نقد و بررسی
نقد A '90s Christmas | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای آشنا با یک پیچ زمانی «A ’90s Christmas» از نقطهای آشنا برای فیلمهای تعطیلات آغاز میشود: لوسی کلارک، وکیلی سختکوش که در شب کریسمس موفقیت حرفهایاش را در تنهایی جشن میگیرد. برخوردی مرموز او را به سال ۱۹۹۹ میبرد؛ جایی که باید تعطیلات را دوباره در کنار خانواده، دوست نزدیک و عشق دوران مدرسهاش بگذراند.
سفر به گذشته در این فیلم بیش از آنکه سازوکاری پیچیده برای بازی با زمان باشد، فرصتی روایی است تا لوسی فاصلهای را که میان خودش و دیگران افتاده بازشناسد. فیلم پرسش محوریاش را زود روشن میکند: دستاوردهای کاری چه ارزشی دارند اگر به بهای کنار گذاشتن پیوندهای انسانی به دست آمده باشند؟
پاسخ نیز در همان قلمرو آشنای ملودرامهای کریسمسی باقی میماند. بااینحال، آشنایی فرمول لزوماً مانع تأثیرگذاری نیست؛ گاهی قصهای ساده، اگر بر فقدان، حسرت و میل به جبران تکیه کند، میتواند از مسیرهای پیشبینیپذیرش هم به عاطفه برسد. زمان؛ وسیلهای برای بازنگری، نه معما بازگشت لوسی به ۱۹۹۹ فیلم را از یک عاشقانهٔ تعطیلاتی معمولی جدا میکند، اما «سفر در زمان» در اینجا بیشتر کارکردی احساسی دارد تا علمی یا معمایی.
گذشته صحنهای است که قهرمان میتواند در آن بار دیگر به انتخابها و رابطههایی نگاه کند که بعدها از دسترسش دور شدهاند. فیلم چندان علاقهای ندارد دربارهٔ قواعد سفر زمانی یا پیامدهای منطقی تغییر آینده مکث کند؛ اولویت آن با آن چیزی است که لوسی در بازگشت میفهمد، نه چگونگی دقیق وقوع بازگشت.
« پاسخ نیز در همان قلمرو آشنای ملودرامهای کریسمسی باقی میماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب برای مخاطبی که به دنبال قصهای سبک و عاطفی است، مناسب به نظر میرسد. اما کسانی که از ایدهٔ سفر در زمان انتظار سازگاری روایی و کاوشی جدیتر دارند، ممکن است احساس کنند فیلم از ظرفیت فرض مرکزیاش کمتر از حد ممکن بهره میبرد. گذشته در اینجا بیشتر آینهای برای شخصیت است تا جهانی مستقل با قواعد و پیامدهای خودش.
تنهاییِ بزرگسالی و زخمهای خانوادگی قلب اثر نه رمزوراز سفر زمانی، بلکه رابطهٔ لوسی با نزدیکانش است. بازگشت به خانه، او را روبهروی مادر، خواهر و دوستش قرار میدهد؛ آدمهایی که خاطرات مشترکشان فقط شیرین و نوستالژیک نیست و ردّ فاصلهها و سوءتفاهمها را هم در خود دارد. حضور دوباره در همان جمع خانوادگی، لوسی را وادار میکند میان تصویری که از گذشته ساخته و آنچه واقعاً در روابطش رخ داده تمایز بگذارد.
بهویژه خاطرهٔ فقدان پدر به روایت وزن عاطفی میدهد. کریسمس در فیلم تنها زمینهای برای تزئینات و قرارهای عاشقانه نیست؛ زمانی است که نبودن یک عضو خانواده میتواند همهچیز را پررنگتر کند. در چنین لحظههایی، فیلم از شیرینی قراردادی ژانر فاصله میگیرد و به حسرتی صادقانهتر نزدیک میشود.
عاطفهاش گاهی مستقیم و حتی قابل پیشبینی است، اما همین صراحت برای مخاطبی که با داستانهای خانوادگی ارتباط میگیرد، میتواند اثرگذار باشد. شخصیتپردازی میان جاهطلبی و صمیمیت لوسی در آغاز، زنی است که موفقیت حرفهای را به نشانهای روشن از پیشرفت تبدیل کرده، اما تنهایی شب کریسمس نشان میدهد این تصویر تمام حقیقت زندگی او نیست.
« این انتخاب برای مخاطبی که به دنبال قصهای سبک و عاطفی است، مناسب به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میکوشد جاهطلبی را محکوم نکند؛ مسئله، خودِ کار و موفقیت نیست، بلکه بهایی است که شخصیت برای حفظ فاصله از دیگران پرداخته است. این تمایز به قصه کمک میکند از پیام سادهٔ «کار نکن، عاشق شو» فاصله بگیرد، هرچند در نهایت راهحلهایش همچنان در منطق رمانتیک و خوشبینانهٔ فیلمهای تعطیلاتی جای میگیرند.
رابطهٔ لوسی با مت، عشق دوران دبیرستان، مسیر آشنای بازشناسی و احتمال دوبارهٔ نزدیکی را دنبال میکند. این خط داستانی گاهی در سایهٔ رابطههای خانوادگی قرار میگیرد؛ اتفاقی که به سود فیلم است، زیرا احساس تنهایی لوسی را نمیتوان فقط با یافتن شریک عاطفی توضیح داد. بااینهمه، فرصت محدود فیلم باعث میشود برخی تغییرهای عاطفی سریعتر از آنچه شخصیتپردازی اقتضا میکند رخ دهند.
تحول لوسی قابل فهم است، اما همیشه به اندازهٔ کافی زمان نمیگیرد تا بهطور کامل درونی شود. بازیها و فاصلهٔ میان سن و نقش بازی Eva Bourne در نقش لوسی، بخش مهمی از پیوند عاطفی فیلم با تماشاگر را حفظ میکند. او میتواند خستگی و انزوای شخصیت را بدون سنگینکردن بیش از حد لحن نشان دهد و در موقعیتهای خانوادگی، وجه نرمتر لوسی را آشکار کند.
Chandler Massey نیز در نقش مت حضوری دلپذیر و متناسب با فضای رمانتیک اثر دارد؛ رابطهٔ این دو بیش از آنکه بر پیچیدگیهای روانشناختی بنا شود، به گرمای آشنای یک عاشقانهٔ تعطیلاتی متکی است. اما بخشهایی که شخصیتهای بزرگسال در نقش نسخههای نوجوان خود ظاهر میشوند، از باورپذیری فیلم میکاهند.
« رابطهٔ لوسی با مت، عشق دوران دبیرستان، مسیر آشنای بازشناسی و احتمال دوبارهٔ نزدیکی را دنبال میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تمهیدهایی چون تغییر مدل مو یا عینک بهتنهایی نمیتوانند فاصلهٔ سنی را پنهان کنند، و تضاد میان ظاهر بازیگران و سنِ شخصیتها گاه توجه را از موقعیت داستانی میرباید. این مشکل بهخصوص زمانی محسوس است که فیلم از تماشاگر میخواهد لحظههای نوجوانی را بیدرنگ جدی بگیرد. در نتیجه، برخی صحنهها بهجای آنکه خاطرهانگیز باشند، ناخواسته حالتی نمایشی و تصنعی پیدا میکنند.
نوستالژی دههٔ نود؛ اشاره بهجای بازسازی فیلم از نشانههای فرهنگی دههٔ نود برای ایجاد حالوهوایی سرگرمکننده بهره میگیرد: پوسترهای ساختگی با نامهایی بازیگوشانه، ارجاعهای موسیقایی و شوخیهایی با فرهنگ عامهٔ آن دوره. این اشارهها در لحظههایی جواب میدهند و به فیلم رنگی سبک و خودآگاه میبخشند.
پوستر «She’s All There» نمونهای از همین شوخیهای تصویری است؛ ارجاعی که هم آشناست و هم با تغییر نام، لحنی بازیگوش پیدا میکند. استفاده از موسیقی مرتبط با آن دوره نیز میتواند خاطره و فضا را مؤثرتر از دیالوگهای توضیحی زنده کند. بااینحال، مجموعهٔ این نشانهها به بازسازی منسجم یک دوره تبدیل نمیشود.
گاهی فیلم بهجای ساختن جهان دههٔ نود از دل لباس، طراحی صحنه، رفتار و جزئیات روزمره، به یادآوری چند نماد شناختهشده بسنده میکند. در نتیجه، گذشته بیشتر شبیه نسخهای تزئینی و گزینشی از ۱۹۹۹ است تا تصویری ملموس از آن. شوخیِ مربوط به «لوبستر» سریال «Friends» نیز از جمله ارجاعهایی است که بهجای آنکه طبیعی در گفتوگو جا بگیرد، آشکارا برای گرفتن خنده وارد صحنه شده است.
« این مشکل بهخصوص زمانی محسوس است که فیلم از تماشاگر میخواهد لحظههای نوجوانی را بیدرنگ جدی بگیرد. »
قوتها و کاستیها
لحن هالمارکی و حدود بلندپروازی «A ’90s Christmas» بهروشنی به سنت فیلمهای کریسمسی هالمارک تعلق دارد: قصهای خوشقلب، تعارضهایی قابلحل، فضای گرم و تأکیدی بر اهمیت عشق و خانواده. این وابستگی به فرمول، برای مخاطب علاقهمند به ژانر نقطهٔ قوت است؛ فیلم از همان ابتدا وعدهٔ تجربهای آرام و تسکینبخش میدهد و از تماشاگر نمیخواهد با تلخی یا ابهام طولانی دستوپنجه نرم کند.
در عوض، قرار است او را به خانهای آشنا، میان خاطرهها و رابطههایی ناتمام ببرد. در عین حال، فیلم میتوانست از فرصت سفر زمانی برای واکاوی دقیقتری دربارهٔ حسرت و انتخاب استفاده کند. برخی ایدههای جذاب—از معنای بازگشت به گذشته تا فاصلهٔ میان آنچه لوسی اکنون میداند و آنچه اطرافیانش تجربه میکنند—بیش از آنکه بسط یابند، به نیروی محرک صحنههای بعدی تبدیل میشوند.
اثر نه قصد دارد قواعد ژانر را دگرگون کند و نه از محدودیتهایش چندان فراتر میرود؛ موفقیتش بیشتر به تواناییاش در ایجاد لحظههای صمیمی و دلنشین وابسته است. جمعبندی «A ’90s Christmas» فیلمی است گرم و عاطفی که از سفر در زمان برای بازگرداندن قهرمانش به رابطههایی استفاده میکند که در زندگی بزرگسالی از آنها فاصله گرفته است.
محور خانوادگی و اندوه نهفته در پسِ تعطیلات، به قصه عمقی میبخشد که فراتر از یک عاشقانهٔ ساده میرود و توضیح میدهد چرا ممکن است فیلم، با وجود محدودیتهایش، تماشاگر را غافلگیرانه متأثر کند. ضعفهای آن نیز روشناند: بازیگران بزرگسال در نقش نوجوانها قانعکننده نیستند، جهان دههٔ نود بیشتر با چند ارجاع ساخته میشود تا بازسازی دقیق، و بعضی شوخیها بیش از اندازه بر اشارهٔ مستقیم تکیه دارند.
« در عوض، قرار است او را به خانهای آشنا، میان خاطرهها و رابطههایی ناتمام ببرد. »
جمعبندی
بااینهمه، فیلم در هدف اصلی خود—ساختن قصهای کریسمسی دربارهٔ پیوند، فقدان و فرصت دوباره—تا حد زیادی موفق است. نه اثری پیچیده یا بینقص، بلکه انتخابی دلنشین برای مخاطبی است که از فیلمهای تعطیلاتی، گرما و اندکی اشک میخواهد.
« بااینهمه، فیلم در هدف اصلی خود—ساختن قصهای کریسمسی دربارهٔ پیوند، فقدان و فرصت دوباره—تا حد زیادی موفق است. »



ثبت دیدگاه