی فاستر و ناهماهنگی عاشقانه جان گاوین در نقش چارلی، نمایندهٔ نگاه آمریکایی و بیرون از مناسبات دربار است.
شخصیت او باید نقطهٔ مقابل جهان رسمی المپیا باشد؛ مردی عملگرا که در مواجهه با قواعد و مناسبات اشرافی، از بیرون به آنها نگاه میکند. اما اجرای گاوین به اندازهٔ بازی لورن پرتحرک نیست. او اغلب خشک و کمانعطاف به نظر میرسد و در نتیجه، رابطهٔ عاشقانهٔ دو شخصیت از آن شور و کشش متقابلی که داستان نیاز دارد، برخوردار نمیشود.
« جذابیت او تنها در جلوهٔ ستارهوارش خلاصه نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ناهماهنگی بیش از آنکه حاصل تفاوت شخصیتیِ حسابشده باشد، به فاصلهٔ انرژی دو بازیگر مربوط است. لورن با تغییر لحن و حالت، صحنه را زنده میکند؛ گاوین کمتر از آن بهره میگیرد و گاه واکنشهایش چنان بیحرارتاند که ضرباهنگ شوخی را پایین میآورند. به همین دلیل، رابطهٔ محوری فیلم از نظر عاطفی قانعکنندهتر از نظر فکری نیست: ایدهٔ آن دلپذیر است، اما جاذبهٔ عاشقانهاش پیوسته و نیرومند شکل نمیگیرد.
کمدیِ دربار و محدودیتهای فیلمنامه طنز فیلم بر برخورد تشریفات رسمی با رفتارهای شخصی بنا شده است. درباریان میخواهند ظاهر نظم و وقار حفظ شود؛ المپیا در این میان حضوری سرکش و پیشبینیناپذیر دارد؛ و تهدید افشای رابطه، سایهٔ رسوایی را بر مناسبات میاندازد. این عناصر بهخودیخود ظرفیت کمدی دارند، اما فیلم اغلب به شوخیهای ساده و موقعیتهای قابل پیشبینی بسنده میکند.
پیچیدگیهای سیاسی ازدواج مصلحتی یا پیامدهای اجتماعی انتخاب المپیا بیشتر نقش زمینه دارند تا موضوعی که روایت واقعاً آن را بکاود. در نیمهٔ نخست، کنجکاوی دربارهٔ هویت پنهان و برخورد دو جهان، قصه را پیش میبرد. با گذشت زمان، تکرار الگوهای آشنا از کشش آن میکاهد و فیلمنامه دشوارتر میتواند تنش تازهای ایجاد کند.
« این ناهماهنگی بیش از آنکه حاصل تفاوت شخصیتیِ حسابشده باشد، به فاصلهٔ انرژی دو بازیگر مربوط است. »
قوتها و کاستیها
شخصیتها نیز بیش از آنکه دگرگون شوند، در همان نقشهای اولیه باقی میمانند. حاصل، کمدیای است که برای تماشای سبک و بیتکلف مناسب است، اما از عمقی که میتوانست از موقعیت سلطنتی و بحران فردی المپیا به دست آورد، فاصله میگیرد. بازیگران مکمل و کیفیت گروهی حضور بازیگران مکمل به فضای فیلم طعم و تنوع میدهد.
موریس شوالیه در نقش شاهزاده فیلیپ، با وجههٔ آشنای نمایشی خود، حالوهوای موزیکال و قدیمیتری به اثر میآورد. آنجلا لنزبری نیز در نقش کنتس لینا، وجهی از رقابت و تهدید را وارد قصه میکند و در صحنههایی که فرصت مییابد، حضوری بهیادماندنی دارد. ایزابل جینز نیز به فضای خانوادگی و درباری فیلم رنگ میبخشد.
با این همه، فیلم از توان گروه بازیگرانش بهرهٔ کامل نمیبرد. بسیاری از شخصیتهای پیرامونی بیشتر برای فراهم کردن موقعیت یا واکنشهای طنزآمیز حضور دارند تا آنکه مسیر مستقل و پُرکشش خود را پیدا کنند. همین امر باعث میشود بعضی لحظاتِ گروهی خوشطعم باشند، اما انسجام کلی شخصیتها شکل نگیرد.
« شخصیتها نیز بیش از آنکه دگرگون شوند، در همان نقشهای اولیه باقی میمانند. »
جمعبندی
بازیگران مکمل اغلب به فیلم جان میدهند، ولی نمیتوانند جای خالی پرداخت دقیقتر را پر کنند. جمعبندی «A Breath of Scandal» بیش از آنکه کمدی عاشقانهای ماندگار بهواسطهٔ قصه یا شخصیتپردازی باشد، تجربهای دیدنی و سبک است که بر شکوه بصری، فضای اشرافی و درخشش سوفیا لورن تکیه دارد. فیلم در بازنمایی برخورد شاهدختی نافرمان با قواعد دربار، ایدهای سرگرمکننده دارد و لحظاتی از شوخی و بازیگوشی میآفریند؛ اما فیلمنامه در ادامه توان حفظ کشش را از دست میدهد و رابطهٔ عاشقانه نیز بهسبب ناهماهنگی دو بازیگر اصلی، به نیرویی کاملاً باورپذیر بدل نمیشود.
ارزش تماشای فیلم در نهایت به انتظار مخاطب بستگی دارد. کسی که در پی درامی تاریخیِ پرمایه یا کمدیای تیز و پیچیده است، احتمالاً با محدودیتهای روایت روبهرو خواهد شد. اما برای تماشاگر علاقهمند به ملودرامهای رمانتیکِ آراسته، لباسهای مجلل، مناظر چشمنواز و حضور کاریزماتیک لورن، فیلم هنوز جاذبهای روشن دارد: قصهای سبک که شکوه صحنه و نیروی ستارهاش آن را از فراموشی کامل نجات میدهند.
« بازیگران مکمل اغلب به فیلم جان میدهند، ولی نمیتوانند جای خالی پرداخت دقیقتر را پر کنند. »
ثبت دیدگاه