نقد و بررسی
نقد تصورش هم نمیشه کرد (Impossible to Imagine) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان میراث و امکان فیلم «Impossible to Imagine» ساختهٔ Felicity Tillack، درام عاشقانهای آرام است که مسئلهٔ رابطه را از دل پرسشی گستردهتر بیرون میکشد: چگونه میتوان به آینده قدم گذاشت، بیآنکه گذشته را یکسره پشت سر گذاشت؟ در مرکز داستان، آمی قرار دارد؛ زنی سنتی در کیوتو که کسبوکار خانوادگی کیمونویش با دشواری مالی روبهروست.
ورود هایاتو، مشاور کسبوکار دورگه و بلندپرواز، امکان تازهای برای نجات فروشگاه پیش میگذارد؛ اما پیشنهادهای او فقط به شیوهٔ ادارهٔ یک مغازه مربوط نیست. آنها آمی را با انتخاب میان حفظ آشناییهای دیرینه و پذیرفتن دگرگونی روبهرو میکنند. فیلم این تعارض را بهانهای برای جدال سادهٔ «قدیم» و «جدید» نمیسازد.
سنت در جهان آمی صرفاً مجموعهای از عادتها نیست؛ پیوندی است با خانواده، محله و خاطره. در سوی دیگر، نوگرایی نیز تنها راهی برای افزایش فروش به شمار نمیرود؛ نوعی پاسخ به جهانی است که بیوقفه تغییر میکند. کشاکش اصلی از همینجا شکل میگیرد: آیا میتوان چیزی را حفظ کرد، بیآنکه آن را از حرکت بازداشت؟
« در مرکز داستان، آمی قرار دارد؛ زنی سنتی در کیوتو که کسبوکار خانوادگی کیمونویش با دشواری مالی روبهروست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
داستانی کوچک با دغدغهای بزرگ روایت بر موقعیتی روزمره و ملموس بنا شده است: کسبوکاری که دیگر با روشهای گذشته نمیتواند دوام بیاورد و زنی که برای ادامهدادنش ناگزیر است به تغییر فکر کند. آشنایی آمی و هایاتو، هم راهی برای پیشبرد داستان است و هم بستری برای مواجههٔ دو نگاه متفاوت به آینده.
یکی به ارزش آنچه در خطر ازدسترفتن است وفادار مانده و دیگری گمان میکند تغییر، شرط زندهماندن است. فیلم از طرح داستانی پیچیده یا حوادث پیاپی بهره نمیگیرد. بیشتر به مکثها، گفتوگوها و تأثیر تدریجی حضور دو شخصیت بر یکدیگر تکیه دارد. همین انتخاب، به روایت فرصت میدهد تضادهایش را بیشتاب بگستراند؛ بااینحال، گاه نیز از نیروی پیشبرندهٔ آن میکاهد.
بعضی موقعیتها پیش از آنکه عمق بیشتری پیدا کنند، در همان سطح نخست باقی میمانند و کشمکش تجاری و عاطفی به یک اندازه از پرداخت کامل بهره نمیبرند. عشق در سایهٔ تفاوت رابطهٔ آمی و هایاتو قرار نیست تنها با جذابیت دو شخصیت یا شیرینی آشناییشان پیش برود. جاذبهٔ میان آنها از تفاوت دیدگاههایشان نیرو میگیرد: هایاتو به امکانهایی میاندیشد که آمی از آنها فاصله دارد، درحالیکه پافشاری آمی بر گذشته برای او یادآور محدودیتهایی است که باید از آنها عبور کرد.
« آشنایی آمی و هایاتو، هم راهی برای پیشبرد داستان است و هم بستری برای مواجههٔ دو نگاه متفاوت به آینده. »
شخصیتها و اجرا
این تفاوت، پرسش عاشقانهٔ فیلم را از «آیا یکدیگر را دوست دارند؟» به این پرسش نزدیک میکند که «برای نزدیکشدن، چه چیزی را حاضرند تغییر دهند؟» بازیهای اصلی طبیعی و بیتکلفاند. Yukiko Ito به آمی آرامشی میبخشد که در پس آن، نگرانی و دلبستگی به جهان آشنایش احساس میشود؛ William Yagi نیز هایاتو را با انرژی و صراحتی متناسب با نقش همراه میکند.
میان آن دو نوعی صمیمیت شکل میگیرد، اما شدت عاطفی رابطه همیشه به اندازهای نیست که مخاطب را کاملاً درگیر کند. در برخی لحظهها، پیوندشان بیشتر به همدلی و همراهی دوستانه میماند تا عشقی که از دل آن همه تفاوت ناگزیر سر برآورده باشد. این کاستی، از باورپذیری موقعیت نمیکاهد، اما از اثرگذاری عاشقانهٔ آن میکاهد.
کیوتو، بیش از یک پسزمینه یکی از امتیازهای برجستهٔ فیلم، توجهش به کیوتو بهعنوان فضایی زیسته است، نه صرفاً تصویری تماشایی برای قابهای زیبا. کوچهها، حیاطها و گوشههای محله به داستان حس مکان میدهند و جهان آمی را از منظرهای کلیشهای از ژاپن متمایز میکنند. این انتخاب با مضمون اثر نیز تناسب دارد: محله و فروشگاه بخشی از هویت شخصیتها هستند و خطر زوال کسبوکار، در عین حال، خطر گسستن پیوند با جامعه و خاطره را به ذهن میآورد.
« میان آن دو نوعی صمیمیت شکل میگیرد، اما شدت عاطفی رابطه همیشه به اندازهای نیست که مخاطب را کاملاً درگیر کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در عین آرامش بصری، تضاد میان زمانهای متفاوت را نیز در فضا مینشاند. ریتم زندگی روزمره، آداب و فضای فروشگاه در برابر شتاب گردشگری و فشارهای اقتصادی قرار میگیرد. این تقابل همیشه به درامی پرتنش بدل نمیشود، اما به اثر بافتی ملموس میبخشد و کمک میکند مسئلهٔ تغییر از دل محیط شخصیتها برآید، نه فقط از گفتوگوهای توضیحی.
ریتم آرام و بهای مکث ساختار آرام فیلم با زندگی محتاطانهٔ آمی و تأمل آن دربارهٔ گذر زمان هماهنگ است. روایت فرصت میدهد جزئیات محیط و تغییرات تدریجی رابطه دیده شوند؛ ازاینرو، «Impossible to Imagine» برای مخاطبی که از درامهای کمهیاهو و شخصیتمحور لذت میبرد، تجربهای دلنشین فراهم میکند.
موسیقی متن نیز به این حالوهوا یاری میرساند و بیآنکه پیوسته احساسات را به مخاطب تحمیل کند، به صمیمیت و لطافت فضا میافزاید. اما همین ریتم برای همه کارآمد نیست. فیلم گاه میان لحظات تأمل و پیشروی داستان تعادل محکمی برقرار نمیکند. وقتی تعارضها برای مدتی طولانی در سطحی آرام باقی میمانند، ممکن است کشش روایت کاهش یابد؛ بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار دارند تصمیمهای دشوار شخصیتها پیامدهای دراماتیک روشنتری پیدا کنند.
« فیلم در عین آرامش بصری، تضاد میان زمانهای متفاوت را نیز در فضا مینشاند. »
قوتها و کاستیها
کمحادثهبودن بهخودیخود ضعف نیست، اما سکون زمانی مسئلهساز میشود که مکثها به کشف تازهای دربارهٔ شخصیتها یا رابطهشان نینجامند. شخصیتهای فرعی و جهان ناتمام جهان فیلم نشانههایی از زندگی فراتر از رابطهٔ مرکزی دارد: خانواده، محله و کسانی که با آیندهٔ فروشگاه یا هویت آمی پیوند دارند.
این عناصر میتوانند تضاد میان فرد و جامعه را پررنگ کنند، اما برخی از شخصیتهای فرعی و خطوط روایی فرصت کافی برای گسترش نمییابند. در نتیجه، بعضی از آنها بیشتر در خدمت توضیح موقعیت اصلیاند تا اینکه بهعنوان حضورهایی مستقل و چندوجهی در ذهن بمانند. بااینحال، نقش پدر آمی اهمیت ویژهای دارد.
حضور او به مسئلهٔ سنت بُعدی خانوادگی میبخشد و نشان میدهد تغییر فقط تصمیمی اقتصادی یا سلیقهای نیست؛ با خاطره و رابطههای نزدیک نیز گره خورده است. فیلم در پرداخت این بُعد ظرفیت عاطفی قابلتوجهی دارد، هرچند میتوانست برای برخی پیوندهای خانوادگی و اجتماعی زمان بیشتری کنار بگذارد تا تأثیر آنها بر انتخابهای آمی کاملتر احساس شود.
« بااینحال، نقش پدر آمی اهمیت ویژهای دارد. »
جمعبندی
جمعبندی «Impossible to Imagine» اثری لطیف و تأملگراست که داستان عاشقانهاش را با پرسشهایی دربارهٔ هویت، میراث و ضرورت تغییر پیوند میزند. جذابیت اصلی فیلم در ظرافت فضاسازی کیوتو، بازیهای طبیعی و نگاه همدلانهاش به دو شخصیت است که هیچکدام بهسادگی نمایندهٔ پاسخ درست نیستند. آمی حق دارد از آنچه برایش ارزشمند است محافظت کند و هایاتو نیز میکوشد راهی برای ادامهٔ حیات کسبوکار پیدا کند؛ تنش میان این دو، هستهٔ انسانی و قابلتأمل اثر را میسازد.
در مقابل، کندی روایت، شیمی عاطفی نهچندان نیرومند زوج اصلی و کمپرداختماندن شماری از شخصیتهای فرعی، مانع از آن میشود که فیلم به اثری کاملاً ماندگار بدل شود. بااینهمه، آرامش و نرمی آن بخشی از هویت اثر است، نه صرفاً کاستی. این فیلم بیش از آنکه بخواهد پاسخی قطعی عرضه کند، تماشاگر را به اندیشیدن دربارهٔ امکانِ سازگاری دعوت میکند: آیا برای دوستداشتن دیگری باید همانند او شد، یا میتوان تفاوت را پذیرفت و درعینحال راهی مشترک یافت؟
« بااینهمه، آرامش و نرمی آن بخشی از هویت اثر است، نه صرفاً کاستی. »
ثبت دیدگاه